نگاهي به جنجال جنگلتراشي براي توسعه شهرك صنعتي رشت
جنگلتراشي محدودهاي از حاشيه شهرك صنعتي رشت براي توسعه آن كه طي هفته گذشته انجام گرفت، واكنش و اعتراض گروههاي طرفداران محيط زيست و علاقهمندان طبيعت را در استان گيلان برانگيخت.
بهاعتقاد برخي از مسوولان استاني، طبق مصوبه هيات دولت، شهرك صنعتي موجود در رشت بايد توسعه پيدا كند و شهرك صنعتي ديگري ايجاد شود و قطع محدودهاي از اين درختان اجتناب ناپذير است.
به گزارش خبرنگار ايرنا، برخي از تشكلهاي غي دولتي و گروههاي طرفدار محيط زيست، منابع طبيعي و توسعه پايدار در گيلان روز سهشنبه در تماس با ايرنا مركز رشت ضمن دعوت از خبرنگار و عكاس به محل اين منطقه، قطع درختان در محدوده شهر صنعتي رشت را غيرقابلتوجيه توصيف و اعتراض خود را نسبت به آن اعلام كردند.
رييس شبكه سبز استان گيلان به همراه يك گروه كارشناسي ضمن حضور در محل جنگلتراشي در حاشيه شهر صنعتي رشت در گفت و گو با خبرنگار اعزامي ايرنا آن را يك فاجعه توصيف كرد و نسبت به قطع يكسره درختان اين جنگل اعتراض كرد.
"محمد احمدپور" خاطرنشان كرد: اين جنگل نزديكترين جنگل به شهر رشت و بخش سنگر و تنها جنگل انبوه باقيمانده در اين منطقه است كه بخشي از درختان آن به منظور احداث كارخانه پتروشيمي قطع شده است.
وي اين كار را غيرمنطقي و غيراصولي و به ضرر توسعه پايدار در استان گيلان و كشور برشمرد.
احمدپور افزود: هر نوع صنعتي ميتواند وارد استان گيلان شود و گروههاي طرفدار محيط زيست با صنعت مخالف نيستند ولي معقتدند كه بايد قبل از احداث هر واحدي، ارزيابي زيست محيطي و كارشناسي انجام گيرد.
وي مدعي شد: صدها درخت در اين محدوده جنگل تراشي شدهاست و اين در حالي است كه براي هر اصله درخت ۲۵۰هزار دلار در جهان ارزشگذاري شدهاست.
وي تصريح كرد: ارزش اين درختان قطع شده چندين برابر قيمت تمام شده كارخانه پتروشيمي است و ارزش آن با هيچ واحد توليدي قابل مقايسه نيست.
احمدپور گفت: اين منطقه به عنوان منطقه گردشگري استان گيلان در نظر گرفته شده است و احداث اولين منطقه ميراث روستايي در همين منطقه در حال احداث است.
وي افزود: در صورت نابودي جنگل و احداث كارخانههايي نظير پتروشيمي در اين منطقه حق مردم ايران كه به اين منطقه گردشگري سفر ميكنند از آنان سلب ميشود.
شبكه سبز استان گيلان از سال ۱۳۸۱به عنوان يك تشكل غير دولتي فعاليت خود را در استان گيلان شروع كرده و ۳۸تشكل زير مجموعهاين شبكه قرار دارد كه در زمينه مسائل زيست محيطي و منابع طبيعي فعاليت ميكند.
همچنين يك عضو نظام مهندسي كشاورزي استان گيلان نيز در اين گفت و گو با خبرنگار ايرنا بشدت به جنگلتراشي در اين منطقه اعتراض كرد و گفت:
عمده درختان اين جنگل انبوه كه در ۱۳كيلومتري شهر رشت واقع شده، انجيلي، ممرز و بلوط است.
"اسماعيل آرمون" متذكر شد: طبق قانون براي قطع درختان جنگلي نياز به نشانهگذاري است كه در مورد اين درختان هيچ گونه آثار نشانهگذاري ديده نميشود.
وي استان گيلان را داراي اقليم متنوع ذكر كرد و حومه رشت را براي احداث كارخانههاي آلاينده مانند پتروشيمي مناسب ندانست.
وي معتقد است: صنعت پتروشيمي براي استان گيلان لازم است ولي براي ساخت آن قبل از كارشناسي نياز به قرباني كردن جنگل نيست.
يك مقام مسوول نيز در اينباره گفت: عمليات قطع درختان جنگل شهر صنعتي رشت از هفته گذشته متوقف شده است.
وي كه از بيان نامش خودداري كرد، قطع درختان جنگل محدوده شهر صنعتي رشت را بدون مجوز دانست و افزود: ۱۲۰هكتار جنگل در اين محدوده وجود دارد كه چهار تا پنج هكتار آن پاكتراشي شده است.
برخي اطلاعات حاكي است كه در هفته گذشته از ادامه قطع درختان جنگل شهر صنعتي رشت توسط منابع طبيعي استان گيلان جلوگيري به عمل آمدهاست و دو مسوول در اين خصوص از كار بركنار شدهاند اما مسوولان اداره كل منابع طبيعي استان گيلان از هر گونه اظهار نظري در اينباره خودداري كرده و آن را به بعد موكول كردند.
مديرعامل شهرصنعتي رشت دراينباره به خبرنگار ايرنا اظهار داشت: شهر صنعتي رشت در سال ۱۳۵۳به ثبت رسيدهاست و طبق دستور مقامات آن زمان دو هزار و ۲۸۸هكتار از اراضي منطقه بهدان رشت در سال ۵۴به شهر صنعتي رشت واگذار شده است.
"ميرشمسالدين مهدوي سعيدي" افزود: يك هزار هكتار از اين جنگل قبل از انقلاب جنگلتراشي و ۵۲۰هكتار آن آماده تحويل به صنايع مستقر در آن شد.
وي خاطرنشان كرد: بعد از انقلاب نيز با تكميل و اشغال ۲۷۲هكتار از اين اراضي جنگلي براي توسعه شهر صنعتي رشت موافقت شد كه اخيرا طبق موافقت وزير جهاد كشاورزي و مصوبه هيات دولت در سفر استاني با اختصاص ۱۲۰هكتار از اين اراضي براي استقرار صنايع موافقت شده است.
مهدوي سعيدي با اشاره به اينكه براي قطع درختان اين محدوده پروانه صادر شدهاست گفت: منابع طبيعي براي بخشي از درختان اين اراضي پروانه قطع صادر كرد و بخشي نيز در شرف صدور است.
وي قطع بدون مجوز درختان را رد كرد و اظهار داشت: درختان قطع شده از پاجوش درختاني بودند كه قبلا پاك تراشي شده و بدون استفاده مانده و دو باره سبز شدهاند.
به گزارش ايرنا، اين موضوع اكنون با اظهار نظر برخي از مسوولان محلي توسط برخي رسانههاي داخلي استان گيلان بازتاب داده شده است.
روزنامه خزر چاپ گيلان در تيتري درشت با عنوان " خدا حافظ جنگل سروان" آورده است: قطع درختان اين منطقه كه به منظور ايجاد يك شهرك صنعتي جديد انجام شد، اكنون به چالشي در اين استان تبديل شده به نحوي كه مخالفت با چنين اقدامي موجب عزل دو تن از مسوولان شد.
در بخشي از اين مطلب به نقل از نماينده مردم لاهيجان آورده است: از بركناري دو مسوول مخالف تخريب جنگل رشت از وزراي ذيربط سوال و تذكر خواهيم داد.
ايرج نديمي در اين مصاحبه افزوده است: متاسفانه در انتخاب گزينه محل ساخت مجتمع پتروشيمي، برخي از مقامات استان اصرار ميكنند كه حتما اين مجتمع در رشت و خصوصا در شهرك صنعتي باشد حتي اگر ازبينرفتن بخش عمدهاي از جنگل را سبب شود.
وي با بيان اينكه ترديدي براي ساخت مجتمع پتروشيمي وجود ندارد تصريح كرد: اما زمينهاي آزاد زيادي در اختيار داريم و نيازي به قطع درختان جنگلي نبود.
نديمي در بخشي ديگر از اين مصاحبه تاكيد كرده است: اصرار اين كه اين كار حتما در شهر صنعتي رشت صورت گيرد و محدوده وسيعي از جنگلهاي آن از بين برود واقعا شگفتانگيز و كمي هم تاسف برانگيز است.
همچنين در اين مطلب به نقل از صادقزاده نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي آورده است: با توسعه شهرك صنعتي رشت و قطع اين منطقه جنگلي موافق است اما بايد بدون عزل مديركل منابع طبيعي اين كار انجام ميشد.
وي در اين مطلب با اشاره به بركناري دو مسوول مخالف قطع جنگل تاكيد كرده است:اين مسايل داخلي وزارت جهاد كشاورزي است و شايد بهتر بود با تعامل و با دستور وزير اين طرح اجرا ميشد و هم آقايان عزل نميشدند.
