نگاهي به جنجال جنگل‌تراشي براي توسعه شهرك صنعتي رشت

جنگل‌تراشي محدوده‌اي از حاشيه شهرك صنعتي رشت براي توسعه آن كه طي هفته گذشته انجام گرفت، واكنش و اعتراض گروههاي طرفداران محيط زيست و علاقه‌مندان طبيعت را در استان گيلان برانگيخت.

به‌اعتقاد برخي از مسوولان استاني، طبق مصوبه هيات دولت، شهرك صنعتي موجود در رشت بايد توسعه پيدا كند و شهرك صنعتي ديگري ايجاد شود و قطع محدوده‌اي از اين درختان اجتناب ناپذير است.

به گزارش خبرنگار ايرنا، برخي از تشكلهاي غي دولتي و گروههاي طرفدار محيط زيست، منابع طبيعي و توسعه پايدار در گيلان روز سه‌شنبه در تماس با ايرنا مركز رشت ضمن دعوت از خبرنگار و عكاس به محل اين منطقه، قطع درختان در محدوده شهر صنعتي رشت را غيرقابل‌توجيه توصيف و اعتراض خود را نسبت به آن اعلام كردند.

رييس شبكه سبز استان گيلان به همراه يك گروه كارشناسي ضمن حضور در محل جنگل‌تراشي در حاشيه شهر صنعتي رشت در گفت و گو با خبرنگار اعزامي ايرنا آن را يك فاجعه توصيف كرد و نسبت به قطع يكسره درختان اين جنگل اعتراض كرد.

"محمد احمدپور" خاطرنشان كرد: اين جنگل نزديكترين جنگل به شهر رشت و بخش سنگر و تنها جنگل انبوه باقيمانده در اين منطقه است كه بخشي از درختان آن به منظور احداث كارخانه پتروشيمي قطع شده است.

وي اين كار را غيرمنطقي و غيراصولي و به ضرر توسعه پايدار در استان گيلان و كشور برشمرد.

احمدپور افزود: هر نوع صنعتي مي‌تواند وارد استان گيلان شود و گروههاي طرفدار محيط زيست با صنعت مخالف نيستند ولي معقتدند كه بايد قبل از احداث هر واحدي، ارزيابي زيست محيطي و كارشناسي انجام گيرد.

وي مدعي شد: صدها درخت در اين محدوده جنگل تراشي شده‌است و اين در حالي است كه براي هر اصله درخت ‪ ۲۵۰‬هزار دلار در جهان ارزش‌گذاري شده‌است.

وي تصريح كرد: ارزش اين درختان قطع شده چندين برابر قيمت تمام شده كارخانه پتروشيمي است و ارزش آن با هيچ واحد توليدي قابل مقايسه نيست.

احمدپور گفت: اين منطقه به عنوان منطقه گردشگري استان گيلان در نظر گرفته شده است و احداث اولين منطقه ميراث روستايي در همين منطقه در حال احداث است.

وي افزود: در صورت نابودي جنگل و احداث كارخانه‌هايي نظير پتروشيمي در اين منطقه حق مردم ايران كه به اين منطقه گردشگري سفر مي‌كنند از آنان سلب مي‌شود.

شبكه سبز استان گيلان از سال ‪ ۱۳۸۱‬به عنوان يك تشكل غير دولتي فعاليت خود را در استان گيلان شروع كرده و ‪۳۸‬تشكل زير مجموعه‌اين شبكه قرار دارد كه در زمينه مسائل زيست محيطي و منابع طبيعي فعاليت مي‌كند.

همچنين يك عضو نظام مهندسي كشاورزي استان گيلان نيز در اين گفت و گو با خبرنگار ايرنا بشدت به جنگل‌تراشي در اين منطقه اعتراض كرد و گفت:
عمده درختان اين جنگل انبوه كه در ‪ ۱۳‬كيلومتري شهر رشت واقع شده، انجيلي، ممرز و بلوط است.

"اسماعيل آرمون" متذكر شد: طبق قانون براي قطع درختان جنگلي نياز به نشانه‌گذاري است كه در مورد اين درختان هيچ گونه آثار نشانه‌گذاري ديده نمي‌شود.

وي استان گيلان را داراي اقليم متنوع ذكر كرد و حومه رشت را براي احداث كارخانه‌هاي آلاينده مانند پتروشيمي مناسب ندانست.

وي معتقد است: صنعت پتروشيمي براي استان گيلان لازم است ولي براي ساخت آن قبل از كارشناسي نياز به قرباني كردن جنگل نيست.

يك مقام مسوول نيز در اين‌باره گفت: عمليات قطع درختان جنگل شهر صنعتي رشت از هفته گذشته متوقف شده است.

وي كه از بيان نامش خودداري كرد، قطع درختان جنگل محدوده شهر صنعتي رشت را بدون مجوز دانست و افزود: ‪ ۱۲۰‬هكتار جنگل در اين محدوده وجود دارد كه چهار تا پنج هكتار آن پاك‌تراشي شده است.

برخي اطلاعات حاكي است كه در هفته گذشته از ادامه قطع درختان جنگل شهر صنعتي رشت توسط منابع طبيعي استان گيلان جلوگيري به عمل آمده‌است و دو مسوول در اين خصوص از كار بركنار شده‌اند اما مسوولان اداره كل منابع طبيعي استان گيلان از هر گونه اظهار نظري در اين‌باره خودداري كرده و آن را به بعد موكول كردند.

مديرعامل شهرصنعتي رشت دراين‌باره به خبرنگار ايرنا اظهار داشت: شهر صنعتي رشت در سال ‪ ۱۳۵۳‬به ثبت رسيده‌است و طبق دستور مقامات آن زمان دو هزار و ‪ ۲۸۸‬هكتار از اراضي منطقه بهدان رشت در سال ‪ ۵۴‬به شهر صنعتي رشت واگذار شده است.

"ميرشمس‌الدين مهدوي سعيدي" افزود: يك هزار هكتار از اين جنگل قبل از انقلاب جنگل‌تراشي و ‪ ۵۲۰‬هكتار آن آماده تحويل به صنايع مستقر در آن شد.

وي خاطرنشان كرد: بعد از انقلاب نيز با تكميل و اشغال ‪ ۲۷۲‬هكتار از اين اراضي جنگلي براي توسعه شهر صنعتي رشت موافقت شد كه اخيرا طبق موافقت وزير جهاد كشاورزي و مصوبه هيات دولت در سفر استاني با اختصاص ‪ ۱۲۰‬هكتار از اين اراضي براي استقرار صنايع موافقت شده است.

مهدوي سعيدي با اشاره به اينكه براي قطع درختان اين محدوده پروانه صادر شده‌است گفت: منابع طبيعي براي بخشي از درختان اين اراضي پروانه قطع صادر كرد و بخشي نيز در شرف صدور است.

وي قطع بدون مجوز درختان را رد كرد و اظهار داشت: درختان قطع شده از پاجوش درختاني بودند كه قبلا پاك تراشي شده و بدون استفاده مانده و دو باره سبز شده‌اند.

به گزارش ايرنا، اين موضوع اكنون با اظهار نظر برخي از مسوولان محلي توسط برخي رسانه‌هاي داخلي استان گيلان بازتاب داده شده است.

روزنامه خزر چاپ گيلان در تيتري درشت با عنوان " خدا حافظ جنگل سروان" آورده است: قطع درختان اين منطقه كه به منظور ايجاد يك شهرك صنعتي جديد انجام شد، اكنون به چالشي در اين استان تبديل شده به نحوي كه مخالفت با چنين اقدامي موجب عزل دو تن از مسوولان شد.

در بخشي از اين مطلب به نقل از نماينده مردم لاهيجان آورده است: از بركناري دو مسوول مخالف تخريب جنگل رشت از وزراي ذيربط سوال و تذكر خواهيم داد.

ايرج نديمي در اين مصاحبه افزوده است: متاسفانه در انتخاب گزينه محل ساخت مجتمع پتروشيمي، برخي از مقامات استان اصرار مي‌كنند كه حتما اين مجتمع در رشت و خصوصا در شهرك صنعتي باشد حتي اگر ازبين‌رفتن بخش عمده‌اي از جنگل را سبب شود.

وي با بيان اينكه ترديدي براي ساخت مجتمع پتروشيمي وجود ندارد تصريح كرد: اما زمينهاي آزاد زيادي در اختيار داريم و نيازي به قطع درختان جنگلي نبود.

نديمي در بخشي ديگر از اين مصاحبه تاكيد كرده است: اصرار اين كه اين كار حتما در شهر صنعتي رشت صورت گيرد و محدوده وسيعي از جنگلهاي آن از بين برود واقعا شگفت‌انگيز و كمي هم تاسف برانگيز است.

همچنين در اين مطلب به نقل از صادق‌زاده نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي آورده است: با توسعه شهرك صنعتي رشت و قطع اين منطقه جنگلي موافق است اما بايد بدون عزل مديركل منابع طبيعي اين كار انجام مي‌شد.

وي در اين مطلب با اشاره به بركناري دو مسوول مخالف قطع جنگل تاكيد كرده است:اين مسايل داخلي وزارت جهاد كشاورزي است و شايد بهتر بود با تعامل و با دستور وزير اين طرح اجرا مي‌شد و هم آقايان عزل نمي‌شدند.

همچنين در ادامه مطلب روزنامه خزر چاپ گيلان به نقل از هادي حق‌شناس رييس مجمع نمايندگان گيلان آورده شده: مساحت اراضي استان بيش از يك ميليون هكتار بوده كه از اين مقدار ‪ ۴۰۰‬هزار هكتار قابل كشت است.

وي با اعلام اينكه مساحت ‪ ۱۶‬شهرك صنعتي گيلان به دو هزار هكتار نمي‌رسد، تاكيد كرد: بايد در راستاي توسعه صنعتي استان با تعامل و نگرشي منطقي حركت كرد.

حق‌شناس نيز با تاكيد بر رشد صنعت در استان گيلان، اختصاص يك درصد از اراضي گيلان به توسعه صنعتي را خواستار شد.

استان گيلان داراي ‪ ۵۶۵‬هزار هكتار جنگل است كه از اين ميزان ‪ ۱۴۸‬هزار هكتار در ارتفاعات سخت گذر از تجاوز انسان مصون مانده و بقيه مخروبه نيمه مخروبه است.

سطح جنگلهاي گيلان طي دهه‌هاي اخير از ‪ ۱/۵‬ميليون هكتار به ميزان كنوني كاهش يافته است.

  

نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٦

 

رئيس سازمان جنگلها ، مراتع وآبخيزداري كشور درحضور جمعي ازمديران اين سازمان اعلام كرد: درجلسه اي كه چهارشنبه شب مورخ 9/3/86  باحضور جناب آقاي مهندس اسكندري ، وزيرمحترم جهادكشاورزي درمحل وزارتخانه تشكيل شد، موضوع واگذاري 120 هكتار ازجنگل هاي گيلان جهت اختصاص به شهرصنعتي رشت  مورد بررسي قرارگرفت كه بادستورقاطع وزيرمحترم جهادكشاورزي واگذاري 120 هكتار جنگل لاكان رشت منتفي شد0

 مهندس خداكرم جلالي معاون وزيرورئيس سازمان جنگلها ، مراتع وآبخيزداري كشوردرخصوص روند شكل گيري واگذاري قطعه 120 هكتاري اظهارداشت:

       براساس ماده 26 دستورالعمل ضوابط واگذاري اراضي منابع ملي و دولتي براي مصارف غيركشاورزي، واگذاري اراضي درقالب قرارداد اجاره درمساحتهاي بيش ازسه هكتار دراستانهاي شمالي پس ازتصويب دركميسيون طرحهاي غيركشاورزي استان (موضوع ماده 21 دستورالعمل فوق الذكر) بايد به تائيد وزيرمحترم جهادكشاورزي يامقام مجاز ازسوي ايشان برسد . متأسفانه كميسيون مذكور دراستان بدون اخذ گواهي بلامعارض بودن عرصه مورد نظرازمنابع طبيعي و بدون توجه به جنگل بودن عرصه وممنوعيت قانوني ، باقلمداد نمودن عرصه جنگل به عنوان زمين ، واگذاري آن به شهر صنعتي راتصويب مي نمايند0 وجهت تائيد وزيرمحترم جهادكشاورزي بصورت دستي به دفتر ايشان مي آورند، آقاي وزيرباتوجه به امضاء كليه اعضاء كميسيون و بافرض بررسيهاي كارشناسي وسوابق امر توسط اعضا ء كميسيون ، مصوبه كميسيون راتائيد مي نمايند كه دراين تائيديه هيچگونه مجوزي براي قطع درختان صادرنشده است كه باتوجه به گزارشهائي كه متعاقباٌ خدمت ايشان ارائه شد به محض اطلاع ازجنگل بودن عرصه ، مخالفت شديد خودرا با واگذاري اين عرصه اعلام نمودند و درسوابق اينگونه موضوعات نيز نظر وزيرمحترم جهادكشاورزي كاملاٌ شفاف وهمواره مدافع جنگل ومخالف هرگونه اقدام غيرقانوني درعرصه منابع طبيعي بوده اند0 كه بعنوان نمونه تلاش ايشان درجهت لغو واگذاري جنگلهاي دست كاشت وطبيعي به شركت آزادراه تهران شمال وساير تقاضاهاي واگذاري ازعرصه جنگل وهمچنين حمايت ايشان ازطرحهاي منابع طبيعي وآبخيزداري كشور قابل تحسين مي باشد0 ودرطول دوره خدمتي ايشان درسازمان جنگلها، مراتع وآبخيزداري كشورهيچگونه موردي مبني بر واگذاري جنگلهاي طبيعي ودست كاشت صورت نپذيرفته است0

      رئيس سازمان جنگلها، مراتع وآبخيزداري كشورباتوجه به منتفي شدن واگذاري 120 هكتارعرصه مذكور براي توسعه شهر صنعتي رشت درخصوص نحوه تامين اراضي موردنياز صنعت دراستان گيلان اظهار داشتند: اين سازمان باشناسائي و استعداديابي اراضي بلامعارض وقابل واگذاري نيازصنايع رادراستان تامين مي نمايد0 ومعاونت مناطق مرطوب ونيمه مرطوب سازمان رامسئول پيگيري اين موضوع نموده است تا با همكاري مسئولين استان نيازهاي توسعه صنعت راتامين نمايند0

وي درپاسخ به سوال يكي ازمديران درخصوص عزل دونفر ازمديران سازمان اظهار داشتند:

باتوجه به جانبازي و سوابق درخشان خدمتي جناب آقاي مهندس جمشيدي معاون حفاظت واموراراضي واينكه اقدام ايشان درراستاي انجام وظيفه قانوني صورت گرفته وتنها مراحل تشريفات اداري رعايت نشده ، وبا احراز اينكه هيچگونه قصد مقابله و تمرّدي دراقدام ايشان نبوده باتجديد نظر وزيرمحترم موضوع منتفي شد0 ودرخصوص مديركل استان گيلان باتوجه به اينكه در       شكل گيري مصوبه كميسيون ماده  21 ، نقش آن اداره كل به خوبي ايفا نشده و قاطعانه ازجنگلي بودن عرصه دفاع نكرده اند مقررشد بررسيهاي لازم بعمل آمده وتصميم مقتضي صورت پذيرد0

وي درخصوص عزل مديركل حفاظت وحمايت سازمان كه در رسانه ها آمده اظهار داشتند موضوع عزل ايشان ازجانب وزيرمحترم ابلاغ نشده وكاملاٌ كذب مي باشد0وآنچه كه باعث اين شايعه شده ، تذكري بيش نبوده است0

وي درمورد پيشگيري ازوقوع اينگونه حوادث ، تاكيد نمودند كه مديران منابع طبيعي بايد قاطعانه مواضعشان رادركميسيونها وموارد لازم اعلام نمايند0 قطعاٌ همه مسئولان كشور و وزارتخانه ازاقدامات قانوني آنهاحمايت مي نمايند0 زيرا مسئوليت سنگين و امانتداري منابع طبيعي كشور امرمهمي است كه نبايد درآن كوچكترين مسامحه اي صورت پذيرد0

      اميداست مسئولان استاني نيز منافع مقطعي و موردي استان را نسبت به سرمايه هاي عظيم و بي بديل جنگلها ترجيح ندهند ومسئولان منابع طبيعي را در راستاي وظايف قانونيشان حمايت نمايند0

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٦

اما نه گلي كه هنوز نرسته است

حدودنيم قرن پيش يك شعر سياسي بين جوانان اهل سياست بسيار محبوب بود.

