ژئو توريسم(گردشگری جغرافيايی)

 ايران به لحاظ پديده هاي ويژه زمين شناسي جزو شگفت انگيز ترين كشورهاي جهان به شمار مي رود. وجود مرتفع ترين هرم هاي ماسه اي گرم ترين نقطه جهان در كوير لوت، آثار بزرگ ترين لغزش هاي زمين درسيمره ايلام، قله دماوند به عنوان بلندترين قله مخروطي دنيا و نيز وجود بالاترين درياچه آب شيرين جهان درقله سبلان تنها نمونه هايي از جاذبه هاي شگفت انگيز گردشگري زمين شناسي (ژئوتوريسم) در ايران به شمار مي روند. در سراسر كره زمين چند كمربند چين خورده وجود دارد كه يكی از مهم ترين آن ها كمربند مديترانه - هيماليا - اندونزی است و كشور ايران در بخش ميانی اين كمربند و بين آلپ و هيماليا قرار گرفته است. ايران در 4/1 ميليارد سال پيش قسمتی از تنها قاره آن زمان يعنی قاره مگاژا محسوب شده و رخ دادهای زمين ساختی آن بيش تر از نوع دگرگونی ماگمايی بوده است و به عبارت ديگر ايران در آن زمان دنباله پلاتفرم آفريقا - عربستان به حساب می آمده است. زمين شناسی ايران شامل حركات اوراسيا، آفريقا (شامل عربستان) هندوستان و اقيانوس هند می شود که اين حركات شامل هر دو قاره شمالی و جنوبی است. زمين شناسی ايران به دو منطقه تقسيم می شود، يک منطقه آن كمربند چين خورده زاگرس و منطقه ديگر آن شامل بقيه نواحی ايران است. اين بخش خود به سه قسمت كمربند كوهستانی اروميه - اسفندقه، مركز و خاور ايران و ناحيه البرز تقسيم می شود.

اقيانوس تتيس که عرض آن چند هزار كيلومتر بوده است در دوران اول زمين شناسی يا حتی زودتر از آن در ناحيه فعلی خاورميانه وجود داشته و ورق توران و قاره آفرو - عربستان را از اوراسيا جدا می كرده است. آفرو - عربستان بخشی از قاره گندوانا بوده و با هندوستان استراليا، جنوب آفريقا و خشكی قطب جنوب در فاصله ای دورتر ارتباط داشته كه به تدريج و حداقل از دوره پرمين به بعد به طرف شمال حركت كرده و موجب باريک شدن اقيانوس تتيس شده است. حركت عمودی آفرو - عربستان در طول دوران دوم، به طرف شمال ادامه يافته و اين باريک شدن اقيانوس تا زمانی كه پوسته اقيانوسی ناپديد شد و دو لبه قاره به هم رسيد، ادامه يافته و موجب شكسته شدن اوراسيا شد. نتيجه اين فعاليت ها تشكيل خرده قاره هايی مانند مركز و خاور ايران و محاصره آن ها با حوزه های رسوب گذاری از نوع حوزه رسوبی دريای سرخ بود.

سرانجام در اوايل دوران سوم، شمال قاره آفرو - عربستان موجب بسته شدن حوزه های رسوبی كوچک جوان شده و خرده قاره ها و جزاير آتشفشانی به وسيله موزاييک هايی به يکديگر متصل شدند. فقط درياهای قاره ای هنوز در بخشی از اين مناطق وجود دارند و درياها به تدريج به طرف جنوب خاور عقب نشينی كردند.

