فضاي سبز

اصطلاح فضاي سبز، به وسيله برخي از دست اندركاران براي مفهوم پوشش گياهي شهرها به كار گرفته شده است. گاري مول (G.Moll, 1991) اصطلاح فضاي سبز را براي پوشش سبز شهرها به كار مي گيرد. پدر پاركداري ايران فضاي سبز را به منطقه اي پوشيده از گياه در داخل و اطراف شهرها مي گويد كه بيشتر داراي دو كاركرد مهم براي شهرها مي باشند تعديل دما و تلطيف هوا و زيبا آفريني.

تقسيم بندي فضاي سبز شهري

فضاي سبز: پاركهاي شهري، كمربندهاي سبز، باغات، گردشگاهها، پارك هاي جنگلي، باغ هاي گياهشناسي

پاركهاي شهري: پارك در مقياس واحد همسايگي، پارك در مقياس محله، پارك در مقياس ناحيه، پارك در مقياس منطقه، پارك در مقياس حوزه، پارك در مقايس شهر، پارك خطي

تعاريف متعددي براي فضاي سبز شهري ارائه شده

Ø  آن بخش از فضاي سبز كه در محدوده شهر طراحي و بناشده، فضاي سبز شهري ناميده مي شود.

Ø  بخشي از سيما شهر كه از انواع گياهان تشكيل يافته است.

Ø  فضاي نسبتاً بزرگي، متشكل از گياهان با ساختي جنگلي و برخوردار از بازدهي زيست محيطي و ا كولوژيك معين و در خور شرايط زيست محيطي حاكم بر شهر

Ø  بخشي از مناطقي كه داراي گياهان يا هر گونه سبزينگي اعم از درختان، درختچه ها، گل ها و چمن ها است.

Ø  اراضي اماكن مسكوني، تجاري و صنعتي، محل هاي كسب و پيشه و خدماتي است كه داراي پوشش گياهي چند ساله، دوساله، اعم از درخت، درختچه، نهال و گياهان پوششي (گل، بوته و چمن) است و به منظور استفاد هاي سودمندانه يا زيبايي طبيعي و تلطيف هوا در محدوده و حريم شهر احداث شده است يا بطور طبيعي بوجود آمده باشد.

با توجه به تعاريف بررسي شده مي توان دو بخش را براي فضاي سبز در نظر گرفت اول مجموعه اي از پوشش سبزينه اي شامل درختان، درختچه ها، گلها، بوته ها و چمن كه مفهوم فضاي سبز را از نظر فيزيونومي و شكل ظاهري القاء مي كند. دوم: بر آوردن انتظارت و وظايفي شامل بهبود كيفيت زيست محيطي  انسان، تأمين زيبايي و ساير نيازهاي اكولوژيك كه به عنوان هدف و وظيف در احداث فضاي سبز مستتر مي باشد.

در جامعترين تعريف براي فضاي سبز شهري را اينچنين مي توان تعريف كرد:

فضاي سبز شهري بخشي از فضاهاي باز شهري است كه در عرصه هاي طبيعي يا مصنوعي آن تحت استقرار درختان، درختچه ها، گل ها، چمن ها و ساير گياهاني است كه براساس نظارت و مديريت انسان با در نظر گرفتن ضوابط، قوانين و تخصصهاي مرتبط با آن براي بهبود شرايط زيستي، زيستگاهي و رفاهي شهروندان و مراكز جمعيتي غير روستايي، حفظ، نگهداري يا بنا مي شوند.

 

 

 

اهميت فضاي سبز

فضاي سبز با خواص چند جانبه اي كه دارد نقش فوق العاده در زندگي بشر دارد. خواص چند جانبه آن از توليد اكسيژن و ازت گرفته تا خاصيت گشندگي موجودات مضر با توليد فيتونسيد، از جذب انواع ذرات معلق مضر و مواد آلوده كننده هوا گرفته تا خاصيت تعديل كنندگي شرايط محيطي از برقراري توازن اكولوژيك در محيط گرفته تا خاصيت جذب صداي ناهنجار، از ايجاد محيط امنيت و آسايش تفريح و تفرج گرفته تا مركز تجمع انسانها و.. در واقع زمينه تنوع را در ذهن تداعي مي كند. از طرفي پايه تكامل حيات، نظم ناشي از آنست و فضاي سبز كه جزئي از مجموعه حيات است، طبعاً از نظر برخوردار و در كنار تنوع و نظم، قطعاً زيبايي را به همراه نخواهد داشت و همين طور در كنار زيبايي كمال را.

