ركورد دار فرسايش خاك

منابع طبيعی - اسدالله افلاكي:
در نخستين نشست مشترك صاحبنظران محيط‌زيست و منابع طبيعي كشور كه با پيگيري جامعه جنگلباني ايران تشكيل شده بود وضعيت بحراني محيط‌زيست و عرصه‌هاي منابع طبيعي كشور بويژه تخريب پارك‌هاي ملي بررسي شد.

مهندس كاظم نصرتي نصرآبادي، رئيس جامعه جنگلباني ايران، در آغاز نشست گفت: آنچه امروز در منابع طبيعي و محيط‌زيست كشور در حال وقوع است اتفاقات ناخوشايندي است كه به رغم بيش از 50 سال سابقه سازمان جنگل‌ها، در نهايت بيلان منابع طبيعي منفي است و اين ناشي از سياستگذاري‌هاست، چرا كه تخصيص اعتبارات به سبك و سياقي است كه در نهايت اين بيلان را ترسيم مي‌كند.

وي افزود: منابع طبيعي و محيط‌زيست دچار وضعيتي بسيار بحراني است. از يك‌سو، تا نوك كوه شخم زده مي‌شود و از سوي ديگر، تمام طرحها، بدون مطالعه و بررسي‌هاي كارشناسانه است.

براين اساس ضروري است با كمك رسانه‌ها با طرح مسائل در مطبوعات فرهنگسازي شود تا نگرش دولتمردان و مسئولان نسبت به منابع طبيعي و محيط‌زيست تغيير كند؛ چرا كه در حال حاضر، در مواردي وضعيت و نگاه به منابع طبيعي به گونه‌اي است كه حتي مناطق حفاظت شده در امان نيست؛ وقتي اين مناطق حفظ نشود، تكليف بقيه عرصه‌ها مشخص است.

از همين‌رو با توجه به وضعيت موجود اين نشست برگزار شد با اين اميد كه اين نشست ادامه داشته باشد تا از اين طريق نظرات كارشناسان و صاحبنظران محيط‌زيست و منابع طبيعي كه دغدغه‌اي جز حفظ و صيانت از ميراث طبيعي كشور ندارند، منعكس شود تا بيش از اين شاهد تخريب منابع طبيعي و محيط‌زيست كشور نباشيم.

در كشور ما توسعه پايدار جايي ندارد

دكتر تقي شامخي، رئيس هيأت مديره انجمن علمي جنگلباني ايران، در اين نشست گفت: آنچه امروز مايه نگراني به شمار مي‌رود، نوع برخورد با مسائل محيط‌زيست و منابع طبيعي است كه شاخص آن، برخورد با پارك‌هاي ملي است.

وي در ريشه‌يابي اين برخورد گفت: مسئله‌اي كه وجود دارد چالش بين محيط‌زيست و توسعه است. به عبارت ديگر اصلي‌ترين چالش كه در زمان ما وجود دارد، بحث توسعه و رابطه آن با محيط‌زيست است. ما معتقديم كه توسعه بايد وجود داشته باشد، اما بايد در كنار اين توسعه محيط‌زيست حفظ شود.

شامخي با تاكيد بر ضرورت توسعه تصريح كرد: آنچه صاحبنظران و استادان محيط‌زيست و منابع طبيعي را از ديگر گروه‌هاي اجتماعي متمايز مي‌كند، نوع نگاه اين افراد به مقوله توسعه است، چرا كه اين افراد معتقدند توسعه بايد در بستر طبيعت انجام شود؛ يعني دغدغه ما (صاحبنظران محيط‌زيست و منابع طبيعي) آن است كه توسعه بايد به گونه‌اي باشد كه زميني براي زيستن داشته باشيم.

اگر قرار باشد اين توسعه «بر سر شاخ نشستن و بن بريدن» باشد، توسعه نخواهد بود. نكته‌اي كه وجود دارد، اين است كه در كشور ما فقط به توسعه مي‌انديشند و اين موضوع كه اين توسعه چگونه بايد صورت بپذيرد، ديگر مطرح نيست.

بويژه در دولت نهم كه علاقه‌مند به پيشرفت و توسعه كشور است و ما هم صددرصد با آن موافقيم، به مسائل جانبي و اين كه توسعه بايد مبتني‌بر چه ضوابطي باشد، كمتر توجه مي‌شود و به نظر مي‌رسد درباره زميني كه مي‌خواهد اين توسعه روي آن اتفاق بيفتد يا اطلاعات محدودي دارند و يا توجه آنها به زمين اندك است و همين توجه اندك، اين نگراني را به وجود مي‌آورد كه روند توسعه با اين سبك و سياق، خساراتي را پديد آورد كه جبران آن دشوار يا غيرممكن باشد.