همچنين در ادامه مطلب روزنامه خزر چاپ گيلان به نقل از هادي حقشناس رييس مجمع نمايندگان گيلان آورده شده: مساحت اراضي استان بيش از يك ميليون هكتار بوده كه از اين مقدار ۴۰۰هزار هكتار قابل كشت است.
وي با اعلام اينكه مساحت ۱۶شهرك صنعتي گيلان به دو هزار هكتار نميرسد، تاكيد كرد: بايد در راستاي توسعه صنعتي استان با تعامل و نگرشي منطقي حركت كرد.
حقشناس نيز با تاكيد بر رشد صنعت در استان گيلان، اختصاص يك درصد از اراضي گيلان به توسعه صنعتي را خواستار شد.
استان گيلان داراي ۵۶۵هزار هكتار جنگل است كه از اين ميزان ۱۴۸هزار هكتار در ارتفاعات سخت گذر از تجاوز انسان مصون مانده و بقيه مخروبه نيمه مخروبه است.
سطح جنگلهاي گيلان طي دهههاي اخير از ۱/۵ميليون هكتار به ميزان كنوني كاهش يافته است.
رئيس سازمان جنگلها ، مراتع وآبخيزداري كشور درحضور جمعي ازمديران اين سازمان اعلام كرد: درجلسه اي كه چهارشنبه شب مورخ 9/3/86 باحضور جناب آقاي مهندس اسكندري ، وزيرمحترم جهادكشاورزي درمحل وزارتخانه تشكيل شد، موضوع واگذاري 120 هكتار ازجنگل هاي گيلان جهت اختصاص به شهرصنعتي رشت مورد بررسي قرارگرفت كه بادستورقاطع وزيرمحترم جهادكشاورزي واگذاري 120 هكتار جنگل لاكان رشت منتفي شد0
مهندس خداكرم جلالي معاون وزيرورئيس سازمان جنگلها ، مراتع وآبخيزداري كشوردرخصوص روند شكل گيري واگذاري قطعه 120 هكتاري اظهارداشت:
براساس ماده 26 دستورالعمل ضوابط واگذاري اراضي منابع ملي و دولتي براي مصارف غيركشاورزي، واگذاري اراضي درقالب قرارداد اجاره درمساحتهاي بيش ازسه هكتار دراستانهاي شمالي پس ازتصويب دركميسيون طرحهاي غيركشاورزي استان (موضوع ماده 21 دستورالعمل فوق الذكر) بايد به تائيد وزيرمحترم جهادكشاورزي يامقام مجاز ازسوي ايشان برسد . متأسفانه كميسيون مذكور دراستان بدون اخذ گواهي بلامعارض بودن عرصه مورد نظرازمنابع طبيعي و بدون توجه به جنگل بودن عرصه وممنوعيت قانوني ، باقلمداد نمودن عرصه جنگل به عنوان زمين ، واگذاري آن به شهر صنعتي راتصويب مي نمايند0 وجهت تائيد وزيرمحترم جهادكشاورزي بصورت دستي به دفتر ايشان مي آورند، آقاي وزيرباتوجه به امضاء كليه اعضاء كميسيون و بافرض بررسيهاي كارشناسي وسوابق امر توسط اعضا ء كميسيون ، مصوبه كميسيون راتائيد مي نمايند كه دراين تائيديه هيچگونه مجوزي براي قطع درختان صادرنشده است كه باتوجه به گزارشهائي كه متعاقباٌ خدمت ايشان ارائه شد به محض اطلاع ازجنگل بودن عرصه ، مخالفت شديد خودرا با واگذاري اين عرصه اعلام نمودند و درسوابق اينگونه موضوعات نيز نظر وزيرمحترم جهادكشاورزي كاملاٌ شفاف وهمواره مدافع جنگل ومخالف هرگونه اقدام غيرقانوني درعرصه منابع طبيعي بوده اند0 كه بعنوان نمونه تلاش ايشان درجهت لغو واگذاري جنگلهاي دست كاشت وطبيعي به شركت آزادراه تهران – شمال وساير تقاضاهاي واگذاري ازعرصه جنگل وهمچنين حمايت ايشان ازطرحهاي منابع طبيعي وآبخيزداري كشور قابل تحسين مي باشد0 ودرطول دوره خدمتي ايشان درسازمان جنگلها، مراتع وآبخيزداري كشورهيچگونه موردي مبني بر واگذاري جنگلهاي طبيعي ودست كاشت صورت نپذيرفته است0
رئيس سازمان جنگلها، مراتع وآبخيزداري كشورباتوجه به منتفي شدن واگذاري 120 هكتارعرصه مذكور براي توسعه شهر صنعتي رشت درخصوص نحوه تامين اراضي موردنياز صنعت دراستان گيلان اظهار داشتند: اين سازمان باشناسائي و استعداديابي اراضي بلامعارض وقابل واگذاري نيازصنايع رادراستان تامين مي نمايد0 ومعاونت مناطق مرطوب ونيمه مرطوب سازمان رامسئول پيگيري اين موضوع نموده است تا با همكاري مسئولين استان نيازهاي توسعه صنعت راتامين نمايند0
وي درپاسخ به سوال يكي ازمديران درخصوص عزل دونفر ازمديران سازمان اظهار داشتند:
باتوجه به جانبازي و سوابق درخشان خدمتي جناب آقاي مهندس جمشيدي معاون حفاظت واموراراضي واينكه اقدام ايشان درراستاي انجام وظيفه قانوني صورت گرفته وتنها مراحل تشريفات اداري رعايت نشده ، وبا احراز اينكه هيچگونه قصد مقابله و تمرّدي دراقدام ايشان نبوده باتجديد نظر وزيرمحترم موضوع منتفي شد0 ودرخصوص مديركل استان گيلان باتوجه به اينكه در شكل گيري مصوبه كميسيون ماده 21 ، نقش آن اداره كل به خوبي ايفا نشده و قاطعانه ازجنگلي بودن عرصه دفاع نكرده اند مقررشد بررسيهاي لازم بعمل آمده وتصميم مقتضي صورت پذيرد0
وي درخصوص عزل مديركل حفاظت وحمايت سازمان كه در رسانه ها آمده اظهار داشتند موضوع عزل ايشان ازجانب وزيرمحترم ابلاغ نشده وكاملاٌ كذب مي باشد0وآنچه كه باعث اين شايعه شده ، تذكري بيش نبوده است0
وي درمورد پيشگيري ازوقوع اينگونه حوادث ، تاكيد نمودند كه مديران منابع طبيعي بايد قاطعانه مواضعشان رادركميسيونها وموارد لازم اعلام نمايند0 قطعاٌ همه مسئولان كشور و وزارتخانه ازاقدامات قانوني آنهاحمايت مي نمايند0 زيرا مسئوليت سنگين و امانتداري منابع طبيعي كشور امرمهمي است كه نبايد درآن كوچكترين مسامحه اي صورت پذيرد0
اميداست مسئولان استاني نيز منافع مقطعي و موردي استان را نسبت به سرمايه هاي عظيم و بي بديل جنگلها ترجيح ندهند ومسئولان منابع طبيعي را در راستاي وظايف قانونيشان حمايت نمايند0
اما نه گلي كه هنوز نرسته است
| |
| مطالب مرتبط | |
| ميراث طبيعي و رسالت ما درناها ديگر نميآيند! واگذاري ميراث طبيعي انتقاد كارشناسان از واگذاري ميراث طبيعي واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي |
برگرفته ازهمشهري
مديركل محيط زيست كرمان درگفتوگوباايسنا:
مديركل محيط زيست كرمان گفت: برخورد يك خودرو در محور راور به مشهد با يك قلاده از پلنگهاي منطقه دربند راور، منجر به كشته شدن اين حيوان نادر شد.
دكتر درخشاني در گفتوگو با خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: اين حيوان نر بوده و جفت وي نيز در منطقه ديده شده است.
وي تصريح كرد: منطقه دربند يكي از بهترين زيستگاههاي منحصر به فرد شهرستان راور با وسعتي معادل500 كيلمتر مربع و داراي ارتفاعات خاص و دشتهاي بينظيري و از زيستگاههاي اصلي كل و بز و قوچ و ميش در منطقه است.
درخشاني در رابطه با تعداد اين گونه وحوش در منطقه گفت: تعداد پلنگ مشاهده شده در منطقه حدود 6 قلاده بوده اما با عنايت به بررسيهاي انجام شده و آثار و شواهد به نظر مي رسد حدود 30 قلاده در شهرستان راور وجود داشته باشد كه در نوع خود كم نظير است.
وي در پايان خاطرنشان كرد: با توجه به حساسيت قضيه، محيط بانان حفاظت محيط زيست استان در صيانت از اين حيوانات نادر كمال دقت و مراقبت را به عمل مي آورند.