مضمون شعر اين بود كه ديكتاتوري فرضي توانسته همه را  اعدام كند و از بين ببرد، غافل از گلي كه هنوز نرسته بود. براي منابع طبيعي ايران البته گل‌هاي نرسته هنوز بسيار است. اما بعيد نيست كه با شتابناكي اين موج تخريب ديگر مجالي براي رويش هيچ بوته‌اي باقي نماند.
 اين تصور گرچه بسيار بدبينانه است، اما آن را قياس كنيد با اين آمار كه در كمتر از چهل سال مساحت جنگل‌هاي ايران به يك سوم كاهش يافته است.

درباره سرنوشت و فرجام جنگلها و منابع طبيعي ايران گفت‌وگويي انجام داده‌ايم با مهندس كاظم نصرتي نصرآبادي، رئيس جامعه جنگلباني ايران و دكتر احمد رحماني، رئيس اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كه در پي مي‌آيد.

مهندس كاظم نصرتي نصرآبادي مي‌گويد: «اينكه منابع طبيعي همواره تخريب شده و سير قهقرا طي كرده ناشي از آن است كه طي 85  سال عمر تشكيلات منابع طبيعي تنها  4 سال، يعني از سال  46 تا 50، از وزارتخانه مستقلي برخوردار بوده، و اين دوره   4 ساله در حقيقت بهترين دوره براي توسعه منابع طبيعي بوده است.

 اما 81 سال ديگر در اختيار بخش كشاورزي بوده است و از آنجايي كه طي اين دوران طولاني منابع طبيعي هيچ‌گاه از هويت مستقلي برخوردار نبوده، پيوسته سير قهقرا طي كرده و تخريب شده است، باني و عامل اصلي اين تخريب هم بخش كشاورزي بوده است.»

مديراني خارج از سازمان

وي مي‌افزايد: «نكته ديگري كه همواره يكي از چالش‌‌هاي مهم منابع طبيعي بوده، مقوله مديريت است، به طوري كه طي 81 سال به‌ويژه  40 سال گذشته اكثر قريب به اتفاق مديران منابع طبيعي از بيرون اين مجموعه و  اغلب از بخش كشاورزي منصوب شده‌اند. برخي از اين مديران با اين رويكرد مديريت منابع طبيعي را بر عهده مي‌گرفتند كه از اين طريق برخي مشكلات  كشور را حل كنند.

برخي هم منصوب مي‌شدند كه تشكيلات منابع طبيعي را حذف كنند، اما همين مديران پس از يكي دو سال كار كردن درمي‌يافتند كه حذف منابع طبيعي نه به صلاح مملكت است و نه شدني. از همين رو، اگر مكاتبات و سخنراني‌هاي رؤسا و مديران منابع طبيعي مربوط به   40 سال اخير را بررسي كنيم، در مي‌يابيم كه تقريباً در همه اين مكاتبات تأكيد شده كه منابع طبيعي كشور در حال تخريب است.

در برخي از اين گزارشها حتي شدت و ميزان تخريب به ساعت و دقيقه اعلام شده است. اما نكته‌اي كه وجود دارد اينكه به رغم همه اين مكاتبات كه به وزارتخانه بالادستي هم اعلام شده هيچ‌گاه مورد توجه قرار نگرفته است. جالب آنكه محتواي بسياري از مكاتبات دهه  20 و پيش از آن با محتواي گزارش‌هاي امروز مشابه و يكسان است.

حال اين پرسش مطرح است كه چرا وزارت كشاورزي طي  40 سال اخير حتي يك‌بار به اين گزارشها توجه  نكرده است، گزارشهايي كه مديران منصوب شده خود اين وزارتخانه تهيه كرده‌اند.»

نصرتي ضمن انتقاد از بي‌توجهي به مشكلات منابع طبيعي در برنامه‌ريزي و سياستگذاري‌ها تصريح مي‌كند: «برخي تخريب‌  وتجاوزها به عرصه‌هاي طبيعي كشور با هدايت، راهنمايي و پشتيباني خود وزارتخانه صورت گرفته و اين روندي است كه همچنان ادامه دارد با اين رويكرد كه سطح اراضي كشاورزي و باغات افزايش يابد.

به همين دليل ميزان تخريب و تجاوز به اراضي ملي، جنگلي و مراتع در چند دهه اخير سير صعودي داشته و از اين رهگذر به نوعي اراضي كشاورزي افزايش يافته است. در تمام اين دوران هم اراضي تخريب و تصرف شده تحت حمايت و پوشش خدمات كشاورزي بوده است.

يعني تخريب كنندگان از جهاد كشاورزي دفترچه، كود و سم يارانه‌اي گرفته‌اند و حتي تشويق هم شده‌اند. اين يك سياست دوگانه‌اي ايجاد كرده و سبب شده بخش كشاورزي  نه تنها مدافع حفاظت منابع طبيعي نباشد كه خودش همواره در جايگاه معترض و مدعي قرار گرفته است. يعني به جاي آن كه از منابع طبيعي دفاع كند از آن بازخواست كرده است.»

كشاورزي و منابع طبيعي دو بخش متفاوت

رئيس جامعه جنگلباني ايران معتقد است: «منابع طبيعي و بخش كشاورزي دو ماهيت متضاد و متفاوت دارند، چرا كه منابع طبيعي متولي منابع  پايه كشور است و مسئوليت آن حفاظت از آب و خاك است در حالي كه  مسئوليت وزارت كشاورزي تأمين غذا و حفاظت از امنيت غذايي  است، بر اين اساس بخش كشاورزي  همواره در جهت مقابل منابع طبيعي عمل كرده و در واقع گزارش‌هاي مسئولان منابع طبيعي همواره از سوي مسئولان بخش كشاورزي به عنوان  چراغ و نشانه‌هايي براي تخريب بيشتر منابع طبيعي تلقي شده است.در صورتي كه اگر بخش كشاورزي مي‌خواست از منابع طبيعي حمايت كند حداقل انتظار آن بود كه از تخريب كنندگان حمايت نكند و به آنان خدمات ندهد.»

ضعف قوانين

به گفته نصرتي، نكته قابل تأمل، قوانين و مقررات موجود است. يعني قوانين به گونه‌اي است كه متجاوزان با گستاخي عرصه‌هاي طبيعي را تخريب مي‌كنند. بررسي اصلاحات مواد مرتبط با قانون حفاظت و بهره‌برداري نشان مي‌دهد كه طي دوران مختلف بخش كشاورزي همواره مقررات و ضوابطي پيشنهاد كرده است كه طي آن به تجاوزات و تخريب‌ها به ديده اغماض نگاه شده و در نتيجه با قانونمند كردن اين تجاوزات، زمينه تخريب‌هاي جديد را به وجود آورده است. ماده 34 و اصلاحيه آن دليلي بر اين ادعاست.»

نصرتي مي‌افزايد: «در حال حاضر نيز تلاش مي‌شود تشكيلات منابع طبيعي تضعيف شود و به نوعي مي‌خواهند هويت منابع طبيعي را محو كنند. اين ديدگاه دو هدف را دنبال مي‌كند: نخست اينكه مي‌خواهند سطح اراضي كشاورزي را گسترش بدهند. براي رسيدن به اين هدف پيشنهاد داده‌اند مديران منابع طبيعي با هماهنگي و معرفي رؤساي سازمان جهاد كشاورزي استانها انتخاب شوند.

اما به‌رغم آنكه بايد مديريت يكپارچه و هماهنگ باشد ولي در خصوص منابع طبيعي و محيط‌زيست به دليل ماهيت خاص اين دو نهاد، نمي‌توان مديران اين دو نهاد را با هماهنگي بخش كشاورزي منصوب كرد. به عبارت ديگر، نبايد مديران منابع طبيعي در اختيار بخش كشاورزي باشند، يا برخي مقامات محلي بر آنها اشراف داشته باشند.

اين مسئله‌اي است كه بسياري از مديران جهاد كشاورزي هم با آن موافق نيستند، تنها اقليتي كه به دنبال افزايش سطح زير كشت و خريد و فروش زمين هستند از اين ايده حمايت مي‌كنند.
و ديگر اينكه مي‌خواهند از امكانات و اعتبارات منابع طبيعي استفاده كنند.
اخيراً يكي از مسئولان سازمان اراضي اعلام كرده است مراتع كشور را با حفظ آب و خاك واگذار مي‌كنيم. اين يك تناقض است وقتي منابع طبيعي واگذار شد ديگر حفظ آب و خاك در آن معنا ندارد.»

يارانه‌ها در خدمت سازندگي يا تخريب

به گفته نصرتي«در حال حاضر كه بحث هدفمند كردن يارانه‌ها مطرح است چنانچه يارانه‌ها روي سطح توزيع كشت متمركز شود باعث دامن زدن به تخريب و تجاوز عرصه‌هاي منابع طبيعي مي‌شود و موجي تازه از تخريب و تجاوز ايجاد مي‌كند، چرا كه كشاورزان براي آنكه از يارانه بيشتري برخوردار شوند تلاش خواهند كرد، تا سطح زير كشت را افزايش دهند و اين زمينه‌ساز تجاوز و تخريب بيشتر مي‌شود در حالي كه بايد يارانه روي ميزان توليد در واحد سطح توليد كنندگان متمركز شود و به آن دسته از اراضي كشاورزي اختصاص يابد كه مالكيت آن متعلق به كشاورزان است نه زمين‌ها و عرصه‌هايي كه بعداً تخريب مي‌شود.»

وي مي‌گويد: «جايگاه منابع طبيعي بايد به گونه‌اي باشد كه هر كس نتواند در آن دخل و تصرف كند، يعني اگر قرار است زميني واگذار شود بايد مجامع بالاتري بر آن نظارت داشته باشند، اين جايگاه و موقعيتي است كه در حال حاضر وجود ندارد. ريشه زمين‌خواري و فساد در مالكيت كشور ناشي از نبود چنين جايگاهي براي منابع طبيعي است، معضلي كه هنوز براي آن چاره‌اي انديشيده نشده است.

مراقب زمين‌خواران باشيد

دكتر احمد رحماني رئيس اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقاتي جنگل‌ها و مراتع، نيز با اشاره به اينكه هنوز منابع طبيعي جايگاه واقعي خود را بازنيافته و از همين رو، همواره در معرض تهديدو تخريب قرار دارد مي‌گويد: مسئله‌اي كه مايه نگراني دلسوزان منابع طبيعي شده اين است كه مسئولان براي رفع معضل مسكن مي‌گويند بايد مشكل زمين برطرف شود و بعد عنوان مي‌شود كه زمين در اختيار دولت است و از سوي ديگر استانداران به عنوان نمايندگان دولت مي‌توانند بدون در نظر گرفتن اين مسئله كه متولي اراضي چه سازماني است، زمين‌هايي را انتخاب كنند و كاربري آن را تغيير بدهند البته در اين ميان تأكيد شده كه تغيير كاربري زمين‌هاي درجه 3 و 4 كشاورزي بلامانع است.

حال آن كه مشخص نيست چنين تصميمات صريحي با چه پشتوانه كارشناسي اتخاذ شده و همين مسئله نگران كننده است. چرا كه تجربه نشان داده هر گاه مسئولان تصميمي  مي‌گيرند به رغم آن كه اين تصميمات مبتني بر نيات خيرخواهانه است اما همواره در حين اجرا به دليل خلاء نظارت و نبود ناظران دقيق و بي‌طرف، مشكلات  به بار مي‌آورد، از جمله تجربه تلخي كه در اين زمينه وجود دارد اين  كه چنين تصميمي باعث دست‌اندازي سودجويان و فرصت‌طلبان به اراضي جنگلي و مراتع كشور شود.

اين تجربه تلخي است كه قبلاً   هم وجود داشته چرا كه با اجراي اين تصميم برخي شركت‌ها و افراد حقيقي و حقوقي مترصد فرصت‌اند تا از آب گل‌آلود ماهي بگيرند و تا بخواهد اقدامي عليه اين گونه سودجويي‌ها صورت بگيرد كار  از كار گذشته و متوجه مي‌شويد كه بخشي از يك جنگل تخريب شده است.

وقتي يك جنگل تخريب مي‌شود ساماندهي آن ديگر غير ممكن است. در اين زمينه نمونه‌هاي متعددي وجود دارد؛ مثلاً طرح طوبا و صيانت از جنگل به رغم نيت خيرخواهانه مسئولان، كه با هدف حفظ منابع طبيعي به اجرا درآمد با موفقيت همراه نبود چرا كه ناظران بي‌طرفي وجود نداشت تا از چگونگي اجراي اين طرح‌ها گزارش صحيحي ارائه بدهند. در نتيجه با آنكه بودجه كلاني براي اجراي اين طرح‌ها در نظر گرفته شده بود به بيراهه رفت و به شكست انجاميد.

 
مطالب مرتبط
ميراث طبيعي و رسالت ما درناها ديگر نمي‌آيند! واگذاري ميراث طبيعي انتقاد كارشناسان از واگذاري ميراث طبيعي واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي

برگرفته ازهمشهري

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦

مديركل محيط زيست كرمان درگفت‌وگوباايسنا:

مديركل محيط زيست كرمان گفت: برخورد يك خودرو در محور راور به مشهد با يك قلاده از پلنگهاي منطقه دربند راور، منجر به كشته شدن اين حيوان نادر شد.

دكتر درخشاني در گفت‌وگو با خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: اين حيوان نر بوده و جفت وي نيز در منطقه ديده شده است.