در حالي كه بايد به اين واقعيت معتقد باشيم كه اين زميني كه ما روي آن زندگي مي‌كنيم، بعد از تحولات 4 ميليارد ساله شكل گرفته و به ما سپرده شده است و از همين‌رو، بايد براي نسل‌هاي آينده آن را حفظ كنيم.

اين استاد دانشگاه افزود: شايد در بحث توسعه يادآوري اين نكته خالي از لطف نباشد كه جامعه جهاني بعد از برگزاري كنفرانس 1972 در استكهلم، نسبت به در مخاطره قرار گرفتن زمين هشدار داد. پس از اين هشدار، بسياري از كشورهاي در حال توسعه، اين هشدار را طنز تلقي كردند.

اين طرز تلقي ناشي از آن بود كه كشورهاي در حال توسعه معتقد بودند چون كشورهاي توسعه يافته مشكل غذا ندارند و به عبارتي سير هستند، چنين مسائلي را طرح مي‌كنند، اما اين مسائل براي ما كه با كمبود غذا مواجهيم، معنايي ندارد. ولي به فاصله زماني كوتاهي همين كشورها دريافتند كه اين مسئله يك مسئله جهاني است و چه در كشور غني و چه در كشور فقير زندگي كنيم، نمي‌توانيم آن را ناديده بگيريم.

شامخي خاطر نشان كرد: آنچه امروز در كشور ما جاري است يادآور نگاه كشورهاي در حال توسعه بعد از كنفرانس 1972 است و اين ضرورت توجه دادن مسئولان به مسائل زيست محيطي را نشان مي‌دهد.

براين اساس بدون ورود به مسائل سياسي و صرفاً به خاطر حفظ ميراث طبيعي و محيط‌زيست و ضمن احترام گذاشتن به اين ايده مسئولان اجرايي كه مي‌خواهند باعث توسعه و پيشرفت كشور شوند، بايد عواقب و پيامدهاي زيانبار توسعه بدون رعايت ضوابط زيست‌محيطي را متذكر شد، چرا كه توسعه يك امر مشروط است يعني بايد حريم طبيعت به شدت حفظ و رعايت شود.

حال وقتي مي‌شنويم به رغم وجود همه قوانين ظرف مدت كوتاهي در شش پارك ملي تصرفاتي صورت مي‌گيرد كه مغاير با مباني و اصول است، حق داريم برخود بلرزيم و دچار اين نگراني عميق شويم كه نكند كساني كه دست‌اندركار امر توسعه هستند، واقعاً از اين حقيقت آگاه نباشند كه توسعه امروز جهان با چالش حفظ محيط‌‍ زيست مواجه شده و بر همين اساس است كه توسعه پايدار در چارچوب‌هاي معيني پذيرفتني است.

پارك‌هاي حفاظت‌شده پشتوانه حيات ماست

دكتر مجيد مخدوم - رئيس انجمن علمي ارزيابي محيط‌زيست - ضمن ابراز تأسف از وضعيت امروز پارك‌هاي ملي و ديگر عرصه‌هاي منابع طبيعي گفت: مشكل اصلي در كشور ما اين است كه هم توده مردم و هم دولتمردان، فلسفه وجودي پارك ملي و مناطق حفاظت‌شده را درك نكرده‌اند.

وي افزود: ما مخالف توسعه نيستيم، چرا كه بدون توسعه، انسان محكوم به فناست اما براي توسعه بايد حد و مرزي قائل باشيم.

وي در خصوص پارك‌هاي ملي گفت: اساساً فلسفه وجودي پارك ملي، اين است كه ما در دنياي كنوني براي ادامه زندگي به سه مقوله اساسي «غذا»، «دارو»، «كاغذ و چوب» نياز داريم. اين در حالي است كه با وضعيت فعلي، هر محصولي كه چه به صورت طبيعي و چه به صورت دست‌كاشت به دست مي‌آيد، 30 تا 50 درصد آن از زمان كاشت تا زماني كه به انبار برسد، بر اثر آفات از بين مي‌رود. سم‌پاشي هم براي دفع آفات جواب نداده، چرا كه اگر سم‌پاشي صورت بگيرد، سال بعد بايد ميزان سم را چند برابر افزايش بدهيم.