خشكسالي هنوز تمام نشدهاست
| |
| مطالب مرتبط | |
| آب، گزينه بي جايگزين مصرف آب تهران 12 درصد افزايش يافت | |
نگاهي کوتاه به موقعيت و شاخص هاي پارک ملي سرخه حصار
پارک ملي سرخه حصار با مساحت 9380 هکتار 254 سال پيش پس از انتخاب شهر تهران به عنوان پايتخت کشور ، همراه با پارک ملي خجير به عنوان منطقه قرق و شکارگاه مورد حفاظت قرار گرفت و از اين رو مي توان اين دو پارک را از قديمي ترين مناطق حفاظت شده در جهان تلقي نمود . در سال 1361 طبق مصوبه شوراي عالي حفاظت محيط زيست، حفاظت از اين پارک ها جنبه قانوني پيدا کرد . پارک هاي ملي سرخه حصار و خجير در شرق تهران و در يکي از بزرگترين و آلوده ترين شهر هاي جهان موقعيتي با ارزش بسيار حفاظتي دارند . اين دو پارک ملي انواعي از بکرترين ، نادر ترين و ارزشمند ترين اکوسيستمهاي استپي ، بيشه اي ، کوهستاني و دشتي کشور را داشته و در عين حال الگويي تمام عيار از شرايط کليماکس اکولوژيکي مربوط به اراضي استان تهران به حساب مي آيند.
پوشش گياهي اين پارک در بررسي هاي انجام شده عبارت بوده اند از : بنه ، بادام كوهي ، اُرس ، داغداغان ،چنار,،سپيدار ،پده ، زالزالك ، زبان گنجشك و...
و پستانداراني همچون كل و بز قوچ و ميش البرزمركزي ،آهو, گراز ,پلنگ، روباه قرمز ، شغال ،گربه وحشي و... روزگاري در اين پارک ملي زيستگاه امن و مناسبي را داشته اند . به علاوه با توجه به موقعيت جغرافيايي آن از جنوب به سمت کوير و از شمال به سمت ارتفاعات البرز مرکزي مسير بسياري از پرندگان از جمله حواصيل خاكستري،حواصيل شب، بوتيمار،اگرت بزرگ،, خوتكا, اردك نوك پهن, ,عقاب ماهيگير، قرقي ،طرلان ، عقاب طلايي, عقاب شاهي، كركس،دال سياه، بالابان ، بحري، شاهين و ... بوده است .
تاريخچه تصرف و تخريب پارک ملي سرخه حصار در سال هاي گذشته نشانگر ابعاد بسيار وسيع دخل و تصرف ها و تخريب بوده است تا جايي که معاونت طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست در 9 ديماه سال جاري (1385) اذعان مي کند که : " تنها [ مسئوليت ] بخش کوچکي از اين پارک را بر عهده داريم. "
اين واقعيت تکان دهنده و چگونگي روند چنين تخريب و تصرف گسترده در پارک ملي سرخه حصار مي تواند به عنوان يک نمونة مطالعاتي ( case study ) پند آموز! مورد پژوهش قرار گيرد، تا بدين وسيله عوامل دروني ( شيوه حفاظتي سازمان محيط زيست ) و عوامل بيروني (نظير ضعف قوانين بازدارنده ، ضعف اجراي قوانين موجود ، دست هاي باز سوداگران زمين در غيبت طرح جامع تهران و برنامه آمايش سرزمين و ....) که سبب بدست آمدن چنين نتايجي شده است به درستي روشن و کالبد شکافي شود ! با اين هدف که از تکرار چنين سرنوشتي براي ديگر پاركهاي ملي كشور جلوگيري شود.
نتايج پژو هش انديشمندان امر حفاظت از پارک هاي ملي ( در کشور خودمان و ساير نقاط جهان ) گوياي آن است که امر حفاظت از پارک هاي ملي ، مقولة بسيار پيچيده اي است که ابزار ها و ساز و کارها ي خاص خود را مي طلبد و و نمونه برخورد هايي از نوع برخورد با پارک ملي سرخه حصار در کشور ما نشانگر عدم درک واقعي از مفهوم پارک ملي است و حفاظت اسمي و غير واقعي، تنها ساده لوحان را قانع مي سازد .
با توجه به موقعيت جغرافيايي پارک ملي سرخه حصار و توسعة لجام گسيخته تهران انتظار مي رفت که حفاظت از اين پارک ملي ،حفاظتي ويژه باشد که اتفاقاتي را که در پيرامون آن در حال شکل گيري بود با مديريت حفاظتي خردمندانه و خلاق مورد توجه قرار مي داد که چنين نشد و توسعة فله اي تا پشت درختان پارک رسيد .
کانون ديده بانان زمين معتقد است که چنين سرنوشت هولناکي در ابعاد و اشکال مختلف در انتظار ديگر پارک هاي ملي ايران نظير پارک هاي زخم خورده و در تهديد نابودي ، گلستان ، خجير ، ناي بند ، اروميه ، بمو ، لار و ...مي باشد. به عنوان مثال عبور اتوبان از درون پارک ملي گلستان ، لار و خجير مي تواند آنها را به سرنوشت شوم پارک ملي سرخه حصار يعني نابودي کامل دچار سازد . بياد داشته باشيم که هويت يک پارک ملي در گرو پيوستگي و وسعت آن است و تکه تکه کردن و کوچک کردن آن، آنرا از مفهوم واقعي خود تهي مي کند . پارک ملي سرخه حصار ابتدا کوچک و سپس کوچک و کوچکتر شد و اينجاست که درک عميقي از ماهيت پارک هاي ملي و بحران هاي موجود راهکار هاي سريع و صحيح حفاظت رامي طلبد و جاي هيچگونه اغماض ، کم کاري و سرسري گرفتن را باقي نمي گذارد.
بنا براين حال که ناديده گرفتن حقوق يک ملت اعم از نسل کنوني و نسل هاي آينده توسط سازمان حفاظت محيط زيست ، شهرداري ها ، وزارت راه و ديگر مجريان ابعاد روز افزوني پيدا کرده است، کانون ديده بانان زمين همانگونه که در دو بيانيه قبلي ( پارک هاي ملي و مناطق حفاظت شده در تهديد تصميم گيري براي حذف از فهرست حفاظتي ) تعريض جاده پارک ملي گلستان بر بستر سيل خيز يعني بازي با جان مردم و عناد با منابع ملي به ساختار غلط سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان معاونت ريس جمهور اشاره کرده و معتقد است که اين ساختار قادر به حفاظت نيست ، مجدداً بر خواسته خود تاکيد مي ورزد و از مجلس شوراي اسلامي يعني نمايندگان مردم مي خواهد تا هرچه سريع تر دست اندازي به پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني را به هر شکل و با هر عنوان ممنوع سازند واز قوة قضاييه مي خواهد تا متخلفين را به اشد مجازات محکوم کند . ) و (
شايان ذکر است هر چند حرکت قوة قضاييه در محکوميت تخريب کنندگان تالاب شادگان و مقصر شناختن سازمان حفاظت محيط زيست کشور به خاطر تنظيم و امضاء اجازة ريختن پساب کارخانه هاي کشت و صنعت نيشکر به تالاب بين المللي شادگان در سال 1380 اميدوار کننده است ( تخريب کنندگان تالاب شادگان محکوم شدند و سازمان حفاظت محيط زيست مقصر شناخته شد ) ولي انتظار مي رود که خاطيان و متجاوزين به منابع ملي به شکل شفاف مشخص و به مردم معرفي و از مسئوليت محوله خود بر کنار شوند و بهيچ وجه مسئوليت ديگري به آنان واگذار نشود . تجربة کشور چين (آلودگي محيط زيست سالانه بيش از 200 ميليارد دلار براي چين خسارت به بار آورده است. ) نا کار آمد بودن چنين بر خورد هايي ( از جمله جابجايي افراد خاطي بجاي عزل آنها از کل سيستم تصميم گيري و اجرايي ) را ثابت کرده است .
پارک ملی خجیر را دریابید !
در پی شدت گرفتن روند تخریب پارک ملی خجیر در شمال شرق شهر تهران ، سازمان بازرسی کل کشور با انتشار گزارشی نه چندان کامل ، پرده از برخی جریانات برای تخریب این پارک ملی برداشت . جریاناتی که بیش از هر چیز نشان می دهد اگر پارک ملی خجیر امروز در سراشیبی سقوط گرفته است ، تنها و تنها در نتیجه رانت های برخی عوامل خائن و خود فروخته در سازمان محیط زیست ، وزارت جهاد کشاورزی و ادارات منابع طبیعی است . جریانی که امروز به جان اراضی ملی شده پارک ملی خجیر افتاده تا یکی دیگر از معدود ذخیره گاههای ارزشمند گیاهی و جانوری باقیمانده در البرز مرکزی را همچون سرخه حصار و ورجین و جاجرود و لار به ورطه نابودی بکشاند و دستگاههای دولتی همچون نیروی انتظامی ، وزارت کشور ، استانداری ، سازمان امور آب منطقه ای ، وزارت جهاد کشاورزی و سازمان محیط زیست و دستگاه قضایی ، گویی وظیفه ای جز نظاره کردن و سکوت ندارند!
این نکته را به خاطر داشته باشید که آنچه امروز توسط سازمان بازرسی کل کشور منتشر شده تنها بخشی از عوامل تخریب را مد نظر قرار داده و در این گزارش اشاره ای به تصرفات وزارت دفاع و نیروهای نظامی ، احداث سد ماملو و زیر آب رفتن اراضی پارک ، ایجاد جاده جدید پارچین به دلیل آبگرفتگی بخشی از جاده قدیم در اثر سد ، طرح جدید دولت برای اتصال اتوبان بابایی به ورامین از داخل پارک و.... نشده است .
