نگاهي کوتاه به موقعيت و شاخص هاي پارک ملي سرخه حصار

پارک ملي سرخه حصار با مساحت 9380 هکتار  254 سال پيش  پس از  انتخاب شهر تهران به عنوان پايتخت کشور  ، همراه با پارک ملي خجير   به عنوان  منطقه قرق و شکارگاه مورد حفاظت قرار گرفت و از اين رو مي توان اين دو پارک را  از قديمي ترين مناطق حفاظت شده  در جهان تلقي نمود . در سال 1361 طبق مصوبه شوراي عالي حفاظت محيط زيست،  حفاظت  از اين پارک ها جنبه قانوني پيدا کرد .  پارک هاي ملي سرخه حصار و خجير در  شرق تهران و در  يکي از بزرگترين و آلوده ترين شهر هاي جهان  موقعيتي با ارزش بسيار   حفاظتي  دارند .   اين دو پارک ملي انواعي از بکرترين ، نادر ترين و ارزشمند ترين اکوسيستمهاي استپي ، بيشه اي ، کوهستاني و دشتي کشور را داشته و در عين حال الگويي تمام عيار از شرايط کليماکس اکولوژيکي مربوط به اراضي استان تهران به حساب مي آيند. 

 پوشش گياهي اين پارک در بررسي هاي انجام شده  عبارت بوده اند از :  بنه ، ‌بادام كوهي ، اُرس  ، داغداغان ،چنار,‌،سپيدار ،‌پده ، ‌زالزالك ، زبان گنجشك و...

و پستانداراني  همچون كل و بز قوچ و ميش البرزمركزي  ،‌آهو, گراز ,‌پلنگ،  ‌روباه قرمز ، شغال ،گربه وحشي و...  روزگاري در اين پارک ملي زيستگاه امن و  مناسبي را داشته اند . به علاوه با توجه به موقعيت جغرافيايي آن از جنوب به سمت کوير و از شمال به سمت ارتفاعات البرز مرکزي مسير بسياري از پرندگان از جمله ‌حواصيل خاكستري،حواصيل شب، بوتيمار،اگرت بزرگ،,‌ خوتكا,‌ اردك نوك پهن, ,‌عقاب ماهيگير، ‌ قرقي ،‌طرلان ،‌ عقاب طلايي,‌ عقاب شاهي،‌ كركس،دال سياه، ‌بالابان ،‌ بحري، ‌شاهين ‌ و ...  بوده است .

 

تاريخچه تصرف  و تخريب  پارک ملي سرخه حصار در سال هاي گذشته  نشانگر ابعاد بسيار وسيع دخل و تصرف ها  و تخريب بوده است  تا جايي که   معاونت طبيعي  سازمان حفاظت محيط زيست در 9 ديماه سال جاري (1385)  اذعان مي کند که :  " تنها [  مسئوليت  ]   بخش کوچکي از اين پارک را بر عهده داريم.   "

اين واقعيت تکان دهنده و چگونگي روند چنين تخريب و تصرف گسترده  در پارک ملي سرخه حصار  مي تواند به عنوان يک نمونة مطالعاتي ( case study ) پند آموز!  مورد پژوهش قرار گيرد، تا  بدين وسيله عوامل دروني (  شيوه  حفاظتي سازمان محيط زيست ) و عوامل  بيروني (نظير ضعف قوانين بازدارنده ، ضعف اجراي قوانين موجود ، دست هاي باز سوداگران زمين در غيبت طرح جامع تهران و برنامه آمايش سرزمين و ....) که سبب بدست آمدن چنين نتايجي شده است به درستي روشن و کالبد شکافي شود !   با اين هدف که   از تکرار چنين سرنوشتي براي  ديگر پاركهاي ملي كشور جلوگيري شود. 

نتايج پژو هش انديشمندان  امر حفاظت از پارک هاي ملي  ( در کشور خودمان و ساير نقاط جهان )  گوياي آن است که  امر حفاظت از  پارک هاي ملي ،  مقولة بسيار پيچيده  اي است که  ابزار ها و ساز و کارها ي  خاص خود را مي طلبد و  و نمونه برخورد هايي از نوع برخورد با پارک ملي سرخه حصار در کشور ما نشانگر عدم درک واقعي از مفهوم پارک ملي است و حفاظت  اسمي و غير واقعي،  تنها ساده لوحان را قانع مي سازد .