بهترين راه‌حلي كه در اين زمينه وجود دارد، اين است كه ما براي ايجاد پايه‌هاي اهلي كه نسبت به حمله آفات و بيماري‌ها مقاوم باشد، دورگ‌گيري كنيم. اين فعاليت وقتي در دنيا آغاز شد، دريافتند كه با اين شيوه مي‌توان پايه‌هايي توليد كرد كه هم توليد بيشتري را در پي داشته باشد و هم اين پايه‌ها به گونه پاكوتاه باشد و در نتيجه با وسايل ارزان‌تر قابل برداشت باشد.

اين مدرس دانشگاه تصريح كرد: علم ژنتيك به خاطر سه مقوله توليد بيشتر، استفاده از ماشين‌آلات ارزان‌تر و از همه مهم‌تر مقاومت در برابر آفات و بيماري‌ها پديد آمد. اصل كلي در دورگ‌گيري اين است كه دورگ‌گيري بايد بين پايه اهلي و وحشي صورت پذيرد.

حال اگر عرصه‌هاي طبيعي را نابود كنيم و پارك‌هاي ملي و مناطق حفاظت‌شده را كه در واقع ذخيره‌گاه اين پايه‌هاي وحشي براي توليد كاغذ، چوب، دارو، پوشاك و بسياري اقلام ديگر هستند نابود كنيم، چگونه اين كار(دورگ‌گيري) امكان‌پذير خواهد بود.

وي ادامه داد: ذخيره‌گاه جنگل، پارك جنگلي، جنگل‌هاي دست‌كاشت، آثار منابع طبيعي ملي، مناطق حفاظت‌شده، پارك‌هاي ملي و پناهگاه حيات وحش كه تقريباً 8 درصد از مساحت كشور را به خود اختصاص داده‌اند، از آن رو به وجود آمده و حفاظت مي‌شوند كه پشتوانه‌اي براي زندگي و حيات باشند.

يعني در وضعيت ناهنجاري كه ممكن است پيش بيايد، اين مناطق مي‌تواند به عنوان صندوق پس‌انداز عمل كند؛ يعني پارك ملي يك نقش بيمه‌اي دارد و اين درجه اهميت حفاظت از آن را نشان مي‌دهد.

وي گفت: اخيراً نمونه‌اي دورگ‌گيري صورت گرفته كه توليد كاغذ را 24برابر كرده است. اين دورگ‌گيري با يك پايه وحشي كه در پارك ملي تبت وجود دارد انجام شده است. حال تصور كنيد اگر اين پارك تخريب شده بود، آيا امكان دستيابي به چنين پايه‌اي وجود داشت؟ بر اين اساس انتظار آن است كه حداقل، مناطق حفاظت‌شده را رها كنند تا اين صندوق پس‌انداز محفوظ و مصون بماند.
دكتر مخدوم به وضعيت بحراني محيط‌زيست در جهان اشاره كرد و گفت: اگر به شماره نوامبر 2006 نشنال جئوگرافي مراجعه كنيد، مي‌بينيد كه فاجعه زيست محيطي در آمريكا در حال وقوع است و اين به خاطر آن است كه دولتمردان آمريكايي با مقوله محيط‌زيست بيگانه‌اند.

وي تصريح كرد: اخيراً جيمز لاك و همكارانش نسبت به روند توسعه در جهان هشدار داده و تاكيد كرده‌اند روند توسعه فعلي در 40سال آينده به فاجعه‌اي ختم مي‌شود كه گرم‌شدن زمين در قبال آن ناچيز است.

به گفته دكتر مخدوم، اين دانشمند هشدار داده است اگر دماي زمين به خاطر افزايش اثر
گلخانه اي از 5/2درجه بالا برود، تنها يخ‌هاي قطب شمال و جنوب ذوب نمي‌شود؛ فاجعه بدتر از آن، آزادشدن متان توندراست و از آنجا كه گرم‌كنندگي گاز متان بين 12 تا 36 برابر  اثر گلخانه اي است، گرماي زمين يكباره 12درجه افزايش پيدا مي‌كند و اين يعني تبديل زمين به جهنم. اين فجايع ناشي از آن است كه دولتمردان جهان با مسائل زيست‌محيطي ناآشنايند.