وي تصريح كرد: منطقه دربند يكي از بهترين زيستگاههاي منحصر به فرد شهرستان راور با وسعتي معادل500 كيلمتر مربع و داراي ارتفاعات خاص و دشتهاي بي‌نظيري و از زيستگاههاي اصلي كل و بز و قوچ و ميش در منطقه است.

درخشاني در رابطه با تعداد اين گونه وحوش در منطقه گفت: تعداد پلنگ مشاهده شده در منطقه حدود 6 قلاده بوده اما با عنايت به بررسي‌هاي انجام شده و آثار و شواهد به نظر مي رسد حدود 30 قلاده در شهرستان راور وجود داشته باشد كه در نوع خود كم نظير است.

وي در پايان خاطرنشان كرد: با توجه به حساسيت قضيه، محيط بانان حفاظت محيط زيست استان در صيانت از اين حيوانات نادر كمال دقت و مراقبت را به عمل مي آورند.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦

خشكسالي هنوز تمام نشده‌است

از ابتداي سال زراعي جاري، تاکنون 17 استان کشور داراي ميانگين بارش بيش از مقدار نرمال بوده‌اند و اين مسئله باعث شادي کشاورزان ايراني شده است، به طوري که حتي دوهفته قبل در مساجد کشور نماز شکر برپا شد.

اما آيا واقعا دوره خشکسالي كه چند سالي سايه سنگينش را بر سرمان حس مي‌كرديم، واقعا در کشور ما به پايان رسيده است؟

«طي 10- 15 سال گذشته هرچند در برخي مناطق کشور از جمله شمال غربي ايران بارش نسبتا خوبي داشتيم، اما در بخش‌هاي جنوب و جنوب شرقي کشور با خشکسالي مطلق مواجه بوديم به طوري که در منطقه نهبندان (جنوب خراسان جنوبي) 3سال متوالي اصلا بارشي انجام نشده بود.»

اين توضيحات مهندس اصغري کارشناس هواشناسي است. او ادامه مي‌دهد: «اما در سال زراعي جاري (مهر 85 تا مهر86) اوضاع به گونه‌اي ديگر بوده است: استان‌هاي سمنان، لرستان، اصفهان، گيلان، همدان، آذربايجان شرقي، تهران، خراسان شمالي، گلستان، قزوين، آذربايجان غربي، خراسان رضوي، مازندران، مرکزي، قم، سيستان و بلوچستان و اردبيل بارشي بيش از حد نرمال داشته‌اند.»

در ميان اين استان‌هاي پربارش نکته جالب توجه قرار گرفتن نام سيستان پيش از اردبيل است.

اصغري در اين زمينه مي‌گويد: «امسال براي سيستان يک سال رويايي است. در حالي‌که ميانگين 50 ساله بارش اين استان از اول مهر هرسال تا 11 ارديبهشت سال بعد 28/99 ميليمتر و ميزان بارش سال قبل در همين بازه زماني فقط 69/29 بوده است، از اول مهر 85 تا 11 ارديبهشت امسال سيستان بارشي معادل 55/102 ميليمتر داشته است.»

افزايش 24 درصدي نسبت به سال قبل محاسبات کارشناسان سازمان هواشناسي کشور بيانگر آن است که ميانگين 50 ساله بارش کشور از اول مهر هرسال تا 11 ارديبهشت سال بعد 28/229 ميليمتر بوده است که اين رقم در سال جاري به 28/229 ميليمتر رسيده است.

اين يعني بارش‌هاي امسال نسبت به ميزان طبيعي بارش در کشور ما رقم چشمگيري نيست، هرچند اين ميزان نسبت به سال قبل افزايشي معادل 24درصد نشان مي‌دهد.

اصغري در اين زمينه مي‌گويد: «ميزان بارش در مدت مشابه سال قبل 45/184ميليمتر بود که البته پارسال هم به نسبت سال‌هاي 81 و 82 وضعيت بارش مناسب بود.»

به گفته اين کارشناس هواشناسي، امسال استان‌هاي فارس، کردستان، کهگيلويه و بويراحمد، خراسان جنوبي، يزد و چهارمحال و بختياري از نظر بارش در حد طبيعي هستند و ميزان بارش در استان‌هاي ايلام، کرمان، کرمانشاه، خوزستان، بوشهر و هرمزگان هم کمتر از حد طبيعي است هرچند در تمام اين استان‌ها ميزان بارش نسبت به سال قبل افزايش نشان مي‌دهد.

براساس پيش‌بيني‌هاي سازمان هواشناسي کشور در دو سه ماه آينده ميانگين بارش در اغلب مناطق کشور در حالت عادي خواهد بود و البته در نيمه جنوبي اين ميزان از حد نرمال فراتر خواهد بود.

هرچند اصغري در اين زمينه مي‌گويد: «به هرحال پيش‌بيني‌هاي طولاني مدت هواشناسي همواره احتمال خطا دارند کما اينکه کارشناسان اکثر دانشگاه‌هاي خارجي براي نيمه جنوبي ايران امسال را هم سالي خشک پيش‌بيني کرده بودند.»

نوسانات اقليمي‌طبيعي است

«امسال در مجموع کشور ما ترسالي داشته است، اما اين به منزله تغيير اقليم منطقه نيست و اگر شرايط ايران در 30 سال گذشته را مورد بررسي قرار دهيم مشخص است که در سال‌هاي مختلف ما با اين نوسانات در ميزان بارش روبه‌رو بوده‌ايم.»

دکتر عزيزي معاون پژوهشي دانشکده جغرافياي دانشگاه تهران، با بيان اين مطلب ادامه مي‌دهد: «ما هنگامي‌مي‌توانيم افزايش بارش در يک سال را به تغييرات اقليمي ‌پايدار نسبت دهيم و آن را شروع يک دوره ترسالي مداوم بخوانيم که اين بارش‌ها در سال‌هاي بعد تداوم داشته باشند و شيب بارش در يک بازه زماني مثلا 10 ساله مثبت باشد، اما وقتي ما اقليم را نتيجه طولاني مدت شرايط جوي در يک منطقه تعريف مي‌کنيم بايد توجه داشته باشيم که شرايط جوي بسيار تغييرپذير است و اين تغييرات بايد در زماني حداقل 30 ساله مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد تا شرايط اقليمي ‌يک منطقه به دست آيد. در اين صورت ما با تغيير شرايط بارش در يک سال نمي‌توانيم به اين نتيجه برسيم که در سال‌هاي آتي نيز اين شرايط ادامه خواهد داشت.»

دکتر عزيزي در مورد امکان پيش‌بيني شرايط اقليمي‌ مي‌گويد: ‌«بعضي کشورها روي اين موضوع کار کرده‌اند و شرايط 3 تا 6 ماه آينده را پيش‌بيني مي‌کنند. اين تکنيک احتياج به امکانات فراوان از قبيل نرم‌افزارهاي پيشرفته، تعداد زيادي رايانه با قدرت پردازش بالا، اطلاعات آنلاين مختلفي چون دماي سطح اقيانوس‌ها، خشکي‌ها و ... دارد که با اين اوصاف هرچند در سطح دانشگاهي فعاليت‌هاي خوبي در اين زمينه انجام داده‌ايم، اما با وجود کمبود امکاناتي از اين دست، در حال حاضر اين امکان براي ما وجود ندارد.»

هرچند اين دکتراي اقليم‌شناسي بارش امسال در کشور را پديده‌اي عادي ارزيابي مي‌کند، اما توزيع بارش را عامل متمايز کننده بارش‌هاي امسال از سال‌هاي پربارش گذشته مي‌شمارد: «گاهي ما سال پر بارش داريم اما مثلا بخش اعظم بارش در پاييز است و بهار خشکي در پي آن مي‌آيد. اما مسئله‌اي که امسال موجب شادي و شکر کشاورزان شده است توزيع زماني عالي بارش بود. سهم بارش در هر سه فصل پاييز و زمستان و بهار خوب بوده و در ضمن در هر دو نيمه شمالي و جنوبي کشور هم بارش خوبي داشته‌ايم.»

اما آيا بارش‌هاي خوب امسال از نظر ذخاير آبي جبران سال‌هاي خشک گذشته را در پي دارد؟ متاسفانه پاسخ دکتر عزيزي به اين سوال منفي است: «از ديدگاه هيدرولوژيست‌ها خشكسالي زماني اتفاق مي‌افتد كه سطح تراز ذخاير آبهاي سطحي و زيرزميني از حد معمول خود پايين‌تر باشد و متاسفانه از 40سال پيش تا کنون هيدروگراف آب‌هاي زيرزميني ما همواره منفي است و من به جبران اين پديده با چند سال پربارش خوشبين نيستم به خصوص که اين مسئله بيش از آنکه تابع ميزان بارش باشد، تحت تاثير عامل انساني است.»

وي در توضيح اين مطلب مي‌گويد: «ما هيچ پيش‌بيني از ميزان بارش در هر سال نداريم و مديريت صحيحي هم اعمال نمي‌کنيم و هيچ گاه با توجه به ميزان بارش و ذخاير آب زيرزميني ميزان سطح زير کشت کشاورزي را تعيين نمي‌کنيم. نتيجه اين مي‌شود که کشاورزان ما همواره سطح ثابتي را زير کشت مي‌برند و اگر سال کم‌آبي باشد نهايتا عمق چاه‌هاي آبشان را بيشتر مي‌کنند و به اين ترتيب سطح آب‌هاي زيرزميني مرتب کاهش مي‌يابد به گونه‌اي که در دشت قزوين در طول سال‌هاي 79 تا 81 سطح آب زيرزميني 6 متر پايين رفته است.»

اين استاد دانشگاه کنترل برداشت آب، اصلاح سيستم‌هاي آبياري و استفاده از تکنولوژي‌هاي مدرن‌تر را راهي براي کنترل خشکسالي هيدرولوژيکي ارزيابي مي‌کند و از مسئولان مي‌خواهد تا ابزار و امکانات مناسب را در اختيار پژوهشگران و دانشگاه‌ها قرار دهند تا در مورد پيش‌بيني بارش و شرايط اقليمي‌ که از نظر منابع آب و همچنين کشاورزي اهميت بسزايي دارند، مطالعات بيشتري صورت گيرد.

 
مطالب مرتبط
آب، گزينه بي جايگزين مصرف آب تهران 12 درصد افزايش يافت
 
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳۸٦

نگاهي کوتاه به موقعيت و شاخص هاي پارک ملي سرخه حصار

پارک ملي سرخه حصار با مساحت 9380 هکتار  254 سال پيش  پس از  انتخاب شهر تهران به عنوان پايتخت کشور  ، همراه با پارک ملي خجير   به عنوان  منطقه قرق و شکارگاه مورد حفاظت قرار گرفت و از اين رو مي توان اين دو پارک را  از قديمي ترين مناطق حفاظت شده  در جهان تلقي نمود . در سال 1361 طبق مصوبه شوراي عالي حفاظت محيط زيست،  حفاظت  از اين پارک ها جنبه قانوني پيدا کرد .  پارک هاي ملي سرخه حصار و خجير در  شرق تهران و در  يکي از بزرگترين و آلوده ترين شهر هاي جهان  موقعيتي با ارزش بسيار   حفاظتي  دارند .   اين دو پارک ملي انواعي از بکرترين ، نادر ترين و ارزشمند ترين اکوسيستمهاي استپي ، بيشه اي ، کوهستاني و دشتي کشور را داشته و در عين حال الگويي تمام عيار از شرايط کليماکس اکولوژيکي مربوط به اراضي استان تهران به حساب مي آيند. 

 پوشش گياهي اين پارک در بررسي هاي انجام شده  عبارت بوده اند از :  بنه ، ‌بادام كوهي ، اُرس  ، داغداغان ،چنار,‌،سپيدار ،‌پده ، ‌زالزالك ، زبان گنجشك و...

و پستانداراني  همچون كل و بز قوچ و ميش البرزمركزي  ،‌آهو, گراز ,‌پلنگ،  ‌روباه قرمز ، شغال ،گربه وحشي و...  روزگاري در اين پارک ملي زيستگاه امن و  مناسبي را داشته اند . به علاوه با توجه به موقعيت جغرافيايي آن از جنوب به سمت کوير و از شمال به سمت ارتفاعات البرز مرکزي مسير بسياري از پرندگان از جمله ‌حواصيل خاكستري،حواصيل شب، بوتيمار،اگرت بزرگ،,‌ خوتكا,‌ اردك نوك پهن, ,‌عقاب ماهيگير، ‌ قرقي ،‌طرلان ،‌ عقاب طلايي,‌ عقاب شاهي،‌ كركس،دال سياه، ‌بالابان ،‌ بحري، ‌شاهين ‌ و ...  بوده است .

 

تاريخچه تصرف  و تخريب  پارک ملي سرخه حصار در سال هاي گذشته  نشانگر ابعاد بسيار وسيع دخل و تصرف ها  و تخريب بوده است  تا جايي که   معاونت طبيعي  سازمان حفاظت محيط زيست در 9 ديماه سال جاري (1385)  اذعان مي کند که :  " تنها [  مسئوليت  ]   بخش کوچکي از اين پارک را بر عهده داريم.   "

اين واقعيت تکان دهنده و چگونگي روند چنين تخريب و تصرف گسترده  در پارک ملي سرخه حصار  مي تواند به عنوان يک نمونة مطالعاتي ( case study ) پند آموز!  مورد پژوهش قرار گيرد، تا  بدين وسيله عوامل دروني (  شيوه  حفاظتي سازمان محيط زيست ) و عوامل  بيروني (نظير ضعف قوانين بازدارنده ، ضعف اجراي قوانين موجود ، دست هاي باز سوداگران زمين در غيبت طرح جامع تهران و برنامه آمايش سرزمين و ....) که سبب بدست آمدن چنين نتايجي شده است به درستي روشن و کالبد شکافي شود !   با اين هدف که   از تکرار چنين سرنوشتي براي  ديگر پاركهاي ملي كشور جلوگيري شود. 

نتايج پژو هش انديشمندان  امر حفاظت از پارک هاي ملي  ( در کشور خودمان و ساير نقاط جهان )  گوياي آن است که  امر حفاظت از  پارک هاي ملي ،  مقولة بسيار پيچيده  اي است که  ابزار ها و ساز و کارها ي  خاص خود را مي طلبد و  و نمونه برخورد هايي از نوع برخورد با پارک ملي سرخه حصار در کشور ما نشانگر عدم درک واقعي از مفهوم پارک ملي است و حفاظت  اسمي و غير واقعي،  تنها ساده لوحان را قانع مي سازد .

 با توجه به موقعيت جغرافيايي  پارک ملي سرخه حصار و توسعة لجام گسيخته تهران انتظار مي رفت که حفاظت  از اين پارک ملي ،حفاظتي ويژه باشد که اتفاقاتي را که در پيرامون آن در حال شکل گيري بود با  مديريت حفاظتي خردمندانه و خلاق  مورد توجه قرار مي داد که چنين نشد و توسعة  فله اي  تا پشت درختان پارک رسيد .  