ايران بين دو سپر عربستان در جنوب باختری و ورق توران در شمال خاوری قرار گرفته است. پلاتفرم عربستان به طرف شمال خاوری ادامه يافته و به وسيله رسوبات آبرفتی دشت خوزستان پوشانده می شود. ورق توران در تركمنستان قرار دارد و در فاز كوهزايی هرسی نين چين خوردگی يافته و سخت شده است. دنباله اين ورق در نواحی سرخس ادامه داشته و با رسوبات جوان پوشيده شده است. لبه جنوبی اين ورق كوهستان های كپه داغ است و كوهستان های زاگرس نيز با امتداد شمال باختری - جنوب خاوری به عنوان دنباله رشته كوه های جنوبی آلپ منظور می شوند. زاگرس در امتداد عرض به نواحی كمربند چين خورده زاگرس، زاگرس مرتفع، زاگرس داخلی (ناحيه سنندج - سيرجان)، ناحيه اروميه - دختر و كمربند آتشفشانی تقسيم می شود که به ترتيب از جنوب خاوری به طرف شمال باختری در كنار يك ديگر قرار گرفته اند. محدوده ايران مركزی از نظر محققين متفاوت است. اين واحد به شكل يك مثلث در مركز ايران قرار گرفته و قسمتی از ايران خاوری (شمال بلوک لوت) را در بر می گيرد. مرز شمالی آن به زون بينالود و گسل ميامی و در سمت باختر به احتمال زياد به گسل عطاری می پيوندد. واحد خاور ايران و مكران را می توان به دو بخش نهبندان - خاش و كوه های مكران تقسيم كرد. اين واحد در باختر به وسيله گسل نهبندان، در خاور به وسيله بلوک سيستان و در جنوب توسط دريای عمان (مکران) محدود می شود. محدوده باختری كوه های مكران گسل ميناب است که در اين واحد سنگ های قديمی تر از ژوراسيک مشاهده نمی شود. ناحيه مركزی ايران نيز از ناحيه سنندج - سيرجان توسط فرورفتگی های درياچه اروميه، تزلوگل و گاوخونی جدا می شود.

واحد البرز رشته كوه های كاملا مشخصی است و رشته كوه های بينالود از نظر جغرافيايی دنباله اين واحد محسوب می شوند، اما از نظر رسوبات شباهت بيش تری به مركز ايران دارند. فاز چين خوردگی شديد البرز فاز كوهزايی لارامين است كه موجب دگرشيبی زاويه ای در قاعده رسوبات ائوسن شده است. پس از اين فاز در بخش جنوبی البرز رسوبات كم عمق و تبخيری تشكيل شده و در بخش شمالی به مقدار كم رسوبات آواری ديده می شود. فاز كوه زايی آلپ پسين موجب چين خوردگی رسوبات تشكيل شده در ترشياری در واحد البرز شده است. اين فاز در ناحيه مكران تاثير گذاشته و رسوبات اين ناحيه چين خوردگی يافته اند. در مراحل انتهايی اين مرحله از كوه زايی، مناظر فعلی به وجود آمده که اين حالات رسوب گذاری كم و بيش در ناحيه نهبندان - خاش نيز مشاهده می شوند. با پذيرش اين نگره كه سراسر ايران دنباله پلاتفرم (سطحه) عربستان بوده و زيربنای ساخت ها و روندهای اصلی آن بر اثر چين خوردگی بايكالی به وجود آمده، می توان گفت که در طی زمان قسمتی از پركامبرين پسين و دوران پالئوزوييک (دوران اول پارينه زيستی) در بيش تر سرزمين ايران يک آرامش نسبی برقرار بوده و چين خوردگی های مهم تری ديده نشده است. در اين مدت رسوب گذاری به آرامی صورت گرفته و فقط چند بار جنبش های عمودی پوسته زمين، رژيم رسوبی را تغيير داده اند. نمودهای چينه شناسی و رسوب گذاری نتيجه اين جنبش ها است. دوره های فرسايش گاهی بسيار درازمدت بوده و ضخامت زيادی از رسوبات را از بين برده است. فعاليت ماگمايی در برخی از دوره ها شديد و گاهی بسيار اندک بوده و دگرگونی های محدودی نيز وجود داشته است. كارسازترين جنبش های زمين ساختی در دوره ترياس پسين به وجود آمده است به طوری كه اين جنبش ها ريخت شناسی كلی و كنونی ايران را پی ريزی كرده اند. وجود ارتفاعات متعدد در كنار گودال هاي خشك و آبي و اشكال متعدد و منحصر به فرد زمين شناسي اين خطه از كره زمين را تبديل به يكي از جاذب ترين مناطق گردشگري زمين شناسي كرده است.