ايستگاه‌هاي تحقيقاتي در معرض نابودي

دكتر احمد رحماني - رئيس هيأت مديره انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع- گفت: در حال حاضر تخريب، تمام عرصه‌هاي منابع طبيعي كشور را فرا گرفته و تا آنجا پيش رفته است كه به رغم آن كه نبايد در پارك‌هاي ملي كوچكترين تصرفي شود، اين پارك‌ها مصون نمانده و در حال تخريب است و اين بايد به گوش مسئولان برسد.

وي گفت: آمار نشان مي‌دهد كه سالانه 2ميليارد متر مكعب فرسايش خاك در كشور داريم. اين رقم 6/7درصد فرسايش كل خاك در جهان را نشان مي‌دهد و بر همين اساس فرسايش خاك در كشور ما 3برابر آسياست و اين موضوع وحشتناكي است. در مورد جنگل‌ها وضعيت بسيار بدتر است؛ چرا كه برخي آمارها حاكي از آن است كه سالانه در شمال 15 تا 25تن در هكتار فرسايش خاك وجود دارد، در حالي كه نُرم‌ جهاني 5/2تن در هكتار است.

اگر اين آمارها واقعي باشد، ما در اين زمينه ركورددار هستيم. از سوي ديگر ميزان سرانه جنگل‌هاي ما 2دهم هكتار است، در حالي كه اين ميزان در جهان 8دهم هكتار است. دليل اين وضعيت هم مشخص است. وقتي در مناطق جنگلي كه بارندگي زياد است، پوشش گياهي بالادست را از بين مي‌بريم، در حقيقت جنگل‌ها را تخريب كرده‌ايم.

رحماني تصريح كرد: در وضعيت فعلي، اين وظيفه تشكل‌هاي مردم‌نهاد است كه با فرهنگسازي از يك سو مردم را با اين مشكلات و پيامدهاي آن آشنا سازند و از سوي ديگر تلاش كنند با ايجاد ارتباط دائم و پيوسته با مسئولان، آنان را متوجه عواقب روند موجود كنند. اين شيوه‌اي است كه پيش از اين نيز جواب داده، چرا كه بدون شك مسئولان نيز هدفي جز حفظ منابع ندارند و اين وظيفه صاحب‌نظران است كه واقعيت مسائل را براي آنها روشن سازند.

وي گفت: با طرز نگاه و تلقي‌اي كه امروزه از منابع طبيعي و محيط‌زيست وجود دارد، ساده‌ترين راه انتخاب مي‌شود و عمليات اجرايي بدون ارزيابي زيست‌محيطي انجام مي‌گيرد و در نتيجه از جنگل و پارك ملي هم عبور مي‌كند. در اينجا انجمن‌هاي علمي بايد براي ارتقاي سطح آگاهي عمومي تلاش كنند و مسائل را به مسئولان منعكس كنند، چرا كه اگر مطالب به صورت علمي منتقل شود، ثمربخش خواهد بود.

وي ضمن انتقاد از وضعيت موجود در بخش تحقيقات افزود: بخش تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي متأثر از كل تحقيقات در كشور است. بودجه‌اي كه امسال به مقوله تحقيقات در كشور اختصاص يافته 45صدم نسبت به درآمد ناخالص ملي بوده، در حالي كه در سال گذشته اين ميزان 7دهم درصد بوده است. مشكل ديگر اين است كه بودجه‌اي كه به بخش تحقيقات اختصاص مي‌يابد، صرف مسائل جاري مي‌شود؛

به طوري كه بنا به گفته معاون آموزش و تحقيقات وزارت جهاد، 96درصد بودجه تحقيقات صرف هزينه‌هاي جاري مي‌شود و 4درصد آن صرف تحقيقات مي‌گردد و اين بودجه‌اي نيست كه بتوان با آن در منابع طبيعي تحول ايجاد كرد.

رحماني گفت: 314 ايستگاه تحقيقاتي در بخش كشاورزي و منابع طبيعي وجود دارد كه قرار است به 80 ايستگاه تقليل پيدا كند.

افزون بر اين، بسياري از ايستگاه‌هاي تحقيقاتي در معرض خطر است، چرا كه احتمالاً مي‌خواهند به بخش خصوصي واگذار كنند. در حالي كه در شرايط فعلي ايجاد ايستگاه تحقيقاتي تقريباً غيرممكن است.

براي نمونه قرار است جاده‌اي از ميان ايستگاه تحقيقاتي نوشهر- باغ گياه‌شناسي- كه قدمت چندين ساله دارد و بسياري از گونه‌هاي منحصر به فرد را در خود جاي داده عبور كند.

