نگاهي به جنجال جنگل‌تراشي براي توسعه شهرك صنعتي رشت

جنگل‌تراشي محدوده‌اي از حاشيه شهرك صنعتي رشت براي توسعه آن كه طي هفته گذشته انجام گرفت، واكنش و اعتراض گروههاي طرفداران محيط زيست و علاقه‌مندان طبيعت را در استان گيلان برانگيخت.

به‌اعتقاد برخي از مسوولان استاني، طبق مصوبه هيات دولت، شهرك صنعتي موجود در رشت بايد توسعه پيدا كند و شهرك صنعتي ديگري ايجاد شود و قطع محدوده‌اي از اين درختان اجتناب ناپذير است.

به گزارش خبرنگار ايرنا، برخي از تشكلهاي غي دولتي و گروههاي طرفدار محيط زيست، منابع طبيعي و توسعه پايدار در گيلان روز سه‌شنبه در تماس با ايرنا مركز رشت ضمن دعوت از خبرنگار و عكاس به محل اين منطقه، قطع درختان در محدوده شهر صنعتي رشت را غيرقابل‌توجيه توصيف و اعتراض خود را نسبت به آن اعلام كردند.

رييس شبكه سبز استان گيلان به همراه يك گروه كارشناسي ضمن حضور در محل جنگل‌تراشي در حاشيه شهر صنعتي رشت در گفت و گو با خبرنگار اعزامي ايرنا آن را يك فاجعه توصيف كرد و نسبت به قطع يكسره درختان اين جنگل اعتراض كرد.

"محمد احمدپور" خاطرنشان كرد: اين جنگل نزديكترين جنگل به شهر رشت و بخش سنگر و تنها جنگل انبوه باقيمانده در اين منطقه است كه بخشي از درختان آن به منظور احداث كارخانه پتروشيمي قطع شده است.

وي اين كار را غيرمنطقي و غيراصولي و به ضرر توسعه پايدار در استان گيلان و كشور برشمرد.

احمدپور افزود: هر نوع صنعتي مي‌تواند وارد استان گيلان شود و گروههاي طرفدار محيط زيست با صنعت مخالف نيستند ولي معقتدند كه بايد قبل از احداث هر واحدي، ارزيابي زيست محيطي و كارشناسي انجام گيرد.

وي مدعي شد: صدها درخت در اين محدوده جنگل تراشي شده‌است و اين در حالي است كه براي هر اصله درخت ‪ ۲۵۰‬هزار دلار در جهان ارزش‌گذاري شده‌است.

وي تصريح كرد: ارزش اين درختان قطع شده چندين برابر قيمت تمام شده كارخانه پتروشيمي است و ارزش آن با هيچ واحد توليدي قابل مقايسه نيست.

احمدپور گفت: اين منطقه به عنوان منطقه گردشگري استان گيلان در نظر گرفته شده است و احداث اولين منطقه ميراث روستايي در همين منطقه در حال احداث است.

وي افزود: در صورت نابودي جنگل و احداث كارخانه‌هايي نظير پتروشيمي در اين منطقه حق مردم ايران كه به اين منطقه گردشگري سفر مي‌كنند از آنان سلب مي‌شود.

شبكه سبز استان گيلان از سال ‪ ۱۳۸۱‬به عنوان يك تشكل غير دولتي فعاليت خود را در استان گيلان شروع كرده و ‪۳۸‬تشكل زير مجموعه‌اين شبكه قرار دارد كه در زمينه مسائل زيست محيطي و منابع طبيعي فعاليت مي‌كند.

همچنين يك عضو نظام مهندسي كشاورزي استان گيلان نيز در اين گفت و گو با خبرنگار ايرنا بشدت به جنگل‌تراشي در اين منطقه اعتراض كرد و گفت:
عمده درختان اين جنگل انبوه كه در ‪ ۱۳‬كيلومتري شهر رشت واقع شده، انجيلي، ممرز و بلوط است.

"اسماعيل آرمون" متذكر شد: طبق قانون براي قطع درختان جنگلي نياز به نشانه‌گذاري است كه در مورد اين درختان هيچ گونه آثار نشانه‌گذاري ديده نمي‌شود.

وي استان گيلان را داراي اقليم متنوع ذكر كرد و حومه رشت را براي احداث كارخانه‌هاي آلاينده مانند پتروشيمي مناسب ندانست.

وي معتقد است: صنعت پتروشيمي براي استان گيلان لازم است ولي براي ساخت آن قبل از كارشناسي نياز به قرباني كردن جنگل نيست.

يك مقام مسوول نيز در اين‌باره گفت: عمليات قطع درختان جنگل شهر صنعتي رشت از هفته گذشته متوقف شده است.

وي كه از بيان نامش خودداري كرد، قطع درختان جنگل محدوده شهر صنعتي رشت را بدون مجوز دانست و افزود: ‪ ۱۲۰‬هكتار جنگل در اين محدوده وجود دارد كه چهار تا پنج هكتار آن پاك‌تراشي شده است.

برخي اطلاعات حاكي است كه در هفته گذشته از ادامه قطع درختان جنگل شهر صنعتي رشت توسط منابع طبيعي استان گيلان جلوگيري به عمل آمده‌است و دو مسوول در اين خصوص از كار بركنار شده‌اند اما مسوولان اداره كل منابع طبيعي استان گيلان از هر گونه اظهار نظري در اين‌باره خودداري كرده و آن را به بعد موكول كردند.

مديرعامل شهرصنعتي رشت دراين‌باره به خبرنگار ايرنا اظهار داشت: شهر صنعتي رشت در سال ‪ ۱۳۵۳‬به ثبت رسيده‌است و طبق دستور مقامات آن زمان دو هزار و ‪ ۲۸۸‬هكتار از اراضي منطقه بهدان رشت در سال ‪ ۵۴‬به شهر صنعتي رشت واگذار شده است.

"ميرشمس‌الدين مهدوي سعيدي" افزود: يك هزار هكتار از اين جنگل قبل از انقلاب جنگل‌تراشي و ‪ ۵۲۰‬هكتار آن آماده تحويل به صنايع مستقر در آن شد.

وي خاطرنشان كرد: بعد از انقلاب نيز با تكميل و اشغال ‪ ۲۷۲‬هكتار از اين اراضي جنگلي براي توسعه شهر صنعتي رشت موافقت شد كه اخيرا طبق موافقت وزير جهاد كشاورزي و مصوبه هيات دولت در سفر استاني با اختصاص ‪ ۱۲۰‬هكتار از اين اراضي براي استقرار صنايع موافقت شده است.

مهدوي سعيدي با اشاره به اينكه براي قطع درختان اين محدوده پروانه صادر شده‌است گفت: منابع طبيعي براي بخشي از درختان اين اراضي پروانه قطع صادر كرد و بخشي نيز در شرف صدور است.

وي قطع بدون مجوز درختان را رد كرد و اظهار داشت: درختان قطع شده از پاجوش درختاني بودند كه قبلا پاك تراشي شده و بدون استفاده مانده و دو باره سبز شده‌اند.

به گزارش ايرنا، اين موضوع اكنون با اظهار نظر برخي از مسوولان محلي توسط برخي رسانه‌هاي داخلي استان گيلان بازتاب داده شده است.

روزنامه خزر چاپ گيلان در تيتري درشت با عنوان " خدا حافظ جنگل سروان" آورده است: قطع درختان اين منطقه كه به منظور ايجاد يك شهرك صنعتي جديد انجام شد، اكنون به چالشي در اين استان تبديل شده به نحوي كه مخالفت با چنين اقدامي موجب عزل دو تن از مسوولان شد.

در بخشي از اين مطلب به نقل از نماينده مردم لاهيجان آورده است: از بركناري دو مسوول مخالف تخريب جنگل رشت از وزراي ذيربط سوال و تذكر خواهيم داد.

ايرج نديمي در اين مصاحبه افزوده است: متاسفانه در انتخاب گزينه محل ساخت مجتمع پتروشيمي، برخي از مقامات استان اصرار مي‌كنند كه حتما اين مجتمع در رشت و خصوصا در شهرك صنعتي باشد حتي اگر ازبين‌رفتن بخش عمده‌اي از جنگل را سبب شود.

وي با بيان اينكه ترديدي براي ساخت مجتمع پتروشيمي وجود ندارد تصريح كرد: اما زمينهاي آزاد زيادي در اختيار داريم و نيازي به قطع درختان جنگلي نبود.

نديمي در بخشي ديگر از اين مصاحبه تاكيد كرده است: اصرار اين كه اين كار حتما در شهر صنعتي رشت صورت گيرد و محدوده وسيعي از جنگلهاي آن از بين برود واقعا شگفت‌انگيز و كمي هم تاسف برانگيز است.

همچنين در اين مطلب به نقل از صادق‌زاده نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي آورده است: با توسعه شهرك صنعتي رشت و قطع اين منطقه جنگلي موافق است اما بايد بدون عزل مديركل منابع طبيعي اين كار انجام مي‌شد.

وي در اين مطلب با اشاره به بركناري دو مسوول مخالف قطع جنگل تاكيد كرده است:اين مسايل داخلي وزارت جهاد كشاورزي است و شايد بهتر بود با تعامل و با دستور وزير اين طرح اجرا مي‌شد و هم آقايان عزل نمي‌شدند.

همچنين در ادامه مطلب روزنامه خزر چاپ گيلان به نقل از هادي حق‌شناس رييس مجمع نمايندگان گيلان آورده شده: مساحت اراضي استان بيش از يك ميليون هكتار بوده كه از اين مقدار ‪ ۴۰۰‬هزار هكتار قابل كشت است.

وي با اعلام اينكه مساحت ‪ ۱۶‬شهرك صنعتي گيلان به دو هزار هكتار نمي‌رسد، تاكيد كرد: بايد در راستاي توسعه صنعتي استان با تعامل و نگرشي منطقي حركت كرد.

حق‌شناس نيز با تاكيد بر رشد صنعت در استان گيلان، اختصاص يك درصد از اراضي گيلان به توسعه صنعتي را خواستار شد.

استان گيلان داراي ‪ ۵۶۵‬هزار هكتار جنگل است كه از اين ميزان ‪ ۱۴۸‬هزار هكتار در ارتفاعات سخت گذر از تجاوز انسان مصون مانده و بقيه مخروبه نيمه مخروبه است.

سطح جنگلهاي گيلان طي دهه‌هاي اخير از ‪ ۱/۵‬ميليون هكتار به ميزان كنوني كاهش يافته است.

  

نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٦

 

رئيس سازمان جنگلها ، مراتع وآبخيزداري كشور درحضور جمعي ازمديران اين سازمان اعلام كرد: درجلسه اي كه چهارشنبه شب مورخ 9/3/86  باحضور جناب آقاي مهندس اسكندري ، وزيرمحترم جهادكشاورزي درمحل وزارتخانه تشكيل شد، موضوع واگذاري 120 هكتار ازجنگل هاي گيلان جهت اختصاص به شهرصنعتي رشت  مورد بررسي قرارگرفت كه بادستورقاطع وزيرمحترم جهادكشاورزي واگذاري 120 هكتار جنگل لاكان رشت منتفي شد0

 مهندس خداكرم جلالي معاون وزيرورئيس سازمان جنگلها ، مراتع وآبخيزداري كشوردرخصوص روند شكل گيري واگذاري قطعه 120 هكتاري اظهارداشت:

       براساس ماده 26 دستورالعمل ضوابط واگذاري اراضي منابع ملي و دولتي براي مصارف غيركشاورزي، واگذاري اراضي درقالب قرارداد اجاره درمساحتهاي بيش ازسه هكتار دراستانهاي شمالي پس ازتصويب دركميسيون طرحهاي غيركشاورزي استان (موضوع ماده 21 دستورالعمل فوق الذكر) بايد به تائيد وزيرمحترم جهادكشاورزي يامقام مجاز ازسوي ايشان برسد . متأسفانه كميسيون مذكور دراستان بدون اخذ گواهي بلامعارض بودن عرصه مورد نظرازمنابع طبيعي و بدون توجه به جنگل بودن عرصه وممنوعيت قانوني ، باقلمداد نمودن عرصه جنگل به عنوان زمين ، واگذاري آن به شهر صنعتي راتصويب مي نمايند0 وجهت تائيد وزيرمحترم جهادكشاورزي بصورت دستي به دفتر ايشان مي آورند، آقاي وزيرباتوجه به امضاء كليه اعضاء كميسيون و بافرض بررسيهاي كارشناسي وسوابق امر توسط اعضا ء كميسيون ، مصوبه كميسيون راتائيد مي نمايند كه دراين تائيديه هيچگونه مجوزي براي قطع درختان صادرنشده است كه باتوجه به گزارشهائي كه متعاقباٌ خدمت ايشان ارائه شد به محض اطلاع ازجنگل بودن عرصه ، مخالفت شديد خودرا با واگذاري اين عرصه اعلام نمودند و درسوابق اينگونه موضوعات نيز نظر وزيرمحترم جهادكشاورزي كاملاٌ شفاف وهمواره مدافع جنگل ومخالف هرگونه اقدام غيرقانوني درعرصه منابع طبيعي بوده اند0 كه بعنوان نمونه تلاش ايشان درجهت لغو واگذاري جنگلهاي دست كاشت وطبيعي به شركت آزادراه تهران شمال وساير تقاضاهاي واگذاري ازعرصه جنگل وهمچنين حمايت ايشان ازطرحهاي منابع طبيعي وآبخيزداري كشور قابل تحسين مي باشد0 ودرطول دوره خدمتي ايشان درسازمان جنگلها، مراتع وآبخيزداري كشورهيچگونه موردي مبني بر واگذاري جنگلهاي طبيعي ودست كاشت صورت نپذيرفته است0

      رئيس سازمان جنگلها، مراتع وآبخيزداري كشورباتوجه به منتفي شدن واگذاري 120 هكتارعرصه مذكور براي توسعه شهر صنعتي رشت درخصوص نحوه تامين اراضي موردنياز صنعت دراستان گيلان اظهار داشتند: اين سازمان باشناسائي و استعداديابي اراضي بلامعارض وقابل واگذاري نيازصنايع رادراستان تامين مي نمايد0 ومعاونت مناطق مرطوب ونيمه مرطوب سازمان رامسئول پيگيري اين موضوع نموده است تا با همكاري مسئولين استان نيازهاي توسعه صنعت راتامين نمايند0

وي درپاسخ به سوال يكي ازمديران درخصوص عزل دونفر ازمديران سازمان اظهار داشتند:

باتوجه به جانبازي و سوابق درخشان خدمتي جناب آقاي مهندس جمشيدي معاون حفاظت واموراراضي واينكه اقدام ايشان درراستاي انجام وظيفه قانوني صورت گرفته وتنها مراحل تشريفات اداري رعايت نشده ، وبا احراز اينكه هيچگونه قصد مقابله و تمرّدي دراقدام ايشان نبوده باتجديد نظر وزيرمحترم موضوع منتفي شد0 ودرخصوص مديركل استان گيلان باتوجه به اينكه در       شكل گيري مصوبه كميسيون ماده  21 ، نقش آن اداره كل به خوبي ايفا نشده و قاطعانه ازجنگلي بودن عرصه دفاع نكرده اند مقررشد بررسيهاي لازم بعمل آمده وتصميم مقتضي صورت پذيرد0

وي درخصوص عزل مديركل حفاظت وحمايت سازمان كه در رسانه ها آمده اظهار داشتند موضوع عزل ايشان ازجانب وزيرمحترم ابلاغ نشده وكاملاٌ كذب مي باشد0وآنچه كه باعث اين شايعه شده ، تذكري بيش نبوده است0

وي درمورد پيشگيري ازوقوع اينگونه حوادث ، تاكيد نمودند كه مديران منابع طبيعي بايد قاطعانه مواضعشان رادركميسيونها وموارد لازم اعلام نمايند0 قطعاٌ همه مسئولان كشور و وزارتخانه ازاقدامات قانوني آنهاحمايت مي نمايند0 زيرا مسئوليت سنگين و امانتداري منابع طبيعي كشور امرمهمي است كه نبايد درآن كوچكترين مسامحه اي صورت پذيرد0

      اميداست مسئولان استاني نيز منافع مقطعي و موردي استان را نسبت به سرمايه هاي عظيم و بي بديل جنگلها ترجيح ندهند ومسئولان منابع طبيعي را در راستاي وظايف قانونيشان حمايت نمايند0

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٦

اما نه گلي كه هنوز نرسته است

حدودنيم قرن پيش يك شعر سياسي بين جوانان اهل سياست بسيار محبوب بود.

مضمون شعر اين بود كه ديكتاتوري فرضي توانسته همه را  اعدام كند و از بين ببرد، غافل از گلي كه هنوز نرسته بود. براي منابع طبيعي ايران البته گل‌هاي نرسته هنوز بسيار است. اما بعيد نيست كه با شتابناكي اين موج تخريب ديگر مجالي براي رويش هيچ بوته‌اي باقي نماند.
 اين تصور گرچه بسيار بدبينانه است، اما آن را قياس كنيد با اين آمار كه در كمتر از چهل سال مساحت جنگل‌هاي ايران به يك سوم كاهش يافته است.

درباره سرنوشت و فرجام جنگلها و منابع طبيعي ايران گفت‌وگويي انجام داده‌ايم با مهندس كاظم نصرتي نصرآبادي، رئيس جامعه جنگلباني ايران و دكتر احمد رحماني، رئيس اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كه در پي مي‌آيد.

مهندس كاظم نصرتي نصرآبادي مي‌گويد: «اينكه منابع طبيعي همواره تخريب شده و سير قهقرا طي كرده ناشي از آن است كه طي 85  سال عمر تشكيلات منابع طبيعي تنها  4 سال، يعني از سال  46 تا 50، از وزارتخانه مستقلي برخوردار بوده، و اين دوره   4 ساله در حقيقت بهترين دوره براي توسعه منابع طبيعي بوده است.

 اما 81 سال ديگر در اختيار بخش كشاورزي بوده است و از آنجايي كه طي اين دوران طولاني منابع طبيعي هيچ‌گاه از هويت مستقلي برخوردار نبوده، پيوسته سير قهقرا طي كرده و تخريب شده است، باني و عامل اصلي اين تخريب هم بخش كشاورزي بوده است.»

مديراني خارج از سازمان

وي مي‌افزايد: «نكته ديگري كه همواره يكي از چالش‌‌هاي مهم منابع طبيعي بوده، مقوله مديريت است، به طوري كه طي 81 سال به‌ويژه  40 سال گذشته اكثر قريب به اتفاق مديران منابع طبيعي از بيرون اين مجموعه و  اغلب از بخش كشاورزي منصوب شده‌اند. برخي از اين مديران با اين رويكرد مديريت منابع طبيعي را بر عهده مي‌گرفتند كه از اين طريق برخي مشكلات  كشور را حل كنند.

برخي هم منصوب مي‌شدند كه تشكيلات منابع طبيعي را حذف كنند، اما همين مديران پس از يكي دو سال كار كردن درمي‌يافتند كه حذف منابع طبيعي نه به صلاح مملكت است و نه شدني. از همين رو، اگر مكاتبات و سخنراني‌هاي رؤسا و مديران منابع طبيعي مربوط به   40 سال اخير را بررسي كنيم، در مي‌يابيم كه تقريباً در همه اين مكاتبات تأكيد شده كه منابع طبيعي كشور در حال تخريب است.

در برخي از اين گزارشها حتي شدت و ميزان تخريب به ساعت و دقيقه اعلام شده است. اما نكته‌اي كه وجود دارد اينكه به رغم همه اين مكاتبات كه به وزارتخانه بالادستي هم اعلام شده هيچ‌گاه مورد توجه قرار نگرفته است. جالب آنكه محتواي بسياري از مكاتبات دهه  20 و پيش از آن با محتواي گزارش‌هاي امروز مشابه و يكسان است.

حال اين پرسش مطرح است كه چرا وزارت كشاورزي طي  40 سال اخير حتي يك‌بار به اين گزارشها توجه  نكرده است، گزارشهايي كه مديران منصوب شده خود اين وزارتخانه تهيه كرده‌اند.»

نصرتي ضمن انتقاد از بي‌توجهي به مشكلات منابع طبيعي در برنامه‌ريزي و سياستگذاري‌ها تصريح مي‌كند: «برخي تخريب‌  وتجاوزها به عرصه‌هاي طبيعي كشور با هدايت، راهنمايي و پشتيباني خود وزارتخانه صورت گرفته و اين روندي است كه همچنان ادامه دارد با اين رويكرد كه سطح اراضي كشاورزي و باغات افزايش يابد.

به همين دليل ميزان تخريب و تجاوز به اراضي ملي، جنگلي و مراتع در چند دهه اخير سير صعودي داشته و از اين رهگذر به نوعي اراضي كشاورزي افزايش يافته است. در تمام اين دوران هم اراضي تخريب و تصرف شده تحت حمايت و پوشش خدمات كشاورزي بوده است.

يعني تخريب كنندگان از جهاد كشاورزي دفترچه، كود و سم يارانه‌اي گرفته‌اند و حتي تشويق هم شده‌اند. اين يك سياست دوگانه‌اي ايجاد كرده و سبب شده بخش كشاورزي  نه تنها مدافع حفاظت منابع طبيعي نباشد كه خودش همواره در جايگاه معترض و مدعي قرار گرفته است. يعني به جاي آن كه از منابع طبيعي دفاع كند از آن بازخواست كرده است.»

كشاورزي و منابع طبيعي دو بخش متفاوت

رئيس جامعه جنگلباني ايران معتقد است: «منابع طبيعي و بخش كشاورزي دو ماهيت متضاد و متفاوت دارند، چرا كه منابع طبيعي متولي منابع  پايه كشور است و مسئوليت آن حفاظت از آب و خاك است در حالي كه  مسئوليت وزارت كشاورزي تأمين غذا و حفاظت از امنيت غذايي  است، بر اين اساس بخش كشاورزي  همواره در جهت مقابل منابع طبيعي عمل كرده و در واقع گزارش‌هاي مسئولان منابع طبيعي همواره از سوي مسئولان بخش كشاورزي به عنوان  چراغ و نشانه‌هايي براي تخريب بيشتر منابع طبيعي تلقي شده است.در صورتي كه اگر بخش كشاورزي مي‌خواست از منابع طبيعي حمايت كند حداقل انتظار آن بود كه از تخريب كنندگان حمايت نكند و به آنان خدمات ندهد.»

ضعف قوانين

به گفته نصرتي، نكته قابل تأمل، قوانين و مقررات موجود است. يعني قوانين به گونه‌اي است كه متجاوزان با گستاخي عرصه‌هاي طبيعي را تخريب مي‌كنند. بررسي اصلاحات مواد مرتبط با قانون حفاظت و بهره‌برداري نشان مي‌دهد كه طي دوران مختلف بخش كشاورزي همواره مقررات و ضوابطي پيشنهاد كرده است كه طي آن به تجاوزات و تخريب‌ها به ديده اغماض نگاه شده و در نتيجه با قانونمند كردن اين تجاوزات، زمينه تخريب‌هاي جديد را به وجود آورده است. ماده 34 و اصلاحيه آن دليلي بر اين ادعاست.»

نصرتي مي‌افزايد: «در حال حاضر نيز تلاش مي‌شود تشكيلات منابع طبيعي تضعيف شود و به نوعي مي‌خواهند هويت منابع طبيعي را محو كنند. اين ديدگاه دو هدف را دنبال مي‌كند: نخست اينكه مي‌خواهند سطح اراضي كشاورزي را گسترش بدهند. براي رسيدن به اين هدف پيشنهاد داده‌اند مديران منابع طبيعي با هماهنگي و معرفي رؤساي سازمان جهاد كشاورزي استانها انتخاب شوند.

اما به‌رغم آنكه بايد مديريت يكپارچه و هماهنگ باشد ولي در خصوص منابع طبيعي و محيط‌زيست به دليل ماهيت خاص اين دو نهاد، نمي‌توان مديران اين دو نهاد را با هماهنگي بخش كشاورزي منصوب كرد. به عبارت ديگر، نبايد مديران منابع طبيعي در اختيار بخش كشاورزي باشند، يا برخي مقامات محلي بر آنها اشراف داشته باشند.

اين مسئله‌اي است كه بسياري از مديران جهاد كشاورزي هم با آن موافق نيستند، تنها اقليتي كه به دنبال افزايش سطح زير كشت و خريد و فروش زمين هستند از اين ايده حمايت مي‌كنند.
و ديگر اينكه مي‌خواهند از امكانات و اعتبارات منابع طبيعي استفاده كنند.
اخيراً يكي از مسئولان سازمان اراضي اعلام كرده است مراتع كشور را با حفظ آب و خاك واگذار مي‌كنيم. اين يك تناقض است وقتي منابع طبيعي واگذار شد ديگر حفظ آب و خاك در آن معنا ندارد.»

يارانه‌ها در خدمت سازندگي يا تخريب

به گفته نصرتي«در حال حاضر كه بحث هدفمند كردن يارانه‌ها مطرح است چنانچه يارانه‌ها روي سطح توزيع كشت متمركز شود باعث دامن زدن به تخريب و تجاوز عرصه‌هاي منابع طبيعي مي‌شود و موجي تازه از تخريب و تجاوز ايجاد مي‌كند، چرا كه كشاورزان براي آنكه از يارانه بيشتري برخوردار شوند تلاش خواهند كرد، تا سطح زير كشت را افزايش دهند و اين زمينه‌ساز تجاوز و تخريب بيشتر مي‌شود در حالي كه بايد يارانه روي ميزان توليد در واحد سطح توليد كنندگان متمركز شود و به آن دسته از اراضي كشاورزي اختصاص يابد كه مالكيت آن متعلق به كشاورزان است نه زمين‌ها و عرصه‌هايي كه بعداً تخريب مي‌شود.»

وي مي‌گويد: «جايگاه منابع طبيعي بايد به گونه‌اي باشد كه هر كس نتواند در آن دخل و تصرف كند، يعني اگر قرار است زميني واگذار شود بايد مجامع بالاتري بر آن نظارت داشته باشند، اين جايگاه و موقعيتي است كه در حال حاضر وجود ندارد. ريشه زمين‌خواري و فساد در مالكيت كشور ناشي از نبود چنين جايگاهي براي منابع طبيعي است، معضلي كه هنوز براي آن چاره‌اي انديشيده نشده است.

مراقب زمين‌خواران باشيد

دكتر احمد رحماني رئيس اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقاتي جنگل‌ها و مراتع، نيز با اشاره به اينكه هنوز منابع طبيعي جايگاه واقعي خود را بازنيافته و از همين رو، همواره در معرض تهديدو تخريب قرار دارد مي‌گويد: مسئله‌اي كه مايه نگراني دلسوزان منابع طبيعي شده اين است كه مسئولان براي رفع معضل مسكن مي‌گويند بايد مشكل زمين برطرف شود و بعد عنوان مي‌شود كه زمين در اختيار دولت است و از سوي ديگر استانداران به عنوان نمايندگان دولت مي‌توانند بدون در نظر گرفتن اين مسئله كه متولي اراضي چه سازماني است، زمين‌هايي را انتخاب كنند و كاربري آن را تغيير بدهند البته در اين ميان تأكيد شده كه تغيير كاربري زمين‌هاي درجه 3 و 4 كشاورزي بلامانع است.

حال آن كه مشخص نيست چنين تصميمات صريحي با چه پشتوانه كارشناسي اتخاذ شده و همين مسئله نگران كننده است. چرا كه تجربه نشان داده هر گاه مسئولان تصميمي  مي‌گيرند به رغم آن كه اين تصميمات مبتني بر نيات خيرخواهانه است اما همواره در حين اجرا به دليل خلاء نظارت و نبود ناظران دقيق و بي‌طرف، مشكلات  به بار مي‌آورد، از جمله تجربه تلخي كه در اين زمينه وجود دارد اين  كه چنين تصميمي باعث دست‌اندازي سودجويان و فرصت‌طلبان به اراضي جنگلي و مراتع كشور شود.

اين تجربه تلخي است كه قبلاً   هم وجود داشته چرا كه با اجراي اين تصميم برخي شركت‌ها و افراد حقيقي و حقوقي مترصد فرصت‌اند تا از آب گل‌آلود ماهي بگيرند و تا بخواهد اقدامي عليه اين گونه سودجويي‌ها صورت بگيرد كار  از كار گذشته و متوجه مي‌شويد كه بخشي از يك جنگل تخريب شده است.

وقتي يك جنگل تخريب مي‌شود ساماندهي آن ديگر غير ممكن است. در اين زمينه نمونه‌هاي متعددي وجود دارد؛ مثلاً طرح طوبا و صيانت از جنگل به رغم نيت خيرخواهانه مسئولان، كه با هدف حفظ منابع طبيعي به اجرا درآمد با موفقيت همراه نبود چرا كه ناظران بي‌طرفي وجود نداشت تا از چگونگي اجراي اين طرح‌ها گزارش صحيحي ارائه بدهند. در نتيجه با آنكه بودجه كلاني براي اجراي اين طرح‌ها در نظر گرفته شده بود به بيراهه رفت و به شكست انجاميد.

 
مطالب مرتبط
ميراث طبيعي و رسالت ما درناها ديگر نمي‌آيند! واگذاري ميراث طبيعي انتقاد كارشناسان از واگذاري ميراث طبيعي واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي

برگرفته ازهمشهري

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦

مديركل محيط زيست كرمان درگفت‌وگوباايسنا:

مديركل محيط زيست كرمان گفت: برخورد يك خودرو در محور راور به مشهد با يك قلاده از پلنگهاي منطقه دربند راور، منجر به كشته شدن اين حيوان نادر شد.

دكتر درخشاني در گفت‌وگو با خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: اين حيوان نر بوده و جفت وي نيز در منطقه ديده شده است.

وي تصريح كرد: منطقه دربند يكي از بهترين زيستگاههاي منحصر به فرد شهرستان راور با وسعتي معادل500 كيلمتر مربع و داراي ارتفاعات خاص و دشتهاي بي‌نظيري و از زيستگاههاي اصلي كل و بز و قوچ و ميش در منطقه است.

درخشاني در رابطه با تعداد اين گونه وحوش در منطقه گفت: تعداد پلنگ مشاهده شده در منطقه حدود 6 قلاده بوده اما با عنايت به بررسي‌هاي انجام شده و آثار و شواهد به نظر مي رسد حدود 30 قلاده در شهرستان راور وجود داشته باشد كه در نوع خود كم نظير است.

وي در پايان خاطرنشان كرد: با توجه به حساسيت قضيه، محيط بانان حفاظت محيط زيست استان در صيانت از اين حيوانات نادر كمال دقت و مراقبت را به عمل مي آورند.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦

خشكسالي هنوز تمام نشده‌است

از ابتداي سال زراعي جاري، تاکنون 17 استان کشور داراي ميانگين بارش بيش از مقدار نرمال بوده‌اند و اين مسئله باعث شادي کشاورزان ايراني شده است، به طوري که حتي دوهفته قبل در مساجد کشور نماز شکر برپا شد.

اما آيا واقعا دوره خشکسالي كه چند سالي سايه سنگينش را بر سرمان حس مي‌كرديم، واقعا در کشور ما به پايان رسيده است؟

«طي 10- 15 سال گذشته هرچند در برخي مناطق کشور از جمله شمال غربي ايران بارش نسبتا خوبي داشتيم، اما در بخش‌هاي جنوب و جنوب شرقي کشور با خشکسالي مطلق مواجه بوديم به طوري که در منطقه نهبندان (جنوب خراسان جنوبي) 3سال متوالي اصلا بارشي انجام نشده بود.»

اين توضيحات مهندس اصغري کارشناس هواشناسي است. او ادامه مي‌دهد: «اما در سال زراعي جاري (مهر 85 تا مهر86) اوضاع به گونه‌اي ديگر بوده است: استان‌هاي سمنان، لرستان، اصفهان، گيلان، همدان، آذربايجان شرقي، تهران، خراسان شمالي، گلستان، قزوين، آذربايجان غربي، خراسان رضوي، مازندران، مرکزي، قم، سيستان و بلوچستان و اردبيل بارشي بيش از حد نرمال داشته‌اند.»

در ميان اين استان‌هاي پربارش نکته جالب توجه قرار گرفتن نام سيستان پيش از اردبيل است.

اصغري در اين زمينه مي‌گويد: «امسال براي سيستان يک سال رويايي است. در حالي‌که ميانگين 50 ساله بارش اين استان از اول مهر هرسال تا 11 ارديبهشت سال بعد 28/99 ميليمتر و ميزان بارش سال قبل در همين بازه زماني فقط 69/29 بوده است، از اول مهر 85 تا 11 ارديبهشت امسال سيستان بارشي معادل 55/102 ميليمتر داشته است.»

افزايش 24 درصدي نسبت به سال قبل محاسبات کارشناسان سازمان هواشناسي کشور بيانگر آن است که ميانگين 50 ساله بارش کشور از اول مهر هرسال تا 11 ارديبهشت سال بعد 28/229 ميليمتر بوده است که اين رقم در سال جاري به 28/229 ميليمتر رسيده است.

اين يعني بارش‌هاي امسال نسبت به ميزان طبيعي بارش در کشور ما رقم چشمگيري نيست، هرچند اين ميزان نسبت به سال قبل افزايشي معادل 24درصد نشان مي‌دهد.

اصغري در اين زمينه مي‌گويد: «ميزان بارش در مدت مشابه سال قبل 45/184ميليمتر بود که البته پارسال هم به نسبت سال‌هاي 81 و 82 وضعيت بارش مناسب بود.»

به گفته اين کارشناس هواشناسي، امسال استان‌هاي فارس، کردستان، کهگيلويه و بويراحمد، خراسان جنوبي، يزد و چهارمحال و بختياري از نظر بارش در حد طبيعي هستند و ميزان بارش در استان‌هاي ايلام، کرمان، کرمانشاه، خوزستان، بوشهر و هرمزگان هم کمتر از حد طبيعي است هرچند در تمام اين استان‌ها ميزان بارش نسبت به سال قبل افزايش نشان مي‌دهد.

براساس پيش‌بيني‌هاي سازمان هواشناسي کشور در دو سه ماه آينده ميانگين بارش در اغلب مناطق کشور در حالت عادي خواهد بود و البته در نيمه جنوبي اين ميزان از حد نرمال فراتر خواهد بود.

هرچند اصغري در اين زمينه مي‌گويد: «به هرحال پيش‌بيني‌هاي طولاني مدت هواشناسي همواره احتمال خطا دارند کما اينکه کارشناسان اکثر دانشگاه‌هاي خارجي براي نيمه جنوبي ايران امسال را هم سالي خشک پيش‌بيني کرده بودند.»

نوسانات اقليمي‌طبيعي است

«امسال در مجموع کشور ما ترسالي داشته است، اما اين به منزله تغيير اقليم منطقه نيست و اگر شرايط ايران در 30 سال گذشته را مورد بررسي قرار دهيم مشخص است که در سال‌هاي مختلف ما با اين نوسانات در ميزان بارش روبه‌رو بوده‌ايم.»

دکتر عزيزي معاون پژوهشي دانشکده جغرافياي دانشگاه تهران، با بيان اين مطلب ادامه مي‌دهد: «ما هنگامي‌مي‌توانيم افزايش بارش در يک سال را به تغييرات اقليمي ‌پايدار نسبت دهيم و آن را شروع يک دوره ترسالي مداوم بخوانيم که اين بارش‌ها در سال‌هاي بعد تداوم داشته باشند و شيب بارش در يک بازه زماني مثلا 10 ساله مثبت باشد، اما وقتي ما اقليم را نتيجه طولاني مدت شرايط جوي در يک منطقه تعريف مي‌کنيم بايد توجه داشته باشيم که شرايط جوي بسيار تغييرپذير است و اين تغييرات بايد در زماني حداقل 30 ساله مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد تا شرايط اقليمي ‌يک منطقه به دست آيد. در اين صورت ما با تغيير شرايط بارش در يک سال نمي‌توانيم به اين نتيجه برسيم که در سال‌هاي آتي نيز اين شرايط ادامه خواهد داشت.»