  » دشت شوقان

 تشكيلات زمين شناختي شهرستان بجنورد به دوران دوم و دوره نئوژن دوران سوم و دوران چهارم زمين شناختي مربوط است. بخش مركزي شهرستان بجنورد شامل آبرفت‌هاي جوان دوران چهارم و ماسه سنگ قرمز و مارن نئوژن است در بخش راز و جرگلان سازند تيرگان شامل آهك‌هاي اربيتولين دار بخش جنوبي را فراگرفته و بر روي سازند تيرگان مارن‌هاي خاكستري و شيل‌هاي مدادي سازند سرچشمه به طور هم شيب قرار گرفته است. بخش مانه بخشي از بزرگ ناوديس خاور به شمال باختر است كه شيل‌هاي سياه حاوي كنكرسيون رس آهن‌دار به ضخامت 700 الي 500 متر منطقه را پوشانده است. بخش سملقان شامل مارن و آهكهاي نازك لايه قيري و پيريتي آمونيست داراست و بخش قره ميدان به صورت چاله‌اي است كه به علت دو گسل در حاشيه شمالي و جنوبي دشت ، شكل گرابن (فروزمين) درآمده است. در شهرستان بجنورد خاك مخروطه افكنه‌ها از رسوبات بادبزني شكل و رسوبات واريزه سنگ‌ريزه‌دار و خاك‌هاي سنگلاخي تشكيل شده و خاك فلات‌ها از خاك واريزه‌اي، خاك‌هاي قهوه‌اي و خاك رسوبي تشكيل شده است.