وي گفت: نمونه ديگر كه در معرض خطر است، ايستگاه تحقيقاتي «سيراچال» در كرج است كه به ايستگاه ارس شهرت دارد. اين ايستگاه را نيز مي‌خواهند به عنوان پارك شهري اعلام كنند. اين موضوعات واقعيت‌هاي تلخ امروز منابع طبيعي كشور است.

تاریخ درج: 26 دی 1385 ساعت 19:55تاریخ تایید: 26 دی 1385 ساعت 20:07تاریخ به روز رسانی: 26 دی 1385 ساعت 20:07 
   
  
 
مطالب مرتبط
ادغام منابع طبيعي؛ آن روي سكه اما زمين‌خوارها به كوه‌ها مي‌رسند... كوهستان‌هاي شمال در مسير قهقرا اسناد 120 ميليون هكتار اراضي را باطل كنيد
 
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٥

دلخراش ترین حادثه زیست محیطی

نگذاريد شاهد مرگ خاموش اسطوره استوار «البرز» باشيم 

144تن از اساتيد، اعضاي هيأت علمي و نخبگان منابع طبيعي و محيط زيست كشور در نامه‌اي سرگشاده به رييس‌جمهوري، خواستار ابطال مصوبه احداث جاده «بلده نور» به «گرمابدر لواسان» از داخل پارك ملي لار، مصوب در بيست و دومين سفر استاني دولت در مازندران، شده و از دكتر محمود احمدي‌نژاد خواستند اجازه ندهد تا به بهانه احداث اين جاده، عملاً آخرين شريان‌هاي حيات «البرز» قطع شده و شاهد مرگ خاموش اين اسطوره هميشه استوار ايران‌زمين باشيم.

به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران، در فهرست امضاكننندگان اين نامه كه نسخه‌اي آن براي ايسنا نمابر شده، نام دكتر محمدحسن عصاره، رييس مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور، مهندس انوشيروان نجفي، معاون سابق محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست، مهندس ناصر مقدسي، معاون سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور در مناطق خشك و نيمه خشك، دكتر تقي شامخي، عضو هيات علمي دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران، رييس انجمن جنگلباني ايران و رييس اسبق موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، دكتر خسرو ثاقب‌طالبي، رييس بخش تحقيقات جنگل موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور و استاد دانشگاه تهران، دكتر حسن مداح عارفي، رئيس بانك ژن مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور، دكتر مجيد مخدوم، استاد دانشگاه تهران و پدر دانش محيط زيست نوين در ايران و ... به چشم مي‌خورد.

در اين نامه تاكيد شده است: احداث جاده از داخل پارك ملي لار كه با عبور از مناطق شديداً شكننده و لغزان حوضه آبخيز لتيان، پارك ملي لار را نيز به دو نيم خواهد كرد، با ايجاد پديده «قطعه قطعه شدن» و جدايي زيستگاه‌ها، منجر به انقراض نسل بسياري از گونه‌هاي گياهي و جانوري مي‌شود.

به گزارش ايسنا، در اين نامه خطاب به دكتر محمود احمدي‌نژاد آمده است: همان طور كه حضرت عالي استحضار داريد، مهرماه گذشته 153 نفر از دانشگاهيان و متخصصان محيط زيست كشور ـ طي نامه‌اي سرگشاده ـ نگراني عميق خود را در خصوص تعريض جاده پارك ملي گلستان به اطلاع رساندند.

متأسفانه تا اين تاريخ نه تنها به درخواست متخصصان امر در خصوص انتقال جاده مزبور، موضوعي كه مصوبه هيأت وزيران نيز بوده و بودجه آن نيز تخصيص يافته است، پاسخ مثبتي داده نشد؛ بلكه شاهد مصوبات ديگري در سفرهاي استاني دولت بوديم كه نگراني دوچندان در ميان متخصصان، اساتيد و نخبگان منابع طبيعي و محيط زيست كشور ايجاد كرد كه از آن جمله بايد به اجازه احداث جاده گرمابدر ـ بلده از ميان منطقه حفاظت شده البرز مركزي و ادامه آن در پارك ملّي لار اشاره كرد.