 

ضرورت فضاي سبز

مهمترين اثرات فضاي سبز در شهرها، كاركردهاي زيست محيطي آنها است كه ايجاد تعادل بخشي در متابوليسم شهر از يك سو و بالا بردن سطح زيبايي از سوي ديگر، سبب افزايش كيفيت زيستي شهرها مي شوند. با توجه به اينكه گسترش از يك سو ارتباط ارگانيك با تكنولوژي و از سوي ديگر با آلودگي دارد (و گريزي از آن نيست). براي تداوم آن بايد كليه عوامل لازم به كار گرفته شوند. مؤلفه هاي اثرات گسترش در شهرها، به طور گوناگوني نظام زيستي شهرها را مي توانند مختل كنند. فضاي سبز مناسب در شهرها يكي از عوامل مؤثر در كاهش اين اثرات بوده و به ويژه در رابط با گرد و غبار، آلودگيهاي شيميايي، هوا، فضاي سبز شبه جنگلي ريه هاي تنفس شهرها به شمار مي‌روند. مهمترين اثرات فضاي سبز در شهرها تعديل دما، افزايش رطوبت نسبي، تلطيف هوا و جذب گرد و غبار است. ساير اثرات فضاي سبز  در شهرها نقش نسبي دارند ولي مجموعه اثرات فضاي سبز حضور آنها را در شهرها اجتناب ناپذير مي كند به طوري كه بدون وجود آن ممكن نيست شهرها پايدار باقي بمانند. مجموعه اثرات فضاي سبز را مي‌توان به طور خلاصه به قرار زير مجموعه بندي كرد.

 

آلودگي هوا

فضاي سبز به ويژه در شكل چيره درختي مي توانند در كاهش آلودگيهاي شيميايي هوا بسيار مؤثر باشند. براي بهره وري از اين كاركرد درختان بايد ضمن استفاده از گونه هاي غير حساس و مقاوم، در صورت صدمه ديدن ترميم و احياء آنها هميشه مدنظر است.

 

آلودگي صدا

فضاي سبز به ويژه درختان در كاهش آلودگي صدا بسيار مؤثر است و مي توانند در صورت برخورداري از گونه هاي مناسب و مكاشت اوصلي تا 4 دسي بل صدا را كاهش مي دهند. اين نقش درختان در شهرهاي بزرگ و بزرگراهها داراي اهميت زيادي است.

توليد اكسيژن و جذب دي اكسيد كربن

درختان، با اين دو كاركرد خود نقش مؤثري در بهبود شرايط زيست محيطي ايفا مي‌كند. اگرچه در مقياس كلان از نظر ايجاد توازن اكسيژني نقش درختان و فضاي سبز نمي تواند قابل ملاحظه باشد ولي در مقياس خرد شهري قابل چشم پوشي نيست. هر درخت راش با دير زيستي متوسط به اندازه سه برابر حجم دو اتاق يك نفره مي تواند دي اكسيد كربن از هوا پاكسازي كند و در حالي كه 40-30 متر مربع از درختان مي‌توانند اكسيژن مورد نياز يك نفر را تأمين مي كنند.

 

كنترل تشعشعات و باز تاب نور

فضاي سبز در شهرها ضمن كنترل تشعشعات خورشيد از بازتاب نورهاي مزاحم و خيره كننده مي توانند جلوگيري كنند.

 

كنترل ترافيك

آريش فضاي سبز در محورهاي درون شهري عامل مؤثري در كنترل ترافيك به شمار مي روند كاشت اصولي درختان در مكانهاي مناسب به عنوان نشانه هاي آشنا در هدايت رفت و آمدها بسيار مؤثر است.

 

زيبايي آفريني

زينت شهرها و مطلوبيت آنها براي زيست، مديون زيبايي آفريني فضاي سبز در اشكال متنوع خود است. فضاي سبز حقارت شهرها را به عنوان پديده انسان ساخت در برابر سيستمهاي طبيعي تاحدي متعادل مي كنند.

 

معماري شهرها

فضاي سبز، جايگزين مناسبي براي ساير مصالح مورد استفاد در معماري جهت تقسيم فضاي ايجاد حفاظ، خلوتگاه و فضاي خصوصي و... به شمار مي روند. علاوه بر اين به عنوان كاتاليزور عامل مهمي در ايجاد پيوند و ارتباط منطقي بين ساختمانها و ابنيه به شمار مي روند.

جذب فون

فضاي سبز، طبيعت بي جان شهرها را به سوي سيستمهاي طبيعي سوق داده و سبب جذب فون ويژه اي مي شوند كه فضاي بي روح آنها را قابل تحمل تر مي كند.

 

كنترل باد

فضاي سبز ويژه  درختان، در صورت كاشت مناسب و هدفمند (تركيب گونه اي و‌‌ آرايش مناسب) مي توانند در هدايت باد (در تابستان جهت خنك كردن) در بخشهاي مورد نظر و تغيير جهت آن در سمت دلخواه بسيار مؤثر باشند.

