منقرض شده های دست نيافتنی

تصویری ار ببر مازندران که یکی از نمونه هایش توسط سربازان روسیه
تزاری در خراسان شکار شد و پوست کنده شد عکس مال سال ۱۹۱۲ می باشد

 


وقتی نام ببر در ایران برده می شود بی اختیار هر ایرانی وطن دوستی ببر مازندران
را به یاد می آورد سلطان گربه سانان ایران..ببر ایران امروز به افسانه ها پیوسته
است.به روزگارانی نه چندان دور در پهنه ای به وسعت جنگل ها و بیشه زارهای گیلان و
مازندران از آستارا تا نواحی ترکمن صحرا ببر ایران قدرت بلامنازع محسوب می شد.
عملکرد نا صواب آدمیان در آن وسعت پهناور چنان عرصه را بر این گربه بزرگ ایران زمین
تنگ کرد و قلمرو زیستی او را محدود نمود که ناچار به ترک بوته زارها و نیزارها
شد(محیط زیست طبیعی و مورد علاقه ببر که توسط انسان ها نابود شد ) هیچ از خود سوال
کردید چه بلایی بر سر این حیوان زیبا آمده است؟ اگر چندین دهه قبل را مجسم
کنید در آن زمان دشت های مازندران را جنگل های دشتی می پوشاند و به سختی می
توانستیم آسمان را شاهد باشیم ولی حالا نیزارهای گرگان را خشکانیده ایم و اراضی را
به کشتزار تبدیل نمودیم ناآگاهانه تیشه به ریشه زیستگاه زدیم خلاصه اینکه ببری که
در زمان زایمان می بایست در این نیزارها زیست نماید تا توله آن از گزند مورچه ها در
امان باشد با از بین رفتن این نیزارها نتوانست به حیات خود ادامه بدهد و نسل
آن از بین رفت. کوچه اجباری این جانور بزرگ به ارتفاعات جنگلی رقابتی نابرابر در
میان او و سایر گوشتخواران جنگل های مرتفع ایجاد کرد چرا که گوشتخواران دیگر به نوع
شکار در جنگل های انبوه و مرتفع عادت داشتند و طبیعتا در سفره مشترک شکار یعنی
چرندگان (به ویژه گراز که غذای اصلی ببر بود) نصیب و بهره اصلی آن رقیبان بود. نسل
ببر که از زیستگاه اصلی خود به تدریج عقب نشینی کرده بود از سویی به علت شکار بی
رویه در معرض خطر بود و از طرف دیگر به دلیل حمله گاه و بی گاه به گاو و گوسفندان
روستاییان به دلیل گرسنگی بغض و کینه صاحبان احشام تلف شده متوجه ببر مازندران می
شد آنان با طعمه های سمی موجب هلاکت تعداد اندک باقیمانده از گروه بزرگ ببرها
شدند.(در چهل و اندی سال گزارشی واقعی از مشاهده این جانور کم نظیر مشاهده نشده
است بنابر شواهد موجود آخرین ببر مازندران در سال ۱۳۳۲ در بیشه ای نزدیک و مشرف به
روستای آق قمیش شکار شد. این روستا در ۱۰ کیلومتری شرق کلاله بر سر راه مینو دشت ــ
بجنورد واقع شده است. این ببر توسط سروان احمد هنرور (از شکارچیان حرفه ای ) شکار
شد>