کانون ديده بانان زمين معتقد است که چنين سرنوشت هولناکي  در ابعاد و اشکال مختلف در انتظار ديگر پارک هاي ملي ايران  نظير پارک هاي  زخم خورده و در تهديد نابودي  ، گلستان ،  خجير ، ناي بند ،  اروميه ، بمو ،  لار و ...مي باشد.  به عنوان مثال عبور  اتوبان از درون پارک ملي گلستان ، لار و خجير مي تواند  آنها  را به سرنوشت شوم پارک ملي سرخه حصار  يعني نابودي کامل دچار سازد . بياد داشته  باشيم که هويت يک پارک ملي در گرو پيوستگي و  وسعت آن است  و تکه تکه کردن  و کوچک کردن آن،  آنرا  از مفهوم واقعي خود تهي مي کند . پارک ملي سرخه حصار ابتدا کوچک و سپس کوچک و کوچکتر شد  و اينجاست که  درک عميقي از  ماهيت پارک هاي ملي  و بحران هاي  موجود  راهکار هاي سريع و صحيح  حفاظت  رامي طلبد  و جاي هيچگونه اغماض ، کم کاري و سرسري گرفتن را باقي نمي گذارد.  

بنا براين حال که ناديده گرفتن  حقوق  يک ملت اعم از  نسل کنوني  و  نسل هاي  آينده  توسط   سازمان حفاظت  محيط زيست ،  شهرداري ها  ، وزارت راه و  ديگر مجريان ابعاد روز افزوني پيدا کرده است، کانون ديده بانان زمين همانگونه که در دو بيانيه قبلي  ( پارک هاي   ملي و مناطق حفاظت شده  در تهديد تصميم گيري  براي حذف از  فهرست حفاظتي   )  تعريض جاده پارک ملي گلستان بر  بستر سيل خيز  يعني بازي با جان مردم و  عناد با منابع ملي    به ساختار غلط سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان معاونت ريس جمهور  اشاره کرده و معتقد است که اين ساختار  قادر به حفاظت نيست ، مجدداً بر خواسته خود تاکيد مي ورزد و از   مجلس شوراي  اسلامي يعني نمايندگان  مردم  مي خواهد تا هرچه سريع تر  دست اندازي به پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني را به هر شکل و با هر عنوان ممنوع سازند واز  قوة قضاييه مي خواهد تا متخلفين را به اشد مجازات محکوم کند . )   و  ( 

 شايان ذکر است هر چند حرکت قوة قضاييه در محکوميت تخريب کنندگان تالاب شادگان  و مقصر شناختن  سازمان حفاظت محيط زيست کشور به خاطر تنظيم و امضاء اجازة ريختن پساب کارخانه هاي کشت و صنعت نيشکر به تالاب بين المللي شادگان در سال 1380 اميدوار کننده است   (  تخريب کنندگان تالاب شادگان محکوم شدند  و سازمان حفاظت محيط زيست  مقصر شناخته شد  ) ولي  انتظار مي رود که خاطيان  و متجاوزين به منابع ملي  به شکل شفاف مشخص و به مردم معرفي و از مسئوليت محوله خود بر کنار شوند و بهيچ وجه مسئوليت ديگري به آنان واگذار نشود . تجربة کشور چين  (آلودگي محيط زيست سالانه بيش از 200 ميليارد دلار براي چين خسارت به بار آورده است)  نا کار آمد بودن چنين بر خورد هايي ( از جمله جابجايي افراد خاطي بجاي عزل  آنها از کل سيستم تصميم گيري و اجرايي  ) را  ثابت کرده است  .

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

پارک ملی خجیر را دریابید !

در پی شدت گرفتن روند تخریب پارک ملی خجیر در شمال شرق شهر تهران ، سازمان بازرسی کل کشور با انتشار گزارشی نه چندان کامل ، پرده از برخی جریانات برای تخریب این پارک ملی برداشت . جریاناتی که بیش از هر چیز نشان می دهد اگر پارک ملی خجیر امروز در سراشیبی سقوط گرفته است ، تنها و تنها در نتیجه رانت های برخی عوامل خائن و خود فروخته در سازمان محیط زیست ، وزارت جهاد کشاورزی و ادارات منابع طبیعی است . جریانی که امروز به جان اراضی ملی شده پارک ملی خجیر افتاده تا یکی دیگر از معدود ذخیره گاههای ارزشمند گیاهی و جانوری باقیمانده در البرز مرکزی را همچون  سرخه حصار و ورجین و جاجرود و لار به ورطه نابودی بکشاند و دستگاههای دولتی همچون نیروی انتظامی ، وزارت کشور ، استانداری ، سازمان امور آب منطقه ای ، وزارت جهاد کشاورزی و سازمان محیط زیست و دستگاه قضایی ، گویی وظیفه ای جز نظاره کردن و سکوت ندارند!

این نکته را به خاطر داشته باشید که آنچه امروز توسط سازمان بازرسی کل کشور منتشر شده تنها بخشی از عوامل تخریب را مد نظر قرار داده و در این گزارش اشاره ای به تصرفات وزارت دفاع و نیروهای نظامی ، احداث سد ماملو و زیر آب رفتن اراضی پارک ، ایجاد جاده جدید پارچین به دلیل آبگرفتگی بخشی از جاده قدیم در اثر سد ، طرح جدید دولت برای اتصال اتوبان بابایی به ورامین از داخل پارک و.... نشده است .

سازمان بازرسی کل کشور در گزارش خود اشاره می کند:

پارک ملي خجير در شمال‌شرق تهران در معرض تصرفات غيرقانوني، تخريب اکوسيستم و از بين رفتن پوشش گياهي قرار گرفته که این امر باعث افزایش آلودگي آب رودخانه جاجرود مي‌شود.

خلاصه گزارش :

* کارکنان شاغل در مجموعه های دولتی مستقر در پارک بدون برخورد جدی و قانونی  دستگاههای مسئول مبادرت به احداث ساختمان و آغل در بستر و حریم رودخانه کرده اند .

* غفلت متولیان دولتی در حفاظت و اطاله دادرسی پرونده های تخریب و تصرف ، شرایط مناسبی را برای سوء استفاده فراهم کرده و حتی بعضا این افراد رای دادگاه راهم به نفع خود دریافت کرده اند .

* علی رغم صراحت مصوبه سال ۱۳۵۴ هیات وزیران مبنی بر ممنوعیت تعلیف احشام ، قطع اشجار ، بوته کنی و تجاوز و تخریب محیط زیست در پارک های ملی ، ولی این قبیل اقدامات بدون واکنش جدی محیط بانان ( که بعضا از اهالی ساکن در همان پارک هستند) در پارک ملی خجیر صورت گرفته است .

* ایجاد مزارع پرورش گل و گلخانه در بستر رودخانه جاجرود که دارای سودآوری فراوانی است همه ساله با تصرف و خاکریزی حاشیه رودخانه بر وسعت آن افزوده می گرددو به تبع آن استفاده از مقادیر متنابهی کود شیمیایی و سموم دفع آفات در این مزارع ، موجب تشدید الودگی آب شرب رودخانه جاجرود شده است .

* ساکنان قدیمی پارک در پی برخی محدودیت های ادادره کل محیط زیست استان تهران مهاجرت کرده ناد اما امور کشاورزی و دامداری خود را به مهخاجرین افغانی واگذار کرده اند لذا پارک ملی خجیر به منطقه امنی برای کار و اقامت افاغنه تبدیل شده که استانداری تهران هم با آن برخورد قانونی نمی کند ! ضمن اینکه تاکنون حدود ۲۰ خانوار به طور پراکنده در حوالی مزارع و باغ های ایجاد شده سکنی گزیده اند.

* بسیاری از کارگران شاغل در شکارگاه خجیر که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جهت امور کشاورزی در انجا اسکان داشتند به عنوان محیط بان ، قرق بان و کارگر به استخدام جهاد سازندگی ، حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی استان تهران در امدند . لیکن خویشاوندی این افراد با ساکنان پارک موجب شد تاعلی رغم ملی بودن پارک ، برخی از آنان با ادعای اینکه ساکنان منطقه می باشند در این اراضی اقدام به ساخت و ساز کنند.

سازمان بازرسی کل کشور در گزارش خود از استانداری تهران خواسته تاضمن نظارت بر استمرار تعامل سازنده دسگاههای مستقر در پارک ملی خجیر ، نسبت به تعیین تکلیف سکونت اهالی و اسکان غیر مجاز افاغنه و جل.گیری از ورود و خروج ماشین آلات سنگین به منطقه اقدام عاجل معمول دارد و از آنجا که با آبگیری سد ماملو و به زیر آب رفتن اراضی حریم رودخانه ، موجبات آلودگی آب شرب پشت سد فراهم خواهد شد ، ضرورت دارد ضمن برخورد قانونی با متصرفین و ساخت و سازهای غیر مجاز و سایر عوامل آلاینده حاشیه رودخانه از ادامه آلودگی بستر و حریم رودخانه منتهی به سد اقدامات لازم صورت گیرد .

با تشکر از جناب آقای صالحی در سازمان بازرسی کل کشور که متن کامل گزارش را امروز برام ارسال کردند

برگرفته از مطالب دوست خوبم مژگان جمشیدیhttp://www.jamshidi6.blogfa.com/post-78.aspx

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

اجاره ملكي با 70 ميليون مالك

منابع‌طبيعی - سام خسروي‌فر:
بر اساس رسم متداول و مألوف، زمان اجاره ملك خود به مستأجر، آن‌را پاك و پاكيزه مي‌كند، تأسيساتش را سروسامان مي‌دهد و در يك كلام دستي به سر و گوش خانه‌اش مي‌كشد.

در مقابل مستأجر نيز متعهد مي‌شود خانه را همچون روز نخست كه تحويل گرفته، تحويل دهد، بي‌كم‌وكاست يا خرابي و ويراني. تمام  اين قواعد در چند خط مكتوب مي‌شود.

در پايان مدت قرارداد اگر دوطرف به تعهد خود عمل كرده باشند، ماجرا به‌خوبي و خوشي پايان مي‌يابد، اگر نه مرجعي كه در قرارداد مشخص شده به اختلافات في‌مابين رسيدگي خواهد كرد.

نبايد فراموش كرد صاحبخانه‌هايي نيز هستند كه از استيصال مستأجران بي‌خانمان و البته كم‌پول باخبرند و خرابه‌اي را به‌ نام خانه و كاشانه اجاره مي‌دهند تا از اين طريق هميان خود را سنگين‌تر كنند.

واگذاري مناطق حفاظت شده به بخش خصوصي نيز همچون اجاره يك منزل يا مغازه است با اين تفاوت كه صاحبخانه اين عرصه‌هاي ارزشمند يك نفر يا يك سازمان مشخص نيست، تمام افرادي كه شناسنامه ايراني دارند مالك هستند اما اين ملك با شماره مالكين 70 ميليون نفري، سال‌هاست كه همچون آن كاشانه مخروبه نيازمند بازسازي و نوسازي است كه بايد تمام مالكان آستين‌ها را بالا بزنند و زخم‌هاي پرشماري كه در اين سه دهه بر اندام رو به احتضار طبيعت وارد شده التيام بخشند.

نگراني از واگذاري مناطق حفاظت شده به بخش خصوصي اين است كه آيا زخم‌ها و جراحت‌هاي پيش‌گفته عميق‌تر نخواهد شد و مهم‌تر اين‌كه مستأجرهاي امروزي حرمت خانه و كاشانه و صاحبخانه را نگه‌ خواهند داشت؟

در بسياري از كشورهاي جهان، مردم محلي، مناطق حفاظت شده را اداره مي‌كنند. آنها به‌درستي دريافته‌اند سود و زيان هر منطقه، منافع و مضار خودشان است بنابراين سعي مي‌كنند منافع خودشان را حفظ كنند اما پيش از رسيدن به اين نقطه، درك و دريافتن آگاهي در ميان‌شان جايگاه و پايگاهي مستحكم ايجاد كرده است.

چنانچه قواعد و ضوابط واگذاري مناطق همچون قانون مالك و مستأجر همه‌جانبه تدوين شده باشد، كار به كاردان سپرده شود و از همه مهم‌تر مردم محلي در منافع چنين طرح‌هايي شريك و سهيم باشند مي‌توان اندكي، فقط اندكي اميدوار التيام يافتن زخم‌هاي كهنه بود.

بي‌شك دوستداران راستين محيط زيست نيز با اين نوشتار هم‌صدا هستند كه نگراني‌شان از درست انجام شدن چنين طرح‌هايي است، يا مستأجر بدقلقي كند و يا كم‌تجربگي در اين زمينه به از دست رفتن باقي‌مانده ارزش‌هاي طبيعي كشور منتهي شود.

واگذاري مناطق آزاد (غيرحفاظت شده) تمرين به نسبت مناسبي است مشروط به آن‌كه در همسايگي مناطق حفاظت شده نباشد و بدين ترتيب نقاط قوت و ضعف چنين طرح‌هايي آشكار خواهد شد.

 
مطالب مرتبط
واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي تهيه زمين معوض، شرط نجات سرخه‌حصار گام‌هاي لرزان در حفاظت از محيط زيست هشدار سازمان بازرسي درباره تخريب پارك ملي خجير چمران : كاربري اراضي سرخه حصار تغيير نمي‌كند اعتراض كارشناسان محيط زيست به تصميم ديوان عدالت اداري تخريب منابع طبيعي نگران‌كننده است منابع طبيعي، كارنامه خودنوشت مراكان سهمي از بودجه قفقاز ندارد
 
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي

در حالي كه حوزه‌‌هاي اقتصادي و صنعتي بزرگ دولت همچنان در برابر خصوصي‌سازي مقاومت مي‌كنند، رئيس سازمان حفاظت محيط‌زيست از واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي خبر داد.

به گزارش خبرنگار همشهري، فاطمه واعظ جوادي در يك نشست مطبوعاتي گفت: سازمان حفاظت محيط‌زيست در راستاي اصل 44 قانون اساسي، بهره‌برداري بخشي از مناطق تحت مديريت اين سازمان را به بخش خصوصي واگذار مي‌كند.

به گفته وي، در اولين مرحله از اجراي اين طرح، بهره‌برداري از مناطق شكار ممنوع با مديريت سازمان محيط‌زيست به بخش خصوصي واگذار و درآمد حاصل از آن مستقيما به خزانه واريز مي‌شود. در اين راستا، اولين منطقه در استان سمنان ظرف ماه آينده به كانون شكار ايران واگذار مي‌گردد.

براساس اين طرح، مناطق تعيين شده براي تفرج نيز به بخش خصوصي واگذار مي‌شود.

واعظ جوادي در اين نشست خبري، ضمن اظهار بي‌اطلاعي از ماهيت كساني كه اقدام به قطع نهال‌هاي زيتون در سرخه حصار كرده‌اند، گفت: احتمالا افرادي كه مي‌خواسته‌اند ارتباط خوب سازمان محيط‌زيست و شهرداري را به هم بزنند و يا قصد بهره‌برداري سياسي از اين ماجرا داشته‌اند دست به اين كار زده‌اند.