دکتر عزيزي در مورد امکان پيش‌بيني شرايط اقليمي‌ مي‌گويد: ‌«بعضي کشورها روي اين موضوع کار کرده‌اند و شرايط 3 تا 6 ماه آينده را پيش‌بيني مي‌کنند. اين تکنيک احتياج به امکانات فراوان از قبيل نرم‌افزارهاي پيشرفته، تعداد زيادي رايانه با قدرت پردازش بالا، اطلاعات آنلاين مختلفي چون دماي سطح اقيانوس‌ها، خشکي‌ها و ... دارد که با اين اوصاف هرچند در سطح دانشگاهي فعاليت‌هاي خوبي در اين زمينه انجام داده‌ايم، اما با وجود کمبود امکاناتي از اين دست، در حال حاضر اين امکان براي ما وجود ندارد.»

هرچند اين دکتراي اقليم‌شناسي بارش امسال در کشور را پديده‌اي عادي ارزيابي مي‌کند، اما توزيع بارش را عامل متمايز کننده بارش‌هاي امسال از سال‌هاي پربارش گذشته مي‌شمارد: «گاهي ما سال پر بارش داريم اما مثلا بخش اعظم بارش در پاييز است و بهار خشکي در پي آن مي‌آيد. اما مسئله‌اي که امسال موجب شادي و شکر کشاورزان شده است توزيع زماني عالي بارش بود. سهم بارش در هر سه فصل پاييز و زمستان و بهار خوب بوده و در ضمن در هر دو نيمه شمالي و جنوبي کشور هم بارش خوبي داشته‌ايم.»

اما آيا بارش‌هاي خوب امسال از نظر ذخاير آبي جبران سال‌هاي خشک گذشته را در پي دارد؟ متاسفانه پاسخ دکتر عزيزي به اين سوال منفي است: «از ديدگاه هيدرولوژيست‌ها خشكسالي زماني اتفاق مي‌افتد كه سطح تراز ذخاير آبهاي سطحي و زيرزميني از حد معمول خود پايين‌تر باشد و متاسفانه از 40سال پيش تا کنون هيدروگراف آب‌هاي زيرزميني ما همواره منفي است و من به جبران اين پديده با چند سال پربارش خوشبين نيستم به خصوص که اين مسئله بيش از آنکه تابع ميزان بارش باشد، تحت تاثير عامل انساني است.»

وي در توضيح اين مطلب مي‌گويد: «ما هيچ پيش‌بيني از ميزان بارش در هر سال نداريم و مديريت صحيحي هم اعمال نمي‌کنيم و هيچ گاه با توجه به ميزان بارش و ذخاير آب زيرزميني ميزان سطح زير کشت کشاورزي را تعيين نمي‌کنيم. نتيجه اين مي‌شود که کشاورزان ما همواره سطح ثابتي را زير کشت مي‌برند و اگر سال کم‌آبي باشد نهايتا عمق چاه‌هاي آبشان را بيشتر مي‌کنند و به اين ترتيب سطح آب‌هاي زيرزميني مرتب کاهش مي‌يابد به گونه‌اي که در دشت قزوين در طول سال‌هاي 79 تا 81 سطح آب زيرزميني 6 متر پايين رفته است.»

اين استاد دانشگاه کنترل برداشت آب، اصلاح سيستم‌هاي آبياري و استفاده از تکنولوژي‌هاي مدرن‌تر را راهي براي کنترل خشکسالي هيدرولوژيکي ارزيابي مي‌کند و از مسئولان مي‌خواهد تا ابزار و امکانات مناسب را در اختيار پژوهشگران و دانشگاه‌ها قرار دهند تا در مورد پيش‌بيني بارش و شرايط اقليمي‌ که از نظر منابع آب و همچنين کشاورزي اهميت بسزايي دارند، مطالعات بيشتري صورت گيرد.

 
مطالب مرتبط
آب، گزينه بي جايگزين مصرف آب تهران 12 درصد افزايش يافت
 
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳۸٦

نگاهي کوتاه به موقعيت و شاخص هاي پارک ملي سرخه حصار

پارک ملي سرخه حصار با مساحت 9380 هکتار  254 سال پيش  پس از  انتخاب شهر تهران به عنوان پايتخت کشور  ، همراه با پارک ملي خجير   به عنوان  منطقه قرق و شکارگاه مورد حفاظت قرار گرفت و از اين رو مي توان اين دو پارک را  از قديمي ترين مناطق حفاظت شده  در جهان تلقي نمود . در سال 1361 طبق مصوبه شوراي عالي حفاظت محيط زيست،  حفاظت  از اين پارک ها جنبه قانوني پيدا کرد .  پارک هاي ملي سرخه حصار و خجير در  شرق تهران و در  يکي از بزرگترين و آلوده ترين شهر هاي جهان  موقعيتي با ارزش بسيار   حفاظتي  دارند .   اين دو پارک ملي انواعي از بکرترين ، نادر ترين و ارزشمند ترين اکوسيستمهاي استپي ، بيشه اي ، کوهستاني و دشتي کشور را داشته و در عين حال الگويي تمام عيار از شرايط کليماکس اکولوژيکي مربوط به اراضي استان تهران به حساب مي آيند. 

 پوشش گياهي اين پارک در بررسي هاي انجام شده  عبارت بوده اند از :  بنه ، ‌بادام كوهي ، اُرس  ، داغداغان ،چنار,‌،سپيدار ،‌پده ، ‌زالزالك ، زبان گنجشك و...

و پستانداراني  همچون كل و بز قوچ و ميش البرزمركزي  ،‌آهو, گراز ,‌پلنگ،  ‌روباه قرمز ، شغال ،گربه وحشي و...  روزگاري در اين پارک ملي زيستگاه امن و  مناسبي را داشته اند . به علاوه با توجه به موقعيت جغرافيايي آن از جنوب به سمت کوير و از شمال به سمت ارتفاعات البرز مرکزي مسير بسياري از پرندگان از جمله ‌حواصيل خاكستري،حواصيل شب، بوتيمار،اگرت بزرگ،,‌ خوتكا,‌ اردك نوك پهن, ,‌عقاب ماهيگير، ‌ قرقي ،‌طرلان ،‌ عقاب طلايي,‌ عقاب شاهي،‌ كركس،دال سياه، ‌بالابان ،‌ بحري، ‌شاهين ‌ و ...  بوده است .

 

تاريخچه تصرف  و تخريب  پارک ملي سرخه حصار در سال هاي گذشته  نشانگر ابعاد بسيار وسيع دخل و تصرف ها  و تخريب بوده است  تا جايي که   معاونت طبيعي  سازمان حفاظت محيط زيست در 9 ديماه سال جاري (1385)  اذعان مي کند که :  " تنها [  مسئوليت  ]   بخش کوچکي از اين پارک را بر عهده داريم.   "

اين واقعيت تکان دهنده و چگونگي روند چنين تخريب و تصرف گسترده  در پارک ملي سرخه حصار  مي تواند به عنوان يک نمونة مطالعاتي ( case study ) پند آموز!  مورد پژوهش قرار گيرد، تا  بدين وسيله عوامل دروني (  شيوه  حفاظتي سازمان محيط زيست ) و عوامل  بيروني (نظير ضعف قوانين بازدارنده ، ضعف اجراي قوانين موجود ، دست هاي باز سوداگران زمين در غيبت طرح جامع تهران و برنامه آمايش سرزمين و ....) که سبب بدست آمدن چنين نتايجي شده است به درستي روشن و کالبد شکافي شود !   با اين هدف که   از تکرار چنين سرنوشتي براي  ديگر پاركهاي ملي كشور جلوگيري شود. 

نتايج پژو هش انديشمندان  امر حفاظت از پارک هاي ملي  ( در کشور خودمان و ساير نقاط جهان )  گوياي آن است که  امر حفاظت از  پارک هاي ملي ،  مقولة بسيار پيچيده  اي است که  ابزار ها و ساز و کارها ي  خاص خود را مي طلبد و  و نمونه برخورد هايي از نوع برخورد با پارک ملي سرخه حصار در کشور ما نشانگر عدم درک واقعي از مفهوم پارک ملي است و حفاظت  اسمي و غير واقعي،  تنها ساده لوحان را قانع مي سازد .

 با توجه به موقعيت جغرافيايي  پارک ملي سرخه حصار و توسعة لجام گسيخته تهران انتظار مي رفت که حفاظت  از اين پارک ملي ،حفاظتي ويژه باشد که اتفاقاتي را که در پيرامون آن در حال شکل گيري بود با  مديريت حفاظتي خردمندانه و خلاق  مورد توجه قرار مي داد که چنين نشد و توسعة  فله اي  تا پشت درختان پارک رسيد .  

کانون ديده بانان زمين معتقد است که چنين سرنوشت هولناکي  در ابعاد و اشکال مختلف در انتظار ديگر پارک هاي ملي ايران  نظير پارک هاي  زخم خورده و در تهديد نابودي  ، گلستان ،  خجير ، ناي بند ،  اروميه ، بمو ،  لار و ...مي باشد.  به عنوان مثال عبور  اتوبان از درون پارک ملي گلستان ، لار و خجير مي تواند  آنها  را به سرنوشت شوم پارک ملي سرخه حصار  يعني نابودي کامل دچار سازد . بياد داشته  باشيم که هويت يک پارک ملي در گرو پيوستگي و  وسعت آن است  و تکه تکه کردن  و کوچک کردن آن،  آنرا  از مفهوم واقعي خود تهي مي کند . پارک ملي سرخه حصار ابتدا کوچک و سپس کوچک و کوچکتر شد  و اينجاست که  درک عميقي از  ماهيت پارک هاي ملي  و بحران هاي  موجود  راهکار هاي سريع و صحيح  حفاظت  رامي طلبد  و جاي هيچگونه اغماض ، کم کاري و سرسري گرفتن را باقي نمي گذارد.  

بنا براين حال که ناديده گرفتن  حقوق  يک ملت اعم از  نسل کنوني  و  نسل هاي  آينده  توسط   سازمان حفاظت  محيط زيست ،  شهرداري ها  ، وزارت راه و  ديگر مجريان ابعاد روز افزوني پيدا کرده است، کانون ديده بانان زمين همانگونه که در دو بيانيه قبلي  ( پارک هاي   ملي و مناطق حفاظت شده  در تهديد تصميم گيري  براي حذف از  فهرست حفاظتي   )  تعريض جاده پارک ملي گلستان بر  بستر سيل خيز  يعني بازي با جان مردم و  عناد با منابع ملي    به ساختار غلط سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان معاونت ريس جمهور  اشاره کرده و معتقد است که اين ساختار  قادر به حفاظت نيست ، مجدداً بر خواسته خود تاکيد مي ورزد و از   مجلس شوراي  اسلامي يعني نمايندگان  مردم  مي خواهد تا هرچه سريع تر  دست اندازي به پارک هاي ملي ، مناطق حفاظت شده و جنگل هاي باستاني را به هر شکل و با هر عنوان ممنوع سازند واز  قوة قضاييه مي خواهد تا متخلفين را به اشد مجازات محکوم کند . )   و  ( 

 شايان ذکر است هر چند حرکت قوة قضاييه در محکوميت تخريب کنندگان تالاب شادگان  و مقصر شناختن  سازمان حفاظت محيط زيست کشور به خاطر تنظيم و امضاء اجازة ريختن پساب کارخانه هاي کشت و صنعت نيشکر به تالاب بين المللي شادگان در سال 1380 اميدوار کننده است   (  تخريب کنندگان تالاب شادگان محکوم شدند  و سازمان حفاظت محيط زيست  مقصر شناخته شد  ) ولي  انتظار مي رود که خاطيان  و متجاوزين به منابع ملي  به شکل شفاف مشخص و به مردم معرفي و از مسئوليت محوله خود بر کنار شوند و بهيچ وجه مسئوليت ديگري به آنان واگذار نشود . تجربة کشور چين  (آلودگي محيط زيست سالانه بيش از 200 ميليارد دلار براي چين خسارت به بار آورده است)  نا کار آمد بودن چنين بر خورد هايي ( از جمله جابجايي افراد خاطي بجاي عزل  آنها از کل سيستم تصميم گيري و اجرايي  ) را  ثابت کرده است  .

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

پارک ملی خجیر را دریابید !

در پی شدت گرفتن روند تخریب پارک ملی خجیر در شمال شرق شهر تهران ، سازمان بازرسی کل کشور با انتشار گزارشی نه چندان کامل ، پرده از برخی جریانات برای تخریب این پارک ملی برداشت . جریاناتی که بیش از هر چیز نشان می دهد اگر پارک ملی خجیر امروز در سراشیبی سقوط گرفته است ، تنها و تنها در نتیجه رانت های برخی عوامل خائن و خود فروخته در سازمان محیط زیست ، وزارت جهاد کشاورزی و ادارات منابع طبیعی است . جریانی که امروز به جان اراضی ملی شده پارک ملی خجیر افتاده تا یکی دیگر از معدود ذخیره گاههای ارزشمند گیاهی و جانوری باقیمانده در البرز مرکزی را همچون  سرخه حصار و ورجین و جاجرود و لار به ورطه نابودی بکشاند و دستگاههای دولتی همچون نیروی انتظامی ، وزارت کشور ، استانداری ، سازمان امور آب منطقه ای ، وزارت جهاد کشاورزی و سازمان محیط زیست و دستگاه قضایی ، گویی وظیفه ای جز نظاره کردن و سکوت ندارند!

این نکته را به خاطر داشته باشید که آنچه امروز توسط سازمان بازرسی کل کشور منتشر شده تنها بخشی از عوامل تخریب را مد نظر قرار داده و در این گزارش اشاره ای به تصرفات وزارت دفاع و نیروهای نظامی ، احداث سد ماملو و زیر آب رفتن اراضی پارک ، ایجاد جاده جدید پارچین به دلیل آبگرفتگی بخشی از جاده قدیم در اثر سد ، طرح جدید دولت برای اتصال اتوبان بابایی به ورامین از داخل پارک و.... نشده است .

سازمان بازرسی کل کشور در گزارش خود اشاره می کند:

پارک ملي خجير در شمال‌شرق تهران در معرض تصرفات غيرقانوني، تخريب اکوسيستم و از بين رفتن پوشش گياهي قرار گرفته که این امر باعث افزایش آلودگي آب رودخانه جاجرود مي‌شود.

خلاصه گزارش :

* کارکنان شاغل در مجموعه های دولتی مستقر در پارک بدون برخورد جدی و قانونی  دستگاههای مسئول مبادرت به احداث ساختمان و آغل در بستر و حریم رودخانه کرده اند .

* غفلت متولیان دولتی در حفاظت و اطاله دادرسی پرونده های تخریب و تصرف ، شرایط مناسبی را برای سوء استفاده فراهم کرده و حتی بعضا این افراد رای دادگاه راهم به نفع خود دریافت کرده اند .

* علی رغم صراحت مصوبه سال ۱۳۵۴ هیات وزیران مبنی بر ممنوعیت تعلیف احشام ، قطع اشجار ، بوته کنی و تجاوز و تخریب محیط زیست در پارک های ملی ، ولی این قبیل اقدامات بدون واکنش جدی محیط بانان ( که بعضا از اهالی ساکن در همان پارک هستند) در پارک ملی خجیر صورت گرفته است .

* ایجاد مزارع پرورش گل و گلخانه در بستر رودخانه جاجرود که دارای سودآوری فراوانی است همه ساله با تصرف و خاکریزی حاشیه رودخانه بر وسعت آن افزوده می گرددو به تبع آن استفاده از مقادیر متنابهی کود شیمیایی و سموم دفع آفات در این مزارع ، موجب تشدید الودگی آب شرب رودخانه جاجرود شده است .

* ساکنان قدیمی پارک در پی برخی محدودیت های ادادره کل محیط زیست استان تهران مهاجرت کرده ناد اما امور کشاورزی و دامداری خود را به مهخاجرین افغانی واگذار کرده اند لذا پارک ملی خجیر به منطقه امنی برای کار و اقامت افاغنه تبدیل شده که استانداری تهران هم با آن برخورد قانونی نمی کند ! ضمن اینکه تاکنون حدود ۲۰ خانوار به طور پراکنده در حوالی مزارع و باغ های ایجاد شده سکنی گزیده اند.

* بسیاری از کارگران شاغل در شکارگاه خجیر که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی جهت امور کشاورزی در انجا اسکان داشتند به عنوان محیط بان ، قرق بان و کارگر به استخدام جهاد سازندگی ، حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی استان تهران در امدند . لیکن خویشاوندی این افراد با ساکنان پارک موجب شد تاعلی رغم ملی بودن پارک ، برخی از آنان با ادعای اینکه ساکنان منطقه می باشند در این اراضی اقدام به ساخت و ساز کنند.

سازمان بازرسی کل کشور در گزارش خود از استانداری تهران خواسته تاضمن نظارت بر استمرار تعامل سازنده دسگاههای مستقر در پارک ملی خجیر ، نسبت به تعیین تکلیف سکونت اهالی و اسکان غیر مجاز افاغنه و جل.گیری از ورود و خروج ماشین آلات سنگین به منطقه اقدام عاجل معمول دارد و از آنجا که با آبگیری سد ماملو و به زیر آب رفتن اراضی حریم رودخانه ، موجبات آلودگی آب شرب پشت سد فراهم خواهد شد ، ضرورت دارد ضمن برخورد قانونی با متصرفین و ساخت و سازهای غیر مجاز و سایر عوامل آلاینده حاشیه رودخانه از ادامه آلودگی بستر و حریم رودخانه منتهی به سد اقدامات لازم صورت گیرد .

با تشکر از جناب آقای صالحی در سازمان بازرسی کل کشور که متن کامل گزارش را امروز برام ارسال کردند

برگرفته از مطالب دوست خوبم مژگان جمشیدیhttp://www.jamshidi6.blogfa.com/post-78.aspx

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

اجاره ملكي با 70 ميليون مالك

منابع‌طبيعی - سام خسروي‌فر:
بر اساس رسم متداول و مألوف، زمان اجاره ملك خود به مستأجر، آن‌را پاك و پاكيزه مي‌كند، تأسيساتش را سروسامان مي‌دهد و در يك كلام دستي به سر و گوش خانه‌اش مي‌كشد.

در مقابل مستأجر نيز متعهد مي‌شود خانه را همچون روز نخست كه تحويل گرفته، تحويل دهد، بي‌كم‌وكاست يا خرابي و ويراني. تمام  اين قواعد در چند خط مكتوب مي‌شود.

در پايان مدت قرارداد اگر دوطرف به تعهد خود عمل كرده باشند، ماجرا به‌خوبي و خوشي پايان مي‌يابد، اگر نه مرجعي كه در قرارداد مشخص شده به اختلافات في‌مابين رسيدگي خواهد كرد.

نبايد فراموش كرد صاحبخانه‌هايي نيز هستند كه از استيصال مستأجران بي‌خانمان و البته كم‌پول باخبرند و خرابه‌اي را به‌ نام خانه و كاشانه اجاره مي‌دهند تا از اين طريق هميان خود را سنگين‌تر كنند.

واگذاري مناطق حفاظت شده به بخش خصوصي نيز همچون اجاره يك منزل يا مغازه است با اين تفاوت كه صاحبخانه اين عرصه‌هاي ارزشمند يك نفر يا يك سازمان مشخص نيست، تمام افرادي كه شناسنامه ايراني دارند مالك هستند اما اين ملك با شماره مالكين 70 ميليون نفري، سال‌هاست كه همچون آن كاشانه مخروبه نيازمند بازسازي و نوسازي است كه بايد تمام مالكان آستين‌ها را بالا بزنند و زخم‌هاي پرشماري كه در اين سه دهه بر اندام رو به احتضار طبيعت وارد شده التيام بخشند.

نگراني از واگذاري مناطق حفاظت شده به بخش خصوصي اين است كه آيا زخم‌ها و جراحت‌هاي پيش‌گفته عميق‌تر نخواهد شد و مهم‌تر اين‌كه مستأجرهاي امروزي حرمت خانه و كاشانه و صاحبخانه را نگه‌ خواهند داشت؟

در بسياري از كشورهاي جهان، مردم محلي، مناطق حفاظت شده را اداره مي‌كنند. آنها به‌درستي دريافته‌اند سود و زيان هر منطقه، منافع و مضار خودشان است بنابراين سعي مي‌كنند منافع خودشان را حفظ كنند اما پيش از رسيدن به اين نقطه، درك و دريافتن آگاهي در ميان‌شان جايگاه و پايگاهي مستحكم ايجاد كرده است.

چنانچه قواعد و ضوابط واگذاري مناطق همچون قانون مالك و مستأجر همه‌جانبه تدوين شده باشد، كار به كاردان سپرده شود و از همه مهم‌تر مردم محلي در منافع چنين طرح‌هايي شريك و سهيم باشند مي‌توان اندكي، فقط اندكي اميدوار التيام يافتن زخم‌هاي كهنه بود.

بي‌شك دوستداران راستين محيط زيست نيز با اين نوشتار هم‌صدا هستند كه نگراني‌شان از درست انجام شدن چنين طرح‌هايي است، يا مستأجر بدقلقي كند و يا كم‌تجربگي در اين زمينه به از دست رفتن باقي‌مانده ارزش‌هاي طبيعي كشور منتهي شود.

واگذاري مناطق آزاد (غيرحفاظت شده) تمرين به نسبت مناسبي است مشروط به آن‌كه در همسايگي مناطق حفاظت شده نباشد و بدين ترتيب نقاط قوت و ضعف چنين طرح‌هايي آشكار خواهد شد.

 
مطالب مرتبط
واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي تهيه زمين معوض، شرط نجات سرخه‌حصار گام‌هاي لرزان در حفاظت از محيط زيست هشدار سازمان بازرسي درباره تخريب پارك ملي خجير چمران : كاربري اراضي سرخه حصار تغيير نمي‌كند اعتراض كارشناسان محيط زيست به تصميم ديوان عدالت اداري تخريب منابع طبيعي نگران‌كننده است منابع طبيعي، كارنامه خودنوشت مراكان سهمي از بودجه قفقاز ندارد
 
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي

در حالي كه حوزه‌‌هاي اقتصادي و صنعتي بزرگ دولت همچنان در برابر خصوصي‌سازي مقاومت مي‌كنند، رئيس سازمان حفاظت محيط‌زيست از واگذاري ميراث طبيعي كشور به بخش خصوصي خبر داد.

به گزارش خبرنگار همشهري، فاطمه واعظ جوادي در يك نشست مطبوعاتي گفت: سازمان حفاظت محيط‌زيست در راستاي اصل 44 قانون اساسي، بهره‌برداري بخشي از مناطق تحت مديريت اين سازمان را به بخش خصوصي واگذار مي‌كند.

به گفته وي، در اولين مرحله از اجراي اين طرح، بهره‌برداري از مناطق شكار ممنوع با مديريت سازمان محيط‌زيست به بخش خصوصي واگذار و درآمد حاصل از آن مستقيما به خزانه واريز مي‌شود. در اين راستا، اولين منطقه در استان سمنان ظرف ماه آينده به كانون شكار ايران واگذار مي‌گردد.

براساس اين طرح، مناطق تعيين شده براي تفرج نيز به بخش خصوصي واگذار مي‌شود.

واعظ جوادي در اين نشست خبري، ضمن اظهار بي‌اطلاعي از ماهيت كساني كه اقدام به قطع نهال‌هاي زيتون در سرخه حصار كرده‌اند، گفت: احتمالا افرادي كه مي‌خواسته‌اند ارتباط خوب سازمان محيط‌زيست و شهرداري را به هم بزنند و يا قصد بهره‌برداري سياسي از اين ماجرا داشته‌اند دست به اين كار زده‌اند.

وي همچنين از تهيه دستورالعملي مدون براي برداشت اصولي از معادن فلزي و غيرفلزي در سال جاري خبر داد.

 
مطالب مرتبط
انتقاد كارشناسان از واگذاري ميراث طبيعي اجاره ملكي با 70 ميليون مالك تهيه زمين معوض، شرط نجات سرخه‌حصار گام‌هاي لرزان در حفاظت از محيط زيست هشدار سازمان بازرسي درباره تخريب پارك ملي خجير چمران : كاربري اراضي سرخه حصار تغيير نمي‌كند اعتراض كارشناسان محيط زيست به تصميم ديوان عدالت اداري تخريب منابع طبيعي نگران‌كننده است منابع طبيعي، كارنامه خودنوشت مراكان سهمي از بودجه قفقاز ندارد
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٦

 

در پي بازديد تعدادي از اعضا ي کانون ديده بانان زمين از تالاب ها و مناطق حفاظت شدة  استان هرمزگان نتايجي حاصل شد که اولين گزارش ديده بانان زمين از اين سلسله گزارش ها به شرح زير است :

 

تخريب يکي از بکر ترين تالاب هاي بين المللي حرا و چندل در سواحل شرقي تنگه هرمز کليد خورد !

 

گزارش  از : کانون ديده بانان زمين- نسرين دخت خطيبي-کارشناس جغرافيا –اسفند 1385

 

تالاب  آذيني ( خور آذيني )  جزو مجموعه  پهنه هاي تالابي است که به عنوان   "  دلتاي رود گز و حرا ( هيوي )  The Delta of Rud-e Gaz and Rud-e Hara international Wetland   "  در فهرست سايت هاي  رامسر ثبت شده است .

تالاب آذيني ( آذين )  در جنوب دهستان " بيابان " از شهرستان ميناب و تقريباً در 35 کيلومتري جنوب غربي شهر و بندر " سيريک " قرار دارد . با توجه به پهنه تالابي وسيع منطقه در اين دهستان مراکز جمعيتي روستايي عموماً در شعاع 5 تا 7 کيلومتري  اين تالاب قرار دارند که برخي از آنها عبارتند از :

روستاي گناري Gonari  روستاي " بازگرد"  - روستاي " داپتي Dapti "  روستاي " گاراندهو "  - روستاي گز پير Gazpir - روستاي مهرگي Mahregi  .

تالاب بين المللي دلتاي رود گز و رود حرا ( هيوي )  که از تاريخ 23 ژوئن 1975 به طول 40 كيلومتر و مساحت 15 هزار هکتار در فهرست رامسر قرار گرفت ،  اما متاسفانه در توجيه  جغرافيايي آن دقت کافي مبذول نشده است چرا که طبق تحقيقات اينجانب دو اشکال اساسي در اين توجيه جغرافيايي وجود دارد .

اول – مجموعة تالابي مزبور يک پهنة  ماتدابي گلي ، ماسه اي بين جزر و مدي   با خور هاي بزرگ و کوچک و جزاير کوچک متفرقه  است  با جنگل هاي حرا و چندل در حد فاصل دو رودخانه گز و  هيوه   ( نگاه شود به تصوير ماهواره اي ضميمه )  و نه دهانه دو رودخانه  گز و حرا  ، که به غلط در اسناد سازمان حفاظت محيط زيست  اينگونه تعريف شده :

 "  دهانه دو رود خانه حرا و گز  تواماً يک تالاب ساحلي به طول 40 کيلومتر در امتداد شمال به جنوب در سواحل شرقي تنگه هرمز تشکيل داده اند . اين تالاب شامل مجموعه اي از آبراه هاي جزر و مدي ، کفه هاي گلي ، جنگل حرا به مساحت حدود 900 هکتار ، سواحل شني و چندين جزيره گلي پست مي باشد و.... "

دوم – در تعريف سازمان حفاظت محيط زيست از رودخانة " حرا " نام برده شده است که چنين رودخانه اي با اين نام در هيچ يک از اسناد جغرافيايي ( کتاب و نقشه ) يافت نشد و احتمالاً اين همان رودخانه " هيوي Hivey "  است که شايد  نام محلي  داشته است .

شايان ذکر است در شهرستان ميناب  حدود 70  رود و  آبراه  فصلي و اتفاقي  با نام مشخص   در اسناد جغرافيايي ذکر شده است  که رود خانه اي به نام حرا در ميان آنها يافت نشد .

 

تالاب آذيني از شگفت انگيز ترين تالاب هاي گرمسيري کشور

تالاب آذيني از شگفت انگيز ترين تالاب هاي گرمسيري کشور  است مجموعه اي از  جنگل هاي مانگرو  با دو گونه بر تر حرا Avicennia marina  و چندل . Rhizophora mucronata که رويشگاه چندل تنها در اين تالاب  در کل منطقه ساحلي جنوب ايران  وجود دارد . در تصاوير ضميمه در بخش انتهايي همين گزارش  چشم انداز هاي انبوه دو گونه  فوق  ارائه شده است .

اين رويشگاه جنگلي منحصر به فرد  با وسعتي بيش از 500 هکتار  به علت موقعيت جغرافيايي خاص  زيستگاه  ارزشمندي است براي نگهداري و حفاظت ويژه به لحاظ تنوع اکولوژيکي و ژنتيکي بسيار  بالا .  اين تالاب همچنين يکي از نواحي مهم زمستانگذراني  پرندگان در معرض خطر انقراض همچون پليکان پا خاکستري  ( Pelecanus crispus   )   حواصيل خاکستري (  ( Ardea cinera  ، اکرت بزرگ( Egretta alba  ) و اکرت ساحلي(Egretta gularis    ،گيلانشاه  ( Numinous auguata   ) و گيلانشاه ابرو سفيد و گيلانشاه حنايي  و...  است که برخي تصاوير   اين پرندگان در بخش پاياني همين گزارش  ارائه شده است . علاوه بر اين از  پرندگان خشکزي نظير تيهو ، دليجه ، بلبل خرما و ليکو ، در حاشيه تالاب  مي توان نام برد .

به علت جزر و مدي بودن تالاب بسياري از ماهيان  درياي عمان وارد تالاب مي شوند که در تصوير ضميمه نمونه هاي صيد شده اين نوع ماهيان  ارائه شده است .

. شايان ذکر است رويشگاه هاي طبيعي مانگرو ها عموماٌ  مناطق گرمسيري هستند و  نواحي تحت تاثير جزر و مد دريا و... که  به لحاظ غناي زيستي فراوان غير قابل جانشين مي باشند و به همين دليل از يک حمايت جهاني بر خوردار مي باشند   و از اين رو سازمان حفاظت محيط زيست کشور ما نيز تمامي خور هاي خليج فارس  تا درياي عمان را به لحاظ وجود همين رويشگاه ها حفاظت شده اعلام کرده است و اين غير از تالاب هاي فهرست رامسر در اين منطقه است . اين نوع تالاب ها کار کرد هاي بسيار زيادي  دارند از جمله :

*-داراي ارزش هاي اکولوژيکي  به لحاظ کنترل فرسايش کناره هاي ساحلي که در برابر طغيان دريا حافظان طبيعي بسيار خوبي هستند

*-مقاوم در برابر آفات و حشرات

*-زيستگاه  بسياري از پرندگان تالابي ، آبزيان ، دو زيستان

*-مقاوم به شوري  آبهاي دريا

*-داراي خواص دارويي  بسيار نظير  : درمان زخم و مار گزيدگي ، درمان نارحتي هاي پوستي – و بويژه چندل براي درمان ديابت ، گلو درد ، اسهال خوني ( منبع : Jams,A.D.1983. Handbook of Energy Crops )

*- و ...

کليد تخريب تالاب آذيني توسط سازمان شيلات زده مي شود

اسکله صيادي سازمان شيلات درست در کنار رو يشگاه هاي  حرا و چندل ، تخريب  اکوسيستم تالابي بکر منطقه با ارزش بين المللي غير قابل جايگزين را آغاز کرده است ! که زخم کاري ديگري بر پيکر طبيعت شگفت انگيز ايران خواهد بود . اگر چه اين تالاب نيز واژه حفاظتي و رامسر سايت هارا با خود يدک مي کشد ولي براي تخريب کنندگان ، اين واژه ها هيچگاه معني خود را نداشته است . بگونه اي که تحت عنوان  طرح هاي عمراني و با بخشي نگري و بدون بر نامة آمايش سرزمين توسعه اي صورت مي گيرد که قطعاٌ  به ضد خود تبديل مي شود ! زيرا با بر هم زدن تعادل اکوسيستم تالابي که هزاران سال در مقابل طوفان ها و فرسايش هاي ساحلي و جزر و مد هاي شديد مقاومت کرده و ساختار طبيعي فعلي را بوجود آورده است قطعاً تاسيسات شيلاتي با انهدام اين تالاب دوامي نخواهد داشت و همواره در خطر نابودي قرار دارد و اين يعني بازي با بيت المال و اين يعني عناد با منابع ملي و اين يعني پايمال کردن حق اين نسل و نسل هاي آينده و اين يعني ناديده گرفتن حق زيست ساير موجودات و اين يعني بي حرمتي به يک گنجينه الهي آنهم در سرزميني خشک !

 ايجاد اسکله جديد در حالي است که هم اکنون در شهرستان ميناب تاسيسات شيلاتي زيادي موجود است  : در حال حاضر سه بندر و مرکز صيادي وجود دارد که شامل بندر " کلاهي " بندر" کوهستک"  و بندر " سيريک " است . در منطقه کلاهي ( خور کلاهي )  يک اسکله صيادي قرار گرفته که داراي امکانات مختلف است . از جمله بازارچه ماهي است.  در اين اسکله صيادي  48 دستگاه لنج و حدود 200 دستگاه قايق موتوري فعاليت دارند  همچنين يک واحد استخر پرورش ميگو به وسعت 20 هکتار وجود دارد بعلاوه در  منطقه  " تياب جنوبي " حدود 400 هکتار و در " تياب شمالي " حدود 1000 هکتار استخر پرورش ميگو و يک واحد کارخانه کنسرو ماهي و يک واحد سردخانه 500 تني انجماد و يخسازي در منطقه کلاهي وجود دارد .  در منطقه کوهستک  نيز يک  موج شکن ، سکوي خشک کردن ماهي وجود دارد و همچنين 2 دستگاه لنج و 160 دستگاه قايق موتوري فعاليت  دارند . در بندر " سيريک " ( صيد گاه سيريک ) نيز  کليه امکانات صيادي  و حدود 100  دستگاه  قايق موتوري فعاليت دارندو...

در پايان جلوه هاي شگفت انگيز و کم نظير تالاب آذيني در قالب 24تصوير به نمايش گذاشته مي شود باشد که توجه دوستداران محيط زيست و مسئولين ايران را به لزوم جلوگيري از احداث اسکله صيادي شيلات جلب نمايد .

کانون ديده بانان زمين معتقد است اين اقدام  مخرب آغاز يک سلسله  تاسيسات تخريبي ديگر در اين تالاب با ارزش است 

 *****

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥

بهترين خبرخوش زيست محيطي سال تكذيب شد

بنياد مستضعفان پاسخ داد :

دولت مصوبه اي يراي بازپسگيري جنگلهاي شمال نداشته است

http://www.ayandehno.com/Data/Remote/05850608IR-ACC-R35/Data/Resources/Medias/851202-06.pdf

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥

يگانه توده 4 هكتاري مورد كشور توسط بلدوزرهاي وزارت نيرو نابود شد ..

یه مطلب ناراحت کننده ی دیگه در مورد طبیعت امروز توسط یکی از دوستای خوبم به دستم رسیده که برای آگاهی شما ضمیمه کرده ام...نمی دونم بغیر از خراب کاری تو محیط زیست چرا هیچ اتفاق دیگه ای نمیوفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/گیلان غرب امروز

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸٥

ركورد دار فرسايش خاك

منابع طبيعی - اسدالله افلاكي:
در نخستين نشست مشترك صاحبنظران محيط‌زيست و منابع طبيعي كشور كه با پيگيري جامعه جنگلباني ايران تشكيل شده بود وضعيت بحراني محيط‌زيست و عرصه‌هاي منابع طبيعي كشور بويژه تخريب پارك‌هاي ملي بررسي شد.

مهندس كاظم نصرتي نصرآبادي، رئيس جامعه جنگلباني ايران، در آغاز نشست گفت: آنچه امروز در منابع طبيعي و محيط‌زيست كشور در حال وقوع است اتفاقات ناخوشايندي است كه به رغم بيش از 50 سال سابقه سازمان جنگل‌ها، در نهايت بيلان منابع طبيعي منفي است و اين ناشي از سياستگذاري‌هاست، چرا كه تخصيص اعتبارات به سبك و سياقي است كه در نهايت اين بيلان را ترسيم مي‌كند.

وي افزود: منابع طبيعي و محيط‌زيست دچار وضعيتي بسيار بحراني است. از يك‌سو، تا نوك كوه شخم زده مي‌شود و از سوي ديگر، تمام طرحها، بدون مطالعه و بررسي‌هاي كارشناسانه است.