 با توجه به موقعيت جغرافيايي  پارک ملي سرخه حصار و توسعة لجام گسيخته تهران انتظار مي رفت که حفاظت  از اين پارک ملي ،حفاظتي ويژه باشد که اتفاقاتي را که در پيرامون آن در حال شکل گيري بود با  مديريت حفاظتي خردمندانه و خلاق  مورد توجه قرار مي داد که چنين نشد و توسعة  فله اي  تا پشت درختان پارک رسيد .  

کانون ديده بانان زمين معتقد است که چنين سرنوشت هولناکي  در ابعاد و اشکال مختلف در انتظار ديگر پارک هاي ملي ايران  نظير پارک هاي  زخم خورده و در تهديد نابودي  ، گلستان ،  خجير ، ناي بند ،  اروميه ، بمو ،  لار و ...مي باشد.  به عنوان مثال عبور  اتوبان از درون پارک ملي گلستان ، لار و خجير مي تواند  آنها  را به سرنوشت شوم پارک ملي سرخه حصار  يعني نابودي کامل دچار سازد . بياد داشته  باشيم که هويت يک پارک ملي در گرو پيوستگي و  وسعت آن است  و تکه تکه کردن  و کوچک کردن آن،  آنرا  از مفهوم واقعي خود تهي مي کند . پارک ملي سرخه حصار ابتدا کوچک و سپس کوچک و کوچکتر شد  و اينجاست که  درک عميقي از  ماهيت پارک هاي ملي  و بحران هاي  موجود  راهکار هاي سريع و صحيح  حفاظت  رامي طلبد  و جاي هيچگونه اغماض ، کم کاري و سرسري گرفتن را باقي نمي گذارد.  

بنا براين حال که ناديده گرفتن  حقوق  يک ملت اعم از  نسل کنوني  و  نسل هاي  آينده  توسط   سازمان حفاظت  محيط زيست ،  شهرداري ها  ، وزارت راه و  ديگر مجريان ابعاد روز افزوني پيدا کرده است، کانون ديده بانان زمين همانگونه که در دو بيانيه قبلي  ( پارک هاي   ملي و مناطق حفاظت شده  در تهديد تصميم گيري  براي حذف از  فهرست حفاظتي   )  تعريض جاده پارک ملي گلستان بر  بستر سيل خيز  يعني بازي با جان مردم و  عناد با منابع ملي    به ساختار غلط سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان معاونت ريس جمهور  اشاره کرده و معتقد است که اين ساختار  قادر به حفاظت نيست ، مجدداً بر خواسته خود تاکيد مي ورزد و از   مجلس شوراي  اسلامي يعني نمايندگان  مردم  مي خواهد تا هرچه سريع تر  دست اندازي به پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني را به هر شکل و با هر عنوان ممنوع سازند واز  قوة قضاييه مي خواهد تا متخلفين را به اشد مجازات محکوم کند . )   و  ( 

 شايان ذکر است هر چند حرکت قوة قضاييه در محکوميت تخريب کنندگان تالاب شادگان  و مقصر شناختن  سازمان حفاظت محيط زيست کشور به خاطر تنظيم و امضاء اجازة ريختن پساب کارخانه هاي کشت و صنعت نيشکر به تالاب بين المللي شادگان در سال 1380 اميدوار کننده است   (  تخريب کنندگان تالاب شادگان محکوم شدند  و سازمان حفاظت محيط زيست  مقصر شناخته شد  ) ولي  انتظار مي رود که خاطيان  و متجاوزين به منابع ملي  به شکل شفاف مشخص و به مردم معرفي و از مسئوليت محوله خود بر کنار شوند و بهيچ وجه مسئوليت ديگري به آنان واگذار نشود . تجربة کشور چين  (آلودگي محيط زيست سالانه بيش از 200 ميليارد دلار براي چين خسارت به بار آورده است)  نا کار آمد بودن چنين بر خورد هايي ( از جمله جابجايي افراد خاطي بجاي عزل  آنها از کل سيستم تصميم گيري و اجرايي  ) را  ثابت کرده است  .

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