وي همچنين از تهيه دستورالعملي مدون براي برداشت اصولي از معادن فلزي و غيرفلزي در سال جاري خبر داد.

 
مطالب مرتبط
انتقاد كارشناسان از واگذاري ميراث طبيعي اجاره ملكي با 70 ميليون مالك تهيه زمين معوض، شرط نجات سرخه‌حصار گام‌هاي لرزان در حفاظت از محيط زيست هشدار سازمان بازرسي درباره تخريب پارك ملي خجير چمران : كاربري اراضي سرخه حصار تغيير نمي‌كند اعتراض كارشناسان محيط زيست به تصميم ديوان عدالت اداري تخريب منابع طبيعي نگران‌كننده است منابع طبيعي، كارنامه خودنوشت مراكان سهمي از بودجه قفقاز ندارد
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

در پي بازديد تعدادي از اعضا ي کانون ديده بانان زمين از تالاب ها و مناطق حفاظت شدة  استان هرمزگان نتايجي حاصل شد که اولين گزارش ديده بانان زمين از اين سلسله گزارش ها به شرح زير است :

 

تخريب يکي از بکر ترين تالاب هاي بين المللي حرا و چندل در سواحل شرقي تنگه هرمز کليد خورد !

 

گزارش  از : کانون ديده بانان زمين- نسرين دخت خطيبي-کارشناس جغرافيا –اسفند 1385

 

تالاب  آذيني ( خور آذيني )  جزو مجموعه  پهنه هاي تالابي است که به عنوان   "  دلتاي رود گز و حرا ( هيوي )  The Delta of Rud-e Gaz and Rud-e Hara international Wetland   "  در فهرست سايت هاي  رامسر ثبت شده است .

تالاب آذيني ( آذين )  در جنوب دهستان " بيابان " از شهرستان ميناب و تقريباً در 35 کيلومتري جنوب غربي شهر و بندر " سيريک " قرار دارد . با توجه به پهنه تالابي وسيع منطقه در اين دهستان مراکز جمعيتي روستايي عموماً در شعاع 5 تا 7 کيلومتري  اين تالاب قرار دارند که برخي از آنها عبارتند از :

روستاي گناري Gonari  روستاي " بازگرد"  - روستاي " داپتي Dapti "  روستاي " گاراندهو "  - روستاي گز پير Gazpir - روستاي مهرگي Mahregi  .

تالاب بين المللي دلتاي رود گز و رود حرا ( هيوي )  که از تاريخ 23 ژوئن 1975 به طول 40 كيلومتر و مساحت 15 هزار هکتار در فهرست رامسر قرار گرفت ،  اما متاسفانه در توجيه  جغرافيايي آن دقت کافي مبذول نشده است چرا که طبق تحقيقات اينجانب دو اشکال اساسي در اين توجيه جغرافيايي وجود دارد .

اول – مجموعة تالابي مزبور يک پهنة  ماتدابي گلي ، ماسه اي بين جزر و مدي   با خور هاي بزرگ و کوچک و جزاير کوچک متفرقه  است  با جنگل هاي حرا و چندل در حد فاصل دو رودخانه گز و  هيوه   ( نگاه شود به تصوير ماهواره اي ضميمه )  و نه دهانه دو رودخانه  گز و حرا  ، که به غلط در اسناد سازمان حفاظت محيط زيست  اينگونه تعريف شده :

 "  دهانه دو رود خانه حرا و گز  تواماً يک تالاب ساحلي به طول 40 کيلومتر در امتداد شمال به جنوب در سواحل شرقي تنگه هرمز تشکيل داده اند . اين تالاب شامل مجموعه اي از آبراه هاي جزر و مدي ، کفه هاي گلي ، جنگل حرا به مساحت حدود 900 هکتار ، سواحل شني و چندين جزيره گلي پست مي باشد و.... "

دوم – در تعريف سازمان حفاظت محيط زيست از رودخانة " حرا " نام برده شده است که چنين رودخانه اي با اين نام در هيچ يک از اسناد جغرافيايي ( کتاب و نقشه ) يافت نشد و احتمالاً اين همان رودخانه " هيوي Hivey "  است که شايد  نام محلي  داشته است .

شايان ذکر است در شهرستان ميناب  حدود 70  رود و  آبراه  فصلي و اتفاقي  با نام مشخص   در اسناد جغرافيايي ذکر شده است  که رود خانه اي به نام حرا در ميان آنها يافت نشد .

 

تالاب آذيني از شگفت انگيز ترين تالاب هاي گرمسيري کشور

تالاب آذيني از شگفت انگيز ترين تالاب هاي گرمسيري کشور  است مجموعه اي از  جنگل هاي مانگرو  با دو گونه بر تر حرا Avicennia marina  و چندل . Rhizophora mucronata که رويشگاه چندل تنها در اين تالاب  در کل منطقه ساحلي جنوب ايران  وجود دارد . در تصاوير ضميمه در بخش انتهايي همين گزارش  چشم انداز هاي انبوه دو گونه  فوق  ارائه شده است .

اين رويشگاه جنگلي منحصر به فرد  با وسعتي بيش از 500 هکتار  به علت موقعيت جغرافيايي خاص  زيستگاه  ارزشمندي است براي نگهداري و حفاظت ويژه به لحاظ تنوع اکولوژيکي و ژنتيکي بسيار  بالا .  اين تالاب همچنين يکي از نواحي مهم زمستانگذراني  پرندگان در معرض خطر انقراض همچون پليکان پا خاکستري  ( Pelecanus crispus   )   حواصيل خاکستري (  ( Ardea cinera  ، اکرت بزرگ( Egretta alba  ) و اکرت ساحلي(Egretta gularis    ،گيلانشاه  ( Numinous auguata   ) و گيلانشاه ابرو سفيد و گيلانشاه حنايي  و...  است که برخي تصاوير   اين پرندگان در بخش پاياني همين گزارش  ارائه شده است . علاوه بر اين از  پرندگان خشکزي نظير تيهو ، دليجه ، بلبل خرما و ليکو ، در حاشيه تالاب  مي توان نام برد .

به علت جزر و مدي بودن تالاب بسياري از ماهيان  درياي عمان وارد تالاب مي شوند که در تصوير ضميمه نمونه هاي صيد شده اين نوع ماهيان  ارائه شده است .

. شايان ذکر است رويشگاه هاي طبيعي مانگرو ها عموماٌ  مناطق گرمسيري هستند و  نواحي تحت تاثير جزر و مد دريا و... که  به لحاظ غناي زيستي فراوان غير قابل جانشين مي باشند و به همين دليل از يک حمايت جهاني بر خوردار مي باشند   و از اين رو سازمان حفاظت محيط زيست کشور ما نيز تمامي خور هاي خليج فارس  تا درياي عمان را به لحاظ وجود همين رويشگاه ها حفاظت شده اعلام کرده است و اين غير از تالاب هاي فهرست رامسر در اين منطقه است . اين نوع تالاب ها کار کرد هاي بسيار زيادي  دارند از جمله :

*-داراي ارزش هاي اکولوژيکي  به لحاظ کنترل فرسايش کناره هاي ساحلي که در برابر طغيان دريا حافظان طبيعي بسيار خوبي هستند

*-مقاوم در برابر آفات و حشرات

*-زيستگاه  بسياري از پرندگان تالابي ، آبزيان ، دو زيستان

*-مقاوم به شوري  آبهاي دريا

*-داراي خواص دارويي  بسيار نظير  : درمان زخم و مار گزيدگي ، درمان نارحتي هاي پوستي – و بويژه چندل براي درمان ديابت ، گلو درد ، اسهال خوني ( منبع : Jams,A.D.1983. Handbook of Energy Crops )

*- و ...

کليد تخريب تالاب آذيني توسط سازمان شيلات زده مي شود

اسکله صيادي سازمان شيلات درست در کنار رو يشگاه هاي  حرا و چندل ، تخريب  اکوسيستم تالابي بکر منطقه با ارزش بين المللي غير قابل جايگزين را آغاز کرده است ! که زخم کاري ديگري بر پيکر طبيعت شگفت انگيز ايران خواهد بود . اگر چه اين تالاب نيز واژه حفاظتي و رامسر سايت هارا با خود يدک مي کشد ولي براي تخريب کنندگان ، اين واژه ها هيچگاه معني خود را نداشته است . بگونه اي که تحت عنوان  طرح هاي عمراني و با بخشي نگري و بدون بر نامة آمايش سرزمين توسعه اي صورت مي گيرد که قطعاٌ  به ضد خود تبديل مي شود ! زيرا با بر هم زدن تعادل اکوسيستم تالابي که هزاران سال در مقابل طوفان ها و فرسايش هاي ساحلي و جزر و مد هاي شديد مقاومت کرده و ساختار طبيعي فعلي را بوجود آورده است قطعاً تاسيسات شيلاتي با انهدام اين تالاب دوامي نخواهد داشت و همواره در خطر نابودي قرار دارد و اين يعني بازي با بيت المال و اين يعني عناد با منابع ملي و اين يعني پايمال کردن حق اين نسل و نسل هاي آينده و اين يعني ناديده گرفتن حق زيست ساير موجودات و اين يعني بي حرمتي به يک گنجينه الهي آنهم در سرزميني خشک !

 ايجاد اسکله جديد در حالي است که هم اکنون در شهرستان ميناب تاسيسات شيلاتي زيادي موجود است  : در حال حاضر سه بندر و مرکز صيادي وجود دارد که شامل بندر " کلاهي " بندر" کوهستک"  و بندر " سيريک " است . در منطقه کلاهي ( خور کلاهي )  يک اسکله صيادي قرار گرفته که داراي امکانات مختلف است . از جمله بازارچه ماهي است.  در اين اسکله صيادي  48 دستگاه لنج و حدود 200 دستگاه قايق موتوري فعاليت دارند  همچنين يک واحد استخر پرورش ميگو به وسعت 20 هکتار وجود دارد بعلاوه در  منطقه  " تياب جنوبي " حدود 400 هکتار و در " تياب شمالي " حدود 1000 هکتار استخر پرورش ميگو و يک واحد کارخانه کنسرو ماهي و يک واحد سردخانه 500 تني انجماد و يخسازي در منطقه کلاهي وجود دارد .  در منطقه کوهستک  نيز يک  موج شکن ، سکوي خشک کردن ماهي وجود دارد و همچنين 2 دستگاه لنج و 160 دستگاه قايق موتوري فعاليت  دارند . در بندر " سيريک " ( صيد گاه سيريک ) نيز  کليه امکانات صيادي  و حدود 100  دستگاه  قايق موتوري فعاليت دارندو...

در پايان جلوه هاي شگفت انگيز و کم نظير تالاب آذيني در قالب 24تصوير به نمايش گذاشته مي شود باشد که توجه دوستداران محيط زيست و مسئولين ايران را به لزوم جلوگيري از احداث اسکله صيادي شيلات جلب نمايد .

کانون ديده بانان زمين معتقد است اين اقدام  مخرب آغاز يک سلسله  تاسيسات تخريبي ديگر در اين تالاب با ارزش است 

 *****

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥

بهترين خبرخوش زيست محيطي سال تكذيب شد

بنياد مستضعفان پاسخ داد :

دولت مصوبه اي يراي بازپسگيري جنگلهاي شمال نداشته است

http://www.ayandehno.com/Data/Remote/05850608IR-ACC-R35/Data/Resources/Medias/851202-06.pdf

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥

يگانه توده 4 هكتاري مورد كشور توسط بلدوزرهاي وزارت نيرو نابود شد ..

یه مطلب ناراحت کننده ی دیگه در مورد طبیعت امروز توسط یکی از دوستای خوبم به دستم رسیده که برای آگاهی شما ضمیمه کرده ام...نمی دونم بغیر از خراب کاری تو محیط زیست چرا هیچ اتفاق دیگه ای نمیوفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/گیلان غرب امروز

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥

ركورد دار فرسايش خاك

منابع طبيعی - اسدالله افلاكي:
در نخستين نشست مشترك صاحبنظران محيط‌زيست و منابع طبيعي كشور كه با پيگيري جامعه جنگلباني ايران تشكيل شده بود وضعيت بحراني محيط‌زيست و عرصه‌هاي منابع طبيعي كشور بويژه تخريب پارك‌هاي ملي بررسي شد.

مهندس كاظم نصرتي نصرآبادي، رئيس جامعه جنگلباني ايران، در آغاز نشست گفت: آنچه امروز در منابع طبيعي و محيط‌زيست كشور در حال وقوع است اتفاقات ناخوشايندي است كه به رغم بيش از 50 سال سابقه سازمان جنگل‌ها، در نهايت بيلان منابع طبيعي منفي است و اين ناشي از سياستگذاري‌هاست، چرا كه تخصيص اعتبارات به سبك و سياقي است كه در نهايت اين بيلان را ترسيم مي‌كند.

وي افزود: منابع طبيعي و محيط‌زيست دچار وضعيتي بسيار بحراني است. از يك‌سو، تا نوك كوه شخم زده مي‌شود و از سوي ديگر، تمام طرحها، بدون مطالعه و بررسي‌هاي كارشناسانه است.

براين اساس ضروري است با كمك رسانه‌ها با طرح مسائل در مطبوعات فرهنگسازي شود تا نگرش دولتمردان و مسئولان نسبت به منابع طبيعي و محيط‌زيست تغيير كند؛ چرا كه در حال حاضر، در مواردي وضعيت و نگاه به منابع طبيعي به گونه‌اي است كه حتي مناطق حفاظت شده در امان نيست؛ وقتي اين مناطق حفظ نشود، تكليف بقيه عرصه‌ها مشخص است.

از همين‌رو با توجه به وضعيت موجود اين نشست برگزار شد با اين اميد كه اين نشست ادامه داشته باشد تا از اين طريق نظرات كارشناسان و صاحبنظران محيط‌زيست و منابع طبيعي كه دغدغه‌اي جز حفظ و صيانت از ميراث طبيعي كشور ندارند، منعكس شود تا بيش از اين شاهد تخريب منابع طبيعي و محيط‌زيست كشور نباشيم.

در كشور ما توسعه پايدار جايي ندارد

دكتر تقي شامخي، رئيس هيأت مديره انجمن علمي جنگلباني ايران، در اين نشست گفت: آنچه امروز مايه نگراني به شمار مي‌رود، نوع برخورد با مسائل محيط‌زيست و منابع طبيعي است كه شاخص آن، برخورد با پارك‌هاي ملي است.

وي در ريشه‌يابي اين برخورد گفت: مسئله‌اي كه وجود دارد چالش بين محيط‌زيست و توسعه است. به عبارت ديگر اصلي‌ترين چالش كه در زمان ما وجود دارد، بحث توسعه و رابطه آن با محيط‌زيست است. ما معتقديم كه توسعه بايد وجود داشته باشد، اما بايد در كنار اين توسعه محيط‌زيست حفظ شود.