براين اساس ضروري است با كمك رسانه‌ها با طرح مسائل در مطبوعات فرهنگسازي شود تا نگرش دولتمردان و مسئولان نسبت به منابع طبيعي و محيط‌زيست تغيير كند؛ چرا كه در حال حاضر، در مواردي وضعيت و نگاه به منابع طبيعي به گونه‌اي است كه حتي مناطق حفاظت شده در امان نيست؛ وقتي اين مناطق حفظ نشود، تكليف بقيه عرصه‌ها مشخص است.

از همين‌رو با توجه به وضعيت موجود اين نشست برگزار شد با اين اميد كه اين نشست ادامه داشته باشد تا از اين طريق نظرات كارشناسان و صاحبنظران محيط‌زيست و منابع طبيعي كه دغدغه‌اي جز حفظ و صيانت از ميراث طبيعي كشور ندارند، منعكس شود تا بيش از اين شاهد تخريب منابع طبيعي و محيط‌زيست كشور نباشيم.

در كشور ما توسعه پايدار جايي ندارد

دكتر تقي شامخي، رئيس هيأت مديره انجمن علمي جنگلباني ايران، در اين نشست گفت: آنچه امروز مايه نگراني به شمار مي‌رود، نوع برخورد با مسائل محيط‌زيست و منابع طبيعي است كه شاخص آن، برخورد با پارك‌هاي ملي است.

وي در ريشه‌يابي اين برخورد گفت: مسئله‌اي كه وجود دارد چالش بين محيط‌زيست و توسعه است. به عبارت ديگر اصلي‌ترين چالش كه در زمان ما وجود دارد، بحث توسعه و رابطه آن با محيط‌زيست است. ما معتقديم كه توسعه بايد وجود داشته باشد، اما بايد در كنار اين توسعه محيط‌زيست حفظ شود.

شامخي با تاكيد بر ضرورت توسعه تصريح كرد: آنچه صاحبنظران و استادان محيط‌زيست و منابع طبيعي را از ديگر گروه‌هاي اجتماعي متمايز مي‌كند، نوع نگاه اين افراد به مقوله توسعه است، چرا كه اين افراد معتقدند توسعه بايد در بستر طبيعت انجام شود؛ يعني دغدغه ما (صاحبنظران محيط‌زيست و منابع طبيعي) آن است كه توسعه بايد به گونه‌اي باشد كه زميني براي زيستن داشته باشيم.

اگر قرار باشد اين توسعه «بر سر شاخ نشستن و بن بريدن» باشد، توسعه نخواهد بود. نكته‌اي كه وجود دارد، اين است كه در كشور ما فقط به توسعه مي‌انديشند و اين موضوع كه اين توسعه چگونه بايد صورت بپذيرد، ديگر مطرح نيست.

بويژه در دولت نهم كه علاقه‌مند به پيشرفت و توسعه كشور است و ما هم صددرصد با آن موافقيم، به مسائل جانبي و اين كه توسعه بايد مبتني‌بر چه ضوابطي باشد، كمتر توجه مي‌شود و به نظر مي‌رسد درباره زميني كه مي‌خواهد اين توسعه روي آن اتفاق بيفتد يا اطلاعات محدودي دارند و يا توجه آنها به زمين اندك است و همين توجه اندك، اين نگراني را به وجود مي‌آورد كه روند توسعه با اين سبك و سياق، خساراتي را پديد آورد كه جبران آن دشوار يا غيرممكن باشد.

در حالي كه بايد به اين واقعيت معتقد باشيم كه اين زميني كه ما روي آن زندگي مي‌كنيم، بعد از تحولات 4 ميليارد ساله شكل گرفته و به ما سپرده شده است و از همين‌رو، بايد براي نسل‌هاي آينده آن را حفظ كنيم.

اين استاد دانشگاه افزود: شايد در بحث توسعه يادآوري اين نكته خالي از لطف نباشد كه جامعه جهاني بعد از برگزاري كنفرانس 1972 در استكهلم، نسبت به در مخاطره قرار گرفتن زمين هشدار داد. پس از اين هشدار، بسياري از كشورهاي در حال توسعه، اين هشدار را طنز تلقي كردند.

اين طرز تلقي ناشي از آن بود كه كشورهاي در حال توسعه معتقد بودند چون كشورهاي توسعه يافته مشكل غذا ندارند و به عبارتي سير هستند، چنين مسائلي را طرح مي‌كنند، اما اين مسائل براي ما كه با كمبود غذا مواجهيم، معنايي ندارد. ولي به فاصله زماني كوتاهي همين كشورها دريافتند كه اين مسئله يك مسئله جهاني است و چه در كشور غني و چه در كشور فقير زندگي كنيم، نمي‌توانيم آن را ناديده بگيريم.

شامخي خاطر نشان كرد: آنچه امروز در كشور ما جاري است يادآور نگاه كشورهاي در حال توسعه بعد از كنفرانس 1972 است و اين ضرورت توجه دادن مسئولان به مسائل زيست محيطي را نشان مي‌دهد.

براين اساس بدون ورود به مسائل سياسي و صرفاً به خاطر حفظ ميراث طبيعي و محيط‌زيست و ضمن احترام گذاشتن به اين ايده مسئولان اجرايي كه مي‌خواهند باعث توسعه و پيشرفت كشور شوند، بايد عواقب و پيامدهاي زيانبار توسعه بدون رعايت ضوابط زيست‌محيطي را متذكر شد، چرا كه توسعه يك امر مشروط است يعني بايد حريم طبيعت به شدت حفظ و رعايت شود.

حال وقتي مي‌شنويم به رغم وجود همه قوانين ظرف مدت كوتاهي در شش پارك ملي تصرفاتي صورت مي‌گيرد كه مغاير با مباني و اصول است، حق داريم برخود بلرزيم و دچار اين نگراني عميق شويم كه نكند كساني كه دست‌اندركار امر توسعه هستند، واقعاً از اين حقيقت آگاه نباشند كه توسعه امروز جهان با چالش حفظ محيط‌‍ زيست مواجه شده و بر همين اساس است كه توسعه پايدار در چارچوب‌هاي معيني پذيرفتني است.

پارك‌هاي حفاظت‌شده پشتوانه حيات ماست

دكتر مجيد مخدوم - رئيس انجمن علمي ارزيابي محيط‌زيست - ضمن ابراز تأسف از وضعيت امروز پارك‌هاي ملي و ديگر عرصه‌هاي منابع طبيعي گفت: مشكل اصلي در كشور ما اين است كه هم توده مردم و هم دولتمردان، فلسفه وجودي پارك ملي و مناطق حفاظت‌شده را درك نكرده‌اند.

وي افزود: ما مخالف توسعه نيستيم، چرا كه بدون توسعه، انسان محكوم به فناست اما براي توسعه بايد حد و مرزي قائل باشيم.

وي در خصوص پارك‌هاي ملي گفت: اساساً فلسفه وجودي پارك ملي، اين است كه ما در دنياي كنوني براي ادامه زندگي به سه مقوله اساسي «غذا»، «دارو»، «كاغذ و چوب» نياز داريم. اين در حالي است كه با وضعيت فعلي، هر محصولي كه چه به صورت طبيعي و چه به صورت دست‌كاشت به دست مي‌آيد، 30 تا 50 درصد آن از زمان كاشت تا زماني كه به انبار برسد، بر اثر آفات از بين مي‌رود. سم‌پاشي هم براي دفع آفات جواب نداده، چرا كه اگر سم‌پاشي صورت بگيرد، سال بعد بايد ميزان سم را چند برابر افزايش بدهيم.

بهترين راه‌حلي كه در اين زمينه وجود دارد، اين است كه ما براي ايجاد پايه‌هاي اهلي كه نسبت به حمله آفات و بيماري‌ها مقاوم باشد، دورگ‌گيري كنيم. اين فعاليت وقتي در دنيا آغاز شد، دريافتند كه با اين شيوه مي‌توان پايه‌هايي توليد كرد كه هم توليد بيشتري را در پي داشته باشد و هم اين پايه‌ها به گونه پاكوتاه باشد و در نتيجه با وسايل ارزان‌تر قابل برداشت باشد.

اين مدرس دانشگاه تصريح كرد: علم ژنتيك به خاطر سه مقوله توليد بيشتر، استفاده از ماشين‌آلات ارزان‌تر و از همه مهم‌تر مقاومت در برابر آفات و بيماري‌ها پديد آمد. اصل كلي در دورگ‌گيري اين است كه دورگ‌گيري بايد بين پايه اهلي و وحشي صورت پذيرد.

حال اگر عرصه‌هاي طبيعي را نابود كنيم و پارك‌هاي ملي و مناطق حفاظت‌شده را كه در واقع ذخيره‌گاه اين پايه‌هاي وحشي براي توليد كاغذ، چوب، دارو، پوشاك و بسياري اقلام ديگر هستند نابود كنيم، چگونه اين كار(دورگ‌گيري) امكان‌پذير خواهد بود.

وي ادامه داد: ذخيره‌گاه جنگل، پارك جنگلي، جنگل‌هاي دست‌كاشت، آثار منابع طبيعي ملي، مناطق حفاظت‌شده، پارك‌هاي ملي و پناهگاه حيات وحش كه تقريباً 8 درصد از مساحت كشور را به خود اختصاص داده‌اند، از آن رو به وجود آمده و حفاظت مي‌شوند كه پشتوانه‌اي براي زندگي و حيات باشند.

يعني در وضعيت ناهنجاري كه ممكن است پيش بيايد، اين مناطق مي‌تواند به عنوان صندوق پس‌انداز عمل كند؛ يعني پارك ملي يك نقش بيمه‌اي دارد و اين درجه اهميت حفاظت از آن را نشان مي‌دهد.

وي گفت: اخيراً نمونه‌اي دورگ‌گيري صورت گرفته كه توليد كاغذ را 24برابر كرده است. اين دورگ‌گيري با يك پايه وحشي كه در پارك ملي تبت وجود دارد انجام شده است. حال تصور كنيد اگر اين پارك تخريب شده بود، آيا امكان دستيابي به چنين پايه‌اي وجود داشت؟ بر اين اساس انتظار آن است كه حداقل، مناطق حفاظت‌شده را رها كنند تا اين صندوق پس‌انداز محفوظ و مصون بماند.
دكتر مخدوم به وضعيت بحراني محيط‌زيست در جهان اشاره كرد و گفت: اگر به شماره نوامبر 2006 نشنال جئوگرافي مراجعه كنيد، مي‌بينيد كه فاجعه زيست محيطي در آمريكا در حال وقوع است و اين به خاطر آن است كه دولتمردان آمريكايي با مقوله محيط‌زيست بيگانه‌اند.

وي تصريح كرد: اخيراً جيمز لاك و همكارانش نسبت به روند توسعه در جهان هشدار داده و تاكيد كرده‌اند روند توسعه فعلي در 40سال آينده به فاجعه‌اي ختم مي‌شود كه گرم‌شدن زمين در قبال آن ناچيز است.

به گفته دكتر مخدوم، اين دانشمند هشدار داده است اگر دماي زمين به خاطر افزايش اثر
گلخانه اي از 5/2درجه بالا برود، تنها يخ‌هاي قطب شمال و جنوب ذوب نمي‌شود؛ فاجعه بدتر از آن، آزادشدن متان توندراست و از آنجا كه گرم‌كنندگي گاز متان بين 12 تا 36 برابر  اثر گلخانه اي است، گرماي زمين يكباره 12درجه افزايش پيدا مي‌كند و اين يعني تبديل زمين به جهنم. اين فجايع ناشي از آن است كه دولتمردان جهان با مسائل زيست‌محيطي ناآشنايند.

ايستگاه‌هاي تحقيقاتي در معرض نابودي

دكتر احمد رحماني - رئيس هيأت مديره انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع- گفت: در حال حاضر تخريب، تمام عرصه‌هاي منابع طبيعي كشور را فرا گرفته و تا آنجا پيش رفته است كه به رغم آن كه نبايد در پارك‌هاي ملي كوچكترين تصرفي شود، اين پارك‌ها مصون نمانده و در حال تخريب است و اين بايد به گوش مسئولان برسد.

وي گفت: آمار نشان مي‌دهد كه سالانه 2ميليارد متر مكعب فرسايش خاك در كشور داريم. اين رقم 6/7درصد فرسايش كل خاك در جهان را نشان مي‌دهد و بر همين اساس فرسايش خاك در كشور ما 3برابر آسياست و اين موضوع وحشتناكي است. در مورد جنگل‌ها وضعيت بسيار بدتر است؛ چرا كه برخي آمارها حاكي از آن است كه سالانه در شمال 15 تا 25تن در هكتار فرسايش خاك وجود دارد، در حالي كه نُرم‌ جهاني 5/2تن در هكتار است.

اگر اين آمارها واقعي باشد، ما در اين زمينه ركورددار هستيم. از سوي ديگر ميزان سرانه جنگل‌هاي ما 2دهم هكتار است، در حالي كه اين ميزان در جهان 8دهم هكتار است. دليل اين وضعيت هم مشخص است. وقتي در مناطق جنگلي كه بارندگي زياد است، پوشش گياهي بالادست را از بين مي‌بريم، در حقيقت جنگل‌ها را تخريب كرده‌ايم.

رحماني تصريح كرد: در وضعيت فعلي، اين وظيفه تشكل‌هاي مردم‌نهاد است كه با فرهنگسازي از يك سو مردم را با اين مشكلات و پيامدهاي آن آشنا سازند و از سوي ديگر تلاش كنند با ايجاد ارتباط دائم و پيوسته با مسئولان، آنان را متوجه عواقب روند موجود كنند. اين شيوه‌اي است كه پيش از اين نيز جواب داده، چرا كه بدون شك مسئولان نيز هدفي جز حفظ منابع ندارند و اين وظيفه صاحب‌نظران است كه واقعيت مسائل را براي آنها روشن سازند.

وي گفت: با طرز نگاه و تلقي‌اي كه امروزه از منابع طبيعي و محيط‌زيست وجود دارد، ساده‌ترين راه انتخاب مي‌شود و عمليات اجرايي بدون ارزيابي زيست‌محيطي انجام مي‌گيرد و در نتيجه از جنگل و پارك ملي هم عبور مي‌كند. در اينجا انجمن‌هاي علمي بايد براي ارتقاي سطح آگاهي عمومي تلاش كنند و مسائل را به مسئولان منعكس كنند، چرا كه اگر مطالب به صورت علمي منتقل شود، ثمربخش خواهد بود.

وي ضمن انتقاد از وضعيت موجود در بخش تحقيقات افزود: بخش تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي متأثر از كل تحقيقات در كشور است. بودجه‌اي كه امسال به مقوله تحقيقات در كشور اختصاص يافته 45صدم نسبت به درآمد ناخالص ملي بوده، در حالي كه در سال گذشته اين ميزان 7دهم درصد بوده است. مشكل ديگر اين است كه بودجه‌اي كه به بخش تحقيقات اختصاص مي‌يابد، صرف مسائل جاري مي‌شود؛

به طوري كه بنا به گفته معاون آموزش و تحقيقات وزارت جهاد، 96درصد بودجه تحقيقات صرف هزينه‌هاي جاري مي‌شود و 4درصد آن صرف تحقيقات مي‌گردد و اين بودجه‌اي نيست كه بتوان با آن در منابع طبيعي تحول ايجاد كرد.

رحماني گفت: 314 ايستگاه تحقيقاتي در بخش كشاورزي و منابع طبيعي وجود دارد كه قرار است به 80 ايستگاه تقليل پيدا كند.

افزون بر اين، بسياري از ايستگاه‌هاي تحقيقاتي در معرض خطر است، چرا كه احتمالاً مي‌خواهند به بخش خصوصي واگذار كنند. در حالي كه در شرايط فعلي ايجاد ايستگاه تحقيقاتي تقريباً غيرممكن است.

براي نمونه قرار است جاده‌اي از ميان ايستگاه تحقيقاتي نوشهر- باغ گياه‌شناسي- كه قدمت چندين ساله دارد و بسياري از گونه‌هاي منحصر به فرد را در خود جاي داده عبور كند.

وي گفت: نمونه ديگر كه در معرض خطر است، ايستگاه تحقيقاتي «سيراچال» در كرج است كه به ايستگاه ارس شهرت دارد. اين ايستگاه را نيز مي‌خواهند به عنوان پارك شهري اعلام كنند. اين موضوعات واقعيت‌هاي تلخ امروز منابع طبيعي كشور است.

تاریخ درج: 26 دی 1385 ساعت 19:55تاریخ تایید: 26 دی 1385 ساعت 20:07تاریخ به روز رسانی: 26 دی 1385 ساعت 20:07 
   
  
 
مطالب مرتبط
ادغام منابع طبيعي؛ آن روي سكه اما زمين‌خوارها به كوه‌ها مي‌رسند... كوهستان‌هاي شمال در مسير قهقرا اسناد 120 ميليون هكتار اراضي را باطل كنيد
 
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٥

دلخراش ترین حادثه زیست محیطی

نگذاريد شاهد مرگ خاموش اسطوره استوار «البرز» باشيم 

144تن از اساتيد، اعضاي هيأت علمي و نخبگان منابع طبيعي و محيط زيست كشور در نامه‌اي سرگشاده به رييس‌جمهوري، خواستار ابطال مصوبه احداث جاده «بلده نور» به «گرمابدر لواسان» از داخل پارك ملي لار، مصوب در بيست و دومين سفر استاني دولت در مازندران، شده و از دكتر محمود احمدي‌نژاد خواستند اجازه ندهد تا به بهانه احداث اين جاده، عملاً آخرين شريان‌هاي حيات «البرز» قطع شده و شاهد مرگ خاموش اين اسطوره هميشه استوار ايران‌زمين باشيم.

به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران، در فهرست امضاكننندگان اين نامه كه نسخه‌اي آن براي ايسنا نمابر شده، نام دكتر محمدحسن عصاره، رييس مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور، مهندس انوشيروان نجفي، معاون سابق محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست، مهندس ناصر مقدسي، معاون سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور در مناطق خشك و نيمه خشك، دكتر تقي شامخي، عضو هيات علمي دانشكده منابع طبيعي دانشگاه تهران، رييس انجمن جنگلباني ايران و رييس اسبق موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور، دكتر خسرو ثاقب‌طالبي، رييس بخش تحقيقات جنگل موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور و استاد دانشگاه تهران، دكتر حسن مداح عارفي، رئيس بانك ژن مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور، دكتر مجيد مخدوم، استاد دانشگاه تهران و پدر دانش محيط زيست نوين در ايران و ... به چشم مي‌خورد.

در اين نامه تاكيد شده است: احداث جاده از داخل پارك ملي لار كه با عبور از مناطق شديداً شكننده و لغزان حوضه آبخيز لتيان، پارك ملي لار را نيز به دو نيم خواهد كرد، با ايجاد پديده «قطعه قطعه شدن» و جدايي زيستگاه‌ها، منجر به انقراض نسل بسياري از گونه‌هاي گياهي و جانوري مي‌شود.

به گزارش ايسنا، در اين نامه خطاب به دكتر محمود احمدي‌نژاد آمده است: همان طور كه حضرت عالي استحضار داريد، مهرماه گذشته 153 نفر از دانشگاهيان و متخصصان محيط زيست كشور ـ طي نامه‌اي سرگشاده ـ نگراني عميق خود را در خصوص تعريض جاده پارك ملي گلستان به اطلاع رساندند.

متأسفانه تا اين تاريخ نه تنها به درخواست متخصصان امر در خصوص انتقال جاده مزبور، موضوعي كه مصوبه هيأت وزيران نيز بوده و بودجه آن نيز تخصيص يافته است، پاسخ مثبتي داده نشد؛ بلكه شاهد مصوبات ديگري در سفرهاي استاني دولت بوديم كه نگراني دوچندان در ميان متخصصان، اساتيد و نخبگان منابع طبيعي و محيط زيست كشور ايجاد كرد كه از آن جمله بايد به اجازه احداث جاده گرمابدر ـ بلده از ميان منطقه حفاظت شده البرز مركزي و ادامه آن در پارك ملّي لار اشاره كرد.

در ادامه اين نامه آمده است: از 250 هزار گونه گياهان آوندي شناخته شده در جهان، حدود 7 هزار و 300 گونه گياهي در ايران رويش دارند كه طبق تحقيقات انجام شده 25 درصد آنها انحصاري (اندميك) اين مرز و بوم هستند. با توجه به آنكه دو سوم ايران از آب و هواي خشك و بسيارخشك برخوردار است، بخش عمده اين تنوع در دو رشته كوه البرز و زاگرس و شمال خراسان متمركز شده است.

يكي از بزرگترين افتخارات تمدن ما اين است كه ايرانيان ارزش اين ذخاير ژنتيكي را به خوبي دانسته و در چندين هزار سال پيش، گياهان مهمي مانند گندم، جو، پسته، انار، انگور، اسفناج، پياز و گونه‌هاي متعدد ديگر را اهلي كرده‌اند؛ گياهاني كه امروزه بدون آنها، تصور سير كردن جمعيت بالغ بر 6 ميلياردي جهان ناممكن مي‌نمود.

امضاكنندگان اين نامه آورده‌اند: حايز اهميت‌تر آنكه بخش عمده‌اي از گياهان بومي ايران، واجد ارزش‌هاي دارويي نيز هستند كه شكوفايي و بقاي طب سنتي و اسلامي مديون بقا و حفظ اين اندوخته‌هاي ارزشمند و بي‌جايگزين است. از طرفي چون گياهان ايران در منطقه‌اي خشك و نيمه خشك تكامل يافته‌اند، اغلب ژن‌هاي مهم مقاوم به خشكي، شوري، سرما و مقاوم به آفات در اين گياهان نهفته است؛ ژن‌هايي كه در شمار بزرگترين سرمايه‌هاي خدادادي براي توسعه دانش فناوري زيستي و تأمين نيازهاي غذايي بشر محسوب مي‌شوند.

در اين ميان، كوهستان البرز از مهمترين رويشگاه‌هاي كشور، با تنوع زيستي بالا بوده و يك منبع طبيعي ارزشمند و انكارناپذير محسوب مي‌شود؛ كوهستاني كه متاسفانه بايد اعتراف كنيم: به دليل فشارهاي انساني، ساخت و سازهاي متعدد و غلظت بي‌نظير عمليات تخريبي در آن، اينك در شمار شكننده‌ترين و آسيب‌پذيرترين مناطق ايران جاي گرفته و به تلخي بايد اعتراف كرد: «سيماي طبيعي البرز شديداً تخريب يافته و گونه‌هاي زيادي از گياهان و جانوران در معرض خطر انقراض قرار گرفته يا نابود شده‌اند.»

در ادامه اين نامه آمده است: با اين وجود، بخشهايي از مناطق كوهستاني و مرتفع به دليل تمهيدات حفاظتي اعمال شده از سوي سازمان حفاظت محيط زيست و در راستاي حراست از اصل پنجاهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در امان مانده و كماكان مي‌توان اميدوار بود كه فرزندان ما نيز از نعمت تنوع زيستي ناهمتاي كوهستان كم‌نظير البرز برخوردار باشند.

اما با تأسف و ناباوري شاهديم كه يكي از مصوبه‌هاي اخير دولت محترم در بيست و دومين سفر استاني به مازندران، در تقابلي آشكار با راهبردي‌ترين ملاحظات زيست‌محيطي قرار گرفته و از همين رو، دل‌نگراني جدي ميان اساتيد، پژوهشگران و ديگر فعالان عرصه محيط زيست كشور ايجاد كرده است.

در حقيقت، به باور ما امضاء‌كنندگان اين نامه، احداث جاده گرمابدر ـ بلده، آن هم از ميان منطقه حفاظت‌شده البرز مركزي و پارك ملّي لار، خطري جدي براي تداوم حيات و شادابي اين منطقه و زيستمندان ارزشمند و غيرقابل جانشينش محسوب مي‌شود.

به گزارش ايسنا، در اين نامه همچنين آمده است: احداث اين جاده كه با عبور از مناطق شديداً شكننده و لغزان حوضه آبخيز لتيان، پارك ملي لار را نيز به دو نيم خواهد كرد، با ايجاد پديده «قطعه قطعه شدن» و جدايي زيستگاه‌ها، منجر به انقراض نسل بسياري از گونه‌هاي گياهي و جانوري مي‌شود. پديده‌اي كه باعث انقراض شير ايراني و ببر مازندران شد و در حال حاضر بقاي يوزپلنگ ايراني را تهديد مي‌كند.

همه مي‌دانيم انقراض اين دو گونه تنها به دليل شكار نبوده، بلكه نابودي زيستگاه، عامل اصلي انقراض آنها بوده است. در حقيقت ما انسان‌ها براي گسترش خانه خويش، خانه آنها را ويران كرديم! يعني همان بلايي كه بر سر بسياري ديگر از رويشگاه‌هاي گياهي و زيستگاه‌هاي حيات وحش مهم كشور به خصوص جنگلها، تالابها، درياچه‌ها، رودخانه به بهانه ظاهرا مقبول توسعه شهري و صنعتي و سدسازي آورده‌ايم.

از سوي ديگر، برخي از جوامع گياهي داراي حساسيت‌هاي ويژه‌اي هستند كه به محض دسترسي و دخالت انسان به سرعت تخريب و تجزيه شده و پايايي بوم‌سازگان‌هاي(اكوسيستم‌هاي) خود را از دست مي‌دهند. از آن جمله مي‌توان از گونه‌هاي شقايق و زنبق منحصر به فرد البرز مركزي ياد كرد.

متخصصان محيط زيست و منابع طبيعي كشور در اين نامه آورده‌اند: هر چند مي‌پذيريم «فرآيند توسعه» اجتناب‌ناپذير و براي پيشرفت و آباداني كشور ضروري است، اما در كنار اين توسعه، نخبگان امر از ديرباز و همراه و همگام با آموزه‌اي جهاني ـ براي پاسداري و حمايت از زيستگاه‌هاي ناهمتايي كه سرنوشت آنها آشکارا بر روند آتي انقراض و کيفيت تنوّع زيستي نه تنها در ايران كه در جهان تأثيرگذار خواهد بود ـ اعمالِ مراقبتي ويژه به همراه تمهيداتي هوشمندانه را در پاره‌هايي از زيست‌بوم ضروري دانسته و آنها را مناطق تحت حفاظت و مديريت (مناطق چهارگانه) ناميدند تا از هرگونه تغيير و فشار پس‌رونده‌اي با منشأ انساني محفوظ داشته و عميقاً درجه پايبندي خود را به اين اصل خردمندانه نشان دهند كه «آنچه هم‌اکنون در اختيارِ ماست، سرمايه‌اي نيست که از پدرانمان به ارث برده‌ايم، بلکه امانتي است که بايد به فرزاندانمان پس دهيم».

نويسندگان نامه در ادامه تاكيد كرده‌اند : بايد دانست که تنوع زيستي اين سرزمين مقدس ـ كه براي حراست و بقايش در طول تاريخ با خون بهترين فرزندانش آبياري شده است ـ چشم جهانيان را خيره كرده و مي‌كند. براي همين است كه هنوز هم مي‌توان گونه‌هاي گياهي و جانوري نادر و منحصر به فردي را در اين آب و خاك سراغ گرفت كه نظيري در جهان ندارند. انقراض آنها مي‌تواند آيندگان را از سودهاي اين منابع خدادادي محروم کند. چنين است كه اگر توسعه بر مبناي ملاحظات زيست محيطي نباشد، پايدار نبوده و زيان آن بيش از سود آن است.

به گزارش ايسنا، در ادامه اين نامه آمده است: بر اساس ستاده‌هاي حاصل از پژوهش‌هاي گروهي از محققين برجسته كشور و جهان، مناطقي همچون البرز مركزي، پاركهاي ملي لار، گلستان، خجير، بمو، دنا، خليج نايبند و ... در شمار ارزشمندترين مناطق بي‌جايگزين كشور قرار دارند؛ امانت‌هاي گران‌سنگي كه بايد به نيكوترين شكل ممكن به فرزندان پاك‌نهاد اين بوم و بر پس دهيم. از اين رو، شايسته است در كنار توسعه و آباداني همه‌جانبه كشور عزيزمان ـ كه حضرتعالي با جديت پرچمدار اين مهم هستيد ـ مناطق چهارگانه محيط زيست را، عرصه‌اي بدون دخالت انساني، براي زندگي آرام و متعادل گياه و حيوان قرار دهيم؛ موجودات مفيدي كه بايد بپذيريم آنان نيز از ساكنان اين مرز و بوم بوده و بر گردن همه‌ي ما حق دارند.

پرواضح است كه كسي قصد مخالفت با «احداث جاده» كه از زيرساخت‌هاي توسعه هر كشوري محسوب مي‌شود، ندارد. اما مسأله و پرسش اصلي اين است كه با وجود اجراي طرح پرخرج آزادراه تهران ـ شمال، طرح تعريض جاده هراز و طرح جاده قزوين به تنكابن در كنار محورهاي ارتباطي كنوني (جاده چالوس، جاده هراز، جاده فيروزكوه، آزادراه قزوين ـ رشت و مسيرهاي خط آهن و كريدورهاي هوايي موجود)، آيا باز هم لزومي دارد كه مسير ديگري، آن هم درست از ميان منطقه حفاظت‌شده البرز مركزي احداث شود؟! آيا هم‌اكنون كه اين جاده‌هاي جديد هم به بهره‌برداري نرسيده‌اند، تورم شديد جمعيت در شمال كشور، بخصوص در ايام تعطيل همه را كلافه نكرده و نمي‌كند؟ آيا كسي به ظرفيت پذيرش (برد بوم‌شناختي، رواني و فيزيكي) نوار ساحلي ارزشمند شمال كشور انديشيده كه مدتهاست به آستانه اشباع خود رسيده است؟ آيا تجمع اين همه زباله در جنگلهاي شمال کم است که بار ديگر با احداث جاده‌اي ديگر اين خطه زيبا را به زباله‌داني تهران نشينان تبديل کنيم؟ آيا وجود صدها پرونده مفتوح زمين‌خواري و تجاوز به اراضي ملي در منطقه البرز مركزي، خود شاهدي گويا بر عمق سوء استفاده سودجويان و فرصت‌طلبان زمين‌خوار نيست؟ به راستي سود و منفعت اصلي حاصل از گشايش منطقه البرز مركزي و اتصال اراضي كوهستاني گرانقيمت و جنگل‌هاي ارزشمند منطقه به پايتخت، متوجه چه كساني خواهد بود؟

از سوي ديگر آيا بهتر نيست با گسترش ناوگان حمل و نقل عمومي و راه‌آهن نياز به احداث جاده را کاهش داد تا بيش از اين سرمايه‌هاي ملي با مصرف بنزين نابود نشود؟ و آيا خسارت ناشي از جابجايي خاك، تخريب پوشش گياهي، افزايش سيل‌خيزي و نزول ديگر كاركردهاي غيرقابل تبادل منابع طبيعي ناشي از آن دسته از عمليات راه‌سازي ـ كه فاقد ارزيابي زيست‌محيطي است ـ سنجيده شده يا مي‌شود؟ به سخني ديگر، آيا اصولاً آن چيزي كه از ساخت اين جاده عايد كشور مي‌شود، در برابر از دست‌رفتن ارزش‌هاي محاسبه‌ناشدني زيست‌محيطي ، قابل توجيه است؟ بنابراين شايسته است نسبت به انجام بررسي همه جانبه از نظر آمايش منطقه و اهميت مباني بوم‌شناختي، تصميم متناسب اتخاذ شود.

متخصصان منابع طبيعي و محيط زيست در ادامه نامه خود خطاب به رييس‌جمهوري آورده‌اند: باور ما اين است كه با وجود دست‌كم پنج جاده كه در عرض حدود 200 كيلومتر و به موازات هم، البرز را قطع كرده‌اند، نياز به احداث جاده‌اي جديد و قطعه‌قطعه شدن بيشتر منطقه حفاظت‌شده البرز مركزي نيست.

چنين است كه ما امضاء كنندگان اين طومار سبز، صميمانه و مجدانه از شما مي‌خواهيم نسبت به ابطال يكي از مصوبه‌هاي اخير دولت مهرورزي در بيست و دومين سفر استاني جنابعالي به مازندران، اقدام بايسته معمول فرماييد و اجازه ندهيد تا به بهانه احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان، عملاً آخرين شريان‌هاي حيات البرز را قطع كرده و شاهد مرگ خاموش اين اسطوره هميشه استوار ايران‌زمين باشيم.

باشد تا با نگهداري و اعمال مهرورزي بر بخش‌هايي بكر از طبيعت اين سرزمين و تقديم آن به نسل‌هاي آينده، ايشان را در بهره‌گيري از مواهب الهي كه امروز بر ما پوشيده و ناشناخته است، ياري دهيم.

دلخراش ترین حادثه زیست محیطی سال در پارک ملی لار کلید خورد!!!

وبلاگ مهاربیابان زایی http://darvish100.blogfa.com

 

برای مخالفت با احداث جاده بلده نور به گرمابدر لواسان اینجا را امضا کنید. 

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥

 

دریاچه دوکان بزرگترین دریاچهٔ منطقهٔ کردستان عراق است و از جلوه‌های طبیعی این منطقه به شمار می‌رود. این دریاچه که از رودخانه زاب کوچک تغذیه می‌شود در نزدیکی مرز ایران و در روبروی منطقه سردشت استان آذربایجان غربی قرار گرفته است.

جاده سردشت به اربیل از کنار این دریاچه می‌گذرد.

شهرهای واقع در پیرامون این دریاچه عبارتند از شهر دوکان، رانیه و ناودشت (سنگه‌سر). از روستاهای پیرامون آن می‌توان از جلی، قصروک، خرابه و میرکه نام برد.

[]

منابع

نقشه ۵۵ در چهره ایران، راهنمای سیاحتی و مسافرتی، سازمان جغرافیائی و کارتوگرافی گیتاشناسی، تهران ۱۳۷۴خ.

دریاچه دوکان

سِلیگِر (به روسی: Селигер) نام دریاچه‌ای است در استان‌های نوگورود و توِر روسیه در شمال باختری تپه‌های والدای بخشی از حوضه آبریز ولگا. ارتفاع مطلق آن 205 متر، مساحت آن 212 کیلومتر مربع و ژرفای آن 5,8 متر است.

منطقه دریاچه سلینگر دارای تپه‌های جنگلی زیباست. این ناحیه منطقه حفاظت‌شده طبیعی اعلام شده و بخاطر تنوع جانوری و گیاهی آن را بایکال اروپایی لقب داده اند. تنها شهر کرانه‌ای این دریاچه شهر اُستاشکوف است که به شلوغترین گردشگاه روسیه غربی معروف است.

[]

پیوند به بیرون

چشم‌انداز دریاچه سِلیگِر نزدیک اُستاشکوف در ۱۹۱۰.

  

نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:٤٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

 

تفاوت اصلی جُغد و پرندگان شکاری در آنست که جغد شبها شکار می‌کند چشمهای جغد بسیار حساس است و حتی در نور خیلی کم می‌تواند ببیند بعضی از جغدها دارای چنان قدرت شنوایی هستند که می‌توانند یک طعمه را در تاریکی مطلق تشخیص دهند جغدها در همه قاره‌ها به استثناء قطب جنوب مشاهده شده اند.

کوچکترین جغد، جغد کوتوله آمریکای شمالی می‌‌باشد طول این جغد فقط 15 سانتیمتر (6 اینچ) یعنی به بزرگی یک گنجشک است.علیرغم اندازه کوچکش یک پرنده پر سرو صدا است خصوصا«در فصل تولید مثل وقتی که نوع نر از درون سوراخ لانه اش برای جلب توجه پرنده ماده آواز می‌‌خواند. تخم جغد همیشه به فاصله چند روز می‌‌شکند و نوزاد به دنیا می‌آید در صورتی که کمبود غذا وجود داشته باشد این جوجه بزرگتر است که نهایتا» زنده می‌‌ماند.جغد کوتوله شب زی است بوسیله پرواز بر فراز زمین طعمه اش را شکار می‌کند او گاهی بوسیله شیرجه رفتن از محل استقراش بر روی شاخه به طرف طعمه او را شکار می‌کند.