سازمان بازرسی کل کشور در گزارش خود اشاره می کند:
پارک ملي خجير در شمالشرق تهران در معرض تصرفات غيرقانوني، تخريب اکوسيستم و از بين رفتن پوشش گياهي قرار گرفته که این امر باعث افزایش آلودگي آب رودخانه جاجرود ميشود.
خلاصه گزارش :
* کارکنان شاغل در مجموعه های دولتی مستقر در پارک بدون برخورد جدی و قانونی دستگاههای مسئول مبادرت به احداث ساختمان و آغل در بستر و حریم رودخانه کرده اند .
* غفلت متولیان دولتی در حفاظت و اطاله دادرسی پرونده های تخریب و تصرف ، شرایط مناسبی را برای سوء استفاده فراهم کرده و حتی بعضا این افراد رای دادگاه راهم به نفع خود دریافت کرده اند .
* علی رغم صراحت مصوبه سال ۱۳۵۴ هیات وزیران مبنی بر ممنوعیت تعلیف احشام ، قطع اشجار ، بوته کنی و تجاوز و تخریب محیط زیست در پارک های ملی ، ولی این قبیل اقدامات بدون واکنش جدی محیط بانان ( که بعضا از اهالی ساکن در همان پارک هستند) در پارک ملی خجیر صورت گرفته است .
* ایجاد مزارع پرورش گل و گلخانه در بستر رودخانه جاجرود که دارای سودآوری فراوانی است همه ساله با تصرف و خاکریزی حاشیه رودخانه بر وسعت آن افزوده می گرددو به تبع آن استفاده از مقادیر متنابهی کود شیمیایی و سموم دفع آفات در این مزارع ، موجب تشدید الودگی آب شرب رودخانه جاجرود شده است .
* ساکنان قدیمی پارک در پی برخی محدودیت های ادادره کل محیط زیست استان تهران مهاجرت کرده ناد اما امور کشاورزی و دامداری خود را به مهخاجرین افغانی واگذار کرده اند لذا پارک ملی خجیر به منطقه امنی برای کار و اقامت افاغنه تبدیل شده که استانداری تهران هم با آن برخورد قانونی نمی کند ! ضمن اینکه تاکنون حدود ۲۰ خانوار به طور پراکنده در حوالی مزارع و باغ های ایجاد شده سکنی گزیده اند.
* بسیاری از کارگران شاغل در شکارگاه خجیر که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جهت امور کشاورزی در انجا اسکان داشتند به عنوان محیط بان ، قرق بان و کارگر به استخدام جهاد سازندگی ، حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی استان تهران در امدند . لیکن خویشاوندی این افراد با ساکنان پارک موجب شد تاعلی رغم ملی بودن پارک ، برخی از آنان با ادعای اینکه ساکنان منطقه می باشند در این اراضی اقدام به ساخت و ساز کنند.
سازمان بازرسی کل کشور در گزارش خود از استانداری تهران خواسته تاضمن نظارت بر استمرار تعامل سازنده دسگاههای مستقر در پارک ملی خجیر ، نسبت به تعیین تکلیف سکونت اهالی و اسکان غیر مجاز افاغنه و جل.گیری از ورود و خروج ماشین آلات سنگین به منطقه اقدام عاجل معمول دارد و از آنجا که با آبگیری سد ماملو و به زیر آب رفتن اراضی حریم رودخانه ، موجبات آلودگی آب شرب پشت سد فراهم خواهد شد ، ضرورت دارد ضمن برخورد قانونی با متصرفین و ساخت و سازهای غیر مجاز و سایر عوامل آلاینده حاشیه رودخانه از ادامه آلودگی بستر و حریم رودخانه منتهی به سد اقدامات لازم صورت گیرد .
با تشکر از جناب آقای صالحی در سازمان بازرسی کل کشور که متن کامل گزارش را امروز برام ارسال کردند
برگرفته از مطالب دوست خوبم مژگان جمشیدیhttp://www.jamshidi6.blogfa.com/post-78.aspx
اجاره ملكي با 70 ميليون مالك
| |
| مطالب مرتبط | |
| واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي تهيه زمين معوض، شرط نجات سرخهحصار گامهاي لرزان در حفاظت از محيط زيست هشدار سازمان بازرسي درباره تخريب پارك ملي خجير چمران : كاربري اراضي سرخه حصار تغيير نميكند اعتراض كارشناسان محيط زيست به تصميم ديوان عدالت اداري تخريب منابع طبيعي نگرانكننده است منابع طبيعي، كارنامه خودنوشت مراكان سهمي از بودجه قفقاز ندارد | |
واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي
| |
| مطالب مرتبط | |
| انتقاد كارشناسان از واگذاري ميراث طبيعي اجاره ملكي با 70 ميليون مالك تهيه زمين معوض، شرط نجات سرخهحصار گامهاي لرزان در حفاظت از محيط زيست هشدار سازمان بازرسي درباره تخريب پارك ملي خجير چمران : كاربري اراضي سرخه حصار تغيير نميكند اعتراض كارشناسان محيط زيست به تصميم ديوان عدالت اداري تخريب منابع طبيعي نگرانكننده است منابع طبيعي، كارنامه خودنوشت مراكان سهمي از بودجه قفقاز ندارد |

در پي بازديد تعدادي از اعضا ي کانون ديده بانان زمين از تالاب ها و مناطق حفاظت شدة استان هرمزگان نتايجي حاصل شد که اولين گزارش ديده بانان زمين از اين سلسله گزارش ها به شرح زير است :
تخريب يکي از بکر ترين تالاب هاي بين المللي حرا و چندل در سواحل شرقي تنگه هرمز کليد خورد !
گزارش از : کانون ديده بانان زمين- نسرين دخت خطيبي-کارشناس جغرافيا –اسفند 1385
تالاب آذيني ( خور آذيني ) جزو مجموعه پهنه هاي تالابي است که به عنوان " دلتاي رود گز و حرا ( هيوي ) The Delta of Rud-e Gaz and Rud-e Hara international Wetland " در فهرست سايت هاي رامسر ثبت شده است .
تالاب آذيني ( آذين ) در جنوب دهستان " بيابان " از شهرستان ميناب و تقريباً در 35 کيلومتري جنوب غربي شهر و بندر " سيريک " قرار دارد . با توجه به پهنه تالابي وسيع منطقه در اين دهستان مراکز جمعيتي روستايي عموماً در شعاع 5 تا 7 کيلومتري اين تالاب قرار دارند که برخي از آنها عبارتند از :
روستاي گناري Gonari روستاي " بازگرد" - روستاي " داپتي Dapti " روستاي " گاراندهو " - روستاي گز پير Gazpir - روستاي مهرگي Mahregi .
تالاب بين المللي دلتاي رود گز و رود حرا ( هيوي ) که از تاريخ 23 ژوئن 1975 به طول 40 كيلومتر و مساحت 15 هزار هکتار در فهرست رامسر قرار گرفت ، اما متاسفانه در توجيه جغرافيايي آن دقت کافي مبذول نشده است چرا که طبق تحقيقات اينجانب دو اشکال اساسي در اين توجيه جغرافيايي وجود دارد .
اول – مجموعة تالابي مزبور يک پهنة ماتدابي گلي ، ماسه اي بين جزر و مدي با خور هاي بزرگ و کوچک و جزاير کوچک متفرقه است با جنگل هاي حرا و چندل در حد فاصل دو رودخانه گز و هيوه ( نگاه شود به تصوير ماهواره اي ضميمه ) و نه دهانه دو رودخانه گز و حرا ، که به غلط در اسناد سازمان حفاظت محيط زيست اينگونه تعريف شده :
" دهانه دو رود خانه حرا و گز تواماً يک تالاب ساحلي به طول 40 کيلومتر در امتداد شمال به جنوب در سواحل شرقي تنگه هرمز تشکيل داده اند . اين تالاب شامل مجموعه اي از آبراه هاي جزر و مدي ، کفه هاي گلي ، جنگل حرا به مساحت حدود 900 هکتار ، سواحل شني و چندين جزيره گلي پست مي باشد و.... "
دوم – در تعريف سازمان حفاظت محيط زيست از رودخانة " حرا " نام برده شده است که چنين رودخانه اي با اين نام در هيچ يک از اسناد جغرافيايي ( کتاب و نقشه ) يافت نشد و احتمالاً اين همان رودخانه " هيوي Hivey " است که شايد نام محلي داشته است .
شايان ذکر است در شهرستان ميناب حدود 70 رود و آبراه فصلي و اتفاقي با نام مشخص در اسناد جغرافيايي ذکر شده است که رود خانه اي به نام حرا در ميان آنها يافت نشد .