 

تفرجگاه

فضاي سبز در شكل گيري هر گونه سيستم تفرجگاهي مؤثر بوه و عامل مؤثري در گذران فراغت مردم به شمار مي رود. ايجاد سايه، چشم انداز، تلطيف هوا و هواي پاك جدا از زيبايي از جمله عواملي مي باشند كه در شكل گيري تفرجگاهها حضور فضاي سبز را غير قابل اجتناب مي كنند.

 

تأثير رواني

فضاي سبز و بويژه رنگ سبز يا تغييرلات فصلي آن داراي اثرات رواني بسيار مؤثري است. ارجار ولريخ در تحقيقي كه در زمينه اثرات رواني درختان و فضاي سبز مي تواند دوره بستري بيماران را كوتاه كند. چنين تأثير رواني البته كاربرد اقتصادي نيز در بردارد. طبق گزارش ولريخ وجود فضاي سبز و درختان دوره نقاهت بيماران را 8 درصد كاهش مي دهد. با دادن چشم اندازي از درختان به بيماران به آساني مي توان سالانه صدها ميليون دلار از هزينه بهداشت عمومي را كاهش داد.

ذخيره انرژي

كاشت صحيح درختان مي تواند بر روي مصرف انرژي در ساختمانها تأثير قابل ملاحظه اي داشته باشد. هزينه گرم كردن يا خنك كردن ساختمانها در صورت كاربرد درخت كاهش مي يابد درختان باعث جذب 9 درصد انرژي خورشيدي در تابستان شده و گرماي داخلي ساختمانها را مي توانند كاهش دهند. آمريكاييها با كاشت درختان در نقاط خاص و استراتژيك در اطراف منازل و ساختمانهاي مسكوني سالانه دو ميليون دلار صرفه جويي مي كنند، و اگر درختان در نقاط مناسبي كاشته شوند كه سايه انداز آنها نقاط معيني از ساختمانها  را بپوشاند اين سود دوبرابر خواهد شد. در اماكن مسكوني كه در مناطق بادگير قرار دارند، كاشت درختان بصورت بادشكن مي توان هزينه گرم كردن ساختمانها را برحسب درجه بادگيري و تراكم بادشكن 4 تا 22 درصد كاهش دهد. علاوه بر اين، اثر تعديلي درختان و فضاي سبز روي دماي شهرها سبب مي شود كه مصرف انرژي لازم براي تبريد و انتشار گازهاي گل خانه اي متصاعد شده از واحدهاي مولد انرژي كاهش يابد. كاهش دما در شهرها در اثر تعريق و سايه نه تنها سبب صرفه جويي از انرژي بلكه سبب صرفه جويي در مصرف آب نيز مي شود.

 

تاج بري يا برگاب

درختان با جذب برگاب مي توانند حركت و جريان آب را در سطح غير قابل نفوذ شهر كند كرده و راه افتادن آب در سطح شهر را به تأخير بيندازند. سوزني برگان تا 40 درصد و پهن برگان تا 20 درصد توانايي دارند كه آب باران را گرفته و دوباره از طريق تبخير به فضا برگردانند. اين اثر درختان اگر در سطح جنگلها به عنوان يك  موضوع بحث انيگز به نظر مي آيد در سطح شهر بطور ملموسي مثبت است.

درختان و سيلاب

جريانهاي تند سيلابي و روش مديريت آنها موضوع عمده ديگري در مطالعات زيست محيطي حومه شهرها و زمينه ديگري در بحث هاي اقتصادي است. با افزايش سطح غير قابل نفوذ شهرها (جاده ها و ساختمانها) آب بيشتري بايد به خارج شهرها هدايت شوند. يك شهر نه چندان بزرگ آمريكا با پوشش درختي 30 درصد توانايي دارد تا حركت سيلابها را 14 درصد كاهش دهد. درختان با جذب برگاب از يك سو و هدايت آن به اندامهاي خود، سبب كندي جريانهاي تند و سيلابي مي شوند. سطح اندامهاي درختان از يك سرعت سيلابها را 3 برابر كاهش مي دهد و از سوي ديگر از هزينه ساخت سيستمهاي هدايت جريانهاي سيلابي مي كاهد. در لوس آنجلس يك گروه از مهندسين صنايع نظامي طرحي ارائه دادند تا براي افزايش كشش بستر رودخانه ها در برابر افزايش جريانهاي سيلابي ارتفاع پلها را بالا ببرند. هزينه پروژه بالغ بر ميليونها دلار است. در حالي كه حرف جنگلداران اين است كه افزايش سطح پوشش درختان مي تواند با هزينه كمتري مشكل را برطرف كند.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