جغدها برای شکار در شب کاملا" تناسب دارند آنها دارای چشمهای بزرگ رو به جلو هستند که استفاده از هر دو چشم را در یک زمان برای او میسر می‌‌سازد و دید دو چشمی را فراهم می‌کند نوک پرهای جغد به شکلی طراحی شده که در هنگام حمله به طعمه صدای پرها کم باشد منقار قلاب شل نیرومندش به همراه چنگالهای قوی او برای نگه داشتن طعمه به کار می‌رود.

جغدها همیشه طعمه خود را درسته می‌‌بلعند و بعد از آنکه قسمتهای مفید آن را هضم کردند مابقی آن را به شکل تفاله از راه دهان بیرون می‌‌اندازند تفاله جغد که از قطعات استخوان تکه‌های پر، موی حیوانات و پوسته پشت حشرات تشکیل می‌شود کاملا" نشان دهنده غذای خورده شده توسط جغد می‌‌باشد.

[]

جغد در فرهنگ‌ها

در متنهای ایران باستان مانند مینوی خرد نام انگشت کوچک، کلیک است، و این کلیک، نام جغد است که مرغ بهمن باشد. نام دیگر جغد در ادبیات کهن ایران، اشوزوشت، یعنی «دوست دارنده اشه» یا «دوست دارنده شیره وجود» است. از آنجا که جغد را از اصل خرد و مخالف با دیو خشم میدانستند این نام را به او داده بودند. جغد در یونان باستان هم نماد دانش و خرد بوده. البته در ایران بعدها جغد را شوم نامیده اند.

جغدی از تیره سورنیا اولالا

  

نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

 

گَوَزن یکی از جانوران نشخوارکننده است.

طایفه گوزن‌ها در میان نشخوارکنندگان یگانه طایفه‌ای است که انواع بسیاری از آن در قاره اروپا مانند جانوران وحشی زندگی می‌‌کنند. یکی از خصوصیات عمده‌ای که گوزنها را از نشخوارکنندگان دیگر متمایز می‌‌کند شکل و ساختمان شاخ‌های این جانوران است معمولاٌ‌ تنها نرینه‌هایی که به سن بلوغ رسیده‌اند شاخ دارند. شاخهای گوزنها توپر و بی دوام هستند. شاخ‌های نشخوارکنندگان دیگر میان‌تهی و تغییر ناپذیرند، از این رو عنوان جانوران شاخ تهی یافتند.

در نخستین سال زندگی گوزنها شاخه‌ای استخوانی از هر سوی پیشانی روی دو برآمدگی پوشیده از پوست و پشم بسیار نرمی که مخمل خوانده می‌‌شود رشد می‌‌کند. پوست شاخ را تا مرحله تشکیل آن می‌‌پوشاند سپس پاره می‌‌شود و می‌‌افتد. در حدود فوریه (اوایل بهمن) شاخه استخوانی هم به نوبه خود می‌‌افتد و شاخ دیگری که نیرومندتر و درشت تر خواهد بود رفته رفته شکل می‌‌گیرد، این شاخ هم می‌‌افتد و جای خود را به شاخ دیگری وا می‌‌گذارد که سال اینده رشد می‌‌کند. سال به سال شاخ‌ها رشد می‌کنند و رشته‌ها و پره هایشان چند برابر می‌‌شود.

شاخها به حسب انواع ممکن است از یک شاخه تشکیل می‌‌یابد اما بیشتر این شاخه آراسته به شاخ‌هایی است که بچه شاخ گویند. در برخی ازانواع گوزنها شاخها و بچه شاخها به صورت پارویی شهن و دندانه دار به هم جفت می‌‌شوند. این شاخ‌ها در گوزنهای بزرگ سرزمین شمالی دیده می‌‌شود چنین به نظر میر سد که گوزنها بومی آسیایند و از آسیا به اروپا، افریقای شمال غربی حتی کوچیده‌اند و به انواع بسیار تقسیم شده اند.

بیشتر گاوها و اعضاء فامیلشان از جمله گوزنها دارای شاخ هستند که از همان مواد تشکیل دهنده مو یا پنچه‌ها ساخته شده است. از شاخه‌ها برای دفاع از قلمرو جفت و یا عقب راندن شکارچیان مهاجم استفاده می‌‌شود گوزنهای ماده دارای شاخهای استخوانی هستند که هر ساله آنها را می‌‌اندازند و مجددا" شاخهای جدیدی می‌‌رویانند گوزنهای نر رقیب از شاخهای خود به عنوان یک اسلحه در مسابقات جنگلی برای بدست آوردن ماده استفاده می‌‌کنند.

اینگ گوزنها در سرزمین‌هایی که آب و هوای معتدل یا قطبی دارند و ازاین گذشته در مناطق کوهستانی اروپا و آمریکا بسر می‌‌برند.

نمونه‌های عمده این طایفه بزرگ گوزن، آهو، گوزن خالدار، گوزن سرزمین‌های شمالی و گوزن مناطق قطبی هستند.

بدن گوزن معمولی قوی و چست و چالاک است. مارال ماده کوچکتر از گوزن نر است هیکل چست و چالاک و زیبایی دارد.

گاوها و گوزنها مقدار زیادی از پوشش گیاهی را می‌‌خورند که هضم آن برایشان مشکل بوده و دارای خاصیت غذایی مختصری می‌‌باشد اما همه این حیوانات دارای معده‌های چهار محفظه نشخوار کننده می‌‌باشند. معده‌های این حیوانات قدرت تجزیه این غذای بلعیده شده (چمن‌ها و گیاهان) را دارند. بعد از بلعیدن غذا بخشی از غذا توسط باکتریها (در اولین محفظه از شکم) تجزیه می‌‌شود. بعد به درون دهان بازگشت داده می‌‌شود و مجددا" جویده می‌‌شود و برای دومین مرتبه بلعیده می‌‌شود تا در محفظه‌های بعدی هضم گردد.

گوزن حواس بسیار تکامل یافته‌ای دارد. در سایه قوه شامه خود می‌‌تواند از فاصله چند صد متری به وجود دشمن پی ببرد دو گوزن بسیار سریع است و جست‌هایی می‌‌زند که دو سه متر ارتفاع و شش هفت متر طول دارد و علاوه بر این شناگر قابلی است. جنگلهای انبوه مسکن و ماٌوای دلخواه گوزن هستند، گوزن معمولاًٌ در جریان روز میان بوته‌ها و درختان کوچک می‌‌خوابد و شب در جستجوی خوراک بیرون می‌‌آید. در تابستان علف و برگ درخت و در فصل سرما خزه و لجن و پوست درخت می‌‌خورد.

در حدود 170 گونه مختلف از گاوها گوزنها و خویشاوندان آنها وجود دارد که در سراسر دنیا پراکنده هستند

برخی از گونه‌های گوزن:

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

 

خیارهای دریایی (Holothuroidea) یکی از رده‌های خارپوستان هستند.

این جانداران بدنی چرم‌گون دارند و بیشتر در کف دریاها زندگی می‌کنند. نامگذاری این جانوران بخاطر شکل خیارمانندشان است.

خیار دریایی حیوان خزنده‌ای است که به آهستگی به روی گلسنگ‌ها یا صخره‌ها می‌‌خزد و تکه‌های غذا را از محیط اطراف جمع کرده و مصرف می‌کند دستهای او مایع چسبنده‌ای ترشح می‌کند که جمع آوری غذا از روی زمین را برای او آسان می‌کند پاهای ردیفی قرمز روشن و مجموعه دستهای تغذیه کننده بنفش و زرد بسیاری از گونه‌های خیار دریایی برای استتار مناسب نیستند.

در اروپا معمولاً دو گونه از خیار دریایی زندگی می‌کند:

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

داماش

جغرافیای سیاسی

از روستاهای بخش عمارلو (گیلان)، شهرستان رودبار، استان گیلان، ایران است.

جغرافیای طبیعی

منطقه‌ای کوهستانی است و در ارتفاع ۲۲۰۰ متری از سطح آبهای آزاد واقع است.

جغرافیای انسانی

دارای سکونت دائمی است؛ اما به دلیل این که ییلاق اهالی جیرنده شمرده می‌شود در تابستانها بر جمعیت آن افزوده می‌گردد. ساکنان آن تات و کرد کرمانجی عمارلو می باشند.

جغرافیای گیاهی

رویشگاه گیاه یگانه‌ای با نام محلی سوسن چلچراغ (Lilium ledebourii)، است که تنها در این روستا یافت می‌شود

دیگر مناطق ییلاقی عمارلو

بوته گل سوسن چلچراغ، بومی داماش

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

سوسن چلچراغ

در سال ۱۳۵۴ گیاه‌شناسی به نام لدربوری در بخش عمارلو (گیلان) روستای داماش موفق به شناسایی این گونه نادر شد و پس از آن سوسن چلچراغ کانون توجهات داخلی گردید.

پس از معرفی این گل به دولت ایران در همان زمان از سوی شورای عالی محیط زیست در زمره آثار زیست محیطی ملی کشور به ثبت رسید و طی این سالها رویشگاه سوسن چلچراغ در روستای داماش به مساحت ۴ هکتار تحت حفاظت قرار گرفته است. قامت این گل حدود یک متر است و از آنجا که گلهای آن به طرز خاصی به پایین برگشته‌اند نام سوسن چلچراغی به خود گرفته است. گل ملی سوسن چلچراغ، تنها گلی است که در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

گل سوسن چلچراغ از تیره لی لیوم بوده و فقط در منطقه رودبار در دهکده داماش و لنکران آذربایجان رشد می کند.زمان رویش این گل در ماه‌های خرداد و اوایل تیر است که به صورت گلی با قامت بلند به شکل واژگون شکفته می‌شود. شکوفه‌های این گل با رنگ سفید به صورت واژگون باز شده و انتهای گلبرگهای آن پوشیده از دانه‌های برجسته و پرچم های بسیار بلند است.

سوسن چلچراغ به دلیل این همه زیبایی و ارزش، از سال ۱۳۵۵ رسماً توسط سازمان حفاظت محیط زیست مورد حفاظت قرار گرفت و در فهرست آثار ملی طبیعی کشور ثبت شده، از آن زمان تاکنون ۲۷ سال می گذرد . سوسن چلچراغ هنوز هم به طور کامل توسط سازمان حفاظت محیط زیست گیلان نگهداری می‌شود و با توجه به نادر بودن این گل ملی و ثبت شده در فهرست میراث طبیعی، سازمان محیط زیست اطراف این زمین را حصار کشی کرده و از آنجا که این منطقه جزء مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط زیست کشور است هرگونه بهره برداری از آن تنها با مجوز رسمی از دفتر وزارت و بازرسی سازمان محیط زیست کشور ممکن خواهد بود.

پیوند به بیرون

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥

مناطق حفاظت شده استان سمنان

استان سمنان به دليل موقعيت و امكانات مناسب طبيعي ووسعت كافي، جايگاهي مناسب براي حيات وحش به شمار مي آيد. قسمتهاي شمالي استان كه سردسير است و بارندگي نسبتاً زيادي دارد، منطقه اي جنگلي و كوهستاني با پوشش گياهي خوب است. قسمتهاي مياني و منطقه دشتي كه نسبت به شمال استان بارندگي كمتري داردنيز از پوشش گياهي مناسب برخوردار است. قسمت جنوبي شامل كوير نمك است با بارندگي بسيار كم و پوشش گياهي بسيار محدود، در اين مناطق، زمينه هاي مساعد طبيعي و اقليمي براي ايجاد زيستگاه حيات وحش فراهم است.
با توجه به تنوع آب و هوايي استان مي توان انواع حيوانات وحشي كمياب، پرندگان، خزندگان و پستانداران را به صورت پراكنده در قمستهاي شمالي (كوهستاني) و قسمتهاي مياني (دشتي) و قسمتهاي جنوبي (كويري) مشاهده كرد.


بيشترين گونه جانوران وحشي اعم از پرندگان، پستانداران، خزندگان و آبزيان كه در سطح استان مشاهده ميشوند عبارت اند از: كل، بز، ميش، گورخر، يوزپلنگ، پلنگ، آهو، جيبر، مرال، گاو كوهي، شوكا، خرس، سمور، موش خرما، گربه وحشي، گرگ، روباه، كفتار، خوك وحشي، خرگوش، گوركن، كركس، باز، عقاب، شاهين، دليجه، حواصيل، مرغابي، تيهو، غاز، آنقوت، باقرقره، لك لك، جوجه خور، نوك دراز، فاخته، بلدر چين، داركوب، كاكلي، قمري، جنگر، ماهي قزل آلا، ماهي سياه.

از گونه هاي جانوري فوق كه در سطح استان مشاهده مي شوند تعدادي از قبيل كل، بز، ميش، قوچ، پلنگ، خرس قهوه اي، خوك وحشي، كبك، تيهو، عقاب، كركس در مناطق كوهستاني و دشتي استان و تعدادي نيز نظير گورخر، يوزپلنگ و خزندگان در مناطق جنوبي و كويري كه محيطهاي مناسبي جهت زيست آنهاست ادامه حيات مي دهند.

 

در استان سمنان سه منطقه حفاظت شده وجود دارد كه اين مناطق از لحاظ ضرورت حفظ و تكثير نسل جانوران وحشي و حفظ و احياء رستني ها و وضع طبيعي آنها داراي اهميت خاص هستند و تحت حفاظت قرار گرفته اند. اين سه منطقه عباتند از:

 

 

منطقه حفاظت شده خوش ييلاق

منطقه حفاظت شده خوش ييلاق كه در شمال شرقي شهرستان شاهرود با مساحتي برابر 156 هزار هكتار قرار گرفته است. حيوانات وحشي اين منطقه عبارتند از: كبك دري، تيهو، قرقاول، هوبره، ابيا، خرگوش، تشي، گرگ، شغال، روباه، خرس قهوه اي، قاركل (قره گل)، گربه جنگلي، يوزپلنگ، گورخر، مرال و آهو.

 

 

منطقه حفاظت شده پرور

منطقه حفاظت شده پرور كه در شمال شهرستان سمنان واقع شده و مساحتي برابر با 37 هزار هكتار دارد. حيوانات عمده آن عبارتند از: كبك، كبك دري، تيهو، باقرقره، يوزپلنگ، گرگ، شغال، كل، بز، پلنگ، خرس، خوك، مرال و سمور. فصل شكار در منطقه حفاظت شده پرور بين ماهاي مهر تا اواخر دي است.

در حال حاضر بهره برداري از حيات وحش تنها بهره برداي از گوشت و پوست حيوانات نيست. بلكه با گذشت زمان اين قبيل ارزشها هر چه بيشتر جاي خود را به ارزشهاي زيبايي شناختي، گردشگاهي، آموزشي، پژوهشي و رزشي داده است. از اين رو وضعيت طبيعي حيات وحش استان سمنان را بايد به مثابه يكي ازجاذبه ها و ابزاري در جهت توسعه صنعت ايرانگردي وجهانگردي مورد توجه قرار داد.

منطقه حفاظت شده خوارتوران

منطقه حفاظت شده خوارتوران در جنوب شرقي شاهرود كه از نظر وسعت بزرگترين منطقه حفاظت شده ايران محسوب مي شود و مساحت آن برابر با 1006000 هكتار است. حيوانات عمده منطقه عبارتند از: كبك، تيهو، هوبره ، باقرقره، خرگوش، تشي، گرگ، شغال، كفتار، قاركل (قره گل)، پلنگ، گورخر، آهو، جيبر، كل، بز، قوچ و ميش. اهميت اين منطقه به دنبال وجود نوعي گورخر معروف به نام گورخر ايراني است كه چه از نظر تعداد و چه ازنظر نوع و گونه نه تنها در ايران بلكه در جهان بي مانند است.

  منطقه حفاظت شده خوارتوران در جنوب شرقي شاهرود كه از نظر وسعت بزرگترين منطقه حفاظت شده ايران محسوب مي شود و مساحت آن برابر با 1006000 هكتار است. حيوانات عمده منطقه عبارتند از: كبك، تيهو، هوبره ، باقرقره، خرگوش، تشي، گرگ، شغال، كفتار، قاركل (قره گل)، پلنگ، گورخر، آهو، جيبر، كل، بز، قوچ و ميش. اهميت اين منطقه به دنبال وجود نوعي گورخر معروف به نام گورخر ايراني است كه چه از نظر تعداد و چه ازنظر نوع و گونه نه تنها در ايران بلكه در جهان بي مانند است.

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٥

اينم يکی ديگه از سرمايه های ملی در خطر انقراض

         
گوزن زرد ایرانی یکی از نادرترین و کمیاب‌ترین گونه‌های حیات وحش در منطقه حفاظت شده دز و کرخه در معرض خطر نابودی قرار دارد.

گوزن زرد ایرانی یکی از کمیاب‌ترین گونه‌های گوزن در سرتاسر جهان است. به جرات می‌توان گفت که این گونه را می‌توان تنها در حاشیه دز استان خوزستان یافت.
بنا به گفته انیسه کاظمی نژاد، کارشناس اداره حفاظت محیط زیست شهرستان دزفول، دو نوار باریک حاشیه دز و کرخه باقی‌مانده جنگل‌های 400 هزار ساله بین النهرین هستند. جنگل‌های نمونه حمیدیه در اطراف دزفول از جمله این جنگل‌ها هستند که گونه گوزن زرد ایرانی را در خود جای دادند.
کاظمی نژاد افزود: این منطقه از قدیم الایام زیستگاه گوزن زرد بوده که زیر نظر اداره محیط زیست دزفول و شوش قرار دارد. در منطقه حفاظت شده کرخه گونه‌هایی از گوزن‌های زرد وجود دارند که به دلیل تکثیر در دهه 40 به آلمان فرستاده شدند و با گونه اروپایی اختلاط پیدا کردند و هم اکنون این گونه‌ها با اختلاطی جزیی در زیرگونه در منطقه کرخه محافظت می‌شوند ولی گوزن زرد ایرانی نوع منحصر به فردی است که در منطقه حفاظت شده دز قرار دارد.
وی توضیح داد: این نوع گوزن طبق IUCN اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت جزو گونه‌های در معرض خطر انقراض است. متاسفانه تخریب زیستگاه و وجود عوامل مزاحم از قبیل عوامل انسانی و طبیعی این گونه را تهدید می‌کند.
گوزن‌های زرد ایرانی پستانداران بسیار حساسی هستند و اگر منطقه آنها آرام نباشد و حیوان احساس ناامنی کند جفت گیری صورت نمی‌گیرد و تعداد گونه‌ها سال به سال کاهش می‌یابد.
کارشناس محیط زیست دزفول تخریب زیستگاه گوزن‌ها را به وسیله عشایر و دامداران از جمله این موارد اعلام کرد زیرا علاوه بر ایجاد ناامنی دامداران درختچه سریم که منبع غذایی اصلی گوزن‌ها است را نابود می‌کنند.
وسعت منطقه، امکانات محدود، تعداد زیاد عشایر و بی توجهی آنها به اهمیت مساله باعث شده تا این گونه در معرض نابودی بیشتری قرار دارد.
کاظمی نژاد خاطر نشان کرد: اطلاع‌رسانی، فرهنگ سازی و آموزش، قوی‌ترین نیروها برای نگهداری از مواهب طبیعی هستند. با این راهکارها به مردم می‌آموزیم به میراث‌های طبیعی نگاهی مصرفی نداشته باشند و در حفظ آنها بکوشند.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٥

کوتاه از جزاير درياچه اروميه

 جزیره‌ کبودان‌: یکی‌ از بزرگترین‌ جزایر دریاچه‌ ارومیه‌، جزیره  ‌ کبودان‌ است‌ که‌ یک‌ چشمه‌ و یک‌ قنات‌ کوچک ‌دارد. قسمت‌ اعظم‌ پوشش‌ گیاهی‌ آن را علف‌های‌ کوتاه‌، درختان‌ پسته‌ وحشی‌، سرو کوهی‌، بادام‌ وحشی‌،شیرخشت‌ و گوجه‌ فرنگی‌ تشکیل‌ می‌دهد. این‌ جزیره‌ در شرق‌ ارومیه‌ با وسعت‌ 3175 هکتار و در ارتفاع‌ 1521متری‌ قرار دارد. نوع‌ ساحل‌ آن‌ سنگی‌ و ماسه‌ای‌ است‌ و برای‌ شنا و ورزش‌های‌ آبی‌ امکانات‌ مناسبی‌ دارد. درجزیره‌ کبودان‌ هزاران‌ حیوان‌ از انواع‌ مختلف‌ زیست‌ می‌کنند که‌ عمده‌ترین‌ آنها قوچ‌ و میش‌ می‌باشد.

جزیره‌ اشک:‌ این‌ جزیره‌ با 2115 هکتار وسعت‌ در قسمت‌ جنوبی‌ کبودان‌ و در 40 کیلومتری‌ بندر گلمانخانه‌ قراردارد. این‌ جزیره‌ یک‌ چشمه‌ آب‌ شیرین‌ دارد و یکی‌ از زیستگاههای‌ پرندگان‌ بومی‌ و مهاجر از جمله‌ فلامینگو وتنجه‌ به‌ حساب‌ می‌آید. جزیره‌ اشک‌ از نظر پوشش‌ گیاهی‌ شبیه‌ جزیره‌ کبودان‌ است‌ و گوزن‌ زرد ایرانی‌ که‌ یکی‌ از نادرترین‌ گوزن‌های‌ جهان‌ است‌ در آن‌ زندگی‌ می‌کند.

جزایر اسپیر: این‌ جزیره‌ با 1151 هکتار وسعت‌ در غرب‌ کبودان‌ و در 27 کیلومتری‌ بندر گلمخانه‌ واقع‌ شده‌است‌. این‌ جزیره‌ همه‌ ساله‌ پذیرای‌ پرندگانی‌ همچون‌ فلامینگو، پلیکان‌ها، کاکایی‌ها و غازهاست‌. امکانات‌ وتاسیسات‌ جزیره‌ محدود به‌ یک‌ اسکله‌ می‌باشد. جزایر کبودان‌، اشک‌، اسپیر، آرزو و جزایر نه‌گانه‌ از امکانات‌مناسب‌ برای‌ شنا و ورزش‌های‌ آبی‌ برخوردار است‌.

جزیره آرزو: این جزیره نیمه جنگلی که در غرب کبودان قرار گرفته و ۴۲۵ هکتار مساحت دارد پذیرای پرندگانی چون فلامینگو  پلیکان کاکائی ها و غاز است.

  

نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٥

 

شش راس گوزن زردايراني، روز شنبه طي آييني در منطقه حفاظت شده جنگل "باغ شادي" شهرستان "خاتم" رهاسازي شد.

سيد حسام حسيني امروز در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: دو راس از گوزن‌هاي ياد شده، نر و بقيه ماده مي‌باشند كه از "دشت ناز" ساري در استان مازندران به محدوده فنس‌كشي شده‌اي به مساحت ‪ ۲۰۰‬هكتار در اين منطقه، منتقل شدند.

وي هدف ازانتقال‌اين گوزنها را كه طرح مطالعاتي آن از سال ‪ ۱۳۸۰‬آغاز شده بود، حمايت وتقويت بقاي اين گونه‌ارزشمند و زيبا درطبيعت هميشه سبز ايران، اعلام كرد.

او هزينه اجراي اين طرح را ‪ ۵۰۰‬ميليون ريال ذكر كرد و گفت: اين منطقه، مستعدترين منطقه كشور براي پرورش اين گونه حيواني است.

روابط عمومي اداره كل حفاظت محيط زيست استان يزد هم اعلام كرد: جنگل باغ شادي خاتم، يكي از زيباترين عرصه‌هاي جنگلي كشور است كه با ‪ ۳۷‬هزار هكتار وسعت در ‪ ۵۰‬كيلومتري شهر هرات، مركز شهرستان خاتم، و ‪ ۳۰۰‬كيلومتري جنوب شهر يزد واقع است.

پوشش گياهي اين منطقه بادام كوهي، ارژن، گون، قيچ، بنه، كيكم و چوبك و وحوش آن خرس قهوه‌اي، رودك عسل خوار، زاغ بور و هوبره است كه گوزن زرد نيز به آن اضافه شد.

جنگل‌هاي اين منطقه، دنباله جنگل‌هاي زاگرس كه زيستگاه گوزن زرد ايراني است، مي‌باشد.

كالمند - بهادران و كوه‌بافق نيز از ديگر مناطق حفاظت‌شده‌استان يزد محسوب مي‌شوند

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٥

منقرض شده های دست نيافتنی

تصویری ار ببر مازندران که یکی از نمونه هایش توسط سربازان روسیه
تزاری در خراسان شکار شد و پوست کنده شد عکس مال سال ۱۹۱۲ می باشد

 


وقتی نام ببر در ایران برده می شود بی اختیار هر ایرانی وطن دوستی ببر مازندران
را به یاد می آورد سلطان گربه سانان ایران..ببر ایران امروز به افسانه ها پیوسته
است.به روزگارانی نه چندان دور در پهنه ای به وسعت جنگل ها و بیشه زارهای گیلان و
مازندران از آستارا تا نواحی ترکمن صحرا ببر ایران قدرت بلامنازع محسوب می شد.
عملکرد نا صواب آدمیان در آن وسعت پهناور چنان عرصه را بر این گربه بزرگ ایران زمین
تنگ کرد و قلمرو زیستی او را محدود نمود که ناچار به ترک بوته زارها و نیزارها
شد(محیط زیست طبیعی و مورد علاقه ببر که توسط انسان ها نابود شد ) هیچ از خود سوال
کردید چه بلایی بر سر این حیوان زیبا آمده است؟ اگر چندین دهه قبل را مجسم
کنید در آن زمان دشت های مازندران را جنگل های دشتی می پوشاند و به سختی می
توانستیم آسمان را شاهد باشیم ولی حالا نیزارهای گرگان را خشکانیده ایم و اراضی را
به کشتزار تبدیل نمودیم ناآگاهانه تیشه به ریشه زیستگاه زدیم خلاصه اینکه ببری که
در زمان زایمان می بایست در این نیزارها زیست نماید تا توله آن از گزند مورچه ها در
امان باشد با از بین رفتن این نیزارها نتوانست به حیات خود ادامه بدهد و نسل
آن از بین رفت. کوچه اجباری این جانور بزرگ به ارتفاعات جنگلی رقابتی نابرابر در
میان او و سایر گوشتخواران جنگل های مرتفع ایجاد کرد چرا که گوشتخواران دیگر به نوع
شکار در جنگل های انبوه و مرتفع عادت داشتند و طبیعتا در سفره مشترک شکار یعنی
چرندگان (به ویژه گراز که غذای اصلی ببر بود) نصیب و بهره اصلی آن رقیبان بود. نسل
ببر که از زیستگاه اصلی خود به تدریج عقب نشینی کرده بود از سویی به علت شکار بی
رویه در معرض خطر بود و از طرف دیگر به دلیل حمله گاه و بی گاه به گاو و گوسفندان
روستاییان به دلیل گرسنگی بغض و کینه صاحبان احشام تلف شده متوجه ببر مازندران می
شد آنان با طعمه های سمی موجب هلاکت تعداد اندک باقیمانده از گروه بزرگ ببرها
شدند.(در چهل و اندی سال گزارشی واقعی از مشاهده این جانور کم نظیر مشاهده نشده
است بنابر شواهد موجود آخرین ببر مازندران در سال ۱۳۳۲ در بیشه ای نزدیک و مشرف به
روستای آق قمیش شکار شد. این روستا در ۱۰ کیلومتری شرق کلاله بر سر راه مینو دشت ــ
بجنورد واقع شده است. این ببر توسط سروان احمد هنرور (از شکارچیان حرفه ای ) شکار
شد>

مشخصات ببر ایران>
رنگ پشت و پهلوی ببر ایرانی زرد متمایل به نارنجی است با نوارهای باریک و قهوه
ای می باشد و زیر بدن یعنی شکم و سینه سفید رنگ است. پشت گوش ها سیاه بوده لکه
سفیدی در وسطش دیده می شود. از ببر ایران که زیستگاه اصلی اش دامنه شمالی رشته کوه
البرز بوده است با نام (( ببر خزر )) یا ((ببر مازندران)) در سفرنامه ها و کتب
تاریخی و ادبی یاد شده است. ببر ایرانی شباهت زیادی به پسر عموی بنگالی خود دارد
ولی نوارهای قهوه ای دور بدنش یه پهنی نوارهای ببر بنگال نیست ( البته تعداد نوارها
در ببر ایرانی بیشتر است) همچنین رنگ پهلو ها در ببر ایرانی تیره تر (قهوه ای تر )
می باشد.
موهای بدن ببرمازندران بخصوص در زمستان رشد زیادی دارد و موهای صورت او
مانند ببر سوماترا بلند است. طول بدن ببر مازندران ۱۴۰ تا ۲۸۰ سانتیمتر می باشدو
اندازه دم این حیوان بین ۶۰ تا ۹۰ سانتیمتر است.(دو گزارش هم درباره اندازه ببر
ایرانی وجود دارد یکی از منطقه لنکران که طول بدن این حیوان را ۲۵۹ و ۵/۲۸۹
سانتیمتر ذکر شده است .غذای ببر خزر مرال گوزن  .گراز .شوکا.گربه وحشی .خرگوش
پرندگان و خزندگان و در مواقع گرسنگی و عدم دسترسی به شکار طبیعی گاو و گاومیش اهلی
بوده است. جفت گیری این جانور احتمالا در زمستان بوده دوره آبستنی تقریبا ۱۰۵ روز
به طول می انجامد و در هربار زایمان دو تا سه و گاهی ۶ بچه به دنیا می آمد بچه ها
در ۴ سالگی بالغ می شوند (طول عمر ببر در اسارت ۳۰ سال می باشد) ببر مازندران هم به
مانند سایر گوشتخواران بیشتر هنگام طلوع و غروب آفتاب و شب ها اقدام به شکار می
کرد

نمونه موجود ببر ایرانی در موزه بریتانیا دارای مشخصات زیر
استرنگ زمینه پشت و پهلوها زرد متمایل به طلایی با نوارهای عرضی زرد تیره رنگ یا
قهوه ای روشن رنگ زمینه و نوارها در پهلو ها کمتر است سینه و شکم سفید ( با نوارهای
زرد در زیر شکم) می باشد. زمینه صورت زرد و پیشانی دارای نوارهای قهوه ای است اطراف
چشم ها و روی گونه دارای لکه سفید می باشد.دم به تناوب از نوارهای روشن متمایل به
سفید و نوارهای زرد پررنگ تشکیل شده است پاها در سطح خارجی زردرنگ بوده در سطح
داخلی سفید می باشد)
جای دریغ و افسوس است که سراغ ببر زیبای ایران را باید از موزه ها و آن هم موزه
های بیگانه بگیریم اما فراتر از دریغ و افسوس آن انقراض این جانور بی نظیر است که
هشداری جدی است برای تمامیدوستاران طبیعت و متولیان امور محیط زیست که بیش از پیش
نگران حیات وحش باشندمی دانیم که در صورت غفلت و خواب رفتگی بیشتر شاهد از بین رفتن
تدریجی جانوران و گیاهان بسیاری در طول زندگیمان هستیم

می دانیم که نسل شیر ایران همین ۴ دهه اخیر از بین رفته است شیر ایرانی یا قزل
شیر مازندران از حیات رخت بست و تنها افسوس عظیمی برای ما گذاشت حال باید نگران
سرنوشت یوز ایرانی و ده ها نمونه کمیاب باشیم چرا که بسیاری از زیستگا های این
جانوران نیز در خطر است ایران عزیز مبادا آیندگان بگویند نسل قبلی (نسل ما) ایران
دارایی های طبیعی را عزیز نداشته و ویرانه ای از طبیعت زیبای ایران رابه ارث
گذاشته اند

شیر ایران


متاسفانه باید نسل شیر در ایران را از بین رفته دانست زیرا نزدیک
۶۴ سال است که هیچگونه اشاره و اطلاعی از وجود این حیوان ارزشمند و پرسابقه در
ایران به ما نرسیده است ولی از مجموعه گزارش ها و اخباری که از گذشته های دور تا به
امروز بدست رسیده وجود آن در بیشه زارها و بوته زارهای جنوب ایران ـــ حدفاصل پارس
تا نزدیکی های رود کارون در خوزستان مسلم بوده است.از قدیمی ترین گزارش هایی که درباره شیر ایرانی در دست داریم شرح
مندرج در ((نزهت القلوب ــ حمدالله مستوفی)) است که در سال ۷۴۰ هجری تالیف شده و در
این باره می نویسد:(( مرغزار دشت ارژن بر کنار بحیره است که در آن صحرا است و در
این حدود در آن بیشه ای است که در آن شیر شرزه بسیار باشد طول این مرغزار دو فرسنگ
و در عرض یک فرسنگ است))((ا.ج.آربری)) محقق و ایران شناس انگلیسی در کتاب خود به نام شیراز
از امیرالامرای وقت یاد می کند و می نویسد:((امیرالامرا شیراز...از ورزش های خاص
مردان از قبیل تعقیب شیر و پلنگ و گراز...بر کنار نیست)).دیگر ایرانشناسان
جهانگردان و بازرگانان خارجی نیزکه در قرن ۱۹ میلادی به ایران مسافرت کرده اند از
وجود شیر در جلگه های پارس و خوزستان خبر داده و حتی بعضی از آنها تصریح کردند که
به چشم خود شیر ایرانی را دیده و یا شکار کرده اند و یا دیدند که بچه های آنها را
برای فروش به شیراز آورده اند.برای گریز از طول کلام ذیلا اشاره ای گذرا و مستقیم
می کنیم به نام و تاریخ گزارش های اتباع خارجی که از وجود شیر در پارس و خوزستان
یاد کرده اند:Pw.ouseley _ ۱۸۱۹
<>leuard _ ۱۸۴۱ میلادی که به چشم خود شیر را مشاهده کرده
است>
<M.Aasemavi _ که همراه با سران ایل بختیاری آن را شکار کرده
است>;Blanfor ۱۸۷۶;میلادی کنسول انگلیس در بصره ــ ۱۸۷۵ میلادی<P>sir perمیلادی گروه مهندسان آمریکایی ۱۹۳۲ میلادیchampion jones ۱۹۴۱ میلادی و بلاخره آخرین اطلاع مربوط به سال ۱۹۴۲ است و
G.F.henry&nbsp; می نویسد که در بهار آن سال در حدود ۶۴ کیلومتری شمال غربی دزفول
شیری دیده شده است که طول بدنش تا قاعده دم ۱۵۰ سانتیمتر و رنگ آن زرد مایل به
خاکستری بوده و یال هم نداشته است.با توجه به مطالب فوق ملاحظه می کنید آخرین باری
که وجود شیر در ایران گزارش شده مربوط به ۵۰ سال پیش از این است و از آن تاریخ به
بعد تا کنون هیچگونه قراین و آثاری دیده و یا گزارش نشده است. و تنها نشانه ای که
هم اکنون از شیر ایرانی وجود دارد یک قطعه پوست است که در موزه بریتانیا نگهداری می
شود.اما خصوصت شیر ایرانی و تفاوت آن با شیر آفریقایی:یال در شیر ایرانی به نسبت شیر آفریقایی کمتر است و پیشانی شیر
  ایرانی تقریبا فاقد مو است در شیر ایرانی موهای پشت آرنج و زیر شکم از شیر آفریقایی بیشتر
  است در زیر شکم شیر ایرانی یک لایه پوست اضافه به صورت چین خوردگی
  نامحسوس وجود دارد و این لایه در شیر آفریقایی دیده نمی شود.رنگ شیر ایرانی برحسب فصل ممکن است از زردی تا نخودی مخلوط با
  نارنجی و گهگاه با سایه هایی از سیاه تا خاکستری حتی متمایل به سفید تغیر
  کند
اما در دیگر صفات ظاهری تفاوت عمده ای بین شیر ایرانی و شیر
آفریقایی دیده نمی شود.همانطور که گفته شد نسل شیر ایرانی را باید منقرض شده دانست
اما خوسبختانه گونه ای از شیر ایرانی هنوز در هندوستان در جنگل ((GIR )) زندگی می
کند. شیر هندوستان از هر لحاظ شبیه شیر ایرانی است و هر دوی آنها جزو زیر گونه ((
Panthera Leo Persica )) هستند.البته با محیط زیستی که ابتکار دانشجوی پیرو خط آیت
الله خمینی رئیس آن باشد و به واسطه دانستن زبان انگلیسی متصدی این پست بشود
برایش چه فرقی می کند که چادر بت منی ( ‌BAT MAN ;شو بیشتر به دورش بکشه یا
یوز ایرانی را نجات بده؟

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ تیر ،۱۳۸٥

ديگه از اين بهتر نميشه!!!!!!