شامخي با تاكيد بر ضرورت توسعه تصريح كرد: آنچه صاحبنظران و استادان محيط‌زيست و منابع طبيعي را از ديگر گروه‌هاي اجتماعي متمايز مي‌كند، نوع نگاه اين افراد به مقوله توسعه است، چرا كه اين افراد معتقدند توسعه بايد در بستر طبيعت انجام شود؛ يعني دغدغه ما (صاحبنظران محيط‌زيست و منابع طبيعي) آن است كه توسعه بايد به گونه‌اي باشد كه زميني براي زيستن داشته باشيم.

اگر قرار باشد اين توسعه «بر سر شاخ نشستن و بن بريدن» باشد، توسعه نخواهد بود. نكته‌اي كه وجود دارد، اين است كه در كشور ما فقط به توسعه مي‌انديشند و اين موضوع كه اين توسعه چگونه بايد صورت بپذيرد، ديگر مطرح نيست.

بويژه در دولت نهم كه علاقه‌مند به پيشرفت و توسعه كشور است و ما هم صددرصد با آن موافقيم، به مسائل جانبي و اين كه توسعه بايد مبتني‌بر چه ضوابطي باشد، كمتر توجه مي‌شود و به نظر مي‌رسد درباره زميني كه مي‌خواهد اين توسعه روي آن اتفاق بيفتد يا اطلاعات محدودي دارند و يا توجه آنها به زمين اندك است و همين توجه اندك، اين نگراني را به وجود مي‌آورد كه روند توسعه با اين سبك و سياق، خساراتي را پديد آورد كه جبران آن دشوار يا غيرممكن باشد.

در حالي كه بايد به اين واقعيت معتقد باشيم كه اين زميني كه ما روي آن زندگي مي‌كنيم، بعد از تحولات 4 ميليارد ساله شكل گرفته و به ما سپرده شده است و از همين‌رو، بايد براي نسل‌هاي آينده آن را حفظ كنيم.

اين استاد دانشگاه افزود: شايد در بحث توسعه يادآوري اين نكته خالي از لطف نباشد كه جامعه جهاني بعد از برگزاري كنفرانس 1972 در استكهلم، نسبت به در مخاطره قرار گرفتن زمين هشدار داد. پس از اين هشدار، بسياري از كشورهاي در حال توسعه، اين هشدار را طنز تلقي كردند.

اين طرز تلقي ناشي از آن بود كه كشورهاي در حال توسعه معتقد بودند چون كشورهاي توسعه يافته مشكل غذا ندارند و به عبارتي سير هستند، چنين مسائلي را طرح مي‌كنند، اما اين مسائل براي ما كه با كمبود غذا مواجهيم، معنايي ندارد. ولي به فاصله زماني كوتاهي همين كشورها دريافتند كه اين مسئله يك مسئله جهاني است و چه در كشور غني و چه در كشور فقير زندگي كنيم، نمي‌توانيم آن را ناديده بگيريم.

شامخي خاطر نشان كرد: آنچه امروز در كشور ما جاري است يادآور نگاه كشورهاي در حال توسعه بعد از كنفرانس 1972 است و اين ضرورت توجه دادن مسئولان به مسائل زيست محيطي را نشان مي‌دهد.

براين اساس بدون ورود به مسائل سياسي و صرفاً به خاطر حفظ ميراث طبيعي و محيط‌زيست و ضمن احترام گذاشتن به اين ايده مسئولان اجرايي كه مي‌خواهند باعث توسعه و پيشرفت كشور شوند، بايد عواقب و پيامدهاي زيانبار توسعه بدون رعايت ضوابط زيست‌محيطي را متذكر شد، چرا كه توسعه يك امر مشروط است يعني بايد حريم طبيعت به شدت حفظ و رعايت شود.

حال وقتي مي‌شنويم به رغم وجود همه قوانين ظرف مدت كوتاهي در شش پارك ملي تصرفاتي صورت مي‌گيرد كه مغاير با مباني و اصول است، حق داريم برخود بلرزيم و دچار اين نگراني عميق شويم كه نكند كساني كه دست‌اندركار امر توسعه هستند، واقعاً از اين حقيقت آگاه نباشند كه توسعه امروز جهان با چالش حفظ محيط‌‍ زيست مواجه شده و بر همين اساس است كه توسعه پايدار در چارچوب‌هاي معيني پذيرفتني است.

پارك‌هاي حفاظت‌شده پشتوانه حيات ماست

دكتر مجيد مخدوم - رئيس انجمن علمي ارزيابي محيط‌زيست - ضمن ابراز تأسف از وضعيت امروز پارك‌هاي ملي و ديگر عرصه‌هاي منابع طبيعي گفت: مشكل اصلي در كشور ما اين است كه هم توده مردم و هم دولتمردان، فلسفه وجودي پارك ملي و مناطق حفاظت‌شده را درك نكرده‌اند.

وي افزود: ما مخالف توسعه نيستيم، چرا كه بدون توسعه، انسان محكوم به فناست اما براي توسعه بايد حد و مرزي قائل باشيم.

وي در خصوص پارك‌هاي ملي گفت: اساساً فلسفه وجودي پارك ملي، اين است كه ما در دنياي كنوني براي ادامه زندگي به سه مقوله اساسي «غذا»، «دارو»، «كاغذ و چوب» نياز داريم. اين در حالي است كه با وضعيت فعلي، هر محصولي كه چه به صورت طبيعي و چه به صورت دست‌كاشت به دست مي‌آيد، 30 تا 50 درصد آن از زمان كاشت تا زماني كه به انبار برسد، بر اثر آفات از بين مي‌رود. سم‌پاشي هم براي دفع آفات جواب نداده، چرا كه اگر سم‌پاشي صورت بگيرد، سال بعد بايد ميزان سم را چند برابر افزايش بدهيم.

بهترين راه‌حلي كه در اين زمينه وجود دارد، اين است كه ما براي ايجاد پايه‌هاي اهلي كه نسبت به حمله آفات و بيماري‌ها مقاوم باشد، دورگ‌گيري كنيم. اين فعاليت وقتي در دنيا آغاز شد، دريافتند كه با اين شيوه مي‌توان پايه‌هايي توليد كرد كه هم توليد بيشتري را در پي داشته باشد و هم اين پايه‌ها به گونه پاكوتاه باشد و در نتيجه با وسايل ارزان‌تر قابل برداشت باشد.

اين مدرس دانشگاه تصريح كرد: علم ژنتيك به خاطر سه مقوله توليد بيشتر، استفاده از ماشين‌آلات ارزان‌تر و از همه مهم‌تر مقاومت در برابر آفات و بيماري‌ها پديد آمد. اصل كلي در دورگ‌گيري اين است كه دورگ‌گيري بايد بين پايه اهلي و وحشي صورت پذيرد.

حال اگر عرصه‌هاي طبيعي را نابود كنيم و پارك‌هاي ملي و مناطق حفاظت‌شده را كه در واقع ذخيره‌گاه اين پايه‌هاي وحشي براي توليد كاغذ، چوب، دارو، پوشاك و بسياري اقلام ديگر هستند نابود كنيم، چگونه اين كار(دورگ‌گيري) امكان‌پذير خواهد بود.

وي ادامه داد: ذخيره‌گاه جنگل، پارك جنگلي، جنگل‌هاي دست‌كاشت، آثار منابع طبيعي ملي، مناطق حفاظت‌شده، پارك‌هاي ملي و پناهگاه حيات وحش كه تقريباً 8 درصد از مساحت كشور را به خود اختصاص داده‌اند، از آن رو به وجود آمده و حفاظت مي‌شوند كه پشتوانه‌اي براي زندگي و حيات باشند.

يعني در وضعيت ناهنجاري كه ممكن است پيش بيايد، اين مناطق مي‌تواند به عنوان صندوق پس‌انداز عمل كند؛ يعني پارك ملي يك نقش بيمه‌اي دارد و اين درجه اهميت حفاظت از آن را نشان مي‌دهد.

وي گفت: اخيراً نمونه‌اي دورگ‌گيري صورت گرفته كه توليد كاغذ را 24برابر كرده است. اين دورگ‌گيري با يك پايه وحشي كه در پارك ملي تبت وجود دارد انجام شده است. حال تصور كنيد اگر اين پارك تخريب شده بود، آيا امكان دستيابي به چنين پايه‌اي وجود داشت؟ بر اين اساس انتظار آن است كه حداقل، مناطق حفاظت‌شده را رها كنند تا اين صندوق پس‌انداز محفوظ و مصون بماند.
دكتر مخدوم به وضعيت بحراني محيط‌زيست در جهان اشاره كرد و گفت: اگر به شماره نوامبر 2006 نشنال جئوگرافي مراجعه كنيد، مي‌بينيد كه فاجعه زيست محيطي در آمريكا در حال وقوع است و اين به خاطر آن است كه دولتمردان آمريكايي با مقوله محيط‌زيست بيگانه‌اند.

وي تصريح كرد: اخيراً جيمز لاك و همكارانش نسبت به روند توسعه در جهان هشدار داده و تاكيد كرده‌اند روند توسعه فعلي در 40سال آينده به فاجعه‌اي ختم مي‌شود كه گرم‌شدن زمين در قبال آن ناچيز است.

به گفته دكتر مخدوم، اين دانشمند هشدار داده است اگر دماي زمين به خاطر افزايش اثر
گلخانه اي از 5/2درجه بالا برود، تنها يخ‌هاي قطب شمال و جنوب ذوب نمي‌شود؛ فاجعه بدتر از آن، آزادشدن متان توندراست و از آنجا كه گرم‌كنندگي گاز متان بين 12 تا 36 برابر  اثر گلخانه اي است، گرماي زمين يكباره 12درجه افزايش پيدا مي‌كند و اين يعني تبديل زمين به جهنم. اين فجايع ناشي از آن است كه دولتمردان جهان با مسائل زيست‌محيطي ناآشنايند.

ايستگاه‌هاي تحقيقاتي در معرض نابودي

دكتر احمد رحماني - رئيس هيأت مديره انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع- گفت: در حال حاضر تخريب، تمام عرصه‌هاي منابع طبيعي كشور را فرا گرفته و تا آنجا پيش رفته است كه به رغم آن كه نبايد در پارك‌هاي ملي كوچكترين تصرفي شود، اين پارك‌ها مصون نمانده و در حال تخريب است و اين بايد به گوش مسئولان برسد.

وي گفت: آمار نشان مي‌دهد كه سالانه 2ميليارد متر مكعب فرسايش خاك در كشور داريم. اين رقم 6/7درصد فرسايش كل خاك در جهان را نشان مي‌دهد و بر همين اساس فرسايش خاك در كشور ما 3برابر آسياست و اين موضوع وحشتناكي است. در مورد جنگل‌ها وضعيت بسيار بدتر است؛ چرا كه برخي آمارها حاكي از آن است كه سالانه در شمال 15 تا 25تن در هكتار فرسايش خاك وجود دارد، در حالي كه نُرم‌ جهاني 5/2تن در هكتار است.

اگر اين آمارها واقعي باشد، ما در اين زمينه ركورددار هستيم. از سوي ديگر ميزان سرانه جنگل‌هاي ما 2دهم هكتار است، در حالي كه اين ميزان در جهان 8دهم هكتار است. دليل اين وضعيت هم مشخص است. وقتي در مناطق جنگلي كه بارندگي زياد است، پوشش گياهي بالادست را از بين مي‌بريم، در حقيقت جنگل‌ها را تخريب كرده‌ايم.

رحماني تصريح كرد: در وضعيت فعلي، اين وظيفه تشكل‌هاي مردم‌نهاد است كه با فرهنگسازي از يك سو مردم را با اين مشكلات و پيامدهاي آن آشنا سازند و از سوي ديگر تلاش كنند با ايجاد ارتباط دائم و پيوسته با مسئولان، آنان را متوجه عواقب روند موجود كنند. اين شيوه‌اي است كه پيش از اين نيز جواب داده، چرا كه بدون شك مسئولان نيز هدفي جز حفظ منابع ندارند و اين وظيفه صاحب‌نظران است كه واقعيت مسائل را براي آنها روشن سازند.

وي گفت: با طرز نگاه و تلقي‌اي كه امروزه از منابع طبيعي و محيط‌زيست وجود دارد، ساده‌ترين راه انتخاب مي‌شود و عمليات اجرايي بدون ارزيابي زيست‌محيطي انجام مي‌گيرد و در نتيجه از جنگل و پارك ملي هم عبور مي‌كند. در اينجا انجمن‌هاي علمي بايد براي ارتقاي سطح آگاهي عمومي تلاش كنند و مسائل را به مسئولان منعكس كنند، چرا كه اگر مطالب به صورت علمي منتقل شود، ثمربخش خواهد بود.

وي ضمن انتقاد از وضعيت موجود در بخش تحقيقات افزود: بخش تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي متأثر از كل تحقيقات در كشور است. بودجه‌اي كه امسال به مقوله تحقيقات در كشور اختصاص يافته 45صدم نسبت به درآمد ناخالص ملي بوده، در حالي كه در سال گذشته اين ميزان 7دهم درصد بوده است. مشكل ديگر اين است كه بودجه‌اي كه به بخش تحقيقات اختصاص مي‌يابد، صرف مسائل جاري مي‌شود؛

به طوري كه بنا به گفته معاون آموزش و تحقيقات وزارت جهاد، 96درصد بودجه تحقيقات صرف هزينه‌هاي جاري مي‌شود و 4درصد آن صرف تحقيقات مي‌گردد و اين بودجه‌اي نيست كه بتوان با آن در منابع طبيعي تحول ايجاد كرد.

رحماني گفت: 314 ايستگاه تحقيقاتي در بخش كشاورزي و منابع طبيعي وجود دارد كه قرار است به 80 ايستگاه تقليل پيدا كند.

افزون بر اين، بسياري از ايستگاه‌هاي تحقيقاتي در معرض خطر است، چرا كه احتمالاً مي‌خواهند به بخش خصوصي واگذار كنند. در حالي كه در شرايط فعلي ايجاد ايستگاه تحقيقاتي تقريباً غيرممكن است.

براي نمونه قرار است جاده‌اي از ميان ايستگاه تحقيقاتي نوشهر- باغ گياه‌شناسي- كه قدمت چندين ساله دارد و بسياري از گونه‌هاي منحصر به فرد را در خود جاي داده عبور كند.

وي گفت: نمونه ديگر كه در معرض خطر است، ايستگاه تحقيقاتي «سيراچال» در كرج است كه به ايستگاه ارس شهرت دارد. اين ايستگاه را نيز مي‌خواهند به عنوان پارك شهري اعلام كنند. اين موضوعات واقعيت‌هاي تلخ امروز منابع طبيعي كشور است.