در ادامه اين نامه آمده است: از 250 هزار گونه گياهان آوندي شناخته شده در جهان، حدود 7 هزار و 300 گونه گياهي در ايران رويش دارند كه طبق تحقيقات انجام شده 25 درصد آنها انحصاري (اندميك) اين مرز و بوم هستند. با توجه به آنكه دو سوم ايران از آب و هواي خشك و بسيارخشك برخوردار است، بخش عمده اين تنوع در دو رشته كوه البرز و زاگرس و شمال خراسان متمركز شده است.

يكي از بزرگترين افتخارات تمدن ما اين است كه ايرانيان ارزش اين ذخاير ژنتيكي را به خوبي دانسته و در چندين هزار سال پيش، گياهان مهمي مانند گندم، جو، پسته، انار، انگور، اسفناج، پياز و گونه‌هاي متعدد ديگر را اهلي كرده‌اند؛ گياهاني كه امروزه بدون آنها، تصور سير كردن جمعيت بالغ بر 6 ميلياردي جهان ناممكن مي‌نمود.

امضاكنندگان اين نامه آورده‌اند: حايز اهميت‌تر آنكه بخش عمده‌اي از گياهان بومي ايران، واجد ارزش‌هاي دارويي نيز هستند كه شكوفايي و بقاي طب سنتي و اسلامي مديون بقا و حفظ اين اندوخته‌هاي ارزشمند و بي‌جايگزين است. از طرفي چون گياهان ايران در منطقه‌اي خشك و نيمه خشك تكامل يافته‌اند، اغلب ژن‌هاي مهم مقاوم به خشكي، شوري، سرما و مقاوم به آفات در اين گياهان نهفته است؛ ژن‌هايي كه در شمار بزرگترين سرمايه‌هاي خدادادي براي توسعه دانش فناوري زيستي و تأمين نيازهاي غذايي بشر محسوب مي‌شوند.

در اين ميان، كوهستان البرز از مهمترين رويشگاه‌هاي كشور، با تنوع زيستي بالا بوده و يك منبع طبيعي ارزشمند و انكارناپذير محسوب مي‌شود؛ كوهستاني كه متاسفانه بايد اعتراف كنيم: به دليل فشارهاي انساني، ساخت و سازهاي متعدد و غلظت بي‌نظير عمليات تخريبي در آن، اينك در شمار شكننده‌ترين و آسيب‌پذيرترين مناطق ايران جاي گرفته و به تلخي بايد اعتراف كرد: «سيماي طبيعي البرز شديداً تخريب يافته و گونه‌هاي زيادي از گياهان و جانوران در معرض خطر انقراض قرار گرفته يا نابود شده‌اند.»

در ادامه اين نامه آمده است: با اين وجود، بخشهايي از مناطق كوهستاني و مرتفع به دليل تمهيدات حفاظتي اعمال شده از سوي سازمان حفاظت محيط زيست و در راستاي حراست از اصل پنجاهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در امان مانده و كماكان مي‌توان اميدوار بود كه فرزندان ما نيز از نعمت تنوع زيستي ناهمتاي كوهستان كم‌نظير البرز برخوردار باشند.

اما با تأسف و ناباوري شاهديم كه يكي از مصوبه‌هاي اخير دولت محترم در بيست و دومين سفر استاني به مازندران، در تقابلي آشكار با راهبردي‌ترين ملاحظات زيست‌محيطي قرار گرفته و از همين رو، دل‌نگراني جدي ميان اساتيد، پژوهشگران و ديگر فعالان عرصه محيط زيست كشور ايجاد كرده است.

در حقيقت، به باور ما امضاء‌كنندگان اين نامه، احداث جاده گرمابدر ـ بلده، آن هم از ميان منطقه حفاظت‌شده البرز مركزي و پارك ملّي لار، خطري جدي براي تداوم حيات و شادابي اين منطقه و زيستمندان ارزشمند و غيرقابل جانشينش محسوب مي‌شود.

به گزارش ايسنا، در اين نامه همچنين آمده است: احداث اين جاده كه با عبور از مناطق شديداً شكننده و لغزان حوضه آبخيز لتيان، پارك ملي لار را نيز به دو نيم خواهد كرد، با ايجاد پديده «قطعه قطعه شدن» و جدايي زيستگاه‌ها، منجر به انقراض نسل بسياري از گونه‌هاي گياهي و جانوري مي‌شود. پديده‌اي كه باعث انقراض شير ايراني و ببر مازندران شد و در حال حاضر بقاي يوزپلنگ ايراني را تهديد مي‌كند.