تصوير ورودي بزرگترين فرودگاه كشور را نشان مي دهد. فرودگاهي كه قرار است معبر ورود بيگانگان به كشور باشد.
همچنان كه مي بينيم قله فوجي ياما افتخار نماد اين فرودگاه را كسب كرده است.
احتمالاً  موضوع يك اشتباه ساده است: فوجي ياما را به جاي دماوند اشتباه گرفته اند. اما   آيا بين فوجي ياما و دماوند اين قدر شباهت وجود دارد؟ به قله بريده و مضرس فوجي ياما دقت كنيد.
دماوند نام كوهي است كه اكنون به نماد اصلي اين سرزمين تبديل گشته است.
از پشت اسكناس هاي سبز تا تمبر يادبود جهان پهلوان تختي هر جايي نامي از ايران است كوه دماوند سمبلي از آن مي شود. اخبار تلويزيون كشورمان با تصويري از اين كوه آغاز مي شود و اين همه از اهميت اين كوه نشان دارد،اما افسوس كه بسياري از مردم هنوز فقط او را از دور مي شناسند و از همين رو است كه به راحتي هر هرم بلند برف پوشي را با آن اشتباه مي گيرند تا آنجا كه اين اشتباه به رده هاي با اهميت و حيثيتي جامعه نيز رسوخ مي كند.
ساده گيري هايي از اين دست باعث گرديده است تا بر سر دروازه فرودگاه بين المللي كشور، فرودگاه امام خميني به جاي عكس دماوند يك عكس از كوه فوجي بلندترين كوه و نماد كشور ژاپن در ميان عكس رهبران جامعه اسلامي گذاشته شود و اي كاش اين اشتباه در يك جا تكرار شده باشد. نام شركت البرز بر تصويري مي نشيند كه مال اين سرزمين نيست باز هم فوجي! آن هم درست در پاي كوه البرز با تابلويي بسيار بزرگ در مبدأ ورودي تله كابين توچال كه روزانه هزاران كوه پيما از آنجا سفر به كوهستان را آغاز مي كنند اين ديگر قابل اغماض نبود. در روزي كه براي عكاسي از اين تابلو آنجا رفتم از هر كس كه پرسيدم چه اشكالي در اين تابلو است با اين كه همه ادعا داشتند كه كوهنورد هستند هيچ كس اشاره نكرد كه اين كوه دماوند نيست. از اين اتفاقات زياد ديده ام. يادم هست يك بار كوهنوردي به عنوان كارت تبريك برايم عكسي از كوه چيمبور ازو (كوهي در قاره آمريكاي جنوبي) فرستاده بود و بر روي تصوير با خطي خوش نوشته بود به مناسبت دهمين صعودم به قله دماوند!
ساده مي گيريم و ساده مي گذريم .نمي دانم در سرتاسر سازمان عريض و طويل هواپيمايي كشور كسي نبود كه هنگام انتخاب عكس براي تابلوي عظيم ورودي فرودگاه بين المللي امام خميني در حاشيه اتوبان هاي قم و ساوه دقت كند كه عكس انتخابي دقيقاً دماوند باشد؟! جالب اين است كه شنيده ام گروه كوهنوردي هواپيمايي هما فعاليت هاي كوهنوردي زيادي هم دارد! شايد هم طرف قرارداد ساخت تابلو خواسته اند صرفه جويي كنند و پول عكاس ندهند، سري به اينترنت زده اند و اولين كوه هرمي شكلي را كه يافته اند به جاي نماد ملي اين سرزمين كهن چاپ كرده اند و تحويل داده اند و پولشان را گرفته و رفته اند و شايد در اين ميانه چشم بادامي هاي ژاپني از اين كه نه تنها محصولاتشان كشورمان را تسخير كرده بلكه كوه سمبل كشورشان جاي دماوند را در تابلوي اصلي ترين فرودگاه اين سرزمين پر كرده است خوشحال مي شوند. صحبت از ژاپني ها شد يك بار از يكي از توريست هاي ژاپني پرسيدم راز موفقيت كشورتان در چيست؟ مكثي كرد و گفت: دقت در چيزهاي كوچك. يادمان باشد دماوند چيز كوچكي نيست. فرودگاه هم/ و خيلي چيزهاي ديگر هم!! دقت كنيم لطفاً! !

                               
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ،۱۳۸٥

حلقه گذاري پرندگان در استان فارس

 با حضور كارشناسان اعزامي اداره كل محيط زيست استان فارس، كار حلقه گذاري پرندگان حفاظت شده در استان انجام شد.دكتر محمد علي رجب زاده، مديركل محيط زيست استان فارس، گفت: طرح حلقه گذاري پرندگان مهاجر حفاظت شده در سال گذشته نيز در درياچه پريشان و بختگان انجام گرفته و امسال نيز ادامه خواهد داشت. وي افزود: با طرح حلقه گذاري، مسير مهاجرت پرندگان و عوامل موثر با مرگ و مير آنها در حين مهاجرت و گونه هاي مختلف پرندگان در مسير مهاجرت مشخص خواهد شد.
رجب زاده گفت: استان فارس با داشتن آب و هوايي مناسب يكي از مناطق ارزشمند مهاجرپذير پرندگان به ويژه در تالاب هاي ارژن و پريشان، بختگان، كافتر و مهارلو است، لذا هر ساله تعداد بسياري از پرندگان مهاجر، اين مناطق را براي زمستان گذراني انتخاب كرده، ضمن اينكه تعداد زيادي فلامينگو و پليكان نيز همه ساله به اين تالا ب ها مهاجرت كرده و طرح حلقه گذاري بر روي اين پرندگان صورت  مي گيرد.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ،۱۳۸٥

طرح صيانت و توسعه جنگل هاي ايراني ـ توراني

طرح صيانت و توسعه جنگل هاي ايراني- توراني تهيه مي شود تا حفظ اين جنگل ها با مشاركت مردم محلي و با همكاري منابع طبيعي انجام شود.
در اين طرح مديريت حفظ اين جنگل ها بر عهده خود مردم بومي قرار مي گيرد تا اين عده به جاي جنگل زدايي به سمت جنگل داري حركت كنند.
با اجراي اين طرح مي توان مردم محلي را كه براي رفع احتياجات خود به تخريب جنگل مي پردازند متوجه اين نكته كرد كه جنگل مي تواند براي آنها سود آور باشد و اگر تا سال هاي قبل براي محافظت از جنگل ها به دور آن سيم خاردار مي كشيدند، اما حالا از خود اهالي مي خواهند كه جنگلبان باشند و از منافعي كه جنگل براي آنها دارد، بهره ببرند.
دكتر پيمان يوسفي آذر، مديركل دفتر جنگل هاي خارج از شمال، با بيان اينكه تلاقي چهار ناحيه رويشي هيركاني، ارسباران، كوهستاني و نيمه گرمسيري ايران در دنيا بي نظير است، به نبود طرح مدون صيانت از جنگل هاي ايراني - توراني اشاره كرد و درباره اعتبارات ملي جنگل هاي خارج از شمال در سال ۸۵ به خبرگزاري ميراث فرهنگي گفت: «با توجه به اينكه ميزان اعتبارات ملي مصوب شده حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از برنامه چهارم توسعه عقب است، ولي چنانچه مطابق با بخشنامه اعلام شده صددرصد اعتبارات ملي در بخش هاي عمراني در ۶ ماهه اول سال تخصيص پيدا كند، نه تنها از برنامه چهارم در سال ۸۵ عقب نخواهيم ماند، بلكه اعتبارات بيشتري نيز دريافت خواهيم كرد كه البته كل كشور نيز از طريق استاني اعتبارات خوبي دريافت مي كنند.»
وي درباره مبلغ اختصاص يافته به اين طرح گفت: «۵/۱ميليارد تومان اعتبار در ناحيه رويشي ارسباران و نواحي زاگرس و ۱۰ ميليارد تومان براي صيانت از نواحي عمراني در نظر گرفته شده است كه اعتبارات استاني آن كه ۹ ميليارد تومان است هم بايد به آن افزود و با توجه به اينكه اين بودجه ۶ ماهه اول است، قرار است براي ۱۰ ميليارد تومان ديگر هم طرحي ارائه دهيم.»
جنگل هاي ايراني- توراني محدوده جنوبي البرز و حاشيه شرقي زاگرس و استان هايي چون سمنان و خراسان را شامل مي شود و به گفته يوسفي آذر، اين جنگل ها بانك ژن طبيعت ايران محسوب مي شود كه گونه هاي نادري در آن مي رويد و از نظر تنوع زيستي در دنيا از اهميت خاصي برخوردار است.
جايگزيني سوخت فسيلي با چوب يكي از برنامه هاي آينده سازمان منابع طبيعي است.
مديركل دفتر جنگل هاي خارج از شمال در ادامه وجود دام در جنگل، زراعت و استفاده از چوب جنگل ها براي سوخت را از مهم ترين عوامل تخريب جنگل هاي خارج از شمال عنوان و تصريح كرد: «جايگزيني سوخت فسيلي با چوب يكي از برنامه هاي ما در آينده است كه در اين باره مجوزهاي ساخت جايگاه هاي سوختي در حال بررسي است و در راستاي تدوين الگوهاي جديد استفاده از تنورهاي سنتي صحرايي كه با كپسول كار مي كنند از ديگر برنامه ها و پروژه هاي جديد براي جلوگيري از سوزاندن چوب هاي جنگل است.»
وي در اين باره افزود: «ما به دنبال تغيير الگوي مصرف سوخت با همكاري شركت نفت هستيم و به همين منظور تاكنون جايگاه هاي سوخت رساني در استان هايي چون خوزستان، كهگيلويه و بويراحمد و فارس برپا كرده ايم.»
وي طرح صيانت و توسعه ناحيه رويشي ايراني- توراني را از برنامه هاي اين دفتر در سال ۸۵ عنوان كرد و اظهار داشت: «تهيه سند توسعه و حفاظت از جنگل هاي «مانگرو» به عنوان يكي از بي نظيرترين اكوسيستم هاي كشور، تهيه برنامه اقدام ملي جنگل به عنوان يكي از درخواست هاي فائو از كشورهاي جهان، تهيه طرح ملي توسعه و شناسايي رويشگاه هاي محصولات فرعي جنگل  و مرتع در جهت اشتغال زايي و ايجاد درآمد ارزي براي كشور از ديگر اهداف و برنامه هاي ما در سال ۸۵ است.»
يوسفي آذر از اتمام تهيه نقشه پوشش يك ۲۵۰ هزارم در بخش جنگل خبر داد و تصريح كرد: «تنها تدوين نهايي اين سند باقي مانده كه اميدواريم در سال ۸۵ بتوانيم از اين سند ماندگار استفاده كنيم.»

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ،۱۳۸٥

 

Ramsar wetlands

The Ramsar Convention , or 'Convention on Wetlands' aims to promote and protect wetlands throughout the world. To date, wetlands are the only type of habitat in the world to have a dedicated international convention.

The Ramsar Convention was first signed in the Iranian city of Ramsar in 1971. Today, it covers thousands of wetlands throughout the world, providing protection and recognition to over 120 million hectares of internationally significant wetlands. Australia became a signatory in 1971, and now has more than 60 Ramsar sites, covering an area greater than the size of Tasmania.

The original intent of the Ramsar Convention was to protect water bird habitats. The convention has broadened its scope to include the protection of all wetland biodiversity and the 'wise use' of all wetlands.

 

What is World Wetlands Day? 2 February each year is World Wetlands Day. It marks the date of the adoption of the Convention on Wetlands on 2 February 1971, in the Iranian city of Ramsar on the shores of the Caspian Sea. Each year since 1997, government agencies, non-governmental organizations, and groups of citizens at all levels of the community have taken advantage of the opportunity to undertake actions aimed at raising public awareness of wetland values and benefits in general and the Ramsar Convention in particular. From 1997 to 2005, the Convention’s Web site has posted reports from more than 90 countries of WWD activities of all sizes and shapes, from lectures and seminars, nature walks, children’s art contests, sampan races, and community clean-up days, to radio and television interviews and letters to newspapers, to the launch of new wetland policies, new Ramsar Sites, and new programes at the national level. Government agencies and private citizens from all over the world have sent us their news, often with photographs, and these annual summaries and 680+ individual reports, with more than 1000 images, make an excellent archive of ideas for future celebrations. 

And each year since 1997, the Ramsar Secretariat, with generous financial assistance from the private sector Danone Group, has offered a new selection of posters, stickers, videos, pocket calendars, leaflets and information packs free of charge and has suggested a unifying theme for the benefit of those who wish to use it. Here is a general guide to both the annual WWD index pages and the reports of each year's activities.

 

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٥

TPL و برنامه پارکهای شهری شيکاگو

معرفی TPL

موسسه "سرپرستی املاک عمومی" يا TPL، با هدف حفاظت از زمينها و اراضی عمومی در سال 1972 پايه گذاری شد. TPL تنها موسسه غير انتفاعی است که اختصاصا وظيفه حفاظت از اراضی را بمنظور رفاه و آسايش اقشار جامعه بر عهده گرفته است. اين موسسه با حفاظت از زمينها با هدف تخصيص آنها برای تفريح و رشد روحی، ارتقاء سلامتی و بالا بردن کيفيت زندگی در جوامع آمريکايی کار خود را ادامه می دهد.

اهداف عمده TPL را می توان بصورت زير خلاصه کرد:

-- ساختن پارک، باغ، سبزراه و رودراههای شهری (raiverway)

-- تشکيل جوامع سرزنده با قرار دادن فضاهای باز در مسير بالندگی

-- حفاظت از اراضی برای ايجاد آب پخشانها، مناظر زيبای طبيعی و تفريحات در مجاورت منازل

-- پاسداری از شخصيت جوامع با حفاظت از نقاط تاريخی و فضاهای سبز آنها

سنت پارکهای شهری شيکاگو و بلوارهای آن در سراسر ايالات متحده رايج گرديده است و شعار معروف آن که می گويد: "شهری در يک باغ بسازيم" شهرت جهانی دارد. در حاليکه اين پارکها و بلوارها در گذشته از پيشرفتهای بزرگ محسوب می شدند؛ رشد شهر در طول زمان سبب بوجود آمدن همسايگی هايی شده است که فاقد فضای باز کافی هستند.

برنامه پارکهای شهری شيکاگو تحت نظارت TPL، کانون توجه و فعاليت خود را بر روی املاک و دارايی های عمومی قرار داده تا بتواند فضاهای سبز و پارکهای بيشتری در همسايگی های شيکاگو بوجود آورد. با همکاری محدوده پارکهای شيکاگو، بخش برنامه ريزی و توسعه، و سازمانهای همسايگی محلی، TPL در حال کمک به توسعه و ايجاد پارکهای همسايگی، افزودن فضاهای سبز به کناره رودخانه شيکاگو، ساخت اردو پارکهای مدرسه ای جديد و ياری به شهرداری در ايجاد يک فضای باز عظيم در نزديکی درياچه "کالومت" می باشد.

 

پارک جديد "ريور نورث"

همسايگی "ريور نورث" که در طول رودخانه شيکاگو بوجود آمده است؛ زمانی مملو ازانبار کالا هايی بود که از راه رودخانه و يا خط آهن رد و بدل می شدند. امروزه، اين همسايگی مبدل به يکی از پرشور ترين همسايگی های مسکونی جديد در شهر، با هزاران خانه مسکونی جديد که در طول پنج سال گذشته ساخته شده اند؛ گرديده است. با وجود اين رشد روزافزون، نياز فزاينده ای نيز به فضای باز شهری بمنظور خدمات رسانی هر چه بيشتر به ساکنين جديد منطقه احساس می شود.

گروه TPL در اينجا نيز همکاری شهردار شهر، محدوده پارکهای شيکاگو و ساکنين اين همسايگی را جلب کرده است. اين برنامه، مکان مناسبی را برای احداث يک پارک جديد در جنوب خيابان "اری" و در شرق ساحل رودخانه در نظر گرفته است و بلافاصله با صاحب ملک وارد مذاکره شده است. قبلا، اين مکان خالی از سکنه، برای ساخت يک بلند مرتبه 45 طبقه در نظر گرفته شده بود؛ ولی TPL با موفقيت، سرمايه لازم را برای ساخت پارک از شهرداری و محدوده پارکهای شيکاگو کسب کرد و زمين مذکور را به مبلغ 10.6 ميليون دلار خريداری نمود. اين مکان از يک طرف با يک پارک يک آکری و و از طرف ديگر با فضای سبز وسط خيابان "اری" که فضای باز وسيعی است؛ مجاورت دارد. اين مکانها رويهم رفته تشکيل چهار آکر فضای سبز عمومی را می دهند که قابل توجه است. امروزه، بلند مرتبه های مسکونی در هر سه طرف پارک ساخته می شوند.

 

توسعه پارک يادبود "پينگ تام"

تقريبا چهل سال بعد از اينکه تنها پارک "چاينا تاون" بمنظور ساخت بزرگراه "دن رايان" از بين رفت؛ همسايگی "ساوت سايد" بخاطر تخصيص 5 آکر ديگر در ساحل شيکاگو برای توسعه پارک "يادبود پينگ تام" جشن گرفت. پارک قبلی، بخاطر کمبود فضای کافی جهت برآوردن نياز تمام ساکنين، برنامه ای جديد را می طلبيد تا اين مکان را تحت گسترش قرار دهد و در آن زمينهای بازی فوتبال، يک ورزشگاه سرپوشيده و يک استخر شنا بسازد. بدليل اينکه محدوده پارکهای شيکاگو طرح توسعه نيمه تمام ديگری را نيز در کناره رودخانه در دست اجرا داشت؛ پيکان تيز محدوديت مالی به سوی اين برنامه نشانه رفت. با تقاضای اين سازمان، 5 آکر از از زمينهای متروکه راه آهن که در اختيار ايستگاه راه آهن "برلينگتون" بود؛ بخاطر دسترسی بهتر و مناسب بودن برای ساخت اماکن تفريحی، به اين طرح اختصاص يافت.

پس از تلاشهای فراوان، عاقبت TPL توانست راه آهن را به پای ميز مذاکره بکشاند و سرمايه عظيمی را از "آژانس محافظت از محيط زيست آمريکا" جهت ارزيابی اوليه محيطی  جذب نمايد. مکان خط آهن پيشين حاوی آلوده کننده هايی بود که بايد قبل از اجرای طرح پارک از مکان خارج می شد. در سال 2002، "چاينا تاون" جشن گسترش اين پارک را برپا نمود.

 

سبزراه پارک "گامپرز"

خيابانهای اصلی همسايگی "آلبانی پارک" شهر شيکاگو منزلگاه اجناس وارداتی عمده فروشان کره ای، رستوران های مکزيکی و نانوايی های خاور ميانه ای است که به اين مکان تنوع می بخشند.  جمعيت "آلبانی پارک" که محبوبيت بيش از حدی در بين ساکنان خود دارد؛ از سال 1980 تا کنون، بيش از 25 درصد افزايش يافته است. برخلاف آن، فضاها، بخصوص فضاهای سبز بگونه ای روز افزون در حال کم شدن است. TPL با همکاری محدوده پارکهای شيکاگو و بمنظور برآوردن نياز فضای سبز شهروندان، بدون فوت وقت، حدود 3 آکر از زمينهای مجاور دو پارک موجود در اين منطقه را خريداری کرد. سبزراه طبيعی بين پارک "گامپرز" و پارک "يوجين فيلد" امکان توسعه خطوط ويژه پياده روی و دوچرخه سواری را در کناره شمالی ساحل شيکاگو بوجود می آورد؛ ولی قبل از آنها، اين برنامه برای ساکنين اين جامعه رو به رشد، فضاهای طبيعی بيشتری درکناره ساحل ايجاد خواهد کرد و از اين رو، دسترسی وسيعتری به استخرهای شنا و خطوط پياده روی و زمينهای ورزشی فراهم خواهد آمد.

 

پارک مدرسه ای جديد مدرسه ابتدايی "بتسی راس"

در اوايل 1997، شهر شيکاگو طرحی را اجرا کرد که ما امروزه به آن "برنامه پارک مدرسه ای" می گوييم. تا کنون، حدود 100 مدرسه  و همسايگی اطراف آنها از مزيت اين برنامه بهره مند شده اند. در سال آينده، 10 مدرسه ديگر نيز به اين برنامه ملحق خواهند شد؛ که از آن جمله، مدرسه ابتدايی "بتسی راس" می باشد. برای در اختيار گرفتن زمينهای اطراف اين مدارس، TPL با مالکين آنها وارد مذاکره شد. بعلت محدوديت زمانی و انسانی، شورای شهر از TPL تقاضا نمود که در تکميل مجموعه زمينهای شش گانه ای که با هم تشکيل يک پارک مدرسه ای را برای "بتسی راس" می دادند؛ آنها را ياری دهد. اين محوطه بازی جديد که برای دانش آموزان مدرسه ابتدايی دولتی در نظر گرفته شده است؛ همچنين برای ساکنان اطراف خود در همسايگی "وود لان" نيز مفيد به فايده خواهد بود. شهرداری توانسته بود 5 قطعه از شش قطعه زمين مورد نياز را به تملک خود درآورد. اين موفقيت از طريق اجرای برنامه "فعال سازی ماليات" به دست آمده بود. ولی TPL نيز در مالکيت آخرين قطعه از اين زمينها نقش بسزايی داشت و باعث اتمام مراحل مقدماتی اين طرح گرديد.

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٥

دیوارهای شیشه ای دو جداره؛ راهی بسوی استفاده بهینه از انرژی

امروزه توجه بسیاری از کارشناسان به سوی مسائل مربوط به رفاه و آسایش شهروندان و همچنین کاهش هزینه های پرداختی انرژی معطوف شده است. در این راه اخیرا در اروپا دیوار هایی ساخته می شود که از جنس شیشه است. این دیوارها دوجداره هستند. این دیواره ها به گونه ای ساخته شده اند که هوا در فضای مابین دو شیشه جریان پویا دارد. ساخت این دیوارها مهر تاییدی بر ساخت دیوارهای نوین در معماری امروز است.

دیوارهای حائل دوجداره نسل جدیدی از سیستم های گرماساز، تهویه هوا و سرماساز است که سیستم تعدیل کننده دما را که تا پیش از این در بخش مرکزی درونی خانه نصب می شد امروزه به پیرامون خانه انتقال داده است.

فرضیه ساخت این دیوار ها بسیار آسان بوده و با توجه به سیستم های تهویه هوا که قبلا رایج بوده و ناکارآمد نشان داده است؛ معماران و مهندسین را به فکر واداشته است که بر روی مسائل مربوط به کنترل حرارتی متمرکز شوند. این طرح مشابه "پنجره های مونتیسلو" که توسط "توماس جفرسون" طراحی شده است می باشد؛ بدین ترتیب که هوا تمیز و تازه به سطح پایینی آورده می شوند و پس از جذب آلودگی ها و گرما به بلا می رود.

مهم ترین تحول تکنیکی که این تولیدات پدید می آورند این است که این سیستم ها همگام با الگوهای معماری نوین بصورت کنترل و نظارت اتوماسیون پیش می رود. این کنترل ها احتمالا جوابگوی نیاز بشر امروز خواهد بود. کارشناسان اینطور برآورد کرده اند که این قبیل دیوارها نقش تولید دوباره انرژی را بر عهده دارند و به واژه "فرانمایی زیست محیطی" معنا می بخشد. سیستم این دیوارها به نحوی است که تمام ابعاد مثبت زیست محیطی را در خود دارد.

سازندگان این دیوارها متخصصانی از کشور آلمان بوده اند که هدف اصلی آنها حفاظت از محیط زیست بوده است. در این دیوارها برای کنترل نور خورشید یک ورقه آلمینیومی سوراخدار با عرض 30 سانتی متر در فضای بین دو لایه شیشه ای دیوار قرار داده می شود. سوراخ های این ورقه آلمینیومی برای این است که بدون نیاز به نور زیاد و همچنین با حداقل نور خورشید بتوان از داخل نمای بیرون را دید. سایه سوراخ های موجود در این ورقه آلمینیومی بر روی بخش انتهایی ساختمان که از این دیوار ها در آن استفاده نمی شود، می افتد. بنابراین در هر دو قسمت انعکاس نور خورشید باعث پدید آمدن گرمای مضاعف در ساختمان نمی شود.

در بین دو جدار شیشه ای هوا جریان دارد و همین امر باعث کنترل انتقال حرارتی می شود. ورقه آلمینیومی دو لایه متفاوت هوا را از هم جدا می کند. لایه بیرونی توسط نور خوشید گرم می شود و به بالا می رود و از سمت سمت پشت بام از بین دوجدار خارج می شود و هوای پاک و تمیز وارد می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص به سایت زیر مراجعه فرمایید.

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٥

بازیافت مواد در منزل

با برگ های خشک باغچه منزل چه کنیم؟

سوزاندن برگ ها باعث می شود که هوا آلوده شود و آلودگی هوا به سلامت جامعه صدمه می زند و برای افراد مبتلا به آسم و دیگر آلرژی ها بسیار خطرناک است و بدین ترتیب سوزاندن برگ ها در حیاط منزل برای همسایگان ایجاد مزاحمت می کند. اصول شهرنشینی مدیریت های اجرایی قدیمی و کهنه ایی برای سوزاندن زباله و مواد زاید اعمال می کند.

کود همان خاک اصلاح شده و غنی شده است که سلامت و حاصلخیزی خاک را افزایش می دهد و مواد رستنگر را به ریز سازواره های خاک افزوده و خاک را حاوی مواد معدنی می کند همچنین به خاک کمک می کند تا همیشه رطوبت خود را حفظ کرده و خشک نشود.

با بازیافت برگ های منزل میتوان بسیاری از هزینه های مالیاتی و مصرفی شهرداری کاهش داد.

چه باید کرد؟

با لاشبرگ کردن باغچه (با برگ پوشاندن سطح باغچه) می توان علاوه بر اینکه در زمانی که می بایست صرف جمع کردن برگ ها شود صرفه جویی کرد، مواد مغذی و معدنی بیشتری را به خاک بخشید و آن را حاصلخیز کرد.

هنگامی که چمن ها را می چینیم بهترین راه این است که چمن های چیده شده به خاک بازگردانده شود چراکه بدین طریق نیتروژن که بسیار ارزشمند است دوباره به خاک بازگردانده می شود و خاک حاصلخیزتر می شود. (سر زنی چمن های هزار فوت مربع_هر فوت معادل 48/30 سانتی متر است_ از سبزه زار ها حاوی 6 پوند_هر پوند 454 گرم است_ نیتروژن و 1 پوند پتاسیم است.)

بنابراین برگ های درختان را در مراتع، جنگلزارها، چمن زار ها در زیر درختان و بوته ها بگذارید تا به تدریج تجزیه شود. یکی از راه های بازیافت این برگ ها کود سازی است که در این قسمت به آن خواهیم پرداخت:

طریقه کودسازی:

کود سازی یکی از راههای طبیعی فرایند بازیافت در منزل است که با استفاده از برگ ها و چمن های چیده شده و سایر مواد زائد باغچه این کار را انجام داد. ریز سازواره های طبیعی مانند ترکیزه ها و یاخته ها و غیره در اثر فعل و انفعالات با کود می تواند به گیاهان کمک کند تا بر امراض و آفت ها غلبه کنند. رطوبت کافی خاک، هوا و دمای مناسب به عملکرد طبیعی این ریز سازواره ها کمک می کند. در طول مدت زمان 5-4 هفته، هنگامی که خاک توسط مواد معدنی حاصلخیز می شود کود آماده است تا در باغچه مورد استفاده قرار گیرد.

خواص کود:

-- در اثر آبیاری خاک در عین حال که همیشه رطوبت خود را حفظ می کند فرو شسته نمی شود_مواد معدنی اش را از دست نمی دهد_ و نیاز به آبیاری کمتری دارد.

-- جلوگیری از ابتلا به بعضی آفت های گیاهی

-- کاهش نیاز به استفاده از آفت کش ها و قارچ کش ها به دلیل وجود میکروب ها و قارچ های مفید در خاک

-- افزایش میزان برداشت محصولات کشاورزی و گل ها

-- بهبود ساختار خاک

-- بازیافت مواد از راه طبیعی، کمک کردن به سلامت خاک و حاصلخیزی خاک بدون استفاده از کود های شیمیایی

-- صرفه جویی در فضا از طریق نیاز کمتر به محل های دفن زباله و کاهش تولید گاز متان

روش های تهیه کود:

1- شاخ و برگ ها و میوه ها _هم سبز رنگ و هم زرد رنگ_ را جمع کنید. برگ ها و میوه های سبز حاوی مقادیر بالای نیتروژن هستند(برای این کار از علف های هرز که توسط ریشه های زمینی رونده تکثیر می سوند استفاده نکنید.) همچنین می توانید از کود حیوانات گیاهخوار نیز استفاده کنید. شاخ و برگ های زرد رنگ، میوه های درخت کاج، برگ های سوزنی شکل(که ابتدا می بایست خرد شوند و نباید تشکیل دهنده بیش از 10% کل کود باشند) و خاک اره چوب(علاوه بر کربن دارای نیتروژن نیز می باشد) حاوی مقادیر بالای کربن هستند.

2- هنگامی که این مواد را انباشته می کنید در یک سمت مواد سبز رنگ و در طرف دیگر زباله های زرد رنگ را بگذارید.

3- کمی از خاک باغچه را به آن اضافه کرده و سپس آنها را خرد کنید تا بدین وسیله کود سریعتر درست شود.

4- به آن آب اضافه کنید تا کود همیشه رطوبت خود را حفظ کند.

5- این توده را هفته ای یک بار زیر و رو کنید. (با این کار کود سریعتر درست می شود.)

6- هنگامی که رنگ توده سیاه شد و دیگر مواد داخل آن قابل تشخیص نبودند کود آماده است. این پروسه بین 4 هفته تا یک سال ممکن به طول بیانجامد که بستگی به زیر و رو کردن مداوم کود و مرطوب نگه داشتن همیشگی آن دارد

لاشبرگ کردن باغچه

لاشبرگ کردن در واقع ریختن شاخ و برگ و غیره در سطح خاک باغچه به منظور حفاظت از گیاهان در مقابل سرما و حفظ رطوبت مورد نیاز خاک می باشد. با این کار منفعت های بسیاری به خاک می رسد. زباله های حیاط منزل مانند بریده چمن ها، برگ ها، خرده چوب و خار و خاشاک و شاخه های درختان در لاشبرگ کردن باغچه به صورت طبیعی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

برای لاشبرگ کردن طبیعی باغچه باید حدود 8 سانتی متر از خاک باغچه را در اطراف گیاهان پاکن کنید و این مواد زاید را در آن بریزید تا گیاه از مزاید آن بهره مند شود.

        

چرا باغچه را لاشبرگ می کنیم؟

_این کار باغث پوشش دادن خاک اطراف گیاهان می شود و موجب می شود که خاک رطوبت خود را حفظ کند.

_دمای خاک را تعدیل می کند.

_گیاهان و گل ها را از ابتلا به آفات حفظ کرده و از پدید آمدن لجن در باغچه جلوگیری می کند.

لاشبرگ کردن باغچه بسیار آسان است. ابتدا مواد زایدی را که در بالا بدان اشاره شد را در حیاط انباشته می کنیم. شما حتی می توانید برگ ها را همانجا که در باغچه ریخته شده اند رها کنید و بگذاریر به تدریج همانجا که ریخته می شوند انباشته شوند.

نکته: توجه داشته باشید که اگر اخیرا از آفت کش ها و یا علف کش ها استفاده کرده اید برای لاشبرگ کردن باغچه از چمن های هرس شده استفاده نکنید.

از برگ ها برای پوشاندن خاک بستر درختان و گیاهان استفاده کنید. علاوه بر همه مزیت هایی که برای لاشبرگ کردن برشمردیم، می توان گفت که با این روش می توان قسمت هایی از حیاط که هرس کردن آنها مشکل است را پوشش می دهد.

بهترین مواد برای لاشبرگ کردن خرده چوب ها و شاخه های تکه تکه شده درختان است که کار محوطه سازی را بهبود می بخشد. هنگامیکه باغچه را چمن زنی می کنید چمن های زده شده را همانجا رها کنید. زیرا این چمن ها به سرعت جذب خاک می شوند و مواد معدنی آن دوباره به خاک باز می گردد.

در صورتی امکان چمن ها را جمع آورری کرده و با کود مخلوط کنید و در باغچه هایی که در آنها درختان میوه وجود دارد بریزید.

لاشبرگ کردن باغچه رطوبت خاک را حفظ کرده، دمای خاک را تعدیل می کند، سلامتی خاک را افزایش داده، خاک را حاصلخیز کرده و از فشردگی و توده شدن خاک کاهش داده و از پاشیده شدن گل و لای و لجن به میوه ها و برگ های درختان جلوگیری می کند.

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥

بازیافت مواد و سلامت محیط زیست

بسیاری از مواد در طبیعت تجزیه می شوند و به خودی خود بازیافت می شوند این موارد در مورد موجودات زنده ای که می میرند و یا مواد فاسد شدنی پیش می آید. این مواد را مواد زیست فروپاش می گویند. برای مثال کود هایی که در باغات ریخته می شوند و نتیجه کپه کردن موادی مانند غذاهای فاسد شده، آشغال میوه ها، پوست تخم مرغ و دیگر زباله های تجزیه پذیر است که بطور طبیعی توسط حشرات و دیگر جانوران موذی خورده می شوند.

متاسفانه مقادیر بالایی از زباله ها مانند: فلزات، کائوچو و پلاستیک نمی توانند خورده و تجزیه شوند و برای صدها سال تجزیه نشده در طبیعت باقی می مانند. حتی اگر این مواد قطعه قطعه و خورد هم شوند باز هم نمی توانند تجزیه شوند و به مرور جو اتمسفر، زمین و آب را آلوده می کنند.

بعضی از این مواد می توانند بازیافت شوند. زباله هایی که قابل بازیافت نیستند در گودالهایی به نام محل دفن زباله مدفون می شوند. این زباله ها ابتدا تکه تکه و سپس له و خمیر مانند می شوند بنابراین با این کار زباله ها فضای کمتری را اشغال می کنند. اگر نتوانیم به روند بازیافت ادامه دهیم باید روز به روز بر تعداد این گودالها بیافزاییم.

با توجه به مسائل فوق ترغیب و تشویق مردم در امر بازیافت بسیار مهم و اساسی است. یکی از راهها استفاده کمتر از بسته بندی مواد است و یا در صورت نیاز به بسته بندی از موادی استفاده شود که قابل بازیافت باشد. راه دیگر اینکه پول کمتری را برای موادی که از کاغذ های بازیافت شده تهیه می شوند هزینه کنیم. اگر از سطل های بازیافت در همه پارکینگ ها، مراکز خرید، پمپ بنزین هاف رستوران ها و مدارس نصب شوند مردم بیشتر تشویق می شوند و این امر بصورت یک عمل عادی روزمره مبدل می شود.

امروزه از 80% زباله های قابل بازیافت فقط میزان 11% آن بازیافت می شوند و این در حالی است که هر خانوار بطور متوسط سالانه 1 تن زباله تولید می کند.

 

راههای بسیاری است که ما می توانیم با بکارگیری آنها در بازیافت مواد در منزل و مدرسه سهیم باشیم که برخی از آنها در زیر بیان شده اند:

1. برای قوطی های آلمینیومی، بطری های پلاستیکی، شیشه ها و کاغذ و مقوا از سطل های زباله مخصوص بازیافت استفاده کنید.

2. بجای دور انداختن لباس ها در صورت امکان آنها را تعمیر کرده و از آنها استفاده کنید.

3. بعد از یکبار استفاده از کیسه های پلاستیکی آنها را دور نیاندازید، آنها را نگه دارید و برای دفعات بعدی از آنها استفاده کنید.