مشخصات ببر ایران>
رنگ پشت و پهلوی ببر ایرانی زرد متمایل به نارنجی است با نوارهای باریک و قهوه
ای می باشد و زیر بدن یعنی شکم و سینه سفید رنگ است. پشت گوش ها سیاه بوده لکه
سفیدی در وسطش دیده می شود. از ببر ایران که زیستگاه اصلی اش دامنه شمالی رشته کوه
البرز بوده است با نام (( ببر خزر )) یا ((ببر مازندران)) در سفرنامه ها و کتب
تاریخی و ادبی یاد شده است. ببر ایرانی شباهت زیادی به پسر عموی بنگالی خود دارد
ولی نوارهای قهوه ای دور بدنش یه پهنی نوارهای ببر بنگال نیست ( البته تعداد نوارها
در ببر ایرانی بیشتر است) همچنین رنگ پهلو ها در ببر ایرانی تیره تر (قهوه ای تر )
می باشد.
موهای بدن ببرمازندران بخصوص در زمستان رشد زیادی دارد و موهای صورت او
مانند ببر سوماترا بلند است. طول بدن ببر مازندران ۱۴۰ تا ۲۸۰ سانتیمتر می باشدو
اندازه دم این حیوان بین ۶۰ تا ۹۰ سانتیمتر است.(دو گزارش هم درباره اندازه ببر
ایرانی وجود دارد یکی از منطقه لنکران که طول بدن این حیوان را ۲۵۹ و ۵/۲۸۹
سانتیمتر ذکر شده است .غذای ببر خزر مرال گوزن  .گراز .شوکا.گربه وحشی .خرگوش
پرندگان و خزندگان و در مواقع گرسنگی و عدم دسترسی به شکار طبیعی گاو و گاومیش اهلی
بوده است. جفت گیری این جانور احتمالا در زمستان بوده دوره آبستنی تقریبا ۱۰۵ روز
به طول می انجامد و در هربار زایمان دو تا سه و گاهی ۶ بچه به دنیا می آمد بچه ها
در ۴ سالگی بالغ می شوند (طول عمر ببر در اسارت ۳۰ سال می باشد) ببر مازندران هم به
مانند سایر گوشتخواران بیشتر هنگام طلوع و غروب آفتاب و شب ها اقدام به شکار می
کرد

نمونه موجود ببر ایرانی در موزه بریتانیا دارای مشخصات زیر
استرنگ زمینه پشت و پهلوها زرد متمایل به طلایی با نوارهای عرضی زرد تیره رنگ یا
قهوه ای روشن رنگ زمینه و نوارها در پهلو ها کمتر است سینه و شکم سفید ( با نوارهای
زرد در زیر شکم) می باشد. زمینه صورت زرد و پیشانی دارای نوارهای قهوه ای است اطراف
چشم ها و روی گونه دارای لکه سفید می باشد.دم به تناوب از نوارهای روشن متمایل به
سفید و نوارهای زرد پررنگ تشکیل شده است پاها در سطح خارجی زردرنگ بوده در سطح
داخلی سفید می باشد)
جای دریغ و افسوس است که سراغ ببر زیبای ایران را باید از موزه ها و آن هم موزه
های بیگانه بگیریم اما فراتر از دریغ و افسوس آن انقراض این جانور بی نظیر است که
هشداری جدی است برای تمامیدوستاران طبیعت و متولیان امور محیط زیست که بیش از پیش
نگران حیات وحش باشندمی دانیم که در صورت غفلت و خواب رفتگی بیشتر شاهد از بین رفتن
تدریجی جانوران و گیاهان بسیاری در طول زندگیمان هستیم

می دانیم که نسل شیر ایران همین ۴ دهه اخیر از بین رفته است شیر ایرانی یا قزل
شیر مازندران از حیات رخت بست و تنها افسوس عظیمی برای ما گذاشت حال باید نگران
سرنوشت یوز ایرانی و ده ها نمونه کمیاب باشیم چرا که بسیاری از زیستگا های این
جانوران نیز در خطر است ایران عزیز مبادا آیندگان بگویند نسل قبلی (نسل ما) ایران
دارایی های طبیعی را عزیز نداشته و ویرانه ای از طبیعت زیبای ایران رابه ارث
گذاشته اند