تاریخ درج: 26 دی 1385 ساعت 19:55تاریخ تایید: 26 دی 1385 ساعت 20:07تاریخ به روز رسانی: 26 دی 1385 ساعت 20:07 
   
  
 
مطالب مرتبط
ادغام منابع طبيعي؛ آن روي سكه اما زمين‌خوارها به كوه‌ها مي‌رسند... كوهستان‌هاي شمال در مسير قهقرا اسناد 120 ميليون هكتار اراضي را باطل كنيد
 
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٥

دلخراش ترین حادثه زیست محیطی

نگذاريد شاهد مرگ خاموش اسطوره استوار «البرز» باشيم 

144تن از اساتيد، اعضاي هيأت علمي و نخبگان منابع طبيعي و محيط زيست كشور در نامه‌اي سرگشاده به رييس‌جمهوري، خواستار ابطال مصوبه احداث جاده «بلده نور» به «گرمابدر لواسان» از داخل پارك ملي لار، مصوب در بيست و دومين سفر استاني دولت در مازندران، شده و از دكتر محمود احمدي‌نژاد خواستند اجازه ندهد تا به بهانه احداث اين جاده، عملاً آخرين شريان‌هاي حيات «البرز» قطع شده و شاهد مرگ خاموش اين اسطوره هميشه استوار ايران‌زمين باشيم.

به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران، در فهرست امضاكننندگان اين نامه كه نسخه‌اي آن براي ايسنا نمابر شده، نام دكتر محمدحسن عصاره، رييس مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور، مهندس انوشيروان نجفي، معاون سابق محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست، مهندس ناصر مقدسي، معاون سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور در مناطق خشك و نيمه خشك، دكتر تقي شامخي، عضو هيات علمي دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران، رييس انجمن جنگلباني ايران و رييس اسبق موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، دكتر خسرو ثاقب‌طالبي، رييس بخش تحقيقات جنگل موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور و استاد دانشگاه تهران، دكتر حسن مداح عارفي، رئيس بانك ژن مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور، دكتر مجيد مخدوم، استاد دانشگاه تهران و پدر دانش محيط زيست نوين در ايران و ... به چشم مي‌خورد.

در اين نامه تاكيد شده است: احداث جاده از داخل پارك ملي لار كه با عبور از مناطق شديداً شكننده و لغزان حوضه آبخيز لتيان، پارك ملي لار را نيز به دو نيم خواهد كرد، با ايجاد پديده «قطعه قطعه شدن» و جدايي زيستگاه‌ها، منجر به انقراض نسل بسياري از گونه‌هاي گياهي و جانوري مي‌شود.

به گزارش ايسنا، در اين نامه خطاب به دكتر محمود احمدي‌نژاد آمده است: همان طور كه حضرت عالي استحضار داريد، مهرماه گذشته 153 نفر از دانشگاهيان و متخصصان محيط زيست كشور ـ طي نامه‌اي سرگشاده ـ نگراني عميق خود را در خصوص تعريض جاده پارك ملي گلستان به اطلاع رساندند.

متأسفانه تا اين تاريخ نه تنها به درخواست متخصصان امر در خصوص انتقال جاده مزبور، موضوعي كه مصوبه هيأت وزيران نيز بوده و بودجه آن نيز تخصيص يافته است، پاسخ مثبتي داده نشد؛ بلكه شاهد مصوبات ديگري در سفرهاي استاني دولت بوديم كه نگراني دوچندان در ميان متخصصان، اساتيد و نخبگان منابع طبيعي و محيط زيست كشور ايجاد كرد كه از آن جمله بايد به اجازه احداث جاده گرمابدر ـ بلده از ميان منطقه حفاظت شده البرز مركزي و ادامه آن در پارك ملّي لار اشاره كرد.

در ادامه اين نامه آمده است: از 250 هزار گونه گياهان آوندي شناخته شده در جهان، حدود 7 هزار و 300 گونه گياهي در ايران رويش دارند كه طبق تحقيقات انجام شده 25 درصد آنها انحصاري (اندميك) اين مرز و بوم هستند. با توجه به آنكه دو سوم ايران از آب و هواي خشك و بسيارخشك برخوردار است، بخش عمده اين تنوع در دو رشته كوه البرز و زاگرس و شمال خراسان متمركز شده است.

يكي از بزرگترين افتخارات تمدن ما اين است كه ايرانيان ارزش اين ذخاير ژنتيكي را به خوبي دانسته و در چندين هزار سال پيش، گياهان مهمي مانند گندم، جو، پسته، انار، انگور، اسفناج، پياز و گونه‌هاي متعدد ديگر را اهلي كرده‌اند؛ گياهاني كه امروزه بدون آنها، تصور سير كردن جمعيت بالغ بر 6 ميلياردي جهان ناممكن مي‌نمود.

امضاكنندگان اين نامه آورده‌اند: حايز اهميت‌تر آنكه بخش عمده‌اي از گياهان بومي ايران، واجد ارزش‌هاي دارويي نيز هستند كه شكوفايي و بقاي طب سنتي و اسلامي مديون بقا و حفظ اين اندوخته‌هاي ارزشمند و بي‌جايگزين است. از طرفي چون گياهان ايران در منطقه‌اي خشك و نيمه خشك تكامل يافته‌اند، اغلب ژن‌هاي مهم مقاوم به خشكي، شوري، سرما و مقاوم به آفات در اين گياهان نهفته است؛ ژن‌هايي كه در شمار بزرگترين سرمايه‌هاي خدادادي براي توسعه دانش فناوري زيستي و تأمين نيازهاي غذايي بشر محسوب مي‌شوند.

در اين ميان، كوهستان البرز از مهمترين رويشگاه‌هاي كشور، با تنوع زيستي بالا بوده و يك منبع طبيعي ارزشمند و انكارناپذير محسوب مي‌شود؛ كوهستاني كه متاسفانه بايد اعتراف كنيم: به دليل فشارهاي انساني، ساخت و سازهاي متعدد و غلظت بي‌نظير عمليات تخريبي در آن، اينك در شمار شكننده‌ترين و آسيب‌پذيرترين مناطق ايران جاي گرفته و به تلخي بايد اعتراف كرد: «سيماي طبيعي البرز شديداً تخريب يافته و گونه‌هاي زيادي از گياهان و جانوران در معرض خطر انقراض قرار گرفته يا نابود شده‌اند.»

در ادامه اين نامه آمده است: با اين وجود، بخشهايي از مناطق كوهستاني و مرتفع به دليل تمهيدات حفاظتي اعمال شده از سوي سازمان حفاظت محيط زيست و در راستاي حراست از اصل پنجاهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در امان مانده و كماكان مي‌توان اميدوار بود كه فرزندان ما نيز از نعمت تنوع زيستي ناهمتاي كوهستان كم‌نظير البرز برخوردار باشند.

اما با تأسف و ناباوري شاهديم كه يكي از مصوبه‌هاي اخير دولت محترم در بيست و دومين سفر استاني به مازندران، در تقابلي آشكار با راهبردي‌ترين ملاحظات زيست‌محيطي قرار گرفته و از همين رو، دل‌نگراني جدي ميان اساتيد، پژوهشگران و ديگر فعالان عرصه محيط زيست كشور ايجاد كرده است.

در حقيقت، به باور ما امضاء‌كنندگان اين نامه، احداث جاده گرمابدر ـ بلده، آن هم از ميان منطقه حفاظت‌شده البرز مركزي و پارك ملّي لار، خطري جدي براي تداوم حيات و شادابي اين منطقه و زيستمندان ارزشمند و غيرقابل جانشينش محسوب مي‌شود.

به گزارش ايسنا، در اين نامه همچنين آمده است: احداث اين جاده كه با عبور از مناطق شديداً شكننده و لغزان حوضه آبخيز لتيان، پارك ملي لار را نيز به دو نيم خواهد كرد، با ايجاد پديده «قطعه قطعه شدن» و جدايي زيستگاه‌ها، منجر به انقراض نسل بسياري از گونه‌هاي گياهي و جانوري مي‌شود. پديده‌اي كه باعث انقراض شير ايراني و ببر مازندران شد و در حال حاضر بقاي يوزپلنگ ايراني را تهديد مي‌كند.

همه مي‌دانيم انقراض اين دو گونه تنها به دليل شكار نبوده، بلكه نابودي زيستگاه، عامل اصلي انقراض آنها بوده است. در حقيقت ما انسان‌ها براي گسترش خانه خويش، خانه آنها را ويران كرديم! يعني همان بلايي كه بر سر بسياري ديگر از رويشگاه‌هاي گياهي و زيستگاه‌هاي حيات وحش مهم كشور به خصوص جنگلها، تالابها، درياچه‌ها، رودخانه به بهانه ظاهرا مقبول توسعه شهري و صنعتي و سدسازي آورده‌ايم.

از سوي ديگر، برخي از جوامع گياهي داراي حساسيت‌هاي ويژه‌اي هستند كه به محض دسترسي و دخالت انسان به سرعت تخريب و تجزيه شده و پايايي بوم‌سازگان‌هاي(اكوسيستم‌هاي) خود را از دست مي‌دهند. از آن جمله مي‌توان از گونه‌هاي شقايق و زنبق منحصر به فرد البرز مركزي ياد كرد.

متخصصان محيط زيست و منابع طبيعي كشور در اين نامه آورده‌اند: هر چند مي‌پذيريم «فرآيند توسعه» اجتناب‌ناپذير و براي پيشرفت و آباداني كشور ضروري است، اما در كنار اين توسعه، نخبگان امر از ديرباز و همراه و همگام با آموزه‌اي جهاني ـ براي پاسداري و حمايت از زيستگاه‌هاي ناهمتايي كه سرنوشت آنها آشکارا بر روند آتي انقراض و کيفيت تنوّع زيستي نه تنها در ايران كه در جهان تأثيرگذار خواهد بود ـ اعمالِ مراقبتي ويژه به همراه تمهيداتي هوشمندانه را در پاره‌هايي از زيست‌بوم ضروري دانسته و آنها را مناطق تحت حفاظت و مديريت (مناطق چهارگانه) ناميدند تا از هرگونه تغيير و فشار پس‌رونده‌اي با منشأ انساني محفوظ داشته و عميقاً درجه پايبندي خود را به اين اصل خردمندانه نشان دهند كه «آنچه هم‌اکنون در اختيارِ ماست، سرمايه‌اي نيست که از پدرانمان به ارث برده‌ايم، بلکه امانتي است که بايد به فرزاندانمان پس دهيم».

نويسندگان نامه در ادامه تاكيد كرده‌اند : بايد دانست که تنوع زيستي اين سرزمين مقدس ـ كه براي حراست و بقايش در طول تاريخ با خون بهترين فرزندانش آبياري شده است ـ چشم جهانيان را خيره كرده و مي‌كند. براي همين است كه هنوز هم مي‌توان گونه‌هاي گياهي و جانوري نادر و منحصر به فردي را در اين آب و خاك سراغ گرفت كه نظيري در جهان ندارند. انقراض آنها مي‌تواند آيندگان را از سودهاي اين منابع خدادادي محروم کند. چنين است كه اگر توسعه بر مبناي ملاحظات زيست محيطي نباشد، پايدار نبوده و زيان آن بيش از سود آن است.

به گزارش ايسنا، در ادامه اين نامه آمده است: بر اساس ستاده‌هاي حاصل از پژوهش‌هاي گروهي از محققين برجسته كشور و جهان، مناطقي همچون البرز مركزي، پاركهاي ملي لار، گلستان، خجير، بمو، دنا، خليج نايبند و ... در شمار ارزشمندترين مناطق بي‌جايگزين كشور قرار دارند؛ امانت‌هاي گران‌سنگي كه بايد به نيكوترين شكل ممكن به فرزندان پاك‌نهاد اين بوم و بر پس دهيم. از اين رو، شايسته است در كنار توسعه و آباداني همه‌جانبه كشور عزيزمان ـ كه حضرتعالي با جديت پرچمدار اين مهم هستيد ـ مناطق چهارگانه محيط زيست را، عرصه‌اي بدون دخالت انساني، براي زندگي آرام و متعادل گياه و حيوان قرار دهيم؛ موجودات مفيدي كه بايد بپذيريم آنان نيز از ساكنان اين مرز و بوم بوده و بر گردن همه‌ي ما حق دارند.

پرواضح است كه كسي قصد مخالفت با «احداث جاده» كه از زيرساخت‌هاي توسعه هر كشوري محسوب مي‌شود، ندارد. اما مسأله و پرسش اصلي اين است كه با وجود اجراي طرح پرخرج آزادراه تهران ـ شمال، طرح تعريض جاده هراز و طرح جاده قزوين به تنكابن در كنار محورهاي ارتباطي كنوني (جاده چالوس، جاده هراز، جاده فيروزكوه، آزادراه قزوين ـ رشت و مسيرهاي خط آهن و كريدورهاي هوايي موجود)، آيا باز هم لزومي دارد كه مسير ديگري، آن هم درست از ميان منطقه حفاظت‌شده البرز مركزي احداث شود؟! آيا هم‌اكنون كه اين جاده‌هاي جديد هم به بهره‌برداري نرسيده‌اند، تورم شديد جمعيت در شمال كشور، بخصوص در ايام تعطيل همه را كلافه نكرده و نمي‌كند؟ آيا كسي به ظرفيت پذيرش (برد بوم‌شناختي، رواني و فيزيكي) نوار ساحلي ارزشمند شمال كشور انديشيده كه مدتهاست به آستانه اشباع خود رسيده است؟ آيا تجمع اين همه زباله در جنگلهاي شمال کم است که بار ديگر با احداث جاده‌اي ديگر اين خطه زيبا را به زباله‌داني تهران نشينان تبديل کنيم؟ آيا وجود صدها پرونده مفتوح زمين‌خواري و تجاوز به اراضي ملي در منطقه البرز مركزي، خود شاهدي گويا بر عمق سوء استفاده سودجويان و فرصت‌طلبان زمين‌خوار نيست؟ به راستي سود و منفعت اصلي حاصل از گشايش منطقه البرز مركزي و اتصال اراضي كوهستاني گرانقيمت و جنگل‌هاي ارزشمند منطقه به پايتخت، متوجه چه كساني خواهد بود؟

از سوي ديگر آيا بهتر نيست با گسترش ناوگان حمل و نقل عمومي و راه‌آهن نياز به احداث جاده را کاهش داد تا بيش از اين سرمايه‌هاي ملي با مصرف بنزين نابود نشود؟ و آيا خسارت ناشي از جابجايي خاك، تخريب پوشش گياهي، افزايش سيل‌خيزي و نزول ديگر كاركردهاي غيرقابل تبادل منابع طبيعي ناشي از آن دسته از عمليات راه‌سازي ـ كه فاقد ارزيابي زيست‌محيطي است ـ سنجيده شده يا مي‌شود؟ به سخني ديگر، آيا اصولاً آن چيزي كه از ساخت اين جاده عايد كشور مي‌شود، در برابر از دست‌رفتن ارزش‌هاي محاسبه‌ناشدني زيست‌محيطي ، قابل توجيه است؟ بنابراين شايسته است نسبت به انجام بررسي همه جانبه از نظر آمايش منطقه و اهميت مباني بوم‌شناختي، تصميم متناسب اتخاذ شود.

متخصصان منابع طبيعي و محيط زيست در ادامه نامه خود خطاب به رييس‌جمهوري آورده‌اند: باور ما اين است كه با وجود دست‌كم پنج جاده كه در عرض حدود 200 كيلومتر و به موازات هم، البرز را قطع كرده‌اند، نياز به احداث جاده‌اي جديد و قطعه‌قطعه شدن بيشتر منطقه حفاظت‌شده البرز مركزي نيست.