4. از باطری هایی که دوباره قابل شارژ کردن هستند استفاده کنید.

5. حتی الامکان از ظروف یکبار مصرف استفاده نکنید.

6. در صورت امکان شیرهای پاستوریزه شیشه ای خریداری کنید.

        

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥

باغهای شهری استراليا

باغ استراليايی

باغ استراليايی در سال 2005 گشوده خواهد شد. طراحی اين باغ توسط دو معمارمحوطه ساز، تيلر کوليتی و پل تامپسون ارائه شده است که در آن يک باغ شنی، يک باغ بزرگ خاطره انگيز با گياهان پراکنده و آبگذر راک پول که نقش مهمی در فضای سبز استراليا ايفاء می کند؛ گنجانيده شده اند.

باغ استراليايی در باغهای سلطنتی بوتانيک قرار دارد و 45 دقيقه تا ملبورن فاصله دارد.

مکان:

در طی ساخت اين باغ، 11 هکتار از اراضی باير درون باغهای بوتانيک را که توسط ساکنين طبيعی يک منطقه حفاظت شده احاطه گرديده اند؛ کاملا تغيير خواهد داد. اين باغ، زمينهای خشک اطراف يک معدن قديمی را به جايگاه زيبايی، تحصيل و کسب لذت بدل می نمايد.

طراحی محوطه:

اين طرح خلاقانه اولين نمونه از نوع خود در سراسر جهان است. هدف از اين طرح اين است که نقش گياگان استراليا در ايجاد حس ملی و طبيعت اين کشور برجسته تر و چشمگيرتر شود.

طراحی اين باغ از گردهمايی عواملی چند از جمله فضا، نور و ميزان هوشمندانه ای از گياهان و زمين بود طبيعی تشکيل شده است تا زمينه خلق شاهکاری از گياگان استراليايی  فراهم آيد.

در سال 1997، اين طراحی جايزه بهترين گلشن آرايی و جايزه نقشه اصلی محوطه سازی را از موسسه استراليايی معماران محوطه ساز دريافت نمود. همچنين در سال 1998، جايزه نقشه اصلی محوطه سازی اين موسسه را نيز از آن خود کرد.

مرکز گردشگری:

دو معمار طراح اين پروژه عظيم در حال طراحی يک مرکز گردشگری 1.5 ميليون دلاری برای باغ سلطنتی بوتانيک هستند.

اين مرکز که در ميان درختان بنا خواهد شد؛ هم تجربه خاطره انگيزی از بوته زار های استراليا را تدارک می بيند و هم تجربه باغ استراليايی پر از گياهان گوناگون را.

يک ساختمان چوبی رنگ و رو رفته نيز در اين طرح در نظر گرفته شده است تا برای بازديد کنندگان فرصت تماشای باغ را از فراز درختان پديد آورد. اين مکان، با جلوه گر ساختن ديدگاهی هوس انگيز از بوته زار و باغ پرگل و گياه، به بيننده اين اطمينان را می دهد که زيست بوم موجود به خوبی تحت حفاظت و مراقبت می باشد.

مرکز گردشگری، همچنين دارای يک نمايشگاه، فروشگاه، يک رستوران در فضای باز و فضای بسته و يک ورودی به باغ خواهد بود که بازديد کنندگان را به سفری پر هيجان و خاطره انگيز به درون باغ استراليايی فرا می خواند.

مرکز گردشگری در سال 2005 و همزمان با باغ شنی، آبگذر راک پول، باغهای نمايشی و بيشه اکاليپتوس افتتاح خواهد شد. کليه اين اماکن از اجزاء اصلی باغ استراليايی می باشند.

محوطه طرح:

باغ استراليايی خصوصيات گياهی قاره استراليا را در يک جا جمع خواهد کرد و نمايشگاهی از باغهای متغيير، مجسمه های زيبا و زيبايی و تنوع گياگان اين قاره پديد خواهد آورد. 11 هکتار از اين باغ در سال 2005 به معرض ديد عموم در خواهد آمد.

مرکز گردشگری و دروازه ورودی:

مرکز گردشگری بعنوان اولين نقطه تماس بازديد کنندگان با هر دو منطقه بوته زار و فضای سبز عمل خواهد کرد. قبل از ورود به باغ، گردشگران از ميان نمايشگاه، مغازه ها و رستوران سرباز و سرپوشيده می گذرند تا به دروازه اصلی باغ برسند.

پياده روی تفريحی:

اين پياده رو شامل جاده و آبگذر راک پول، ديواره شيب گاه، جاده کنار رودخانه  و باغهای نمايشی می باشد.

تپه های مرکزی:

اين تپه ها در مرکز باغ بر آمده اند و چشم اندازی به پايين و به سوی جاده راک پول و باغ شنی دارند.

باغ مرداب:

رگه هايی از آب و گياهان کوتاه باتلاقی زمين اين ناحيه را شکل داده اند و از آن اشکالی منحنی الخط و قوسدار ساخته اند.

باغ شنی:

در آن واحد هم چشمان بازديدکنندگان را آزار می دهد و هم آنها را تحريک می کند که به ديدن محوطه و گياگان گوناگون آن بشتابند. اين باغ، فضايی بزرگ و دارای گياهان کوتاه و پراکنده است.

 

بنياد يان پاتر و باغ کودکان

بنياد يان پاتر با ساخت باغ کودکان زمينه آشنايی کنشی و هم کنشی کودکان را با طبيعت، در هر سن و سال و با هر توانايی، و ايجاد اشتياق برای آشنايی با گياهان فراهم آورده است. اين باغ، مکان پرورش تخيلات و کنجکاوی و ايجاد طبيعتی خلاق در بازيهای کودکانه آنهاست.

با توجه به گشايش عمومی اين باغ در سال 2004، بنياد يان پاتر قصد دارد که به يکی از منابع اصلی آموزش محيط زيست در استراليا بدل شود.

ارتباط ميان کودکان، گياهان و اشياء در اين باغ به خوبی به چشم می خورد. گياهان در اين باغ دارای تنوع می باشند و از اشکال گوناگونی بهره مندند. با کاشت آنها فضايی پديد آمده که احساسات هفت گانه کودکان تحريک می گردد و دانش آنها افزايش يافته و نسبت به کشف جهان پيرامون ترغيب می گردند.

کودکان در اين محيط  تشويق می شوند که به سفرهايی دست بزنند که به کنجکاوی آنها در مورد گياهان و جهان پيرامون دامن می زند. فرصت هايی برای آنها پديدار گشته تا از تمام حس های خود بهره گيرند؛ از حس بويايی، لامسه و کار با گياهان، آب و خاک.

تونلها، گنجها و چادرهای سرخپوستی:

باغ کودکان تجاربی را در ارتباط مستقيم با دنيای گياهان برای کودکان بوجود می آورد. برای مثال: يک باغ ويرانه مخفی که با ورود به آن، جهانی از گياهان سرسبز و باران خورده جنگلی در برابر چشمان بيننده جلوه گر می شود؛ از جمله نقاط ديدنی اين باغ است. از کودکان خواسته می شود که بر روی خرابه های اين باغ، اتاقک های کوچک و چادرهای سرخپوستی بسازند. گياهان اطراف آنها مواد اوليه مناسبی برای کار آنها می باشند.

تونلهايی ساخته شده از گياهان با منافذی برای نگاه کردن به بيرون، ورودی و خروجی های چندگانه و آلاچيق های کوچک، کودکان را به يک جنگل خيزران می برد و از آنجا هم به يک چمنزار وسيع رهنمون می سازد.

در کلبه گلدان سازی، خانه شيشه ای و باغ آشپزخانه ای؛ کودکان قادر خواهند بود که در بذرپاشی، کاشت و پرورش گياهان مشارکت نمايند. اين فعاليتها قسمتی از بازديد کودکان می باشد و از جمله برنامه های آموزشی و گردشگری به حساب می آيد.

در باغ آشپزخانه ای، کودکان همچنين می توانند بسياری از گياهانی را که در غذای روزانه اشان بکار می رود؛ کشف نمايند. آنها داوطلبانی با فرهنگهای مختلف را می بينند که در باغ مشغول به کارند و تجربيات خود را در زمينه پرورش گياهان در اختيار آنان قرار می دهند.

زمين بازی جديد مدارس:

باغ کودکان با فراهم آوردن محيطی انرژی بخش برای دانش آموزان و معلمين آنها، انواع مختلف گياهان را به شاگردان آموزش می دهد. بر اساس فرضيه های آموزشی معاصر همچون فرضيه هوش چندگانه هاوارد گاردينر، برنامه های آموزشی فراتر از آموزشهای محيطی سنتی می روند و تشکيل برنامه های شاگرد مدار و تجربه مدار می دهند. اين برنامه ها سرشار از سرگرمی و کارهای عملی

می باشد و اجزاء خيال انگيز و احساسی گياهان را برای يادگيرنده مکشوف می سازد.

بنياد يان پاتر يکی از بنگاه های بزرگ خيريه در استراليا می باشد و از جمع آوری اعانه ها در جهت ايجاد ابتکارات خارق العاده در هنر،آموزش، بهداشت و تحقيقات پزشکی استفاده می کند.


  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥

سبزراه ونکوور

بمنظور طراحی و بکارگيری طرح سبز راه خيابان "کارال" که همسايگی های "چاينا تاون"، "داون تاون"، "ايست سايد" و "گس تاون" را به هم مرتبط می سازد؛ شهرداری ونکوور کانادا در تکاپوی اجرای آن برآمده است.

 

پيش زمينه

نقشه راههای سبز ونکوور که توسط شورای شهر در سال 1995 تصويب شد؛ بر اساس نظريه ايجاد يک راه ارتباطی سبز بين "نورث فالس کريک" و بندر بنا شده است. متعاقبا، خيابان "کارال" بعنوان يک سبز راه در نقشه حمل و نقل "داون تاون" شناخته شد. اين طرح در طول خيابان "کارال" و از "فالس کريک" تا پارک "پورتسايد" اجرا می شود و احتمالا خطوط ويژه دوچرخه سواری را نيز در هر دو طرف در بر خواهد گرفت. سبز راه مذکور تعدادی از مکانهای تاريخی، فرهنگی و تفريحی را به هم مرتبط خواهد نمود؛ از جمله: پارک "ليوينگ استون"، باغهای "دکتر سان يات سن"، پارک "پيجين"، ميدان "ماپل تری" و پارک "پورتسايد".

 

روش کلی طراحی

بکارگيری اين طرح و برنامه ريزی راهبردهای آن از طريق همکاری خلاقانه بين گروههای موجود در جامعه، صاحبان سرمايه، شهروندان، تجار و کارکنان شهری صورت گرفته است. در سال 2003، با ارائه خدمات مشاوره ای که گروه ناظرين "سبز راه کارال"، طراحان و انجمن "خانه های باز" را گرد هم آورده بود؛ طرح کلی اين پروژه مشخص شد.

 

عوامل طراحی

اين طرح نيازمند ايجاد خصوصياتی در خيابان مورد نظر بود که از اينقرارند:

1.    عوامل اساسی خيابان؛ همچون پياده روها، جداول و کاشت گياهان

2.    دسترسی پيشرفته برای افراد معلول و ايجاد ايمنی بيشتر؛ مانند شيب راهه، خطوط عابر پياده، علائم رانندگی، نور پردازی و اقدامات آرامش بخش در حين رانندگی

3.    تغييرات عملی در جريان آمد و شد

4.    اجزاء منحصر بفردی که امکان بردن لذت بصری و تمدد اعصاب را از مناظر اطراف خيابان پديد می آورند.

5.    برنامه هنری عمومی

6.    برنامه جلوگيری از جرم از طريق طراحی محيطی (CPTED)

7.    يکپارچگی با پارکهای موجود و به روز سازی در صورت لزوم

8.    ارتباط پيشرفته با مناطق "فالس کريک" و بندر "پورت لندز"

9.    اسکان دوچرخه سواران

10.  ايجاد امکان ترابری به زمينهای پيرامون

 

اهداف

ايده طراحی اين راه را می توان در طراحی ايجاد شش سبز راه ديگر شهر نيز بکار گرفت؛ اما اين طرح، اختصاصا با شرايط خيابان "کارال" سازگار است. اهداف زير که بصورت خلاصه بيان شده است؛ بمنظور نقطه شروعی برای بهسازی آتی شهر در نظر گرفته شده است:

 

هدف اول: تقويت جامعه بوسيله مشارکت فعال همسايگی ها در پيشبرد اهداف و نگهداری

الف. تشکيل يک گروه نظارتی همسايگی برای همکاری با شهر در جهت توسعه سبز راه

ب. برگزاری برنامه "خانه های باز" برای گردآوری کمکهای جامعه

ج. بررسی پذيرش عمومی طرح از سوی همسايگی ها

د. ارتباط با گروههای ديگر شريک در اجرای طرح؛ همانند گروه "مبارزات تاريخی داون تاون"، "جاده ابريشم" و CPR

ه. هماهنگ نمودن پيشبرد طرح "سبز راه خيابان کارال" با سازمانهای نوسازی دولتی و مردمی در "ايست سايد" بمنظور ارتقاء شرايط ايمنی، اقتصادی و اجتماعی

و. جستجوی موقعيتهای مناسب برای جلب مشارکت بخش های عمومی و خصوصی در جهت تقسيم هزينه ها و مسوليتهای ساخت و ساز، نگهداری و توسعه "سبز راه کارال"

 

هدف دوم: افزايش ايمنی و راحتی در پياده روها

الف. ايجاد مکانهايی برای استفاده مثبت و فعال در خيابان، فراهم آوردن "چشمهای خيابان"، همانند کافه ها

ب. زيبا سازی پياده روها برای جذاب تر نمودن آنها

ج. دادن اولويت بيشتر به عابرين پياده در گذر از تقاطع ها

د. فراهم سازی امکانات حفاظتی در برابر تغييرات آب و هوايی

ه. کاشت درخت در خيابانها و ايجاد فضای سبز

و. بالا بردن سطح کيفی چراغها در پياده روها

 

هدف سوم: شناسايی و گسترش مناطق خاص در طول مسير

الف. فراهم سازی مکانهايی برای توقف، استراحت و تماشای مناظر برای رهگذران

ب. ايجاد امکاناتی همچون آب خوری، سرويس بهداشتی، سرپناه، محل نشستن و بازی

ج. تقويت ارتباط بين اعضای جامعه از طريق طراحی و برنامه ريزی "سبزراه"

د. تاکيد بر روی خصوصيات موجود جوامع مختلف در رابطه با خيابانها و بکارگيری آنها. منظور ويژگيهای منحصر بفردی است که در مناطقی خاص وجود دارد؛ مثل: سنگفرشهای "گس تاون" و يا چراغهای منحصر بفرد "چاينا تاون"

 

هدف چهارم: ايجاد سرگرمی در حين آمد و شد از ناحيه "سی وال"

الف. ايجاد فضاها و تقاطعهای پيشرفته، همانند علائم عابرين پياده و خطوط باريک، برای برآوردن نياز دوندگان، اسکيت بازان و دوچرخه سواران

ب. ايجاد تسهيلاتی همچون محل پارک دوچرخه، آبخوری و درخت جهت استراحت در زير سايه آن

ج. طراحی، بکارگيری و نگهداری سطوح مخصوص در خيابان برای اينگونه استفاده کنندگان جهت جلوگيری از ليز خوردگی و خطرات متعاقب آن

 

هدف پنجم: کاهش آثار حمل و نقل موتوری بر روی عابرين پياده

الف. نصب عوامل آرامش بخش آمد و شد (مثل جاده های باريک، برآمدگی در گوشه ها و خطوط عبور و مرور برجسته)؛ فراهم سازی دسترسی افراد به محل کار از طريق وسائط نقليه و اتوبوسهای گردشگری و ساير خدمات مورد نياز

ب.  تغيير جاده بين "کوردووا" و "پندر" از يک طرفه به دوطرفه، همانگونه که در طرح حمل و نقل "داون تاون" منظور گرديده بود.

 

هدف ششم: مسير يابی و ارتباط  با مقاصد مهم

الف. جداسازی خيابان "کارال" از ديگر خيابانهای "داون تاون" با شناسايی آن بعنوان يک سبزراه منحصر بفرد

ب. قابل شناسايی کردن کل مسير بوسيله ايجاد اجزاء هماهنگ همچون درختان خيابانی پيوسته و علائم بخصوص  

ج. فراهم سازی نقشه و مسيرياب در طول راه برای گردشگران، شهروندان و ديگر افراد

د. ايجاد چشم انداز به کوهستان، درياچه، کشتزار وغيره تا حد ممکن

 

هدف هفتم: تسهيلات دوچرخه سواری

الف. ايجاد خطوط ويژه دوچرخه، همانگونه که در طرح حمل و نقل "داون تاون" پيشنهاد شده است

ب. ايجاد تسهيلات دوچرخه سواری از جمله پارکينگ ويژه و غيره.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥

گروه سويسی "مديريت محيط زيست شهری" و وظايف جهانی آن

در سال 2010، تقريبا نيمی از جمعيت جهان در شهرها زندگی خواهند کرد. اين واقعيتی است که همکاری بازيگران بسياری را در ايفای نقش مديريت مناطق شهری می طلبد. به اين منظور، از سال 1994 "گروه مديريت محيط زيست شهری" با اجرای طرحهای مديريت شهری سعی در ايجاد حمايتهای بی شائبه به شهرداری های کشورهای مختلف داشته است. از اهداف اين گروه می توان چنين ياد کرد:

-- تاکيد بر دادن اولويت به محيط زيست در طرحهای مديريت شهری کشورهای جنوب

-- مشارکت در تصميم گيری ها بر اساس اطلاعات جديد و پاسخگويی به نيازها و مشکلات اجتماعی و اقتصادی جاری

-- ياری رساندن در جهت جايگزينی الگوهای فنی تصميم گيری با روشهای چند زمينه ای و جهانی به منظور پيشرفت شهری

-- حمايت از سياستهای يکپارچه ارائه شده توسط مردم بی بضاعت ساکن همسايگی ها و بکارگيری آنها در طراحی شهری

-- ايجاد همکاری بين گروههای دارای سلائق مختلف

گروه "مديريت محيط شهری" از شش زير گروه علمی چند زمينه ای از کشورهای شرکت کننده جنوب و همچنين از کشور سويس تشکيل شده است. همگی اين افراد کانون تحقيقات خود را بر روی اصول پايه ای مديريت محيطی در توسعه شهرهای آفريقايی، آسيايی و آمريکای لاتين متمرکز کرده اند.

اين شش زير گروه هدف مشترکی را دنبال می کنند که همانا توسعه و حمايت از موارد زير است:

-- روشهای نظری منسجم، روش شناسی تحقيق و عمل به آنها

-- همکاری ميان موسسات علمی و سازمانهای دولتی و شخصی ذينفع در محيط شهری

-- ارتباط و مبادله دانش بدست آمده از اجرای هر طرح

-- توصيف ابزارهای بکارگيری يافته های هر يک از تحقيقات، با همکاری و در جهت منافع کسانی که درگير طرحهای مربوطه بوده اند.

-- سود بردن از ارتباطات و شبکه های سازمانی بوجود آمده در هر طرح

-- توسعه يک شبکه اطلاعاتی بين سويس و محققان بين المللی درگير در تحقيقات شهری برای حمايت از مديريت محيطی در کشورهای در حال توسعه

-- ايجاد رابطه بين پژوهشهای کاربردی و عمليات شهری

 

مديريت هماهنگ محيط شهری: سياستهای عمومی و پوياگان محلی در شهرهای متوسط

خلاصه طرح

هدف اين طرح، که برای کشورهای جهان سوم از اهمييت زيادی برخوردار است؛ استقرار آن در سياستهای پژوهشی اين کشورها می باشد.

 

اهداف طرح

-- گسترش فرايند آگاهی در مورد محيط شهری در زمينه مرمت شهرها، با بکارگيری کليه مشارکت کنندگان و بر روی يک شبکه جنوب-به-جنوب، و با آموزش نماينده های محلی و دانشجويان

-- مطالعه نحوه مديريت محيط شهری در شهرهای متوسط جنوبی زير:

مينگورا واقع در جنوب پاکستان، بعنوان ناحيه اصلی تحت مطالعه

مونترو واقع در بوليوی و بيرا در موزامبيک، بعنوان ناحيه تکميلی تحت مطالعه

 

نکات مهم برای کشورهای جهان سوم

تمرکز زدايی که يادآور نقش شهرهای کوچک متوسط می باشد (و دو سوم جمعيت شهری کشورهای جهان سوم را شامل می شود) و تحکيم شبکه شهری

 

مديريت ضايعات جامد در شهرهای آفريقا، بخصوص بازيافت ضايعات ارگانيک

اهداف اين طرح تحقيقاتی تجزيه و تحليل تجارب حاصله از مديريت ضايعات جامد، و در ديدگاه تخصصی تر، بازيافت مواد ارگانيک در شهرهای آفريقا و از طريق تحقيقات در کشورهای زير است:

اواگدوگو (بورکينافاسو)، کوتونو (بنين)، باماکو (مالی) و ابيجان (ساحل عاج)

اين تحقيقات بمنظور درک بهتر رفتار و علائق سهامداران مختلف (خانواده ها، ساختارهای جمع آوری ضايعات دولتی و خصوصی، مديران و غيره). در فاز دوم، تحقيقات بر روی دو شهر اول که در آن واحد های کمپوست در حال فعاليت می باشند؛ متمرکز شده است. اين پژوهش با هدف گسترش سازمانهای اجرائی و تطبيق فرايند بازيافت آنها با شرايط شهری، سازمانی، اجتماعی-اقتصادی، جوی، بهداشتی و فنی شهرهای آفريقايی است.

 

توسعه پايدار، شهرنشينی و آلودگی منابع طبيعی در شهر هوشی مينه، ويتنام

ويتنام يکی از فقيرترين کشورهای جهان است. محيط زيست آن کشور اکنون بشدت تخريب گرديده است و اين در نتيجه جنگ و غارت بيش از حد منابع طبيعی می باشد. تغييرات تدريجی اخير اين کشور بيانگر اينست که اين ملت يکی از قطب های جديد توليد درجنوب شرق آسياست. اين رشد سريع اکثرا در مناطق شهری تمرکز يافته است و آثار منفی رشد جمعيت نيز بر مناطق شهری و همچنين بر حومه مشهود می باشد. چنين روندی بطور اخص، در شهر هوشی مينه که بيشترين تخريب محيطی در آن بوقوع پيوسته است؛ نمايان است.

اين تحقيق که در ژانويه 1994 و با همکاری EPF شهر لوزان و کميته محيطی هوشی مينه (ENCO) صورت پذيرفت؛ دو هدف دارد: يک تحليل جهانی  از خصوصيات فرايند شهرنشينی در کشورهای در حال توسعه و اثر آن بر منابع طبيعی؛ و يک بازشناسی معطوف به رابطه بين افزايش خطرناک زيستگاهها و مديريت آب شهری در شهر هوشی مينه.

مطالعات علمی در کشور ويتنام توسط يک گروه بين المللی و چند منظوره ذينفع در محيط زيست، آب شناسان، شيميدانان، جغرافی دانان، جامعه شناسان و اقتصاددانان مورد تفسير قرار می گيرد. هدف از اين کار اينست که پيوندهای بين پوياگان اقتصادی و اجتماعی فقيرترين همسايگی ها و منابع و علتهای آلودگی شناسايی گردد.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥

پارک تکنولوژی در ناحیه باسک اسپانیا

این پارک در شهر "زامودیو" ،ناحیه "باسک" اسپانیا، واقع شده است. پارک تکنولوژی 1,497 کیلومتر مربع مساحت دارد. می توان گفت که بیش از صدها شرکت کار های تکنیکی پیشرفته این پارک را بر عهده دارند.

جامعه خودمختار ناحیه باسک که محل استقرار آنها در ساحل شمالی اسپانیا می باشد، صنعتی ترین و پیشرفته ترین منطقه در سراسر اسپانیا است. این منطقه که بیش از 2 میلیون نفر جمعیت دارد در مرکز جاده های ارتباطی شمالی-جنوبی (پاریس-مادرید) و شرقی-غربی (بارسلون-آتلانتیک) واقع شده است.

ناحیه باسک شبکه های جاده ای بسیاری دارد که طول آنها به 4,243 کیلومتر می رسد که 331 کیلومتر از آن به راههای مخصوص عبور و مرور موتور سیکلت و راههای شوسه دو بانده اختصاص دارد. راه آهن موجود این ناحیه را به ایستگاه ها و توقف گاه های داخلی اسپانیا و به ایستگا های خارج از کشور در فرانسه متصل می سازد. شبکه ارتباطی باسک دارای سه فرودگاه و دو بندرگاه ویژه بارگیری می باشد.

     

اهداف و مدیریت

پارک تکنولوژی مخصوصا برای شرکت هایی با تکنولوژی سرآمد تاسیس شده تا این شرکت ها بتوانند با استفاده از این پارک زیرساخت های مرغوب و با کیفیت تولید کند و از خدماتی که برای این نوع فعالیت ها ارائه می شود حمایت کنند. نواحی مجاور طوری طراحی شده که از تمامی شرکت هایی که در پارک واقع شده اند حمایت مضاعفی در فعالیت هایی در حیطه پیشرفت در تعلیم، تحقیق و تکنولوژی به عمل می آورد.

اما پارک فقط در صدد آن نیست که از شرکت های مبتکر دعوت به عمل آورد. با در کنار هم قرار گرفتن دانشگاه ها و مراکز پزوهش و توسعه و وجود ماکز تلفیقی صنعتی می توان تکنولوژی برتر را انتقال داد و در اختیار دیگر شرکت ها هم قرار داد. این پارک در واقع یک پل ارتباطی میان مراکز آموزشی، مراکز تحقیقاتی و شرکت هاست که با کمک آن می توان میزان بهره یک ناحیه از تکنولوژی روز را بالا برد وبه حداکثر ممکن رساند.

مدیریت این پارک بر عهده سازمان مرکزی "پارک تکتیکو" است که آژانس توسعه منطقه ای باسک از آن حمایت می کند و همه این ها هم تحت کنترل و نظارت وزارت صنایع باسک به فعالیت های خود ادامه می دهند.

در سالهای اخیر ناحیه باسک به منظور حمایت از محققان و شرکت هایی که فعالیت های توسعه گرایانه دارند، در بسیاری از علوم به خلق و گسترش ساختار تکنولوژی دست یافته است. این ساختار ها بر سه پایه اصلی استوار است: تحقیقات بنیادی دانشگاهی، فعالیت های تحقیقاتی مراکز تکنیکی که تحت نظارت عمومی مردم اداره می شود و فعالیت های مقطعی گروهی.

با توجه به 900 تکنولوژی برتر که مورد تایید امور تحقیقاتی و توسعه واقع شده اند، در راس شبکه تکنیکی ناحیه باسک هفت مرکز اصلی قرار دارد. این هفت مرکز از صنایع و اقتصاد منطقه مانند: اطلاعات و ارتباطات تکنولوژی، محیط زیست، الکترونیک و مهندسی پیشرفته، بیوتکنولوژی، هوانوردی و مرغوبیت تولیدات حمایت می کنند.

چهار مرکز از این مراکز تکنیکی _ که شامل مرکز تکنولوژی هوانوردی،مرکز"لابین"، مرکز "روباتیکر" و مرکز "گیکر" می باشد_ محل استقرار دائمی شان در پارک تکنولوژی است. "لابین" فعالیت هایش در خصوص ابر رایانه، کتابخانه های علوم ارتباطات و یک مرکز سنجش مرغوبیت تولیدات می باشد. مراکز "روباتیکر" و "گیکر" که به ترتیب در زمینه علوم روبات شناسی و تجهیزات نوین فعالیت دارند، دفتر مرکزی خودرا به این پارک انتقال داده اند. همچنین در این پارک همکاری و مشارکت واحد های مراکز پژوهش و توسعه باسک و موسسات نرم افزاری اروپایی تاسیس شده است.

 

شرایط ورودی پارک

پارک تکنولوژی ناحیه باسک پیشنهاداتی را در خصوص زیرساخت شرکت های ارائه دهنده ابتکارات و دارای تکنولوژی پیشرفته ارائه داده است. با توجه به تقاضا شرایطی را برای ورود به این پارک در نظر گرفته شده مورد سنجش قرار می گیرد:

*  فعالیت های تحقیقاتی و با اهداف توسعه بر عهده شرکت ها می باشد.

*  ظرفیت ارتباط با دانشگاه ها و مراکز فن آوری

*  میزان یکپارچگی که فعالیت ها در این پارک تکنولوژِی کسب می کنند.

*  توانایی در پیشرفت، کاربرد و اشاعه تکنولوژی نوین

*  اهدای پتانسیل های به تکنولوژی که فرآیند های تولید و سرویس های پیشرفته را انتقال می دهد.

*  سطح تکنیکی تولیدات

*  ظرفیت جذب دیگر شرکت های تکنولوژی برتر

*  رشد پتانسیل

*  پتانسیل علمی و تکنیکی

*  صلاحیت پرسنل

*  ثبات تکنیکی و اقتصادی

*  میزان تغییر چهره پارک به عنوان هسته تکنولوژی نوین

در مجموع باید گفت این پارک در طبیعتی بسیار زیبا واقع شده است، بیش از 190 هکتار مساحت دارد و در محدوده شهری "زامودیو" و "دریو"_دو روستای کوچک در نزدیکی بیلبائو_ واقع شده است. در سال 1985 موسسات عمومی شهر باسک اقدام به ساخت این پارک با هدف اشاعه و ارتقای تکنولوژی برتر و با حضور صنایع پیشرفته متعدد تاسیس شد. ادغام و در کنار هم قرار گرفتن شرکت های نوین و خانه های سنتی حومه شهر باسک و وجود بیش از 100 گونه درخت یکی از بدیع ترین و جذاب ترین جلوه های شهری را در این مکان پدید آورده است.

تا کنون 10 ساختمان از ساختمان های این پارک بنا به درخواست شرکت ها به محوطه این شرکت ها اختصاص یافته است. این ساختمان ها مجهز به آخرین سیستم های پیشرفته و متناسب با تکنولوژی برتر می باشد.

تمامی این ساختمان ها مجهز به آب، برق، گاز، تلفن، سیستم اطفا حریق، نور افشانی و شبکه زه کشی و فاضلاب می باشد.

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥

طراحی شهری در شهر بوستون

طراحی شهری در شهر بوستون (ایالت ماساچوست آمریکا)


مقدمه

در ابتدا به پیشینه و وضعیت کنونی شهر بوستون می پردازیم. به این شهر زیبا و جذاب "آتن آمریکا" هم می گویند. این شهر از قرن نوزدهم به بعد از نظر معماری و طراحی شهری سرآمد و دارای شهرت بوده است. جمعیت تقریبی آن در حدود 600.000 نفر است و 125 کیلومتر مربع مساحت دارد و در کشور آمریکا و در ایالت ماساچوست واقع شده است. رود چارلز از مرکز این شهر می گذرد.

در اینجا نویسنده می خواهد به توضیح این مطلب بپردازد که چگونه این شهر به این زیبایی طراحی شده است. به گفته یکی از شهرسازان :"بوستون مجموعه ساخت و سازهای بی انتهای ساختمان های نوین است."

هر چند این نقل قول تا حدودی فلسفی به نظر می رسد اما به گفته نویسنده بهترین عبارت برای بیان طراحی شهری بوستون است. آنچه در این جا قابل ذکر است این است که در هچ کجای دنیا یک فرد خاص نتوانسته یک شهر بسازد چرا که سازنده و طراح یک شهر با سازنده یک ساعت مچی از زمین تا آسمان تفاوت دارد پس آبادانی و ساخت و ساز اصولی و زیبای شهر نیاز به یک همکاری گروهی دارد که البته این همکاری تنها مربوط به افرادی که در یک عصر می زیسته اند و از یک نسل بوده اند نیست و شهر طی یک روند تدریجی ساخته می شود.

   

تاریخچه شهرسازی بوستون

سی و پنج سال پیش بوستون شهر بود که در آن تنها می شد دو یا سه ساختمان بلند را دید_ساختمان های دولتی که در سال 1930 میلادی ساخته شدند. بیتوته های شهر بسیار وسیع و دیلاق بود و مرکز شهر بسیار شلوغ و پر جمعیت بود که از میان آن خیابان های تنگ و پیچ در پیچ می گذشتند این طور به نظر می رسید که بر روی یک کیک خامه ای با چاقو برش انداخته باشند که این برش ها همان خیابان های بوستون بودند.

حدود بیست تا سی سال بعد و در نسل بعدی شالوده های اصول حمل ونقل در خیابان های شهر ریخته شد و هم اکنون در شهر بوستون یک بزرگراه هوایی روگذر وجود دارد که مسیر آن از اطراف شهر شروع می شود و پس از عبور از کناره رودخانه، از مرکز شهر می گذرد. با تخریب ساختمان های قدیمی و غیر اصولی حومه شهر و ساخت آپارتمان های چنین طبقه بسیار مجهز و لوکسی در شهر جلوه دیگری به خود گرفت. مراکز دولتی به طرز بسیار زیبایی و صرف هزینه های هنگفت ساخته شدند اما مرکز شهر همچنان چهره شلوغ و پر ازدحام خود را حفظ کرده است.

شهرسازان بوستون در دهه های 50 و 60 مرتکب اشتباهات فاحشی در زمینه شهرسازی شدند. اما در دهه 70 به شناسایی این اشتباهات پرداخته و در دهه 80 درصدد رفع آنها بر آمدند و متوجه شدند که چگونه باید این مشکلات را از سر راه برداشت و چگونه باید با نگاه کردن به خود بوستون و با توجه به پتانسیل های موجود و بدون تقلید از دیگر شهر های امریکا به آبادانی بوستون کمک کرد. تا آن زمان ایده طراحان شهری بوستون بر این بود که با یک استراتژی یکسان می توان همه شهر های بزرگ را بازسازی و آباد کرد چرا که همه کلان شهر ها همانند هم هستند. اما اکنون ایده طراحان شهری تغیر یافته و به راه حل های بهتر و مناسب تری دست یافته اند.

تاریخچه شهرسازی شهر بوستون بسیار طولانی است. در دوره اول جنگ جهانی دوم مردم بوستون مانند بقیه شهر های آمریکا از شهر گریخته و به حومه شهر پناه بردند. مردم تجارت و کسب و کار خود را رها کرده و از شهر بیرون رفتند به دنبال آن جمعیت شهر تحلیل رفته و اقتصاد شهر دچار رکود شد. دولت فدرال طی مذاکراتی قانون جدیدی را برای صرف هزینه های هنگفت تصویب کرد که دامنه مصرف آن بسیار گسترده بود. متاسفانه وقتی این دو باهم تلفیق می شدند چیزی جز یک فاجعه را در بر نداشت و این مساله بعدا به عنوان تجربه ناخوشایندی در آمریکا مطرح شد.

آنها یک بزرگراه فلزی شش راهه طراحی کردند که درست از قلب مرکز شهر می گذشت و رفت و آمد ساکنین حومه شهر را که برای خرید و یا انجام امور دیگر به مرکز شهر می آمدند را تسهیل کرد. در پایان راههای خروجی این شش راه هفت پارکینگ بسیار نزدیک به یکدیگر و بالاتر از سطح زمین ساخته شد که با استفاده از آنها مردم ماشین های خود را در مکانی امن پارک می کردند و به خرید و یا گشت و گذار در شهر می پرداختند. همچنین هنگامی که جمعیت شهر بیشتر شد این بزرگراه نقش بسیار مهمی در رفت و آمد افرادی که محل سکونتشان در حومه شهر و محل کارشان در مرکز شهر می بود، داشت. اما دیگر دیر شده بود و مرکز شهر بوستون دچار یک مخمصه بزرگ شده بود. با اینکه نیت کار خوب بود اما نتیجه بسیار بدی به بار آورد.

پس از این ماجرا و در حدود سال 1960 میلادی، طراحان شهری دریافتند که مرکز شهر بوستون بسیار شلوغ و متراکم شده است و همچنین محله ها و شهرک های این شهر هم بسیار پر ازدحام شده اند. شهرسازان وارد عمل شدند و محله های فقیر نشین مرکز شهر که از نظر شهری وضعیت نامناسبی داشتند و سمبل فقر و بیچارگی در جامعه بود و از طرفی به ازدحام و شلوغی مرکز شهر هم دامن زده بود را تخریب کردند.