تالاب آذيني از شگفت انگيز ترين تالاب هاي گرمسيري کشور
تالاب آذيني از شگفت انگيز ترين تالاب هاي گرمسيري کشور است مجموعه اي از جنگل هاي مانگرو با دو گونه بر تر حرا Avicennia marina و چندل . Rhizophora mucronata که رويشگاه چندل تنها در اين تالاب در کل منطقه ساحلي جنوب ايران وجود دارد . در تصاوير ضميمه در بخش انتهايي همين گزارش چشم انداز هاي انبوه دو گونه فوق ارائه شده است .
اين رويشگاه جنگلي منحصر به فرد با وسعتي بيش از 500 هکتار به علت موقعيت جغرافيايي خاص زيستگاه ارزشمندي است براي نگهداري و حفاظت ويژه به لحاظ تنوع اکولوژيکي و ژنتيکي بسيار بالا . اين تالاب همچنين يکي از نواحي مهم زمستانگذراني پرندگان در معرض خطر انقراض همچون پليکان پا خاکستري ( Pelecanus crispus ) حواصيل خاکستري ( ( Ardea cinera ، اکرت بزرگ( Egretta alba ) و اکرت ساحلي(Egretta gularis ،گيلانشاه ( Numinous auguata ) و گيلانشاه ابرو سفيد و گيلانشاه حنايي و... است که برخي تصاوير اين پرندگان در بخش پاياني همين گزارش ارائه شده است . علاوه بر اين از پرندگان خشکزي نظير تيهو ، دليجه ، بلبل خرما و ليکو ، در حاشيه تالاب مي توان نام برد .
به علت جزر و مدي بودن تالاب بسياري از ماهيان درياي عمان وارد تالاب مي شوند که در تصوير ضميمه نمونه هاي صيد شده اين نوع ماهيان ارائه شده است .
. شايان ذکر است رويشگاه هاي طبيعي مانگرو ها عموماٌ مناطق گرمسيري هستند و نواحي تحت تاثير جزر و مد دريا و... که به لحاظ غناي زيستي فراوان غير قابل جانشين مي باشند و به همين دليل از يک حمايت جهاني بر خوردار مي باشند و از اين رو سازمان حفاظت محيط زيست کشور ما نيز تمامي خور هاي خليج فارس تا درياي عمان را به لحاظ وجود همين رويشگاه ها حفاظت شده اعلام کرده است و اين غير از تالاب هاي فهرست رامسر در اين منطقه است . اين نوع تالاب ها کار کرد هاي بسيار زيادي دارند از جمله :
*-داراي ارزش هاي اکولوژيکي به لحاظ کنترل فرسايش کناره هاي ساحلي که در برابر طغيان دريا حافظان طبيعي بسيار خوبي هستند
*-مقاوم در برابر آفات و حشرات
*-زيستگاه بسياري از پرندگان تالابي ، آبزيان ، دو زيستان
*-مقاوم به شوري آبهاي دريا
*-داراي خواص دارويي بسيار نظير : درمان زخم و مار گزيدگي ، درمان نارحتي هاي پوستي – و بويژه چندل براي درمان ديابت ، گلو درد ، اسهال خوني ( منبع : Jams,A.D.1983. Handbook of Energy Crops )
*- و ...
کليد تخريب تالاب آذيني توسط سازمان شيلات زده مي شود
اسکله صيادي سازمان شيلات درست در کنار رو يشگاه هاي حرا و چندل ، تخريب اکوسيستم تالابي بکر منطقه با ارزش بين المللي غير قابل جايگزين را آغاز کرده است ! که زخم کاري ديگري بر پيکر طبيعت شگفت انگيز ايران خواهد بود . اگر چه اين تالاب نيز واژه حفاظتي و رامسر سايت هارا با خود يدک مي کشد ولي براي تخريب کنندگان ، اين واژه ها هيچگاه معني خود را نداشته است . بگونه اي که تحت عنوان طرح هاي عمراني و با بخشي نگري و بدون بر نامة آمايش سرزمين توسعه اي صورت مي گيرد که قطعاٌ به ضد خود تبديل مي شود ! زيرا با بر هم زدن تعادل اکوسيستم تالابي که هزاران سال در مقابل طوفان ها و فرسايش هاي ساحلي و جزر و مد هاي شديد مقاومت کرده و ساختار طبيعي فعلي را بوجود آورده است قطعاً تاسيسات شيلاتي با انهدام اين تالاب دوامي نخواهد داشت و همواره در خطر نابودي قرار دارد و اين يعني بازي با بيت المال و اين يعني عناد با منابع ملي و اين يعني پايمال کردن حق اين نسل و نسل هاي آينده و اين يعني ناديده گرفتن حق زيست ساير موجودات و اين يعني بي حرمتي به يک گنجينه الهي آنهم در سرزميني خشک !
ايجاد اسکله جديد در حالي است که هم اکنون در شهرستان ميناب تاسيسات شيلاتي زيادي موجود است : در حال حاضر سه بندر و مرکز صيادي وجود دارد که شامل بندر " کلاهي " بندر" کوهستک" و بندر " سيريک " است . در منطقه کلاهي ( خور کلاهي ) يک اسکله صيادي قرار گرفته که داراي امکانات مختلف است . از جمله بازارچه ماهي است. در اين اسکله صيادي 48 دستگاه لنج و حدود 200 دستگاه قايق موتوري فعاليت دارند همچنين يک واحد استخر پرورش ميگو به وسعت 20 هکتار وجود دارد بعلاوه در منطقه " تياب جنوبي " حدود 400 هکتار و در " تياب شمالي " حدود 1000 هکتار استخر پرورش ميگو و يک واحد کارخانه کنسرو ماهي و يک واحد سردخانه 500 تني انجماد و يخسازي در منطقه کلاهي وجود دارد . در منطقه کوهستک نيز يک موج شکن ، سکوي خشک کردن ماهي وجود دارد و همچنين 2 دستگاه لنج و 160 دستگاه قايق موتوري فعاليت دارند . در بندر " سيريک " ( صيد گاه سيريک ) نيز کليه امکانات صيادي و حدود 100 دستگاه قايق موتوري فعاليت دارندو...
در پايان جلوه هاي شگفت انگيز و کم نظير تالاب آذيني در قالب 24تصوير به نمايش گذاشته مي شود باشد که توجه دوستداران محيط زيست و مسئولين ايران را به لزوم جلوگيري از احداث اسکله صيادي شيلات جلب نمايد .
کانون ديده بانان زمين معتقد است اين اقدام مخرب آغاز يک سلسله تاسيسات تخريبي ديگر در اين تالاب با ارزش است
*****
بهترين خبرخوش زيست محيطي سال تكذيب شد
بنياد مستضعفان پاسخ داد :
دولت مصوبه اي يراي بازپسگيري جنگلهاي شمال نداشته است
http://www.ayandehno.com/Data/Remote/05850608IR-ACC-R35/Data/Resources/Medias/851202-06.pdf
يگانه توده 4 هكتاري مورد كشور توسط بلدوزرهاي وزارت نيرو نابود شد ..
یه مطلب ناراحت کننده ی دیگه در مورد طبیعت امروز توسط یکی از دوستای خوبم به دستم رسیده که برای آگاهی شما ضمیمه کرده ام...نمی دونم بغیر از خراب کاری تو محیط زیست چرا هیچ اتفاق دیگه ای نمیوفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
ركورد دار فرسايش خاك
| مطالب مرتبط |
| ادغام منابع طبيعي؛ آن روي سكه اما زمينخوارها به كوهها ميرسند... كوهستانهاي شمال در مسير قهقرا اسناد 120 ميليون هكتار اراضي را باطل كنيد |
دلخراش ترین حادثه زیست محیطی
نگذاريد شاهد مرگ خاموش اسطوره استوار «البرز» باشيم
144تن از اساتيد، اعضاي هيأت علمي و نخبگان منابع طبيعي و محيط زيست كشور در نامهاي سرگشاده به رييسجمهوري، خواستار ابطال مصوبه احداث جاده «بلده نور» به «گرمابدر لواسان» از داخل پارك ملي لار، مصوب در بيست و دومين سفر استاني دولت در مازندران، شده و از دكتر محمود احمدينژاد خواستند اجازه ندهد تا به بهانه احداث اين جاده، عملاً آخرين شريانهاي حيات «البرز» قطع شده و شاهد مرگ خاموش اين اسطوره هميشه استوار ايرانزمين باشيم.
به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران، در فهرست امضاكننندگان اين نامه كه نسخهاي آن براي ايسنا نمابر شده، نام دكتر محمدحسن عصاره، رييس مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، مهندس انوشيروان نجفي، معاون سابق محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست، مهندس ناصر مقدسي، معاون سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور در مناطق خشك و نيمه خشك، دكتر تقي شامخي، عضو هيات علمي دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران، رييس انجمن جنگلباني ايران و رييس اسبق موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، دكتر خسرو ثاقبطالبي، رييس بخش تحقيقات جنگل موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور و استاد دانشگاه تهران، دكتر حسن مداح عارفي، رئيس بانك ژن مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، دكتر مجيد مخدوم، استاد دانشگاه تهران و پدر دانش محيط زيست نوين در ايران و ... به چشم ميخورد.