  » غار كافر قلعه شيروان

 شهرستان شيروان در دره رود اترك بين دو رشته كوه كپه داغ در شمال و الاداغ در جنوب قرار گرفته است. البته اين دو رشته كوه پس از كوه‌هاي هزار مسجد در شمال و بينالود در جنوب كه نرسيده به قوچان از طرف خاور پايان مي‌يابند شروع مي‌شوند و پس از گذشتن از شيروان و بجنورد در جلگه آشخانه پايان مي‌يابند كه دنباله برجستگي‌هاي بلخان كوچك و بزرگ در تركستان شوروي است كه با رشته‌هاي موازي به صورت قوس‌هايي با انحناي شمالي درآمده‌اند اين كوه‌ها از طاقديس‌ها و ناوديس‌هاي موازي و متعددي تشكيل شده‌اند. شهرهاي شيروان، قوچان و مشهد در اين دشت قرار دارند. در ساختمان كوهستان‌هاي شمالي آهك‌هاي اواخر دوران دوم سهم فراوان دارند و چون شهرهاي شمالي خراسان بين دو رشته كوه كپه داغ و الاداغ قرار گرفته‌اند و بر روي مواد رسوبي رود اترك قرار دارند.
از نظر زمين شناسي ناحيه كپه داغ كه در بر گيرنده شيروان نيز است و تفاوت‌هايي با البرز دارد و تشابه رسوب‌گذاري بين زاگرس و كپه داغ بيش‌تراست. به طوري كه در هر دو ناحيه رسوب‌هايي به ضخامت تقريبي 6000 متر از دوره ژوراسيك تا اليگوسن بدون وقفه رسوب‌گذاري ادامه داشته و اين رسوب ها به صورت هم شيب بر جاي گذاشته شده و ضخامت آن‌ها در ناحيه كپه داغ به‌خصوص بيش‌تراز زاگرس است و حركت‌هاي خشكي زيايي دراواخر دوره كرتاسه در تمام ناحيه عموميت ندارد لذا باعث قطع رسوب‌گذاري نشده است.
كوه‌هاي ناحيه شمالي شيروان در دوره پالئوسن به علت كنار رفتن دريا، از آب خارج شده ولي چين ‌خوردگي صورت نگرفته است و در دوره ائوسن مجدداً دريا پيشروي كرده است. چون رسوبات البرز و ايران مركزي در كپه داغ ديده نمي‌شود و از نظر چين خوردگي كپه داغ كاملاً شبيه زاگرس و داراي چين‌هاي نامتقارن است و هر دو از آخرين حركات كوه‌زايي آلپ هستند كه كپه داغ به فلات توران منتهي مي‌شود.
تشكيلات ژوراسيك در ناحيه ارتفاعات شيروان (كپه داغ) شامل مقداري مارن آهك هاي تيره و شيل كه همراه فسيل «آمونيت» است. روي تشكيلات دوره ژوراسيك تشكيلات دوره كرتاسه همراه با عمل خشكي زيايي ناحيه‌اي،‌ بعضي جاها رسوبات گچي ديده مي‌شود. در اوايل دوران سوم زمين شناسي هم كماكان به علت عدم تغيير عمق دريا عمل رسوب‌گذاري ادامه داشته و جنس رسوبات اين دوران بيش‌تر مارن، شيل و ماسه سنگ است با بعضي از رخساره‌هاي رسوب‌گذاري خشكي زايي مانند رسوبات گچي و نمكي.
به طور كلي تكامل ژنتيكي خاك‌هاي منطقه شيروان كه بيش‌ترآن‌ها روي نهشته‌هاي جديد قرار گرفته‌اند را مي‌توان براساس طبقه‌ بندي خاك زايي اوبر به صورت زير طبقه‌بندي كرد .
الف ـ خاك‌هاي كم تكامل يافته (گروه غير‌ آب و هوايي) تحت گروه خاك‌هاي آبرفتي و كوه رفتي كه تقريباً كليه خاك‌هاي منطقه شيروان را تشكيل مي‌دهد.
ب ـ خاك‌هاي نمك‌دار كه ساختمان آن‌ها تخريب نيافته و در گروه خاك‌هاي شور قرار دارند اين خاك‌ها در مجاورت كارخانه قند شيروان (زمين‌هاي روستاي حسين آباد، منصوران، زيارت، رضا آباد، توده و بيگان) روي نهشته‌هاي رسي كه خواص ورتيك دارند قرار گرفته‌اند و به شدت شورند و خاصيت قليايي متوسطي نيز به همراه دارند، ساختمان اين خاك‌ها به وسيله خشك شدن و مرطوب شدن متوالي ، دايماً تكامل پيدا مي‌كند و گياهان طبيعي منطقه در زمين‌هاي زير كشت به علت اين كه زمين‌ها بدون آيش مورد استفاده قرار گرفته‌اند و هم‌چنين شيب كم و فرسايش جزيي و تراكم جمعيت و غيره از بين رفته‌اند و ساختمان اوليه و تخلخل خاك‌ها نيز مستقيماً تحت تأثير نوع گياهان كشت شده قرار گرفته است. در منطقه شيروان عامل محدود كننده بهره‌برداري از خاك‌ها معمولاً خود خاك نيست، ‌زيرا دراين مناطق نسبت به مناطق ديگر خراسان كه مورد مطالعه قرار گرفته‌اند، خاك خوب زيادتري وجود دارد ولي دراين منطقه نيز مانند ساير مناطق خراسان كمي بارندگي، زراعت ديم را محدود ساخته و از طرف ديگر كمبود آب آبياري نيز مانع گسترش زراعت در تمام خاك‌هاي قابل آبياري شده است. كوه‌هاي جنوبي شيروان كه در بر گيرنده ارتفاعات تخت ميرزا، زوارم و شاه جهان هستند بيش‌تر داراي سنگ‌هايي از نوع ماسه سنگ، گرانيت، شيست، دولوميت و آهك است.