بیشتر مردمی که در این محله ها زندگی می کردند را مهاجرین ایرلندی، مهاجرین ایتالیایی و پناهندگان جنگی یهودی تشکیل می دادند. تعداد کمی از آنها می توانستند انگلیسی صحبت کنند. بنابراین واضح است که کمترین وابستگی سیاسی در آنها دیده نمی شد. کار تخریب این محله ها شروع شد بود ولی خوشبختانه تنها یک محله بطور کامل تخریب شد. دو هزار و پانصد خانه تخریب شد و ده هزار نفر از ساکنین این محله ها که عمدتا مهاجران و پناهندگان بودند، آواره و متفرق شدند. این پروژه به طور نا آشکارا و غیر علنی انجام گرفت. زمین ها با قیمت های بسیار بالایی به خریداران خصوصی فروخته شد و در این اراضی ساختمانهای و آپارتمان های لوکس با اجاره بهاهای بسیار بالا ساخته شد. در این محل های زمین های چمن زیبایی ساخته شد و دیگر آثاری از آن محله های شلوغ و فقیر نشین بر جا نماند. خوشبختانه بودجه ای که برای این طرح در نظر گرفته شده بود به اتمام رسید. هرچند که مدتی بعد چندین نویسنده در کتاب هایشان عملیات پاکسازی محله های فقیرنشین و به دنبال آن آوارگی تعداد کثیری از مردم قشر مستمند که می رفت تا به همه کشور سرایت کند را محکوم کردند. بوستون خیلی خوش شانس بود که تنها توانسته بود از تعداد ده محله موجود یکی از آنها را تخریب کند.

ولی با این حال سطح تخریبات صورت گرفته هنوز هم وسیع بود. شاهراه اصلی شهر از یکی از این محله های پر جنب و جوش می گذشت. تمام محله های روسپی گری پاکسازی شدند و در آن محله ها هم اکنون ساختمان های دولتی فدرال و محلی و ایالتی قرار دارد که در اطراف یک میدان واقع شده اند و آنچه در خصوص توسعه شهری آرزوی شهر بود محقق شد.

اکنون شهرسازان بوستون در صدد هستند تا پروژه ای که در 35 سال پیش با نیت خیر آغاز شده و سپس راه را به اشتباه پیموده اصلاح کنند. هنوز متصدیان امر در حال اجرای پروژه بازسازی بازارها و میادین دولتی و گذاشتن حد و مرز برای آنها به منظور هویت بخشی به این اماکن و همچنین برنامه ریزی اصولی بمنظور جذب مردم یه سوی این جایگاه ها می باشند. کارهای مرمتی دیگری هم در حال اجرا می باشد

هم اکنون شهرسازان در اواسط کارهای اجرایی بزرگراه زیر زمینی با نام "بیگ دیگ" در این شهر هستند. در ابتدا هزینه ساخت این بزرگراه چهار میلیارد دلار بر آورد شده بود اما تا کنون پانزده میلیارد دلار هزینه در بر داشته است. این نشانگر عظمت این پروژه است. مهندسین در حال حفر یک تونل در زیر بزرگراه هوایی هستند. سپس راه این تونل را در محل رفت و آمد اتومبیل ها باز خواهند کرد و پس از آن شاهراه اصلی _سنترال آرتری_ را تخریب خواهند کرد. مقرر شده است که به جای بزرگراه هوایی که پس از ساخت بزرگراه زیر زمینی تخریب خواهد شد، یک پارک و فضای سبز، موزه و زمین بازی ساخته شود. که این محل های یک سرمایه ملی بسیار عالی خواهد بود.

 

 عکس سمت راست شاهراه بوستون در زمان جنگ جهانی دوم و سمت چپ شاهراه کنونی شهر بوستون

در اواسط سال 1980 ، کارشناسان با نگاه موشکافانه ای بر شهر در یافتند که این شهر دارای جاذبه های توریستی بسیاری است و نقطه آغاز شناخت بوستون بعنوان یک شهر مهم توریستی شکل گرفت. کارشناسان و شهر سازان متوجه شدند که دلیل تمایل داشتن مردم نه تنها از دیگر شهرهای امریکا بلکه از سرتاسر دنیا برای بازدید از بوستون ،با صرفنظر از تخریب و پاکسازی که قبلا صورت گرفت، جاذبه های تاریخی و باستانی این شهر است. در بوستون پیاده روهای باستانی با ساختمان های قدیمی بسیار زیبا، خیابان های باریک، مغازه های بسیار زیاد و پارک های مجهز و پیشرفته بسیار جالبی وجود دارد که توسط "فردریک لا اولمستد" طراحی و ساخته شده است.

کارشناسان پس از بازبینی و بررسی مجدد طراحی شهر به مساله دیگری پی بردند و آن مساله این بود که شاید می بایست شهرسازی و طراحی شهری بوستون منحصر بفرد و متفاوت با دیگر شهر ها باشد. متعاقبا به این مساله اندیشدند که چگونه می توانند از حالا به بعد ساختمانها و محله هایی بسازند که با سبک معماری کنونی شهر تطبیق داشته باشد، چگونه می توان از فضاهای خالی و اراضی بلا استفاده شهر بصورت بهینه استفاده کرد و در این فضاها ساختمانهایی ساخت که مشخصه های بوستون هم در آن لحاظ شده باشد و تقلید صرف از دیگر شهرها نباشد.

یکی از پروژه های بسیار مهم بوستون توسعه دوباره بازار "کنسی" بود. بازار "کنسی" 175 سال پیش به عنوان یک بازار عمومی بنا شد. این بازار توسط ساختمان هایی در دو سمت آن محاصره شده است و در اواخر قرن به یک مرکز فروش عمده مبدل گشت، تمام تولیدات و مواد غذایی از قبیل گوشت و ماهی برای فروش به رستوران ها و هتل ها به این بازار آورده می شد. در اوایل دهه 70 بازاریانی که فضاها و مغازه هایی را در شهر اجاره می کردند، گفتند که بوستون تا ازدحام جمعیت خیلی فاصله ندارد بنابراین ساختمان یک طبقه مجلل و لوکسی در بیرون از شهر ساختند و شهر را که با آن مشخصه های مضحک و فریبکارانه اش رها کردند.

دست اندرکاران شهری از این واقعه به عنوان یک فرصت پیشرفت و توسعه حمایت کردند و همچنین خوشبختانه "جیمز رز" لایحه ای مبنی بر برگزاری یک جشنواره خرید و فروش ارائه کرد. البته تا آن موقع هیچ کس چنین پیشنهادی را نشینده بود، اما از این جشنواره استقبال بسیار خوبی به عمل آمد مردم دسته دسته برای خرید، خوردن خوراکی های مورد علاقه، تماشای هنر نمایی دوره گردان و برنامه های جالب و دیدنی به آنجا می آمدند. این بازار در آغاز بازگشایی یعنی در سال 1976 با یک موفقیت زود هنگام مواجه شد.

بدین ترتیب مردم در حومه شهر تجمع کردند و بازدید کنندگان از تمام نقاط کشور و جهان برای بازدید از شهر به حومه آن می رفتند. این مناطق پر ازدحام و شلوغ و فعال و پر جنب و جوش شدند. هر چند که این پروژه از نظر بسیاری از کارشناسان کوچک و مختصر به نظر می رسید اما موفقیت بزرگی را به همراه داشت. این پروژه به عظمت پروژه ساخت بزرگراه، پاکسازی و تخریب محله ها و ساخت مرکز دولتی نبود، این پروژه مختصر، مهارپذیر و در حد و اندازه بوستون بود. به عقیده شهرسازان بوستون این اولین پروژه ای بود که در بوستون با موفقیت انجام شد و همینطور اولین باری بود که یاد گرفتند که چگونه باید شهر را که یک روند کند صعودی دارد بازسازی و آباد کرد.

 

 بازار و مرکز خرید شهر بوستون در گذشته(سمت چپ) و حال(سمت راست)

در اواخر قرن بازار به یک مکان شلوغ و پرکار تبدیل شد. اکنون هم این بازار به خصوص در مواقع برگزاری فستیوال ها بسیار شلوغ است و در شب نور افشانی می شود. خیابان های تنگ و باریک هم اکنون جای خود را به خیابان های وسیع و مسطح داده است. این بزرگراه بسیار جالب و زیباست و در تمام طول سال و از صبح زود تا شب فعال و پر جنب و جوش است و شاهراه اصلی مابین مرکز شهر و حومه شهر می باشد.

برای شهر بوستون مدلی طراحی شده که بوستون را پس از تخریب بزرگراه اصلی نشان می دهد. بزرگراه می تواند جایگزین فضاهای سبز از قبیل پارک و موسساتی مانند موزه ها و مراکز دیدنی شود. با اجرای این پروژه پیاده رویی در کنار رودخانه هم درست می شود که مردم می توانند در ساحل رودخانه ای که از وسط بوستون عبور می کند، قدم بزنند.

تا 30 سال پیش محوطه کناره رودخانه کاملا راکد و ناپویا بوده است. ماهی گیری دیگر در آنجا رواج نداشت، قایق ها و کشتی های کنار رودخانه ناپدید شدند، اسکله تخریب شد ولی اکنون شهرداری بوستون در همین ناحیه راکد، صنعت توریست را راه اندازی کرده ایم، در حدود 20 تا 30 قایق توریستی در اینجا فعال است که مردم را از غرب رودخانه به شرق رودخانه می برد. لازم نیست مردم برای ورود به شهر اتومبیل هایشان را با خود به مرکز شهر که پر ترافیک است ببرند بلکه می توانند اتومبیلشان را در خارج از شهر پارک کنند و با استفاده از قایق های سریع السیر از طریق رودخانه خود را به مرکز شهر برسانند و بدین وسیله در وقتشان هم صرفه جویی خواهد شد.

یکی دیگر از بخش های مهم شهر محله "تیاتر" که یک محله شلوغ و پرازدحام و فعال می باشد است. ساختمانهای قرن نوزدهم بسیار مهم و دارای ارزش هستند. در بوستون از این نوع ساختمان ها به وفور یافت می شود و کارشناسان شهر ملبورن برنامه های مرمتی_حفاظتی پویایی برای آن در نظر دارند تا پاسخی در برابر تخریبات نابجایی که در سال 1980 صورت گرفته، باشد بدین منظور این مناطق به عنوان مناطق دیدنی و حفاظت شده مرزبندی و محصور شدند. قوانین شهرسازی و معماری بسیار جدی و سختگیرانه ای برای بساز و بفروش ها و افرادی که در صدد توسعه شهری و معماری هستند، وضع شد. یکی از کارشناسان شهری می گوید: "هدف ما از این کارها این بوده است که بوستون را به شهری منسجم، قابل تصور و بدون ابهام تبدیل کنیم تا مردم از قدم زدن در آن لذت ببرند."

طی یک برنامه توسعه ای در رابطه با مرکز شهر که "تحقیقات دستگیره" نام گرفت، نقشه ای از مرکز شهر تهیه کردند که در آن هر نقطه قرمز را سمبل یک "دستگیره در" نامیدند. این نقاط قرمز بیان گر مناطق فعال از یک خیابان اصلی است. اما این نقشه نشان می دهد که در بعضی از نقاط تنها تعداد معدودی نقطه قرمز وجود دارد مانند ساختمان مرکزی دولت که در این محل تنها ساختمان های بلند وجود دارد و فقط یک یا دو نطقه قرمز در آن دیده می شود. با این تفاسیر تفاوت میان نقاط فعال از نظر تجاری و نقاط غیر فعال به وضوح مشخص می شود. در خیابان هایی که تعداد نقاط قرمز در آنها زیاد است خیابان های فعالی هستند و همیشه شلوغ و پر از مردم است و خیابان هایی که نقاط قرمز بر روی آنها کم است راس وسعت 5 عصر خالی از جمعیت است. این مساله برای شهر ها و جوامع بین واقعا مشقت بار است چرا که باید طراحی شهری به نحوی باشد که جمعیت در تمام ساعات شبانه روز به طور مساوی در تمام خیابان ها توزیع شود نه اینکه در ساعتی از شبانه روز خیابانی دچار ازدحام جمعیت و سختی عبور و مرور باشد در حالیکه خیابانی دیگر کاملا خالی از جمعیت باشد

در مرکز شهر بوستون ادغام سبک ها و روش های گوناگون معماری صورت می گیرد. این روش های معماری شامل دو یا سه شیوه از اوایل، اواسط و اواخر قرن نوزدهم و دو سبک معماری قرن حاضر یعنی سبک های مدرنیسم و پست مدرنیسم ،ساختمان های مرتفع و ساختمان های کم ارتفاع، می باشد، که با هم تلفیق شده اند. این مساله واقعا جالب و فوق العاده است که همه این سبک های مختلف معماری و سایز های گوناگون ساختمان ها با هم تلفیق شوند و این طور کاملا با هم تطابق و سازگاری داشته باشند. این امر در واقع نتیجه پشتکار و همت معماران و طراحی شهری منسجم و مستحکم و خط مشی های اصولی معماری و کمی هم شانس و اقبال می باشد.

سبک معماری بوستون در گذشته(سمت چپ) و حال(سمت راست)

پروژه "رویز وارف" یکی دیگر از گام های اساسی و کلیدی در شهرسازی بوستون بود. این پروژه در سال 1990 تکمیل شد و در رابطه با اراضی و ساختمان سازی در حاشیه رودخانه ای که از میان شهر عبور می کرد، بود. این اولین پروژه چند منظوره در بوستون بود. در واقع تمامی پروژه هایی که پیش از آن در بوستون راه اندازی شده بود فقط یک هدف را دنبال می کردند و برای یک هدف و مورد استعمال خاص در نظر گرفته شده بودند، مانند :ساختن یک اداره در یک مکان خاص و یا ساختن یک ساختمان در جایی دیگر و یا ساختن یک مرکز تجاری که همه مشخص بود به چه منظوری از آنها استفاده می شود. پروژه "رویز وارف" از این نظر که یک پروژه چند منظوره در رابطه با اراضی ساحلی رودخانه بود بسیار جالب و شگفت انگیز می بوده است.

بخش مرکزی و جنوبی بوستون در گذشته(سمت راست) و حال(سمت چپ)

کارشناسان شهری طی این پروزه زمین های حاشیه رودخانه ها را تفکیک کرده و هر قسمت را به فروش رساندند. آنها به صاحبان اراضی گفتند که می بایست در این زمین ها هتل، آپارتمان و یا مراکز اداری _با رعایت صول ساختمان سازی_ بسازید، همه منازل اطراف رودخانه تخریب شده و به مکان های تفریحی عمومی تبدیل شدند. هم اکنون پارک ها و پیاده رو های زیبایی در محوطه حاشیه رودخانه ساخته شده که مردم به تفریح و قدم زدن در آنها می پردازند. این پروژه انجام گرفت و بسیار موفق بود.

این پروژه هم یکی دیگر از پروژه های کوچک اما موفق بود که همه گستره شهر را در بر نمی گرفت و با اهداف و قواعد خاص اجراشد. در واقع تمامی پروژه های کوچک اما موثر معماران و شهرسازان مستعد بود که وقتی در کنا هم قرار گفتند توانستند شهر را به صورتی که امروزه می بینیم در آورد.

یکی دیگر از این پروژه های کوچک که بسیار هم موفق بود، پروژه ساخت پارکینگ دو یا سه طبقه بود که به جای گاراژ پارکینگ تاریک و وحشتناکی که در دهه 50 ساخته شده بود، بنا شد. مهندسین این گاراژ را خریداری کردند و سپس آن را تخریب کردند. به اندازه پنج طبقه زیر زمین را حفر کردند و یک پارکینگ پنج طبقه زیر زمینی ساختند. روی آن یک پارک و یک مرکز تفریحی و یک رستوران کوچک ساختند.

بنابراین با کمک معماران و مهندسین ناظر یک پارک کوچک حدودا 90 متری را بروی بخش بالایی پارکینگ بنا شد که در نوع خود یک پروژه موفق محسوب می شد. در این پارک درختان زیبا و بزرگی ساخته شد و در کنار آن یک کافی شاپ کوچک ساخته شد که در آن روزنامه فروخته می شد و زمین های اطراف آن چمن کاری شد. بدین ترتیب ناحیه کوچک و در عین حال زیبایی در میان ساختمان های بلند اداری منظره جذابی را به شهر بخشیده است مردم می توانند لحظاتی را فارغ از کار و مشغله در این پارک، رستوران و کافی شاپ سپری کنند.

این پارک همیشه شلوغ و پر رفت و آمد است چرا که مساحت آن کم است و در منطقه پر ازدحام شهر ساخته شده است. این پروژه سومین درسی بود که آموختیم و آن این بود که به جای پروژه های گسترده، نسنجیده، وقت گیر و پر هزینه زمان را صرف پروژه های کوچک اما جالب، خلاق، مستحکم و اصولی کنیم.

یکی از مهندسین پیشگام در این عرصه می گوید: "هیچگاه یک پروژه عظیم را با تفکر نا چیز طراحی و اجرا نکنید."

اگر چه پروژه شاهراه مرکزی شهر یک پروژه بسیار سنگین و عظیم بود ولی کارشناسان و مهندسین بسیاری در مورد چگونگی احیا و آبادسازی اراضی تفکر و با یکدیگر مشورت کردند. .ولی باید اذعان کرد که واقعا مشکل است که از نو یک شهر را دوباره به طور منسجم و همبافت با ساخت پارک ها و فضای سبز بازسازی کرد. طی این پروژه می بایست در بوستون با تمسک به سبک ها و شیوه های نوین معماری پارک ها، موزه ها و امکانات رفاهی_تفریحی جدید احداث کرد. اما تمامی این ساحتمان ها باید کوچک و در اندازه ساختمان های حاشیه رودخانه باشند. در واقع احتیاجات و ملزومات قدیمی و جدید را باید در هم آمیخت.

این پروژه به نیمه رسیده است. چهار سال بر روی آن کار شده است و چهار سال دیگر تا اتمام پروژه زمان لازم است. تا کنون هیچ کدام از نماهای بیرونی گشوده نشده است. شاهراه اصلی شهر-سنترال آرتری- هنوز برقرار است. در زیر سطح زمین تونلی که در حال ساخت است مانند یک شهر کامل ساخته شده از آهن و پولاد است که در زیرزمین ساحته شده باشد. چندین پل عظیم در این تونل طراحی شده که از حجم ترافیک راه خروجی تونل می کاهد. در هر حال باید گفت که آخرین پیشرفت های روز در ساخت این تونل اعمال شده است.

خیابان های بوستون در گذشته(سمت راست) و حال(سمت چپ)

کارشناسان شهری بوستون بر این عقیده اند که خیلی خوش شانس بوده اند که تجربه بیست سال گذشته را در چنته دارند و با توجه به آن دریافتند که بوستون از نظر ساختار شهری چگونه است و چگونه می بایست طراحی شود.

بنابراین زمانی که تصمیم به طراحی پروژه حاشیه رودخانه و همچنین اسکله گرفتند توانستند به خوبی از عهده آن بر آیند.

ناحیه کنار دریا که چند صد هکتار مساحت دارد قبلا یک محوطه خالی و متروکه بوده است که اکنون در آن پارکینگ ساخته شده است. در این بندرگاه ده هزار نفر مشغول به کار هستند. از این ناحیه وسیع تنها 300 آکر (هر آکر معادل 4047 متر مربع است) آن به اسکله تجاری و اقتصادی تعلق دارد. یک شرکت ساختمان سازی از نیویورک مسوولیت این پروژه را بر عهده گرفت این شرکت تاکنون چندین پروزه اسکله سازی را در سراسر جهان با موفقیت به انجام رسانده است. اگر چه کارشناسان شهری بوستون هم در این طرح فوق العاده مشارکت دارند.

اولین گام ساخت سالن مرکزی اجلاس و کنگره ها در حاشیه کنار دریا بود. در بوستون کنگره ها و گردهمایی های بزرگ و متعددی برگزار می گردد و مردان و زنان و کودکان بسیاری در این کنگره ها شرکت به هم می رسانند. چرا که این شهر اماکن بسیاری برای دیدن دارند. تلاش های بسیار صورت گرفته است تا بازدید کنندگان در مواقعی که در اجلاس نیستند هم به طریقی سرگرم شوند. سالن مرکزی اجلاس هم اکنون در حال ساخت است. این پروژه 800 میلیون دلار هزینه در بر دارد و کا راجرایی آن دو سال به طول خواهد انجامید.

پروژه ای که در قسمت قبل در مورد آن توضیح داده شد به صورت هم زمان با پروژه "رویز وارف" ادغام خواهد شد و به جای اینکه مثلا ادارات در بخش اول پروژه، ساخت مسکن در بخش دوم و مراکز خرید در بخش سوم پروژه ساخته شود تمامی این کار ها با هم انجام می گیرد. این 300 آکر زمین 4 مالک عمده دارند. که در هر بخش تمام این ساختمان ها به صورت تداخلی ساخته خواهد شد. بنابراین پس از اتمام این پروژه به یکی از مکان های شلوغ و پر ازدحام شهر مبدل خواهد شد و به دلیل وجود تمامی امکانات رفاهی و تفریحی همه مردم می توانند در 24 ساعت شبانه روز در آن مکان حضور داشته باشند در واقع ساکنین این منطقه می توانند در روز در اداره ها کار کنند و در شب در ساختمان های مسکونی و یا هتل ها به استراحت بپردازند و اوقات فراغتشان را هم به بهترین شکل سپری کنند.

خیابان هایی صاف و مسطح در سطح شهر گسترش داده خواهد شد. این خیابان ها برای مردم بوستون آشنا هستند، با اینکه معمارانی که در این پروژه ها فعالیت دارند همه از معماران معاصر و متجدد هستند اما همچنان مشخصه شهری و الگوی جاده های شهری منحصر بفرد بوستون است که داشتن خیابان های باریک و شلوغ و سرزنده است حفظ می شود. تلفیق این پروژه ها با یکدیگر  نوید این را می دهد که پارک ها و کناره دریا همیشه به جز روزهای سرد شلوغ و پر جنب و جوش خواهد بود.                                                                               مدل از پیش طراحی شده بوستون

شهرسازان و معماران بوستون به چشم انداز آینده بوستون بسیار امیدوارند اما این عقیده را دارند که اگر این پروژه ها را 20 سال قبل انجام می دادند امکان موفقیت آن بسیار کمتر بود چرا که آنها در طول بیست سال تجربه، پختگی و کارکشتگی لازم را به دست آورده اند.

طی پروژه دیگری شهرسازان در صددند تا بوستون را به همان صورت قدیمی اش برگردانند. البته معتقدند که این امر صد در صد میسر نمی شود اما ایده کلی این است که یک شهر باید مشخصه های قدیمی خود را حتی در ساخت نوین و مدرن شهر داشته باشد و نباید از اصل فاصله گرفت. در اینجا باید متذکر شد که در تمام شهر ها اشکالاتی از نظر ساختمان سازی و شهرسازی وجود داشته است و باید این اشکالات ابتدا برطرف شود اما دراین جا آنچه ضروری است این است که نقوص و اشکالات را پیدا کرده و آنها را مرمت و تصحیح کرد. بنابراین می بایست تمام تلاش خودرا به کار بست و از همه تجربیاتی گذشته استفاده کرد.

مهندسین معتقدند که برای اتمام اولین پروژه 300 آکری (هر آکر 4047 متر مربع می باشد) 30 تا 40 سال زمان نیاز دارند.

یکی از مشکلات شهری طی 10 سال اخیر این بوده که از ساعت 5 عصر تعدادی از خیابان هایی که در آنها تنها ادارت وجود دارند کاملا خالی از جمعیت می شوند و خیابان هایی که دارای موقعیت تجاری هستند بسیار شلوغ و پر ازدحام می شدند و در واقع در بوستون تجارت شبانه رایج شده است. به همین دلیل است که به تدریج ادارات به موسسات تجاری که کارشان تامین مواد اولیه رستورانها، کافه ها و اماکن تفریحی بود تبدیل می شوند. بدین ترتیب بدون اعمال اجبار و هیچگونه تلاش مضاعفی این خیابان ها که از ساعت 5 عصر به بعد خلوت و خالی از جمعیت می شدند رونق گرفته اند و به مکان های پر جنب و جوش تبدیل شده اند.

 

همگونی ساختمان های قدیمی و نوساز در بوستون

فروش قطعه قطعه اراضی در هر شهر جهان لازم و ضروری است. بعنوان مثال یک خانواده که یکی از هتلداران عمده شیکاگو بودند و به بوستون مهاجرت کرده اند با خرید این اراضی در آن سه ساختمان مسکونی، دو هتل بزرگ و سه ساختمان اداری بنا کردند. همین فضاهای خالی و بیتوته بیرون شهر بود که پس از فروش آنها به مردم و بدون اینکه دولت هزینه هایی را متحمل شود به اماکن آباد، سبز و قابل سکونت شهری مبدل شدند.

ساختمان هایی که در این ناحیه ساخته شده کمی از نظر ارتفاع کمتر و کم جمعیت تر از محله "فایننشال" است اما هنوز هم برای اینکه به جذابیت و سرزندگی آن کمک شود می بایست ساختمان ها کم ارتفاع تر و محله کم جمعیت تر باشد. کارشناسان می خواهند فضای اطراف دریا را طوری طراحی کنند که یک مجموعه چند منظوره کاری، تفریحی و مسکونی بنا شود.

تمام مثال ها و نمونه های طراحی های زیبای شهری به بوستون باز نمی گردد بلکه بعنوان مثال می توان از پارک شهر "بتری" در نیویورک به عنوان یکی از فضاهای سبز بسیاز زیبا و دیدنی نام برد و یک اثر زیبای محوطه سازی معماری محسوب می شود. در تابستان تعداد کثیری از مردم در کنار آب می نشینند و اوقات فراغت را سپری می کنند. در زمستان پارک سیمای شهر را به خود می گیرد و تنها تفاوت آن در داشتن انبوهی از درختان و تخته سنگ های بزرگ در وسط آن است. این پارک می تواند گویای مفهوم کامل و جذابی از شهرسازی باشد.

نیروی فعال یکی از ارکان اساسی فروشگاه های خیابان های مرکزی شهر می باشد و مرکز شهر در تمام طول روز شلوغ و مملو از جمعیت است. در همان پروژه "دستگیره" که قبلا بدان اشاره شد حدود 50 "دستگیره در" که نشانه نقاط فعال شهر است در مرکز شهر دیده می شود. شهرداری بوستون در صدد است تا شهر را طوری طراحی کند که در آینده حاشیه شهر و مناطق ساحلی هم به همین صورت همیشه سرزنده و پرجنب و جوش باشد.

در اینجا به 10 اصل که از ملزومات داشتن مرکز شهری موفق و منظم است اشاره می کنیم. این اصول در همه نقاط دنیا یکسان است. البته هر شهری می بایست با توجه به مشخصه های منحصر بفرد شهری خود این اصول را رعایت کرده و به راهکارهای خاص شهر مربوطه برسد.

1-در مورد مناظر بدیع، جلب توجه کننده و فراگیر که با پشتوانه های مالی هنگفت خلق می شوند محتاطانه عمل کنید. چرا که بهترین شهر های دنیا هر روز ببیشتر و بیشتر بخش ها و قسمت های آشنا و خاص خود را به معرض دیدی عموم می گذارند.

2-خصوصیات منحصر بفرد شهر خود را بشناسید و از آنها بهره برداری کنید.

3-در حفاظت و مرمت از اماکن باستانی و تاریخی شهر دقت و پشتکار لازم را به کار ببندید.

4-سعی کنید اشتباهات گذشته را اصلاح کرده و هم زمان با توسعه های نوین شهری به احیای مواردی که از پیش ساخته شده پرداخته شود.

5-از ساخت پیاده روهایی که از سطح خیابان بالاتر و یا پایین تر هستند ممانعت به عمل آورید.

6-شهرک های چند منظوره و منسجم را با توجه به ساخت پیاده رو ها و پارکینگ های زیرزمینی بسازید باید ساختار پارکینگ طوری باشد که درب ورودی گاراژ از داخل خیابان باشد. جایگاه مغازه ها و پاساژها در حومه شهر است نه داخل شهر.

7-در حاشیه خیابان ها، گردشگاه ها و پارک های کوچک و یا متوسط بسازید. مراکز خرید نباید زیاد نزدیک و چسبیده به محل های مسکونی باشد همچنین مراکز خرید زیاد هم نباید پرت، دورافتاده و راکد باشند.

8-طراحی و ساخت ساختمان های جدید طور باشد که به ساختمان هایی که از قبل ساخته شده شبیه باشد و ساختمان های قدیمی و جدید با هم سازگار و هم گون باشند. _منظور این نیست که بطور کامل از ساختمان های قدیمی تقلید شود_ بدین منظور می بایست از معماران کارآمد، معمارین محوطه ساز، شهرسازان و بساز و بفروش ها برای انجام این پرژه بهره گرفت. تکمیل این پروژه مدت های مدیدی به طول خواهد انجامید، البته این مطلب نباید در عموم ایجاد استرس کند چرا که ساختمان هایی که ساخته می شود و طرح هایی که احداث می شود تا حداقل یک قرن باقی خواهد ماند پس باید در انجام آن نهایت دقت را به عمل آورد.

9-تا آنجایی که امکان دارد در فستیوال ها و جشنواره های داخلی و خارجی شرکت کنید.

10-اگر در شهر شما از مرکز شهر رودخانه ای عبور می کند باید کناره رودخانه طوری طراحی شود که به مکانی عمومی و تفریحی مبدل گردد.

 

نقشه شهر بوستون

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ،۱۳۸٥

تاریخچه مدیدیت شهری ((UMP در آسیا

توسعه برنامه های مدیریت شهری در گرو تلاش و ممارست شهرها در جهت پیشرفت و رفاه منابع انسانی میسر می شود؛ این اقدامات عبارتند از جذب مشارکت های دولتی، بهره وری اقتصادی، حفظ تساوی و عدالت اجتماعی، کاهش فقر و بهبود شرایط زیست محیطی. این اقدامات در سایه استفاده بهینه و توزیع عادلانه منابع امکانپذیر خواهد بود.

مدیریت شهری طی سه مرحله از آغاز یعنی از سال 1986 میلادی تا کنون دستخوش یک سری تغییرات بنیانی شده است.

مرحله اول: مرحله اول برنامه مدیریت شهری (1991-1986)؛ این برنامه ها بر روی تحقیقات کاربردی بر روی چهار موضوع: مدیریت اراضی، امور مالی و مدیریت شهری، زیرساخت ها و محیط زیست شهری و با هدف توسعه راهبرد های عملی و ابزارهای کاربردی مدیریت شهری در سطح جهانی متمرکز شده بود.

مرحله دوم: اهداف این مرحله (1996-1992) حول محور چگونگی استفاد از این راهبردها و ابزارها در جهت ارتقای کارآیی و سطح تولیدات، ابتدا به صورت منطقه ای و سپس بسط آن به تمام کشور می بوده است. در این مرحله یک مورد دیگر به چهار موضوعی که قبلا در بالا ذکر شد، افزوده گردید. مورد پنجم کاهش فقر شهری بود. مکانیزم اساسی در این فاز اجرایی پرداختن به سطح کارآیی و تولیدات از قبیل تشکیل هیات کارشناسان منطقه و تاسیس کارگاه ها و همایش های مشاوره ای در سطح کشوری به منظور معرفی این خط مشی ها و ابزار های کاربرد به کل کشور، معطوف می شد. ساختار این برنامه ها تمرکز زدایی و واگذاری مسوولیت انجام این فعالیت ها به ادارات منطقه بوده است.

مرحله سوم: مرحله سوم مدیریت شهری به منظور ایجاد و تحکیم کارآیی دولت، بانکها و مراکز تامین اعتبار در جهت مرتفع ساختن معضلات شهری اختصاص یافت.

مرحله چهارم—این مرحله(2004-2001) ادامه مرحله سوم بود و تنها بیشتر از قبل بر روی فعالیت ها و اقدامات دولتی که شرایط زندگی قشر مستمند و کم درآمد جامعه شهری را متأثر می ساخت، متمرکز شده بود.

در واقع هم اکنون زمینه هایی که این برنامه ها توجه خاص به آنها دارند عبارتند از:

-- کاهش سطح فقر در شهر

-- مدیریت محیط زیست شهری

-- جذب مشارکت های دولتی

-- حل معضل ایدز و اعتیاد در جامعه شهری

برنامه هایی که در بالا بدان اشاره شد در 11 ناحیه و 21 شهر در آسیا اجراشده است.

در اینجا به مقایسه مدیریت شهری در آسیا و اروپا می پردازیم.

اصول مدیریت شهری در اروپا

در الگوی مدیریتی در اروپا سه عامل مدیریتی لحاظ می گردد: برنامه ریزی، اجرای برنامه ها، نظارت و ارتقای برنامه ها. از این گذشته ویژگی های خاصی برای یک مدیریت مطلوب شهری نیاز است که این ویژگی ها شامل داشتن اطلاعات لازم در زمینه سیستم شهری، سازمان های مربوطه و روند فعالیت ها می باشد.

همچنین باید توجه داشت که بخش خصوصی، گروه های فشار و عامه مردم می توانند در بهبود مدیریت شهری سهیم باشند و با استفاده از اینها می توان به بودجه لازم جهت ارتقای وضعیت اقتصادی دستیابی پیدا کرد. این عملکرد ها می توانند شهرواندان، محیط زیست شهری و ظرفیت کارآیی و تولیدات شهر را تحت تاثیر قرار دهد.

در اروپا تاکید بر این است که سیستم های شهر بطور کامل مورد ارزیابی قرار گیرد. نوع مدیریت شهری که در اروپا مورد استفاده قرار می گیرد می بایست با چرخه زندگی شهرنشینی، که افزایش و کاهش رشد محیط زیست نشانگر آن است، سازگار باشد. شهر هایی که به لحاظ فیزیکی و اقتصادی توسعه یافته هستند نیاز به شیوه مدیریت شهری متفاوت با شهرهای عقب مانده و دچار نقصان دارند.

به عنوان مثال بسیاری از شهر ها نتوانسته اند به توازن عرضه و تقاضا در تولیدات و خدمات شهری برسند. در این موارد شهر های اروپایی وضعیت بازارهای شهری مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. با این روش تقاضا برای تولیدات خدمات شهری و عرضه مایحتاج شهروندان به توازن می رسد.

از موارد دیگری که در مدیریت شهری اروپا مدنظر قرار می گیرد را می توان به وضعیت حمل و نقل شهری، مدیریت اراضی، اقتصاد شهری و منطقه ای،سازمان دهی کارآیی و حجم تولیدات در کلان شهر ها اشاره کرد.

1- خدمات تکنیکی در جهت فقرزدایی شهری بر روی موارد زیر متمرکز شده است:

  • دستیابی قشر فقیر جامعه به اراضی و تامین امنیت شغلی آنها: بهبود شرایط کاری و سازمان دهی اجتماعی می بایست به اندازه بهبود شرایط محیط شهری مد نظر قرار گیرد. چراکه قشر ضعیف و کم درآمد جامعه هم می بایست از امانات دسترسی به اراضی شهری و امنیت شغلی برخوردار باشند.

  • کمک های مالی هر چند جزئی به قشر کم درآمد: این بخش بهبود شرایط مدیریتی در سامان دهی گروه های اجتماع در ایجاد مشارکت های مالی، افزایش کارآیی مدیریتی در جهت اخذ و اداره سرویس های مالی-اعتباری به منظور توسعه فعالیت های درآمدزا و تسهیلات مسکن را شامل می شود. همچنین در این زمینه می توان به ایجاد ارتباط میان این گروه های مشارکتی با موسسه های ملی رسمی و استحکام کارآیی و افزایش سطح تولیدات دولت های محلی در ارتقاء تمهیدات مربوط به وضه اقتصادی و معیشتی جامعه اشاره کرد.

2- خدمات تکنیکی در جهت مدیریت محیط زیست شهری بر موارد زیر متمرکز شده است:

  • مدیریت بازیافت زباله:این بخش شامل بهبود مدیریت شهری در جهت برنامه ریزی، تامین اعتبار، و عملی ساختن امور مربوط به سیستم زباله های جامد شهری می باشد. در اینجا می بایست تقویت سرمایه گذاری در سیستم زباله های جامد شهری و بخصوص در زمینه های جمع آوری زباله های جامد، دفن و همچنین بازیافت مواد به خوبی انجام پذیرد.