چنين است كه ما امضاء كنندگان اين طومار سبز، صميمانه و مجدانه از شما مي‌خواهيم نسبت به ابطال يكي از مصوبه‌هاي اخير دولت مهرورزي در بيست و دومين سفر استاني جنابعالي به مازندران، اقدام بايسته معمول فرماييد و اجازه ندهيد تا به بهانه احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان، عملاً آخرين شريان‌هاي حيات البرز را قطع كرده و شاهد مرگ خاموش اين اسطوره هميشه استوار ايران‌زمين باشيم.

باشد تا با نگهداري و اعمال مهرورزي بر بخش‌هايي بكر از طبيعت اين سرزمين و تقديم آن به نسل‌هاي آينده، ايشان را در بهره‌گيري از مواهب الهي كه امروز بر ما پوشيده و ناشناخته است، ياري دهيم.

دلخراش ترین حادثه زیست محیطی سال در پارک ملی لار کلید خورد!!!

وبلاگ مهاربیابان زایی http://darvish100.blogfa.com

 

برای مخالفت با احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان اینجا را امضا کنید. 

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥

 

دریاچه دوکان بزرگترین دریاچهٔ منطقهٔ کردستان عراق است و از جلوه‌های طبیعی این منطقه به شمار می‌رود. این دریاچه که از رودخانه زاب کوچک تغذیه می‌شود در نزدیکی مرز ایران و در روبروی منطقه سردشت استان آذربایجان غربی قرار گرفته است.

جاده سردشت به اربیل از کنار این دریاچه می‌گذرد.

شهرهای واقع در پیرامون این دریاچه عبارتند از شهر دوکان، رانیه و ناودشت (سنگه‌سر). از روستاهای پیرامون آن می‌توان از جلی، قصروک، خرابه و میرکه نام برد.

[]

منابع

نقشه ۵۵ در چهره ایران، راهنمای سیاحتی و مسافرتی، سازمان جغرافیائی و کارتوگرافی گیتاشناسی، تهران ۱۳۷۴خ.

دریاچه دوکان

سِلیگِر (به روسی: Селигер) نام دریاچه‌ای است در استان‌های نوگورود و توِر روسیه در شمال باختری تپه‌های والدای بخشی از حوضه آبریز ولگا. ارتفاع مطلق آن 205 متر، مساحت آن 212 کیلومتر مربع و ژرفای آن 5,8 متر است.

منطقه دریاچه سلینگر دارای تپه‌های جنگلی زیباست. این ناحیه منطقه حفاظت‌شده طبیعی اعلام شده و بخاطر تنوع جانوری و گیاهی آن را بایکال اروپایی لقب داده اند. تنها شهر کرانه‌ای این دریاچه شهر اُستاشکوف است که به شلوغترین گردشگاه روسیه غربی معروف است.

[]

پیوند به بیرون

چشم‌انداز دریاچه سِلیگِر نزدیک اُستاشکوف در ۱۹۱۰.

  

نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

 

تفاوت اصلی جُغد و پرندگان شکاری در آنست که جغد شبها شکار می‌کند چشمهای جغد بسیار حساس است و حتی در نور خیلی کم می‌تواند ببیند بعضی از جغدها دارای چنان قدرت شنوایی هستند که می‌توانند یک طعمه را در تاریکی مطلق تشخیص دهند جغدها در همه قاره‌ها به استثناء قطب جنوب مشاهده شده اند.

کوچکترین جغد، جغد کوتوله آمریکای شمالی می‌‌باشد طول این جغد فقط 15 سانتیمتر (6 اینچ) یعنی به بزرگی یک گنجشک است.علیرغم اندازه کوچکش یک پرنده پر سرو صدا است خصوصا«در فصل تولید مثل وقتی که نوع نر از درون سوراخ لانه اش برای جلب توجه پرنده ماده آواز می‌‌خواند. تخم جغد همیشه به فاصله چند روز می‌‌شکند و نوزاد به دنیا می‌آید در صورتی که کمبود غذا وجود داشته باشد این جوجه بزرگتر است که نهایتا» زنده می‌‌ماند.جغد کوتوله شب زی است بوسیله پرواز بر فراز زمین طعمه اش را شکار می‌کند او گاهی بوسیله شیرجه رفتن از محل استقراش بر روی شاخه به طرف طعمه او را شکار می‌کند.

جغدها برای شکار در شب کاملا" تناسب دارند آنها دارای چشمهای بزرگ رو به جلو هستند که استفاده از هر دو چشم را در یک زمان برای او میسر می‌‌سازد و دید دو چشمی را فراهم می‌کند نوک پرهای جغد به شکلی طراحی شده که در هنگام حمله به طعمه صدای پرها کم باشد منقار قلاب شل نیرومندش به همراه چنگالهای قوی او برای نگه داشتن طعمه به کار می‌رود.

جغدها همیشه طعمه خود را درسته می‌‌بلعند و بعد از آنکه قسمتهای مفید آن را هضم کردند مابقی آن را به شکل تفاله از راه دهان بیرون می‌‌اندازند تفاله جغد که از قطعات استخوان تکه‌های پر، موی حیوانات و پوسته پشت حشرات تشکیل می‌شود کاملا" نشان دهنده غذای خورده شده توسط جغد می‌‌باشد.

[]

جغد در فرهنگ‌ها

در متنهای ایران باستان مانند مینوی خرد نام انگشت کوچک، کلیک است، و این کلیک، نام جغد است که مرغ بهمن باشد. نام دیگر جغد در ادبیات کهن ایران، اشوزوشت، یعنی «دوست دارنده اشه» یا «دوست دارنده شیره وجود» است. از آنجا که جغد را از اصل خرد و مخالف با دیو خشم میدانستند این نام را به او داده بودند. جغد در یونان باستان هم نماد دانش و خرد بوده. البته در ایران بعدها جغد را شوم نامیده اند.

جغدی از تیره سورنیا اولالا

  

نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

 

گَوَزن یکی از جانوران نشخوارکننده است.

طایفه گوزن‌ها در میان نشخوارکنندگان یگانه طایفه‌ای است که انواع بسیاری از آن در قاره اروپا مانند جانوران وحشی زندگی می‌‌کنند. یکی از خصوصیات عمده‌ای که گوزنها را از نشخوارکنندگان دیگر متمایز می‌‌کند شکل و ساختمان شاخ‌های این جانوران است معمولاٌ‌ تنها نرینه‌هایی که به سن بلوغ رسیده‌اند شاخ دارند. شاخهای گوزنها توپر و بی دوام هستند. شاخ‌های نشخوارکنندگان دیگر میان‌تهی و تغییر ناپذیرند، از این رو عنوان جانوران شاخ تهی یافتند.

در نخستین سال زندگی گوزنها شاخه‌ای استخوانی از هر سوی پیشانی روی دو برآمدگی پوشیده از پوست و پشم بسیار نرمی که مخمل خوانده می‌‌شود رشد می‌‌کند. پوست شاخ را تا مرحله تشکیل آن می‌‌پوشاند سپس پاره می‌‌شود و می‌‌افتد. در حدود فوریه (اوایل بهمن) شاخه استخوانی هم به نوبه خود می‌‌افتد و شاخ دیگری که نیرومندتر و درشت تر خواهد بود رفته رفته شکل می‌‌گیرد، این شاخ هم می‌‌افتد و جای خود را به شاخ دیگری وا می‌‌گذارد که سال اینده رشد می‌‌کند. سال به سال شاخ‌ها رشد می‌کنند و رشته‌ها و پره هایشان چند برابر می‌‌شود.

شاخها به حسب انواع ممکن است از یک شاخه تشکیل می‌‌یابد اما بیشتر این شاخه آراسته به شاخ‌هایی است که بچه شاخ گویند. در برخی ازانواع گوزنها شاخها و بچه شاخها به صورت پارویی شهن و دندانه دار به هم جفت می‌‌شوند. این شاخ‌ها در گوزنهای بزرگ سرزمین شمالی دیده می‌‌شود چنین به نظر میر سد که گوزنها بومی آسیایند و از آسیا به اروپا، افریقای شمال غربی حتی کوچیده‌اند و به انواع بسیار تقسیم شده اند.

بیشتر گاوها و اعضاء فامیلشان از جمله گوزنها دارای شاخ هستند که از همان مواد تشکیل دهنده مو یا پنچه‌ها ساخته شده است. از شاخه‌ها برای دفاع از قلمرو جفت و یا عقب راندن شکارچیان مهاجم استفاده می‌‌شود گوزنهای ماده دارای شاخهای استخوانی هستند که هر ساله آنها را می‌‌اندازند و مجددا" شاخهای جدیدی می‌‌رویانند گوزنهای نر رقیب از شاخهای خود به عنوان یک اسلحه در مسابقات جنگلی برای بدست آوردن ماده استفاده می‌‌کنند.

اینگ گوزنها در سرزمین‌هایی که آب و هوای معتدل یا قطبی دارند و ازاین گذشته در مناطق کوهستانی اروپا و آمریکا بسر می‌‌برند.

نمونه‌های عمده این طایفه بزرگ گوزن، آهو، گوزن خالدار، گوزن سرزمین‌های شمالی و گوزن مناطق قطبی هستند.

بدن گوزن معمولی قوی و چست و چالاک است. مارال ماده کوچکتر از گوزن نر است هیکل چست و چالاک و زیبایی دارد.

گاوها و گوزنها مقدار زیادی از پوشش گیاهی را می‌‌خورند که هضم آن برایشان مشکل بوده و دارای خاصیت غذایی مختصری می‌‌باشد اما همه این حیوانات دارای معده‌های چهار محفظه نشخوار کننده می‌‌باشند. معده‌های این حیوانات قدرت تجزیه این غذای بلعیده شده (چمن‌ها و گیاهان) را دارند. بعد از بلعیدن غذا بخشی از غذا توسط باکتریها (در اولین محفظه از شکم) تجزیه می‌‌شود. بعد به درون دهان بازگشت داده می‌‌شود و مجددا" جویده می‌‌شود و برای دومین مرتبه بلعیده می‌‌شود تا در محفظه‌های بعدی هضم گردد.

گوزن حواس بسیار تکامل یافته‌ای دارد. در سایه قوه شامه خود می‌‌تواند از فاصله چند صد متری به وجود دشمن پی ببرد دو گوزن بسیار سریع است و جست‌هایی می‌‌زند که دو سه متر ارتفاع و شش هفت متر طول دارد و علاوه بر این شناگر قابلی است. جنگلهای انبوه مسکن و ماٌوای دلخواه گوزن هستند، گوزن معمولاًٌ در جریان روز میان بوته‌ها و درختان کوچک می‌‌خوابد و شب در جستجوی خوراک بیرون می‌‌آید. در تابستان علف و برگ درخت و در فصل سرما خزه و لجن و پوست درخت می‌‌خورد.

در حدود 170 گونه مختلف از گاوها گوزنها و خویشاوندان آنها وجود دارد که در سراسر دنیا پراکنده هستند

برخی از گونه‌های گوزن:

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

 

خیارهای دریایی (Holothuroidea) یکی از رده‌های خارپوستان هستند.

این جانداران بدنی چرم‌گون دارند و بیشتر در کف دریاها زندگی می‌کنند. نامگذاری این جانوران بخاطر شکل خیارمانندشان است.

خیار دریایی حیوان خزنده‌ای است که به آهستگی به روی گلسنگ‌ها یا صخره‌ها می‌‌خزد و تکه‌های غذا را از محیط اطراف جمع کرده و مصرف می‌کند دستهای او مایع چسبنده‌ای ترشح می‌کند که جمع آوری غذا از روی زمین را برای او آسان می‌کند پاهای ردیفی قرمز روشن و مجموعه دستهای تغذیه کننده بنفش و زرد بسیاری از گونه‌های خیار دریایی برای استتار مناسب نیستند.

در اروپا معمولاً دو گونه از خیار دریایی زندگی می‌کند:

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

داماش

جغرافیای سیاسی

از روستاهای بخش عمارلو (گیلان)، شهرستان رودبار، استان گیلان، ایران است.

جغرافیای طبیعی

منطقه‌ای کوهستانی است و در ارتفاع ۲۲۰۰ متری از سطح آبهای آزاد واقع است.

جغرافیای انسانی

دارای سکونت دائمی است؛ اما به دلیل این که ییلاق اهالی جیرنده شمرده می‌شود در تابستانها بر جمعیت آن افزوده می‌گردد. ساکنان آن تات و کرد کرمانجی عمارلو می باشند.

جغرافیای گیاهی

رویشگاه گیاه یگانه‌ای با نام محلی سوسن چلچراغ (Lilium ledebourii)، است که تنها در این روستا یافت می‌شود

دیگر مناطق ییلاقی عمارلو

بوته گل سوسن چلچراغ، بومی داماش

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

سوسن چلچراغ

در سال ۱۳۵۴ گیاه‌شناسی به نام لدربوری در بخش عمارلو (گیلان) روستای داماش موفق به شناسایی این گونه نادر شد و پس از آن سوسن چلچراغ کانون توجهات داخلی گردید.

پس از معرفی این گل به دولت ایران در همان زمان از سوی شورای عالی محیط زیست در زمره آثار زیست محیطی ملی کشور به ثبت رسید و طی این سالها رویشگاه سوسن چلچراغ در روستای داماش به مساحت ۴ هکتار تحت حفاظت قرار گرفته است. قامت این گل حدود یک متر است و از آنجا که گلهای آن به طرز خاصی به پایین برگشته‌اند نام سوسن چلچراغی به خود گرفته است. گل ملی سوسن چلچراغ، تنها گلی است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

گل سوسن چلچراغ از تیره لی لیوم بوده و فقط در منطقه رودبار در دهکده داماش و لنکران آذربایجان رشد می کند.زمان رویش این گل در ماه‌های خرداد و اوایل تیر است که به صورت گلی با قامت بلند به شکل واژگون شکفته می‌شود. شکوفه‌های این گل با رنگ سفید به صورت واژگون باز شده و انتهای گلبرگهای آن پوشیده از دانه‌های برجسته و پرچم های بسیار بلند است.

سوسن چلچراغ به دلیل این همه زیبایی و ارزش، از سال ۱۳۵۵ رسماً توسط سازمان حفاظت محیط زیست مورد حفاظت قرار گرفت و در فهرست آثار ملی طبیعی کشور ثبت شده، از آن زمان تاکنون ۲۷ سال می گذرد . سوسن چلچراغ هنوز هم به طور کامل توسط سازمان حفاظت محیط زیست گیلان نگهداری می‌شود و با توجه به نادر بودن این گل ملی و ثبت شده در فهرست میراث طبیعی، سازمان محیط زیست اطراف این زمین را حصار کشی کرده و از آنجا که این منطقه جزء مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست کشور است هرگونه بهره برداری از آن تنها با مجوز رسمی از دفتر وزارت و بازرسی سازمان محیط زیست کشور ممکن خواهد بود.

پیوند به بیرون

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

← صفحه بعد