همه مي‌دانيم انقراض اين دو گونه تنها به دليل شكار نبوده، بلكه نابودي زيستگاه، عامل اصلي انقراض آنها بوده است. در حقيقت ما انسان‌ها براي گسترش خانه خويش، خانه آنها را ويران كرديم! يعني همان بلايي كه بر سر بسياري ديگر از رويشگاه‌هاي گياهي و زيستگاه‌هاي حيات وحش مهم كشور به خصوص جنگلها، تالابها، درياچه‌ها، رودخانه به بهانه ظاهرا مقبول توسعه شهري و صنعتي و سدسازي آورده‌ايم.

از سوي ديگر، برخي از جوامع گياهي داراي حساسيت‌هاي ويژه‌اي هستند كه به محض دسترسي و دخالت انسان به سرعت تخريب و تجزيه شده و پايايي بوم‌سازگان‌هاي(اكوسيستم‌هاي) خود را از دست مي‌دهند. از آن جمله مي‌توان از گونه‌هاي شقايق و زنبق منحصر به فرد البرز مركزي ياد كرد.

متخصصان محيط زيست و منابع طبيعي كشور در اين نامه آورده‌اند: هر چند مي‌پذيريم «فرآيند توسعه» اجتناب‌ناپذير و براي پيشرفت و آباداني كشور ضروري است، اما در كنار اين توسعه، نخبگان امر از ديرباز و همراه و همگام با آموزه‌اي جهاني ـ براي پاسداري و حمايت از زيستگاه‌هاي ناهمتايي كه سرنوشت آنها آشکارا بر روند آتي انقراض و کيفيت تنوّع زيستي نه تنها در ايران كه در جهان تأثيرگذار خواهد بود ـ اعمالِ مراقبتي ويژه به همراه تمهيداتي هوشمندانه را در پاره‌هايي از زيست‌بوم ضروري دانسته و آنها را مناطق تحت حفاظت و مديريت (مناطق چهارگانه) ناميدند تا از هرگونه تغيير و فشار پس‌رونده‌اي با منشأ انساني محفوظ داشته و عميقاً درجه پايبندي خود را به اين اصل خردمندانه نشان دهند كه «آنچه هم‌اکنون در اختيارِ ماست، سرمايه‌اي نيست که از پدرانمان به ارث برده‌ايم، بلکه امانتي است که بايد به فرزاندانمان پس دهيم».

نويسندگان نامه در ادامه تاكيد كرده‌اند : بايد دانست که تنوع زيستي اين سرزمين مقدس ـ كه براي حراست و بقايش در طول تاريخ با خون بهترين فرزندانش آبياري شده است ـ چشم جهانيان را خيره كرده و مي‌كند. براي همين است كه هنوز هم مي‌توان گونه‌هاي گياهي و جانوري نادر و منحصر به فردي را در اين آب و خاك سراغ گرفت كه نظيري در جهان ندارند. انقراض آنها مي‌تواند آيندگان را از سودهاي اين منابع خدادادي محروم کند. چنين است كه اگر توسعه بر مبناي ملاحظات زيست محيطي نباشد، پايدار نبوده و زيان آن بيش از سود آن است.

به گزارش ايسنا، در ادامه اين نامه آمده است: بر اساس ستاده‌هاي حاصل از پژوهش‌هاي گروهي از محققين برجسته كشور و جهان، مناطقي همچون البرز مركزي، پاركهاي ملي لار، گلستان، خجير، بمو، دنا، خليج نايبند و ... در شمار ارزشمندترين مناطق بي‌جايگزين كشور قرار دارند؛ امانت‌هاي گران‌سنگي كه بايد به نيكوترين شكل ممكن به فرزندان پاك‌نهاد اين بوم و بر پس دهيم. از اين رو، شايسته است در كنار توسعه و آباداني همه‌جانبه كشور عزيزمان ـ كه حضرتعالي با جديت پرچمدار اين مهم هستيد ـ مناطق چهارگانه محيط زيست را، عرصه‌اي بدون دخالت انساني، براي زندگي آرام و متعادل گياه و حيوان قرار دهيم؛ موجودات مفيدي كه بايد بپذيريم آنان نيز از ساكنان اين مرز و بوم بوده و بر گردن همه‌ي ما حق دارند.