در اين نامه تاكيد شده است: احداث جاده از داخل پارك ملي لار كه با عبور از مناطق شديداً شكننده و لغزان حوضه آبخيز لتيان، پارك ملي لار را نيز به دو نيم خواهد كرد، با ايجاد پديده «قطعه قطعه شدن» و جدايي زيستگاهها، منجر به انقراض نسل بسياري از گونههاي گياهي و جانوري ميشود.
به گزارش ايسنا، در اين نامه خطاب به دكتر محمود احمدينژاد آمده است: همان طور كه حضرت عالي استحضار داريد، مهرماه گذشته 153 نفر از دانشگاهيان و متخصصان محيط زيست كشور ـ طي نامهاي سرگشاده ـ نگراني عميق خود را در خصوص تعريض جاده پارك ملي گلستان به اطلاع رساندند.
متأسفانه تا اين تاريخ نه تنها به درخواست متخصصان امر در خصوص انتقال جاده مزبور، موضوعي كه مصوبه هيأت وزيران نيز بوده و بودجه آن نيز تخصيص يافته است، پاسخ مثبتي داده نشد؛ بلكه شاهد مصوبات ديگري در سفرهاي استاني دولت بوديم كه نگراني دوچندان در ميان متخصصان، اساتيد و نخبگان منابع طبيعي و محيط زيست كشور ايجاد كرد كه از آن جمله بايد به اجازه احداث جاده گرمابدر ـ بلده از ميان منطقه حفاظت شده البرز مركزي و ادامه آن در پارك ملّي لار اشاره كرد.
در ادامه اين نامه آمده است: از 250 هزار گونه گياهان آوندي شناخته شده در جهان، حدود 7 هزار و 300 گونه گياهي در ايران رويش دارند كه طبق تحقيقات انجام شده 25 درصد آنها انحصاري (اندميك) اين مرز و بوم هستند. با توجه به آنكه دو سوم ايران از آب و هواي خشك و بسيارخشك برخوردار است، بخش عمده اين تنوع در دو رشته كوه البرز و زاگرس و شمال خراسان متمركز شده است.
يكي از بزرگترين افتخارات تمدن ما اين است كه ايرانيان ارزش اين ذخاير ژنتيكي را به خوبي دانسته و در چندين هزار سال پيش، گياهان مهمي مانند گندم، جو، پسته، انار، انگور، اسفناج، پياز و گونههاي متعدد ديگر را اهلي كردهاند؛ گياهاني كه امروزه بدون آنها، تصور سير كردن جمعيت بالغ بر 6 ميلياردي جهان ناممكن مينمود.
امضاكنندگان اين نامه آوردهاند: حايز اهميتتر آنكه بخش عمدهاي از گياهان بومي ايران، واجد ارزشهاي دارويي نيز هستند كه شكوفايي و بقاي طب سنتي و اسلامي مديون بقا و حفظ اين اندوختههاي ارزشمند و بيجايگزين است. از طرفي چون گياهان ايران در منطقهاي خشك و نيمه خشك تكامل يافتهاند، اغلب ژنهاي مهم مقاوم به خشكي، شوري، سرما و مقاوم به آفات در اين گياهان نهفته است؛ ژنهايي كه در شمار بزرگترين سرمايههاي خدادادي براي توسعه دانش فناوري زيستي و تأمين نيازهاي غذايي بشر محسوب ميشوند.
در اين ميان، كوهستان البرز از مهمترين رويشگاههاي كشور، با تنوع زيستي بالا بوده و يك منبع طبيعي ارزشمند و انكارناپذير محسوب ميشود؛ كوهستاني كه متاسفانه بايد اعتراف كنيم: به دليل فشارهاي انساني، ساخت و سازهاي متعدد و غلظت بينظير عمليات تخريبي در آن، اينك در شمار شكنندهترين و آسيبپذيرترين مناطق ايران جاي گرفته و به تلخي بايد اعتراف كرد: «سيماي طبيعي البرز شديداً تخريب يافته و گونههاي زيادي از گياهان و جانوران در معرض خطر انقراض قرار گرفته يا نابود شدهاند.»
در ادامه اين نامه آمده است: با اين وجود، بخشهايي از مناطق كوهستاني و مرتفع به دليل تمهيدات حفاظتي اعمال شده از سوي سازمان حفاظت محيط زيست و در راستاي حراست از اصل پنجاهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در امان مانده و كماكان ميتوان اميدوار بود كه فرزندان ما نيز از نعمت تنوع زيستي ناهمتاي كوهستان كمنظير البرز برخوردار باشند.
اما با تأسف و ناباوري شاهديم كه يكي از مصوبههاي اخير دولت محترم در بيست و دومين سفر استاني به مازندران، در تقابلي آشكار با راهبرديترين ملاحظات زيستمحيطي قرار گرفته و از همين رو، دلنگراني جدي ميان اساتيد، پژوهشگران و ديگر فعالان عرصه محيط زيست كشور ايجاد كرده است.
در حقيقت، به باور ما امضاءكنندگان اين نامه، احداث جاده گرمابدر ـ بلده، آن هم از ميان منطقه حفاظتشده البرز مركزي و پارك ملّي لار، خطري جدي براي تداوم حيات و شادابي اين منطقه و زيستمندان ارزشمند و غيرقابل جانشينش محسوب ميشود.
به گزارش ايسنا، در اين نامه همچنين آمده است: احداث اين جاده كه با عبور از مناطق شديداً شكننده و لغزان حوضه آبخيز لتيان، پارك ملي لار را نيز به دو نيم خواهد كرد، با ايجاد پديده «قطعه قطعه شدن» و جدايي زيستگاهها، منجر به انقراض نسل بسياري از گونههاي گياهي و جانوري ميشود. پديدهاي كه باعث انقراض شير ايراني و ببر مازندران شد و در حال حاضر بقاي يوزپلنگ ايراني را تهديد ميكند.
همه ميدانيم انقراض اين دو گونه تنها به دليل شكار نبوده، بلكه نابودي زيستگاه، عامل اصلي انقراض آنها بوده است. در حقيقت ما انسانها براي گسترش خانه خويش، خانه آنها را ويران كرديم! يعني همان بلايي كه بر سر بسياري ديگر از رويشگاههاي گياهي و زيستگاههاي حيات وحش مهم كشور به خصوص جنگلها، تالابها، درياچهها، رودخانه به بهانه ظاهرا مقبول توسعه شهري و صنعتي و سدسازي آوردهايم.
از سوي ديگر، برخي از جوامع گياهي داراي حساسيتهاي ويژهاي هستند كه به محض دسترسي و دخالت انسان به سرعت تخريب و تجزيه شده و پايايي بومسازگانهاي(اكوسيستمهاي) خود را از دست ميدهند. از آن جمله ميتوان از گونههاي شقايق و زنبق منحصر به فرد البرز مركزي ياد كرد.
متخصصان محيط زيست و منابع طبيعي كشور در اين نامه آوردهاند: هر چند ميپذيريم «فرآيند توسعه» اجتنابناپذير و براي پيشرفت و آباداني كشور ضروري است، اما در كنار اين توسعه، نخبگان امر از ديرباز و همراه و همگام با آموزهاي جهاني ـ براي پاسداري و حمايت از زيستگاههاي ناهمتايي كه سرنوشت آنها آشکارا بر روند آتي انقراض و کيفيت تنوّع زيستي نه تنها در ايران كه در جهان تأثيرگذار خواهد بود ـ اعمالِ مراقبتي ويژه به همراه تمهيداتي هوشمندانه را در پارههايي از زيستبوم ضروري دانسته و آنها را مناطق تحت حفاظت و مديريت (مناطق چهارگانه) ناميدند تا از هرگونه تغيير و فشار پسروندهاي با منشأ انساني محفوظ داشته و عميقاً درجه پايبندي خود را به اين اصل خردمندانه نشان دهند كه «آنچه هماکنون در اختيارِ ماست، سرمايهاي نيست که از پدرانمان به ارث بردهايم، بلکه امانتي است که بايد به فرزاندانمان پس دهيم».
نويسندگان نامه در ادامه تاكيد كردهاند : بايد دانست که تنوع زيستي اين سرزمين مقدس ـ كه براي حراست و بقايش در طول تاريخ با خون بهترين فرزندانش آبياري شده است ـ چشم جهانيان را خيره كرده و ميكند. براي همين است كه هنوز هم ميتوان گونههاي گياهي و جانوري نادر و منحصر به فردي را در اين آب و خاك سراغ گرفت كه نظيري در جهان ندارند. انقراض آنها ميتواند آيندگان را از سودهاي اين منابع خدادادي محروم کند. چنين است كه اگر توسعه بر مبناي ملاحظات زيست محيطي نباشد، پايدار نبوده و زيان آن بيش از سود آن است.