  » تپه‌ها، تراس‌هاي قديم، تراس‌هاي جديد و جلگه‌ها

  در جريان دوره بالا آمدن زمين ـ كه آغاز آن ميوسن وسطي بود ـ و پس از آن كه كوهستان ارتفاع يافت، عوامل فرسايشي به كوه‌هاي جوان حمله كردند و به تشكيل قلوه سنگ و مواد تخريبي منجر شد . رودخانه‌ها و سيل‌ها رسوبات اوايل دوران سوم را سخت تحت تأثير فرسايش قرار دادند و رسوبات فراواني در خارج از منطقه كوهستاني به‌جاي گذاشتند. عوارض بعدي فعاليت‌هاي كوه‌زايي ضعيف اين منطقه باعث جابه‌جايي قائم رسوبات مزبور شده و بالنتيجه مواد فرسايشي در گودي ها جاي گرفتند. جنس رسوبات جديدي كه در اين زمان پديد آمدند عبارت بودند از ماسه سنگ‌ها ، قلوه سنگ‌هاي اواخر دوره ميوسن و پليوسن،در انتهاي دوره پليوسن و در جريان آغاز دوره پلوستوسن مجموعه‌اي از فرسايش‌هاي سطحي در پاي‌كوه‌ها پديد آمد و سنگ‌هاي اصلي دوره سوم و صفحات نازك قلوه سنگي ميوسن ـ پليوسن را بريده بريده كرد. در اولين مرحله تراس‌هاي قديم فرم يافته‌اند و تپه‌هاي موج داري در امتداد لبه دشت شامل مي‌شوند.
پس از تراس‌هاي قديم، تراس‌هاي جديد پديد آمده‌اند كه پهنه وسيعي را كه در شمال و مشرق به‌سوي روسيه گسترش مي‌يابد و به صحراي قره قوم Kara Kum شهرت دارد ، مي‌پوشاند. رسوبات اين پهنه از كوهها و تپه هاي اطراف حاصل شده است جمع‌آوري رسوبات دراين پهنه‌ها هنوز هم ادامه دارد . تراس جديد يا تراس پايين در ارتفاع بين 250 تا 300 متر با شيب ملايمي به‌سوي شمال شرقي گسترده مي‌شود. بخش غربي آن را يك منطقه ماسه‌اي تحت نفوذ باد قرار گرفته است كه بخشي از مواد آن را شن‌هاي ريز روان و بخش ديگر را رسوبات رودخانه‌اي عصر چهارم تشكيل مي‌دهد. بخش شرقي داراي خاك‌هاي رسوبي رودخانه‌اي است كه با جلگه‌هاي حواشي شهر سرخس منطبق است روي آن‌ها را موادي كه ضمن آبياري ته نشست كرده‌اند فرا گرفته است. زمين هاي كشاورزي خوب منطقه سرخس منطبق با همين تراس جديد ـ كه داراي خاك نسبة مساعدي هستند ـ مي‌باشد.

  » جلگه‌هاي پايكوهي سيلابي

  جلگه‌هاي پايكوهي سيلابي پس از توسعه تراس‌هاي قديم وسيله سيلاب‌هاي كوهستاني و فرسايش تپه‌ها تشكيل شده است . بعدها و هنوز هم در زمان حاضر رسوباتي در اين حوزه‌ها جمع مي‌شود. دو جلگه پايكوهي سيلابي در اينجا تشخيص داده‌اند يكي از آنها در بخش شمال غربي منطقه قرار دارد و ديگري جلگه سيلابي گنبدلي است كه جلگه‌اي كم و بيش منزوي و در داخل تپه محصور است.

  » غار کتله خور خدابنده

 از ژئوتوريسم شهرستان خدابنده اطلاعات زياد و مستندي در دست نيست ولي وجود غاربزرگ و زيبايي چون كتله خور در محدوده گرماب يكي از زيباترين جلوه‌هاي ژئوتوريستي اين منطقه را تشكيل مي‌دهد. منطقه ییلاقی گرماب خدابنده در یک ناحیه کوهپایه ای در حدود 62 کیلومتری مرکز شهرستان خدابنده (شهر قیدار) واقع شده است. تپه تاریخی موجود در اين روستا قدمت آن را تا دوره های پیش از میلاد تایید می کند. دورتادور این منطقه با کوه های ساقیزلو که غار کتله خور را درون خود جای داده اند، احاطه شده است. چشمه های آب گرم موجود در این روستا جلوه زیبایی به اين منطقه داده و آن را به ناحیه ای تاریخی، ییلاقی، ژئوتوريستي و جاذب گردشگران تبديل كرده است.

  » غار خرمنه سر طارم

 از ژئوتوريسم منطقه‌ي طارم اطلاعات مستندي در دست نيست.


  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٥