پرواضح است كه كسي قصد مخالفت با «احداث جاده» كه از زيرساخت‌هاي توسعه هر كشوري محسوب مي‌شود، ندارد. اما مسأله و پرسش اصلي اين است كه با وجود اجراي طرح پرخرج آزادراه تهران ـ شمال، طرح تعريض جاده هراز و طرح جاده قزوين به تنكابن در كنار محورهاي ارتباطي كنوني (جاده چالوس، جاده هراز، جاده فيروزكوه، آزادراه قزوين ـ رشت و مسيرهاي خط آهن و كريدورهاي هوايي موجود)، آيا باز هم لزومي دارد كه مسير ديگري، آن هم درست از ميان منطقه حفاظت‌شده البرز مركزي احداث شود؟! آيا هم‌اكنون كه اين جاده‌هاي جديد هم به بهره‌برداري نرسيده‌اند، تورم شديد جمعيت در شمال كشور، بخصوص در ايام تعطيل همه را كلافه نكرده و نمي‌كند؟ آيا كسي به ظرفيت پذيرش (برد بوم‌شناختي، رواني و فيزيكي) نوار ساحلي ارزشمند شمال كشور انديشيده كه مدتهاست به آستانه اشباع خود رسيده است؟ آيا تجمع اين همه زباله در جنگلهاي شمال کم است که بار ديگر با احداث جاده‌اي ديگر اين خطه زيبا را به زباله‌داني تهران نشينان تبديل کنيم؟ آيا وجود صدها پرونده مفتوح زمين‌خواري و تجاوز به اراضي ملي در منطقه البرز مركزي، خود شاهدي گويا بر عمق سوء استفاده سودجويان و فرصت‌طلبان زمين‌خوار نيست؟ به راستي سود و منفعت اصلي حاصل از گشايش منطقه البرز مركزي و اتصال اراضي كوهستاني گرانقيمت و جنگل‌هاي ارزشمند منطقه به پايتخت، متوجه چه كساني خواهد بود؟

از سوي ديگر آيا بهتر نيست با گسترش ناوگان حمل و نقل عمومي و راه‌آهن نياز به احداث جاده را کاهش داد تا بيش از اين سرمايه‌هاي ملي با مصرف بنزين نابود نشود؟ و آيا خسارت ناشي از جابجايي خاك، تخريب پوشش گياهي، افزايش سيل‌خيزي و نزول ديگر كاركردهاي غيرقابل تبادل منابع طبيعي ناشي از آن دسته از عمليات راه‌سازي ـ كه فاقد ارزيابي زيست‌محيطي است ـ سنجيده شده يا مي‌شود؟ به سخني ديگر، آيا اصولاً آن چيزي كه از ساخت اين جاده عايد كشور مي‌شود، در برابر از دست‌رفتن ارزش‌هاي محاسبه‌ناشدني زيست‌محيطي ، قابل توجيه است؟ بنابراين شايسته است نسبت به انجام بررسي همه جانبه از نظر آمايش منطقه و اهميت مباني بوم‌شناختي، تصميم متناسب اتخاذ شود.

متخصصان منابع طبيعي و محيط زيست در ادامه نامه خود خطاب به رييس‌جمهوري آورده‌اند: باور ما اين است كه با وجود دست‌كم پنج جاده كه در عرض حدود 200 كيلومتر و به موازات هم، البرز را قطع كرده‌اند، نياز به احداث جاده‌اي جديد و قطعه‌قطعه شدن بيشتر منطقه حفاظت‌شده البرز مركزي نيست.

چنين است كه ما امضاء كنندگان اين طومار سبز، صميمانه و مجدانه از شما مي‌خواهيم نسبت به ابطال يكي از مصوبه‌هاي اخير دولت مهرورزي در بيست و دومين سفر استاني جنابعالي به مازندران، اقدام بايسته معمول فرماييد و اجازه ندهيد تا به بهانه احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان، عملاً آخرين شريان‌هاي حيات البرز را قطع كرده و شاهد مرگ خاموش اين اسطوره هميشه استوار ايران‌زمين باشيم.

باشد تا با نگهداري و اعمال مهرورزي بر بخش‌هايي بكر از طبيعت اين سرزمين و تقديم آن به نسل‌هاي آينده، ايشان را در بهره‌گيري از مواهب الهي كه امروز بر ما پوشيده و ناشناخته است، ياري دهيم.

دلخراش ترین حادثه زیست محیطی سال در پارک ملی لار کلید خورد!!!

وبلاگ مهاربیابان زایی http://darvish100.blogfa.com

 

برای مخالفت با احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان اینجا را امضا کنید. 

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