به گزارش ايسنا، در ادامه اين نامه آمده است: بر اساس ستادههاي حاصل از پژوهشهاي گروهي از محققين برجسته كشور و جهان، مناطقي همچون البرز مركزي، پاركهاي ملي لار، گلستان، خجير، بمو، دنا، خليج نايبند و ... در شمار ارزشمندترين مناطق بيجايگزين كشور قرار دارند؛ امانتهاي گرانسنگي كه بايد به نيكوترين شكل ممكن به فرزندان پاكنهاد اين بوم و بر پس دهيم. از اين رو، شايسته است در كنار توسعه و آباداني همهجانبه كشور عزيزمان ـ كه حضرتعالي با جديت پرچمدار اين مهم هستيد ـ مناطق چهارگانه محيط زيست را، عرصهاي بدون دخالت انساني، براي زندگي آرام و متعادل گياه و حيوان قرار دهيم؛ موجودات مفيدي كه بايد بپذيريم آنان نيز از ساكنان اين مرز و بوم بوده و بر گردن همهي ما حق دارند.
پرواضح است كه كسي قصد مخالفت با «احداث جاده» كه از زيرساختهاي توسعه هر كشوري محسوب ميشود، ندارد. اما مسأله و پرسش اصلي اين است كه با وجود اجراي طرح پرخرج آزادراه تهران ـ شمال، طرح تعريض جاده هراز و طرح جاده قزوين به تنكابن در كنار محورهاي ارتباطي كنوني (جاده چالوس، جاده هراز، جاده فيروزكوه، آزادراه قزوين ـ رشت و مسيرهاي خط آهن و كريدورهاي هوايي موجود)، آيا باز هم لزومي دارد كه مسير ديگري، آن هم درست از ميان منطقه حفاظتشده البرز مركزي احداث شود؟! آيا هماكنون كه اين جادههاي جديد هم به بهرهبرداري نرسيدهاند، تورم شديد جمعيت در شمال كشور، بخصوص در ايام تعطيل همه را كلافه نكرده و نميكند؟ آيا كسي به ظرفيت پذيرش (برد بومشناختي، رواني و فيزيكي) نوار ساحلي ارزشمند شمال كشور انديشيده كه مدتهاست به آستانه اشباع خود رسيده است؟ آيا تجمع اين همه زباله در جنگلهاي شمال کم است که بار ديگر با احداث جادهاي ديگر اين خطه زيبا را به زبالهداني تهران نشينان تبديل کنيم؟ آيا وجود صدها پرونده مفتوح زمينخواري و تجاوز به اراضي ملي در منطقه البرز مركزي، خود شاهدي گويا بر عمق سوء استفاده سودجويان و فرصتطلبان زمينخوار نيست؟ به راستي سود و منفعت اصلي حاصل از گشايش منطقه البرز مركزي و اتصال اراضي كوهستاني گرانقيمت و جنگلهاي ارزشمند منطقه به پايتخت، متوجه چه كساني خواهد بود؟
از سوي ديگر آيا بهتر نيست با گسترش ناوگان حمل و نقل عمومي و راهآهن نياز به احداث جاده را کاهش داد تا بيش از اين سرمايههاي ملي با مصرف بنزين نابود نشود؟ و آيا خسارت ناشي از جابجايي خاك، تخريب پوشش گياهي، افزايش سيلخيزي و نزول ديگر كاركردهاي غيرقابل تبادل منابع طبيعي ناشي از آن دسته از عمليات راهسازي ـ كه فاقد ارزيابي زيستمحيطي است ـ سنجيده شده يا ميشود؟ به سخني ديگر، آيا اصولاً آن چيزي كه از ساخت اين جاده عايد كشور ميشود، در برابر از دسترفتن ارزشهاي محاسبهناشدني زيستمحيطي ، قابل توجيه است؟ بنابراين شايسته است نسبت به انجام بررسي همه جانبه از نظر آمايش منطقه و اهميت مباني بومشناختي، تصميم متناسب اتخاذ شود.
متخصصان منابع طبيعي و محيط زيست در ادامه نامه خود خطاب به رييسجمهوري آوردهاند: باور ما اين است كه با وجود دستكم پنج جاده كه در عرض حدود 200 كيلومتر و به موازات هم، البرز را قطع كردهاند، نياز به احداث جادهاي جديد و قطعهقطعه شدن بيشتر منطقه حفاظتشده البرز مركزي نيست.
چنين است كه ما امضاء كنندگان اين طومار سبز، صميمانه و مجدانه از شما ميخواهيم نسبت به ابطال يكي از مصوبههاي اخير دولت مهرورزي در بيست و دومين سفر استاني جنابعالي به مازندران، اقدام بايسته معمول فرماييد و اجازه ندهيد تا به بهانه احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان، عملاً آخرين شريانهاي حيات البرز را قطع كرده و شاهد مرگ خاموش اين اسطوره هميشه استوار ايرانزمين باشيم.
باشد تا با نگهداري و اعمال مهرورزي بر بخشهايي بكر از طبيعت اين سرزمين و تقديم آن به نسلهاي آينده، ايشان را در بهرهگيري از مواهب الهي كه امروز بر ما پوشيده و ناشناخته است، ياري دهيم.
دلخراش ترین حادثه زیست محیطی سال در پارک ملی لار کلید خورد!!!
وبلاگ مهاربیابان زایی http://darvish100.blogfa.com
برای مخالفت با احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان اینجا را امضا کنید.
دریاچه دوکان بزرگترین دریاچهٔ منطقهٔ کردستان عراق است و از جلوههای طبیعی این منطقه به شمار میرود. این دریاچه که از رودخانه زاب کوچک تغذیه میشود در نزدیکی مرز ایران و در روبروی منطقه سردشت استان آذربایجان غربی قرار گرفته است.
جاده سردشت به اربیل از کنار این دریاچه میگذرد.
شهرهای واقع در پیرامون این دریاچه عبارتند از شهر دوکان، رانیه و ناودشت (سنگهسر). از روستاهای پیرامون آن میتوان از جلی، قصروک، خرابه و میرکه نام برد.
منابع
نقشه ۵۵ در چهره ایران، راهنمای سیاحتی و مسافرتی، سازمان جغرافیائی و کارتوگرافی گیتاشناسی، تهران ۱۳۷۴خ.
![]()
دریاچه دوکان
سِلیگِر (به روسی: Селигер) نام دریاچهای است در استانهای نوگورود و توِر روسیه در شمال باختری تپههای والدای بخشی از حوضه آبریز ولگا. ارتفاع مطلق آن 205 متر، مساحت آن 212 کیلومتر مربع و ژرفای آن 5,8 متر است.
منطقه دریاچه سلینگر دارای تپههای جنگلی زیباست. این ناحیه منطقه حفاظتشده طبیعی اعلام شده و بخاطر تنوع جانوری و گیاهی آن را بایکال اروپایی لقب داده اند. تنها شهر کرانهای این دریاچه شهر اُستاشکوف است که به شلوغترین گردشگاه روسیه غربی معروف است.
پیوند به بیرون
![]()
چشمانداز دریاچه سِلیگِر نزدیک اُستاشکوف در ۱۹۱۰.
تفاوت اصلی جُغد و پرندگان شکاری در آنست که جغد شبها شکار میکند چشمهای جغد بسیار حساس است و حتی در نور خیلی کم میتواند ببیند بعضی از جغدها دارای چنان قدرت شنوایی هستند که میتوانند یک طعمه را در تاریکی مطلق تشخیص دهند جغدها در همه قارهها به استثناء قطب جنوب مشاهده شده اند.
کوچکترین جغد، جغد کوتوله آمریکای شمالی میباشد طول این جغد فقط 15 سانتیمتر (6 اینچ) یعنی به بزرگی یک گنجشک است.علیرغم اندازه کوچکش یک پرنده پر سرو صدا است خصوصا«در فصل تولید مثل وقتی که نوع نر از درون سوراخ لانه اش برای جلب توجه پرنده ماده آواز میخواند. تخم جغد همیشه به فاصله چند روز میشکند و نوزاد به دنیا میآید در صورتی که کمبود غذا وجود داشته باشد این جوجه بزرگتر است که نهایتا» زنده میماند.جغد کوتوله شب زی است بوسیله پرواز بر فراز زمین طعمه اش را شکار میکند او گاهی بوسیله شیرجه رفتن از محل استقراش بر روی شاخه به طرف طعمه او را شکار میکند.
جغدها برای شکار در شب کاملا" تناسب دارند آنها دارای چشمهای بزرگ رو به جلو هستند که استفاده از هر دو چشم را در یک زمان برای او میسر میسازد و دید دو چشمی را فراهم میکند نوک پرهای جغد به شکلی طراحی شده که در هنگام حمله به طعمه صدای پرها کم باشد منقار قلاب شل نیرومندش به همراه چنگالهای قوی او برای نگه داشتن طعمه به کار میرود.
جغدها همیشه طعمه خود را درسته میبلعند و بعد از آنکه قسمتهای مفید آن را هضم کردند مابقی آن را به شکل تفاله از راه دهان بیرون میاندازند تفاله جغد که از قطعات استخوان تکههای پر، موی حیوانات و پوسته پشت حشرات تشکیل میشود کاملا" نشان دهنده غذای خورده شده توسط جغد میباشد.