شیر ایران


متاسفانه باید نسل شیر در ایران را از بین رفته دانست زیرا نزدیک
۶۴ سال است که هیچگونه اشاره و اطلاعی از وجود این حیوان ارزشمند و پرسابقه در
ایران به ما نرسیده است ولی از مجموعه گزارش ها و اخباری که از گذشته های دور تا به
امروز بدست رسیده وجود آن در بیشه زارها و بوته زارهای جنوب ایران ـــ حدفاصل پارس
تا نزدیکی های رود کارون در خوزستان مسلم بوده است.از قدیمی ترین گزارش هایی که درباره شیر ایرانی در دست داریم شرح
مندرج در ((نزهت القلوب ــ حمدالله مستوفی)) است که در سال ۷۴۰ هجری تالیف شده و در
این باره می نویسد:(( مرغزار دشت ارژن بر کنار بحیره است که در آن صحرا است و در
این حدود در آن بیشه ای است که در آن شیر شرزه بسیار باشد طول این مرغزار دو فرسنگ
و در عرض یک فرسنگ است))((ا.ج.آربری)) محقق و ایران شناس انگلیسی در کتاب خود به نام شیراز
از امیرالامرای وقت یاد می کند و می نویسد:((امیرالامرا شیراز...از ورزش های خاص
مردان از قبیل تعقیب شیر و پلنگ و گراز...بر کنار نیست)).دیگر ایرانشناسان
جهانگردان و بازرگانان خارجی نیزکه در قرن ۱۹ میلادی به ایران مسافرت کرده اند از
وجود شیر در جلگه های پارس و خوزستان خبر داده و حتی بعضی از آنها تصریح کردند که
به چشم خود شیر ایرانی را دیده و یا شکار کرده اند و یا دیدند که بچه های آنها را
برای فروش به شیراز آورده اند.برای گریز از طول کلام ذیلا اشاره ای گذرا و مستقیم
می کنیم به نام و تاریخ گزارش های اتباع خارجی که از وجود شیر در پارس و خوزستان
یاد کرده اند:Pw.ouseley _ ۱۸۱۹
<>leuard _ ۱۸۴۱ میلادی که به چشم خود شیر را مشاهده کرده
است>
<M.Aasemavi _ که همراه با سران ایل بختیاری آن را شکار کرده
است>;Blanfor ۱۸۷۶;میلادی کنسول انگلیس در بصره ــ ۱۸۷۵ میلادی<P>sir perمیلادی گروه مهندسان آمریکایی ۱۹۳۲ میلادیchampion jones ۱۹۴۱ میلادی و بلاخره آخرین اطلاع مربوط به سال ۱۹۴۲ است و
G.F.henry&nbsp; می نویسد که در بهار آن سال در حدود ۶۴ کیلومتری شمال غربی دزفول
شیری دیده شده است که طول بدنش تا قاعده دم ۱۵۰ سانتیمتر و رنگ آن زرد مایل به
خاکستری بوده و یال هم نداشته است.با توجه به مطالب فوق ملاحظه می کنید آخرین باری
که وجود شیر در ایران گزارش شده مربوط به ۵۰ سال پیش از این است و از آن تاریخ به
بعد تا کنون هیچگونه قراین و آثاری دیده و یا گزارش نشده است. و تنها نشانه ای که
هم اکنون از شیر ایرانی وجود دارد یک قطعه پوست است که در موزه بریتانیا نگهداری می
شود.اما خصوصت شیر ایرانی و تفاوت آن با شیر آفریقایی:یال در شیر ایرانی به نسبت شیر آفریقایی کمتر است و پیشانی شیر
  ایرانی تقریبا فاقد مو است در شیر ایرانی موهای پشت آرنج و زیر شکم از شیر آفریقایی بیشتر
  است در زیر شکم شیر ایرانی یک لایه پوست اضافه به صورت چین خوردگی
  نامحسوس وجود دارد و این لایه در شیر آفریقایی دیده نمی شود.رنگ شیر ایرانی برحسب فصل ممکن است از زردی تا نخودی مخلوط با
  نارنجی و گهگاه با سایه هایی از سیاه تا خاکستری حتی متمایل به سفید تغیر
  کند
اما در دیگر صفات ظاهری تفاوت عمده ای بین شیر ایرانی و شیر
آفریقایی دیده نمی شود.همانطور که گفته شد نسل شیر ایرانی را باید منقرض شده دانست
اما خوسبختانه گونه ای از شیر ایرانی هنوز در هندوستان در جنگل ((GIR )) زندگی می
کند. شیر هندوستان از هر لحاظ شبیه شیر ایرانی است و هر دوی آنها جزو زیر گونه ((
Panthera Leo Persica )) هستند.البته با محیط زیستی که ابتکار دانشجوی پیرو خط آیت
الله خمینی رئیس آن باشد و به واسطه دانستن زبان انگلیسی متصدی این پست بشود
برایش چه فرقی می کند که چادر بت منی ( ‌BAT MAN ;شو بیشتر به دورش بکشه یا
یوز ایرانی را نجات بده؟

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ تیر ،۱۳۸٥