جغد در فرهنگها
در متنهای ایران باستان مانند مینوی خرد نام انگشت کوچک، کلیک است، و این کلیک، نام جغد است که مرغ بهمن باشد. نام دیگر جغد در ادبیات کهن ایران، اشوزوشت، یعنی «دوست دارنده اشه» یا «دوست دارنده شیره وجود» است. از آنجا که جغد را از اصل خرد و مخالف با دیو خشم میدانستند این نام را به او داده بودند. جغد در یونان باستان هم نماد دانش و خرد بوده. البته در ایران بعدها جغد را شوم نامیده اند.
![]()
جغدی از تیره سورنیا اولالا
گَوَزن یکی از جانوران نشخوارکننده است.
طایفه گوزنها در میان نشخوارکنندگان یگانه طایفهای است که انواع بسیاری از آن در قاره اروپا مانند جانوران وحشی زندگی میکنند. یکی از خصوصیات عمدهای که گوزنها را از نشخوارکنندگان دیگر متمایز میکند شکل و ساختمان شاخهای این جانوران است معمولاٌ تنها نرینههایی که به سن بلوغ رسیدهاند شاخ دارند. شاخهای گوزنها توپر و بی دوام هستند. شاخهای نشخوارکنندگان دیگر میانتهی و تغییر ناپذیرند، از این رو عنوان جانوران شاخ تهی یافتند.
در نخستین سال زندگی گوزنها شاخهای استخوانی از هر سوی پیشانی روی دو برآمدگی پوشیده از پوست و پشم بسیار نرمی که مخمل خوانده میشود رشد میکند. پوست شاخ را تا مرحله تشکیل آن میپوشاند سپس پاره میشود و میافتد. در حدود فوریه (اوایل بهمن) شاخه استخوانی هم به نوبه خود میافتد و شاخ دیگری که نیرومندتر و درشت تر خواهد بود رفته رفته شکل میگیرد، این شاخ هم میافتد و جای خود را به شاخ دیگری وا میگذارد که سال اینده رشد میکند. سال به سال شاخها رشد میکنند و رشتهها و پره هایشان چند برابر میشود.
شاخها به حسب انواع ممکن است از یک شاخه تشکیل مییابد اما بیشتر این شاخه آراسته به شاخهایی است که بچه شاخ گویند. در برخی ازانواع گوزنها شاخها و بچه شاخها به صورت پارویی شهن و دندانه دار به هم جفت میشوند. این شاخها در گوزنهای بزرگ سرزمین شمالی دیده میشود چنین به نظر میر سد که گوزنها بومی آسیایند و از آسیا به اروپا، افریقای شمال غربی حتی کوچیدهاند و به انواع بسیار تقسیم شده اند.
بیشتر گاوها و اعضاء فامیلشان از جمله گوزنها دارای شاخ هستند که از همان مواد تشکیل دهنده مو یا پنچهها ساخته شده است. از شاخهها برای دفاع از قلمرو جفت و یا عقب راندن شکارچیان مهاجم استفاده میشود گوزنهای ماده دارای شاخهای استخوانی هستند که هر ساله آنها را میاندازند و مجددا" شاخهای جدیدی میرویانند گوزنهای نر رقیب از شاخهای خود به عنوان یک اسلحه در مسابقات جنگلی برای بدست آوردن ماده استفاده میکنند.
اینگ گوزنها در سرزمینهایی که آب و هوای معتدل یا قطبی دارند و ازاین گذشته در مناطق کوهستانی اروپا و آمریکا بسر میبرند.
نمونههای عمده این طایفه بزرگ گوزن، آهو، گوزن خالدار، گوزن سرزمینهای شمالی و گوزن مناطق قطبی هستند.
بدن گوزن معمولی قوی و چست و چالاک است. مارال ماده کوچکتر از گوزن نر است هیکل چست و چالاک و زیبایی دارد.
گاوها و گوزنها مقدار زیادی از پوشش گیاهی را میخورند که هضم آن برایشان مشکل بوده و دارای خاصیت غذایی مختصری میباشد اما همه این حیوانات دارای معدههای چهار محفظه نشخوار کننده میباشند. معدههای این حیوانات قدرت تجزیه این غذای بلعیده شده (چمنها و گیاهان) را دارند. بعد از بلعیدن غذا بخشی از غذا توسط باکتریها (در اولین محفظه از شکم) تجزیه میشود. بعد به درون دهان بازگشت داده میشود و مجددا" جویده میشود و برای دومین مرتبه بلعیده میشود تا در محفظههای بعدی هضم گردد.
گوزن حواس بسیار تکامل یافتهای دارد. در سایه قوه شامه خود میتواند از فاصله چند صد متری به وجود دشمن پی ببرد دو گوزن بسیار سریع است و جستهایی میزند که دو سه متر ارتفاع و شش هفت متر طول دارد و علاوه بر این شناگر قابلی است. جنگلهای انبوه مسکن و ماٌوای دلخواه گوزن هستند، گوزن معمولاًٌ در جریان روز میان بوتهها و درختان کوچک میخوابد و شب در جستجوی خوراک بیرون میآید. در تابستان علف و برگ درخت و در فصل سرما خزه و لجن و پوست درخت میخورد.
در حدود 170 گونه مختلف از گاوها گوزنها و خویشاوندان آنها وجود دارد که در سراسر دنیا پراکنده هستند
برخی از گونههای گوزن:
![]()
خیارهای دریایی (Holothuroidea) یکی از ردههای خارپوستان هستند.
این جانداران بدنی چرمگون دارند و بیشتر در کف دریاها زندگی میکنند. نامگذاری این جانوران بخاطر شکل خیارمانندشان است.
خیار دریایی حیوان خزندهای است که به آهستگی به روی گلسنگها یا صخرهها میخزد و تکههای غذا را از محیط اطراف جمع کرده و مصرف میکند دستهای او مایع چسبندهای ترشح میکند که جمع آوری غذا از روی زمین را برای او آسان میکند پاهای ردیفی قرمز روشن و مجموعه دستهای تغذیه کننده بنفش و زرد بسیاری از گونههای خیار دریایی برای استتار مناسب نیستند.
در اروپا معمولاً دو گونه از خیار دریایی زندگی میکند:
- خیار دریایی معمولی
- خیار دریایی صخرهزی (Cucumaria planci

داماش
جغرافیای سیاسی
از روستاهای بخش عمارلو (گیلان)، شهرستان رودبار، استان گیلان، ایران است.
جغرافیای طبیعی
منطقهای کوهستانی است و در ارتفاع ۲۲۰۰ متری از سطح آبهای آزاد واقع است.
جغرافیای انسانی
دارای سکونت دائمی است؛ اما به دلیل این که ییلاق اهالی جیرنده شمرده میشود در تابستانها بر جمعیت آن افزوده میگردد. ساکنان آن تات و کرد کرمانجی عمارلو می باشند.
جغرافیای گیاهی
رویشگاه گیاه یگانهای با نام محلی سوسن چلچراغ (Lilium ledebourii)، است که تنها در این روستا یافت میشود
دیگر مناطق ییلاقی عمارلو
![]()
سوسن چلچراغ
در سال ۱۳۵۴ گیاهشناسی به نام لدربوری در بخش عمارلو (گیلان) روستای داماش موفق به شناسایی این گونه نادر شد و پس از آن سوسن چلچراغ کانون توجهات داخلی گردید.
پس از معرفی این گل به دولت ایران در همان زمان از سوی شورای عالی محیط زیست در زمره آثار زیست محیطی ملی کشور به ثبت رسید و طی این سالها رویشگاه سوسن چلچراغ در روستای داماش به مساحت ۴ هکتار تحت حفاظت قرار گرفته است. قامت این گل حدود یک متر است و از آنجا که گلهای آن به طرز خاصی به پایین برگشتهاند نام سوسن چلچراغی به خود گرفته است. گل ملی سوسن چلچراغ، تنها گلی است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
گل سوسن چلچراغ از تیره لی لیوم بوده و فقط در منطقه رودبار در دهکده داماش و لنکران آذربایجان رشد می کند.زمان رویش این گل در ماههای خرداد و اوایل تیر است که به صورت گلی با قامت بلند به شکل واژگون شکفته میشود. شکوفههای این گل با رنگ سفید به صورت واژگون باز شده و انتهای گلبرگهای آن پوشیده از دانههای برجسته و پرچم های بسیار بلند است.
سوسن چلچراغ به دلیل این همه زیبایی و ارزش، از سال ۱۳۵۵ رسماً توسط سازمان حفاظت محیط زیست مورد حفاظت قرار گرفت و در فهرست آثار ملی طبیعی کشور ثبت شده، از آن زمان تاکنون ۲۷ سال می گذرد . سوسن چلچراغ هنوز هم به طور کامل توسط سازمان حفاظت محیط زیست گیلان نگهداری میشود و با توجه به نادر بودن این گل ملی و ثبت شده در فهرست میراث طبیعی، سازمان محیط زیست اطراف این زمین را حصار کشی کرده و از آنجا که این منطقه جزء مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست کشور است هرگونه بهره برداری از آن تنها با مجوز رسمی از دفتر وزارت و بازرسی سازمان محیط زیست کشور ممکن خواهد بود.