  • مدیریت آب و فاضلاب و آلودگی هوا: این بخش شامل بهبود خط مشی ها و قوانین زیست محیطی به منظور ترفیع و تفییذ اختیارات مدیریت شهری در جهت برنامه ریزی، تامین اعتبار و عملی ساختن امور مربوط به سیستم آب و فاضلاب و کیفیت هوا می باشد. در ایجا می بایست تقویت مشارکت میان دولت های محلی و سازمان های دولتی در ارائه خدمات زیست محیطی و حفاظت از محیط زیست لحاظ گردد.

3- خدمات تکنیکی در جهت مدیریت شهری به شیوه مشارکتی

  • جمع آوری عواید و مدیریت مالی: بهبود روند مدیریتی در جهت جمع آوری عواید بمنظور توزیع مطلوب خدمات شهری

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٥

ده گام به سوی طبیعتی سبز

1-     پاشیدن بذر

در بهار و پاییز باغچه خانه تان بذر پاشی کنید. سپس کمی کود روی آن بریزید تا چمن ها از استقامت بیشتری برخوردار شوند و علف های هرز از بین بروند. زمین را به خوبی با خیش دستس و غلتک شخم بزنید. خاک باغچه را همیشه مرطوب نگه دارید.

2-     چمن های بلند را کوتاه کنید.

حداکثر طول چمن ها می بایست 5/7 سانتی متر باشد البته چمن ها را زمانیکه طولشان به 11 سانتی متر رسید کوتاه کنید تا مطمئن شوید که ریشه اش در زمین مقاوم شده است. هیچگاه بیشتر از یک سوم طول چمن را کوتاه نکنید چراکه با این کار ریشه چمن سست می شود و توجه داشته باشید که تیغ ماشین چمن زنی شما تیز است.

3-     بازیافت چمن ها

چمن های چیده شده را در همانجا رها کنید. با این کار در حدود 70% از رشد علف های هرز کاسته می شود و. 30% نیاز باغچه به کود مرتفع می شود و همچنین خاک باغچه همیشه مرطوب و خنک خواهد ماند.

4-     کود پاشی

پس از اینکه زمین اکسیزن لازم را به خود جذب کرد، لایه نازکی کود بر روی آن بپاشید. با این کار نیاز زمین به آب کم می شود و علف های هرز کاهش می یابد و از سرمازدگی در زمستان جلوگیری می شود. با این کار سلامت زمین که زیستگاه گیاه است تامین می شود.

5-     آبیاری صحیح

باغچه شما در هفته تنها نیاز به 5/2 سانتی متر آب دارد که با این کار ریشه گیاهان سالم می مانند. اگر باران نمی بارد در هفته یکبار باغچه را در صبح اول وقت و یا عصر آبیاری کنید. مطوئن شوید که آب به ریشه گیاهان رسیده است. آبیاری بیش از حد برای گیاهان خطرناک است.

6-     به تنفس خاک کمک کنید.

خاک در حالت طبیعی پس از مدتی متراکم می شود. اما آب، کود و هوا می تواند از این عمل جلوگیری کند. شما می توانید بخش متراکم خاک را (حداقل به عمق 6 سانتی متر) کنار بزنید سپس آن را با خیش دستی شخم بزنید و به جای اولیه بازگردانید.

7-     تغذیه خاک

سلامت خاک وابسته به آزادساز تدریجی نیروژن طبیعی موجود در خاک است که این کار با کود پاشی و بازیافت چمن های چیده شده میسر می شود. آزمایش کردن خاک برای تعیین p/k(فسفر/پتاسیم)، PH، نیازهای ریزخوراکی خاک امری لازم است.

8-     حفاظت از خاک

همانطور که می دانیم خاک محل زندگی بسیاری از موجودات است. برخی از موجودات برای گیاهان مفید و برخی مضر می باشند.

9-     بر آفات طبیعی نظارت داشته باشید

شما میتوانید برای آخرین اقدام از آفت کش ها استفاده کنید و علف های هرز را هم با دست از ریشه در آورید.

10-    متفاوت باشید.

سعی کنید خود را به کاشت یک نوع گل و گیاه منحصر نکرده و کاشت انواع گل و گیاهان را در باغچه امتحان کنید. برای این کار می توانید از باغبانان کمک بگیرید.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٥

ترفندهای محوطه سازی در طراحی فضای سبز

استفاده از مصالح

در هنگام استفاده از مصالح در محوطه سازی پارک ها و باغات نیاز به توجه تکنیکی در این خصوص وجود دارد. مثلا استفاده از کالار سیمان در پارک ها که امروزه رایج شده و بسیاری از جنبه های زیبا شناختی آنها را نابود ساخته است. زیرا سیمان از نظر ساختار بسیار ناپایدار است، هنگامی که اولین برف می بارد بسیار شاداب و پرطراوت به نظر می رسد اما پس از آن کیفیت خود را از دست می دهد. دومین مساله این است که برف سمبل پاکی و عفت است و این درحالی است که سیمان و بتون معنای وحشت و خشونت را به انسان القا می کند. بنابراین از سیمان و بتون می بایست در مکان هایی از پارک که در معرض دید نیستند مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل سنگ نشان دهنده استحکام، وحدت و جاودانگی است. سنگ در بسیاری از ادیان مقدس است. مثلا در دین اسلام سنگ سیاهی که در کعبه زائرین ان را می بوسند و معتقدند که از بهشت آمده و در هنگام نزول از آسمان به رنگ سفید بوده اما در اثر گناهانی که بشر مرتکب شده سیاه شده است.

در قدیم دیوار باغها از ملاط ساخته می شدند که بسیار مهربان تر و ملایم تر از سیمان پورتلندی به نظر می رسید. آهک آبی از طریق حرارت دادن گچ و سنگ آهک بمنظور آزاد شدن دی اکسید کربن، بدست می آید. هنگامیکه این مواد دوباره با آب مخلوط شدند و در معرض هوا قرار می گیرند و دوباره با دی اکسد کربن ترکیب شده و به همان حالت شیمیایی اولیه باز می گردد. دی اکسید کربن به استحکام لایه های بیرونی ملاط می افزاید و بهمین دلیل شاید یک قرن بتواند استحکام خود را حفظ کند. این نوع ملاط امروزه از نظر ساختمان سازان دور مانده است در صورتیکه هنوز هم می توان از آن در محوطه سازی پارک ها و باغات استفاده کرد.

مثلا امروزه استفاده از آجر و خشت به کلی از مد افتاده تلقی می شود. اما باید بدانیم که دوام این محصول می تواند با توجه به کیفیت آن مناسب باشد. خشت های گلی که شهر باستانی بابل به کار می رفته بوسیله شل دادن به گل مرطوب درست شده است. این بلوک های گلی سپس در مقابل نور آفتاب خشک می شوند و در مکان مناسب مورد استفاده قرار می گرفتند و در ساخت خانه ها کاربرد داشته اند

حدود 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح انسان این مساله را دریافته بود که هنگامی که گل مرطوب خشک شود تبدیل به ماده ای سخت می شود. در آن زمان از گل رس برای ساخت ظروف استفاده می شد. رومی ها مهارت لازم را در ساخت خشت کسب کرده و سپس این هنر را در اختیار مردمان شمال اروپا قراردادند. این خشت ها در قرون وسطی در ساخت دودکش ها و مناره کلیساها مورد استفاده قرار گرفت. البته امکان این نبود که در کوره های آجرپزی ابتدایی این خشت ها در دمای بالایی درست شوند.بعد از 1200 سال پس از میلاد مسیح کشورهای سفلی مانند هلند و جنوب انگلستان مبادرت به ساخت این خشت ها ورزیدند. اما در زمان حاضر این خشت ها و در واقع آجر ها به اندازه استاندارد رسیده اند اما در ساخت دیوار باغاها کاربردی ندارند، آجرهای دست ساز از نظر ساختار به گونه ای هستند که هرگز ماشین نمی تواند ان را بسازد؛ آجر های دست ساز را می توان به اندازه مورد نیاز ساخت. این طور به نظر می رسد که آجرهای دست ساز از نظر زیبایی و آذین بندی بهتر از آجرهای کارخانه ای است، البته هزینه دستمزد ساخت آنها از مواد خام بیشتر می شد؛ این مساله هم حل شد و زیبایی حاصله جای خود را به پرداخت هزینه های کلان داد. در دهه سوم قرن بیستم "وینستون چرچیل" به ساخت خشت و آجر و کارگران این حرفه بسیار اهمیت می داد.

سفال هم یکی از مصالح قدیمی است که در امر محوطه سازی باستان اهمیت بسیاری داشته است. سفال همان گل رس است که در دمایی پایین تر از کوره آجرپزی خشک می شود و به رنگ سرخ بسیار زیبایی در می آید و در گذشته بیشتر در ساخت ظرف و ظروف مورد استفاده قرار می گرفت. امروزه بسیاری از کارخانه ها به جای اساتفاده از پلاستیک و بتون استفاده از این ماده را توصیه می کنند. بسیاری از باغهای بر جای مانده از مصر باستان و روم دارای دیوارهای رنگین بوده اند که دلیل آن استفاده از گل رس و سفال بوده است. در زمان برگزاری فستیوال ها برای تزئینات روی دیوارهای پارک ها و باغها می توان از سفال استفاده کرد. هن.ز هم "توسکانی" در ایتالیا در مرکز ساخت سفال قرار دارد.

استفاده از سایه ها

حرکت دورانی زمین، حرکت قابل پیش بینی و تدریجی سایه را در صفحه یک ساعت آفتابی سبب می شود. یک اصل مهم در این زمینه این است که ساعت آفتابی می بایست در یک مکان دقیق و حساب شده طراحی شود و انتخاب این مکان از اهمیت خاصی برخوردار است. طول عقربه ساعت آفتابی به زمان، عرض جغذافیایی ساعت آفتابی، موقعیت زمین در چرخش روزانه این بستگی دارد. وضعیت سایه عقربه های در دو ساعت آفتابی همسان یک زمان واحد اما در دو باغ متفاوت، هیچگاه یکسان نخواهد بود.

 

نور خورشید در اثر تبدیل هیدروژن به هلیوم تولید می شود و 8 دقیق زمان می برد تا مسافت 149.6 میلیون کیلومتری از خورشید به زمین را بپیماید. اگر در ساختمان این ساعت ها به دقت بنگریم تا حدودی شگفت زده خواهیم شد. این ساعت ها بیشتر در بالای برج کلیسا نصب می شود چون زمان امر مقدسی است. چون این ساعت ها خودبخود تنظیم می شوند و اصلا نیازی به تنظیمات ندارد.

 

یکی از صاحبنظرن در مورد این ساعت ها می گوید : "خدای بزرگی که خورشید را طوری قرار داد تا بر شب و روز فرمانروایی کند و ستاره ها را آفرید تا شب را مغلوب خود کنند، طبیعت بشر را هم طوری خلق کرده که با این تغییرات متناوب سازگاری داشته باشد و این میل را در وجود او قرار داده تا همواره در صدد پی بردن به چگونگی گذران دقایق و لحظه ها و در نهایت زندگی باشد.

ساعت آفتابی تنها 4 روز در طول سال با ساعت های مکانیکی مطابقت می کند: 16 آوریل، 14 ژوئن، 2 سپتامبر و 25 دسامبر و در طول سال کبیسه هم این تطابق تا حدودی وجود دارد. در روزهایی غیر از این تاریخ هایی که ذکر شد در بقیه روزها در حدود 16 دقیقه این زمان عقب تر از زمان رسمی و یا 14 دقیقه جلوتر از زمان رسمی می باشد. علت این امر این است که زمین در مدار بیضی شکلی دوران می کند و زمانی که به خورشید نزدیک می شود حرکتش سریعتر می شود. هنگامی که سرعت حرکت خورشید بیشتر می شود، زمان خورشیدی جلوتر از زمانی که بر روی ساعت های مکانیکی نشان داده می شود، است.

ساعت های آفتابی باید طوری تنظیم شوند که اطلاعات نجومی را منعکس کنند. مثلا هنگامیکه سرعت کند و یا تند می شود این مسئله را نشان می دهد که سرعت زمین افزایش و یا کاهش یافته است. قرار دادن یک صفحه میزانگر در صفحه ساعت آفتابی می تواند این زمان را به زمان رسمی تبدیل کند.

چون ساعت های مکانیکی چون با زمان رسمی و استاندارد یک کشور تنظیم می شوند در بشتر موارد نمی توانند ظهر واقعی را نشان دهند. مثلا اگر انسان بخواهد بداند که خورشید چه موقع به سمت الرأس خود می رسد و باغ در چه وقت به بیشترین میزان روشنایی دست پیدا می کند. علامت و مشخصه ظهر راهترین راه برای نشان دادن سمت الرأس خورشید است. این مشخصه می تواند خط راستی باشد که در امتداد سایه محور عمود در هنگام ظهر می افتد.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٥

 

 
پارك ملي كوير بين 23/51 الي 04/53 طول شرقي و 17/34 الي 12/35 عرض شمالي در استان سمنان واقع شده است. مساحت پارك ملي446400 هكتار مي باشد.

پوشش گياهي: درمنه ,‌ شيرخشت ,‌ گون ,‌ گرگ تيغ ,‌خنجك ,‌ افدرا ,‌ اشنان ,‌قيچ,‌ اسفند,‌ تاغ ,‌ پرند ,‌جارو ,‌ خارشتر ,‌ اسكنبيل , انواع گرامينه ,‌ ني ,‌سازو ,‌علف شور ,‌گز ,‌ جگن ,‌آتريپلكس.

پستانداران : كل و بز و قوچ و ميش ,‌ آهو,‌ جبير ,‌ گورخر ,‌پلنگ ,‌ يوزپلنگ ,‌ كفتار ,‌روباه شني ,‌ شغال ,‌ گرگ ,‌ گربه وحشي :‌كاراكال , تشي ,‌ خرگوش ,‌ سمور سنگي.

پرندگان : انواع غازها, مرغابيها,‌حواصيلها,‌ گنجشك سانان, زنبورخوركها ,‌كبوترها ,‌ كلاغها, عقابها,درنا,‌ فلامينگو, پرستو,‌كوكر,‌قمري ,‌توكا,‌هدهد, بلدرچين ,‌ تيهو,‌كبك,هوبره,‌دال ,‌شاهين, بحري ,‌ دليجه,‌سارگپه ,‌ سنقر.

خزندگان : انواع مار,‌ سوسمار ,‌ مارمولك و ‌لاك پشت .  

 

 
پارك ملي درياچه اروميه بين استانهاي آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي و در موقعيت جغرافيايي 37 تا 30/38 عرض شمالي و 45 تا 46 طول شرقي واقع شده است. مساحت پارك 464056 است .اين درياچه جمعا داراي 102 جزيره بزرگ و كوچك به مساحت 33486 هكتار است .

پوشش گياهي: سرو كوهي , پسته وحشي , داغداغان ,‌زالزالك ,‌ بادام كوهي ,‌شيرخشت ,‌ديو آلبالو, گندميان ,‌فرفيون ,‌آويشن ,‌درمنه ,‌علف شور, ‌كاكوتي ,‌زنبق,‌يولاف ,‌شنگ و‌ شقايق.

پستانداران : قوچ و ميش ارمني و گوزن زرد ايراني .

پرندگان: فلامينگو, پليكان ,‌ ‌كاكايي و تنجه .

خزندگان : انواع مارهاي سمي و نيمه سمي, مارمولك و آفتاب پرست . 

دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران قرار دارد و در میان دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی بخش شده است. دریاچه ارومیه بزرگترین دریاچه درونْ سرزمینی ایران است. آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتآ از رودخانه‌های زرینه‌رود، سیمینه‌رود، گدار، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود. حوضه آبریز دریاچه ارومیه ۵۰۸۹۲ کیلومتر مربع است که پیرامون ۳٪ مساحت کل کشور ایران را دربر می‌گیرد. این حوضه با داشتن دشت‌هایی مانند دشت پیرانشهر سلماس، ارومیه، تبریز، آذرشهر، مراغه، میاندوآب، مهاباد، نقده و اشنویه یکی از کانون‌های ارزشمند فعالیت کشاورزی و دامداری در ایران بشمار می‌رود. دریاچه ارومیه بزرگترین آبگیر دائمی آسیای غربی است که در غرب پشته (فلات) ایران قرار گرفته. پارک ملی دریاچه ارومیه پس از مرداب انزلی از جالب‌ترین و نغزترین زیستگاه‌های طبیعی جانوران در ایران بشمار می‌رود. تا کنون بیش از ۱۸۶ گونه از پرندگان آبزی و کرانه‌ای و ده‌ها پرنده خشکی‌زی در استان آذربایجان غربی شناسایی شده اند. دریاچه ارومیه دارای ۱۰۲ جزیره است که همه آنها از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوخته طبیعی جهان به ثبت رسیده است. جزیره اِشک زیستگاه پرندگان زیبای کوچگر از جمله مرغ آتش و تنجه و نیز گوزن زرد ایرانی است. گِل کرانه دریاچه خاصیت درمان برای دردهای بندگاهی (مَفصلی) و بیماری‌های زنان را دارد. برای گشت و گذار در دریاچه و جزیره‌های آن می‌توان از دو کشتی سهند و نوح یا قایق‌های گوناگون در بندر گلمانخانه بهره گرفت .

تاریخ

نگاره دریاچه ارومیه از ناسانام کهن این دریاچه چیچَست بوده است. این واژه واژه ایست از اوستایی و پارسی باستان و تلفظ آن چَئِچَستَ بوده است. دریاچه چیچست در اسطوره‌های ایرانی نقشی بنیادین دارد. عرصه بسیاری از رویدادهای مهم زندگی کیخسرو، کرانه این دریاچه بوده است. دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول آسا و سهمگین آن را میگشاید و از چنگ دیوان بدر می‌‌آورد در نزدیکی همین دریاچه بوده و بسیاری اسطوره‌های دیگر. نام ارومیه نامیست که آشوریان به آن داده اند. اور در زبان آشوری به معنای شهر است (همان واژه‌ای که در نام اورشلیم (شهر آشتی) هم وجود دارد) و میه به معنای آب است (همریشه با مآء عربی). پس اورمیه یا ارومیه بمعنی شهر آب است.

در دوران پهلوی به مناسبت پادشاهی رضاشاه پهلوی، به این دریاچه نام رضائیه داده

نام جزایر

نام ۱۰۲ جزیره دریاچه ارومیه بدین شرح است:

آرزو، اشک، اسپیر، کبودان، شاهی (اسلامی)، اسپیرو، اسپیرک، آذین، مهر، مهران، مهرداد، برزو، برز، سیاوش، سیاه‌تپه، تنجه، تنجک، بن‌اشک، اشک‌سر، اشکو، چاک‌تپه، دی، ماغ، میدان، چشمه‌کنار، میانه، سامانی، آذر، سنگان، سنگو، تک، جوزار، جوین، جودره، سپید، بستور، زیرآبه، بهرام، گرز، اردشیر، ناهید، پنهان، شاهین، کنارک، زرتپه، خرسک، امید، گریوک، گرده، گیو، کَلسنگ، گلگون، آرام، پناه، کریوه، ناویان، زاغ، مشکین، سهران، پیشوا، کام، کامه، سروش، سرخ، شبدیز، ناخدا، کوچک‌تپه، توس، برزین، آرش، آتش، سیاه سنگ، کرکس، شورتپه، ناوی، نهفت، شوش‌تپه، ایران‌نژاد، شمشیران، مهدیس، کاکایی بالا، کاکایی میانه، کاکایی پایین، تخت، تختان، مرکید، کاوه، مهوار، نادید، کمان، زرکمان، زرکنک، نهان، برد، بردین، بردک، تیر، تشبال، سریجه، بن، کفچه‌نوک.

 

 
پارك ملي بختگان در استان فارس بين 15/53 الي 15/54 طول شرقي و 11/29 الي 51/29 عرض شمالي واقع شده است. مساحت آن در ‌ حدود 000, 160هكتار مي باشد.

پوشش گياهي: انواع دياتومه ها وجلبكها,انواع گياهان شورپسند گز و ‌ني ودرمناطق خشكي ارس ,‌بنه,‌تنگس,‌قيچ ,‌بادام كوهي ,‌ آويشن ,‌ كاكوتي و باريجه مي باشد.

پستانداران : كل و بز و قوچ و ميش , گربه وحشي ,‌ گرگ , ‌پلنگ ,‌‌ كفتار ,‌روباه ,‌ شغال و در دشتها آهو.

پرندگان : فلامينگو ,‌پليكان ,‌انواع غازها,‌ مرغابيها ,‌حواصيلها,كشيمها, ‌كاكايي ها, پرستوهاي دريايي, ماهي خوركها,‌ انواع گنجشكسانان ,عقابها, ‌سنقرها ,‌ هوبره ,‌‌بلدرچين , ‌درنا, لك لك,‌ ‌ كبك,‌چلچله ,‌داركوب پري شاهرخ ,‌ دال ,‌ بحري ,‌ بالابان ,‌شاهين ,‌ ليل و‌دليجه .

 

 
پارك ملي گلستان درحدفاصل استانهاي گلستان و در موقعيت جغرافيايي بين 31/37 الي 04/53 عرض شمالي و 43/55 الي 17/66 طول شرقي واقع شده و مساحت آن در حدود 87242 هكتار مي باشد. ‌

پوشش گياهي: بلوط,‌ بلندمازو, ممرز,‌انجيلي,پلت‌,شيردار,كركو,آزاد,اوري,توسكاي قشلاقي,‌كلهو,‌انجير, توت,‌ملچ,‌ داغداغان,‌‌ازگيل,‌ وليك,‌زالزالك,‌سياه تلو,گوجه وحشي, شير خشت, گردو,‌تمشك ,‌اناروحشي, ‌‌گلابي وحشي ,زرشك,‌تاغ,‌گز ,‌پرند,‌كاروانكش , كلاه ميرحسن ,‌ گون ,‌ چوبك ,‌ درمنه ,‌ خارشتر و ارس.

پستانداران : مرال ,‌ شوكا ,‌خرس قهوه اي ,‌پلنگ ,‌خوك وحشي ,‌گربه جنگلي , تشي , آهو ,‌قوچ و ميش ,‌ پلنگ ,‌ گرگ , روباه , كل ,‌ بز .

پرندگان : قرقاول ,‌ كبك ,‌ تيهو ,‌ زنگوله بال , كوكر سينه سياه ,‌ ابيا و بلدرچين , قرقي ,‌ دليجه , سارگپه پا بلند,‌سارگپه ,‌عقاب دوبرار,‌دال شيا , دال , عقاب دريايي دم سفيد, مرادان , بالابان , هما,‌داركوب سياه ,‌بلبل ,‌توكاي باغي ,‌ سهره ها ,‌سكاها ,‌ زرده پره ها ,‌مگس گيرها ,‌زنبوركها و دم سرخها .  

اين پارک تا قبل از سال ۱۳۳۶ شکار گاه محسوب می شد. در شهريور ۱۳۴۲ به پارک محمد رضا شاه تغيیرنام دادو در سال ۱۳۵۳ به پارک ملی تبديل شد. پس از پيروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ با وسعت ۹۱۸۹۵ هکتار تحت حفاظت قرار گرفت.اين پارک در ۵۵ کيلومتری شرق گنبد و ۱۱۵ کيلومتری غرب بجنورد در مسير مشهد واقع شده است.رويش های اصلی پارک به علت ۳ اقليم متفاوت متنوع است.
 

 

 

 

 

 

 

 

 
پارك ملي بمو در شمال شهر شيراز و در موقعيت جغرافيايي 53/29 تا 36/29 عرض شمالي و 54/52 تا 29/52 طول شرقي به مساحت 48678 واقع شده است .

پوشش گياهي : گلهاي رنگارنگ نظير پامچال ,‌ لاله و شقايق شيراز,بادام كوهي ,‌ ارژن , بنه شناسايي شده است .

پستانداران : آهو ,‌ قوچ و ميش ,‌ كل و بز ,‌پلنگ ,‌كفتار ,‌گرگ ,‌ گربه وحشي

پرندگان : كبك ,‌ تيهو ,‌كوكر ,‌ هما ,‌عقاب طلايي و دال .  
 

پارك ملي تندوره در شمال خراسان در موقعيت 32/58 تا 48/58 طول شرقي و 15/37 الي 35/37 عرض شمالي واقع شده است .مساحت آن در حدود 35658 هكتار مي باشد.

پوشش گياهي: ارس,‌ كيكم ,‌شير خشت ,‌باريجه ,‌آنقوزه ,‌كندل ,‌ زيره سياه ,‌كتان وحشي ,‌جاشير ,‌ كلپوره ,‌آويشن, ‌آنخ ,‌ ريش و انواع گرامينه .

پستانداران: قوچ اوريال ,‌ كل و بز, پلنگ ,‌خوك ,‌ انواع گربه وحشي ,‌شغال,‌ گرگ ,‌ تشي,‌ رودك ,‌ سمور سنگي, ‌سنجاب زميني .

پرندگان : كبك ,‌ تيهو ,‌قرقاول ,‌كبوتر ,‌انواع پرندگان شكاري

خزندگان: 9گونه مار غير سمي ,4گونه نيمه سمي, 5 گونه سمي و 6 گونه سوسمار.

 

 

 

 

 

 

 


پارك ملي كلاه قاضي در استان اصفهان بين 45/51 الي 15/52 طول شرقي و 32 الي 30/32 عرض شمالي واقع شده است . مساحت آن درحدود 47142 هكتار مي باشد.

پوشش گياهي: انجير ,‌بادام كوهي ,‌انار ,‌عناب ,‌ شيپوري ,‌بيد , خارشتر,‌درمنه ,‌ اسپند,‌گل جاليز, شنگ ,‌انواع گرامينه, كلاغك ,‌ گل مريم ,‌سلين ,‌انواع گون , گل گندم ,‌علف شوره , علف مار ,‌ريواس ,‌اسپرس , چوبك .

پستانداران : كل و بز و قوچ و ميش ,‌ آهو,‌ خرگوش , پلنگ ,‌گرگ ,‌‌ كفتار , يوزپلنگ, ‌روباه ,‌ شغال ,‌ تشي وگربه وحشي.

پرندگان :كبك ,‌تيهو, باقرقره ,‌ كلاغ سياه ,‌چكاوك ,‌كاكلي ,‌دم جنبانك, زاغ نوك سرخ, زاغي,‌گنجشك سانان و عقابها .

خزندگان : مارجعفري,‌افعي شاخدار,‌مارقيطاني ,‌مار پلنگي ,‌مارمولك ,‌لاك پشت . 
 

كوه كلاه قاضي chakad.net


كوه كلاه قاضي قسمتي از رشته كوه ماهدشت مي باشد . بلندترين قله اين كوه به ارتفاع 2534 مترميباشدكه درجنوب خاوري اصفهان واقع وشكلي شبيه كلاه قاضيان درادوار گذشته دارد. كوه كلاه قاضي از مناطق حفاظت شده شكار ممنوع و پناهگاه حيات وحش مي باشد و داراي پاسگاههاي مختلف شكارباني است و چشمه هاي زيادي در دامنه هاي اين كوه وجود دارد كه گله هاي حفاظت شده بز و پازن از آن استفاده مي كنند. اين كوه را معمولأ از گردنه أي موسوم به گردنه لاشتر در فاصله حدود 30 كيلومتري اصفهان در جاده اصفهان به شهرضا صعودمي كنند. اين كوهستان داراي دره هاي متعدد شمالي و جنوبي است و وجه تسميه آن شكل كاملأ مشخصي است كه قله آن دارد و از شهر اصفهان به شكل كلاه قاضيان قديم ديده مي شود.

كوه كلاه قاضي داراي ديواره هاي بلند با سنگهاي مناسب جهت صخره نوردي مي باشد به همين دليل مورد توجه صخره نوردان قرار گرفته و مسيرهاي گوناگوني در آن گشايش شده است.

در دره اي به نام دره شاهين كه در قسمت جنوب خاوري كوه واقع شده گروه كوهنوردي چكاد كوهستان اصفهان به همت ساير علاقه مندان در صدد ايجاد محلي با مسيرهاي متنوع آموزشي مي باشد كه تا پایان سال 1381 هیجده مسير مختلف در آن باز گرديده است.


راه دسترسي:

 
از ميدان دروازه شيراز اصفهان به وسيله خودروهاي دربستي يا خودروهايي كه به شهر مباركه يا شهرضا مي روند ميتوان به ديواره ها دسترسي پيدا كرد.(قبل از پليس راه بايد پياده شد).

 

 

 

 

 

 
پارك ملي خجير
همانند پارك ملي سرخه حصار در شرق تهران و در 45/35 الي 36/35 عرض شمالي و40/51 الي49/51 طول شرقي واقع شده و مساحت آن در حدود 10013 هكتار مي باشد.

پوشش گياهي: بنه,بادام كوهي,ارس ,داغداغان, چنار,‌ سپيدار,‌ پده ,‌بيد ,زالزالك تبريزي ,‌افرا, زبان گنجشك,‌عرعر, اقاقيا ,‌ كاج ,‌ تنگرس ,‌تمشك ,‌ گز,‌ شيشعان , روناس ,‌ زرشك ,‌سوفورا,‌ شيرخشت ,‌ سياه تلو,‌ دغدغك ,‌ ارمك .

پستانداران:كل وبز, قوچ و ميش البرزمركزي,گراز,پلنگ, كفتار,‌روباه قرمز, شغال,گوركن,گربه وحشي,‌خرگوش‌ .

پرندگان : انواع گونه هاي پرنده اعم از مهاجر آبزي ,‌ كنار آبزي و‌شكاري.

خزندگان : ماركرمي, كورماردوسر,‌ مارآتشي, مارپلنگي,‌ ماردستي , مارآبي,‌مارشتري,‌ شترمار,‌يله مار, تيرمار,‌سوسن مار,‌ افعي شاخدارايراني, افعي كوفي,‌ قورباغه معمولي,‌ وزغ سبز ,‌ لاك پشت مميزدارغربي‌.

 

 

 

 

 

پارك ملي سرخه حصار در شرق تهران و در43/35 الي 36/35عرض شمالي و30/51 الي 38/51 طول شرقي واقع شده ومساحت آن در حدود 9168 هكتارمي باشد.

پوشش گياهي: بنه ,‌بادام كوهي ,‌ارس ,‌ داغداغان ,‌چنار,‌ سپيدار ,‌پده ,‌زالزالك , زبان گنجشك ,‌ عرعر و كاج.

پستانداران :كل وبز,قوچ وميش البرزمركزي,‌آهو,گراز,‌پلنگ,‌ كفتار,‌روباه قرمز,شغال ,گربه وحشي,گوركن, تشي وخرگوش .

پرندگان:‌حواصيل خاكستري,حواصيل شب,‌ بوتيمار,اگرت بزرگ,‌ سرسبز,‌ اردك ارده اي ,‌ خوتكا,‌ اردك نوك پهن, فيلوش ,‌عقاب ماهيگير,‌ كوركور,‌ قرقي ,‌طرلان ,‌ عقاب طلايي,‌ عقاب شاهي,‌ سارگپه ,‌ كركس,دال سياه,‌ دليجه ,‌بالابان ,‌ بحري,‌شاهين ,‌آبچليك و‌آبيا .

خزندگان ودوزيستان : ماركرمي, كورماردوسر,‌ مارآتشي, مارپلنگي,‌ ماردستي , مارآبي,‌مارشتري,‌ شترمار,‌يله مار, تيرمار,‌سوسن مار,‌ افعي شاخدارايراني, افعي كوفي,‌ قورباغه معمولي,‌ وزغ سبز ,‌ لاك پشت مميزدارغربي

 

 

 

 

 

 

 

 

 
پارك ملي تنگه صياد در استان چهارمحال و بختياري بين 05/32 الي 20/32 عرض شمالي و 55/50 الي 10/51 طول شرقي واقع شده است.مساحت آن درحدود 27244هكتار مي باشد.

پوشش گياهي: انواع گندميان ,‌ گون,‌ دم اسبيان ,‌كنگر ,‌ريواس, آويشن ,‌بابونه ,‌ شاه تره ,‌بارهنگ,‌ رازيانه,خاكشير, كاسني, شيرين بيان ,‌ بادام كوهي , مو وحشي,‌ انجير وآلبالوي كوهي .

پستانداران : كل و بز , قوچ و ميش ,‌ ‌پلنگ ,‌ كفتار ,‌روباه ,‌ شغال ,‌ گرگ ,‌ گربه وحشي .

پرندگان : كبك دري ,‌كبك,‌ تيهو,‌ باقرقره ,‌ عقاب , قرقي,‌ سارگپه ,‌ دال,‌ شاهين .

خزندگان : انواع مارها و ‌لاك پشت .

 

 

 

 

 

پارك ملي خبر در استان كرمان وبين 59/28 الي 25/28 عرض شمالي و02/56 الي 39/56 طول شرقي واقع شده است.مساحت آن درحدود149934 هكتار مي باشد.

پوشش گياهي: ارس ,‌بنه ,‌ كيكم ,‌ ارژن ,‌ زيتون وحشي,‌تنگس ,‌ نسترن وحشي ,‌قيچ,‌ گز,‌ استبرق,‌ انارشيطان. پستانداران : كل و بز , قوچ و ميش ,‌ جبير ,‌‌پلنگ ,‌ يوزپلنگ ,‌ كفتار ,‌روباه معمولي ,‌ شغال ,‌ گرگ ,‌ ‌كاراكال, تشي ,‌ خرگوش ,‌ سنجاب ,‌رودك عسل خوار و‌ خارپشت بياباني.

پرندگان : هوبره ,‌كبك ,‌تيهو, شبگرد, دليجه ,‌ عقاب دوبرار,‌ كبوتر جنگلي ,‌ سبز قبا,زنبورخوركوچك و‌هدهد.


  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

هندوانه‌اي برخاسته از دل كوير

 
فصل كشت هندوانه در منطقه چاله و چارتاقي كوير آران و بيدگل از ارديبهشت ماه آغاز مي‌شود. پشت چهره خشك و بي‌آب اين قسمت از كوير، خاكي حاصل‌خيز نهفته است كه يكي از بهترين مناطق براي كشت هندوانه است.

در اين قسمت از كوير در حدود 10×8 كيلومتر چاله‌هايي در ابعاد حدودي 10×20 متر ديده مي‌شود كه به ارتفاع يك متر كنده شده‌اند. تقريبا 400 چاله در اين منطقه وجود دارد كه ارمغان كوير به ساكنان منطقه است. اين‌ها در حقيقت مزارع حاصل‌خيزي هستند كه يكي از مهم‌ترين منابع درآمد بوميان منطقه است.

با ديدن خاك شوره زده اين چاله‌ها باور اين‌كه هر كدام از آنها به گفته راهنماي منطقه هفته‌اي يك كاميون هندوانه مي‌دهد غير ممكن به نظر مي‌رسد. اما وقتي خاك اين چاله‌ها را كمي ‌با پا جا به جا مي‌كني خاك‌هاي مرطوب زيرين كه گويي تازه باران خورده است ديده مي‌شود. اين يكي از باور نكردني‌هاي كوير است.

اطراف اين چاله‌ها كم و بيش گز و انواع گونه‌ها به چشم مي‌خورد اما داخل چاله‌ها چيزي نروييده است. هر سال از اوايل ارديبهشت كشت را در اين مزارع آغاز مي‌كنند و تا زماني كه سرما اجازه دهد به كشت ادامه مي‌دهند.

بيشتر هندوانه مي‌كارند چون نياز به مراقبت زياد ندارد و زمين تا هنگامي ‌كه در اصطلاح آب يخ نزند، يعني سرما بوته‌ها را از بين نبرد، حاصلخيز است.

علاوه بر هندوانه، خربزه، كدو و گل آفتابگردان هم كشت مي‌شود. كشت همه محصولات به صورت ديم است. اطراف چاله‌ها را آفتابگردان مي‌كارند تا باد داخلي را از بين نبرد.

«نصرت الله زاهدي»، راهنماي منطقه در توضيح اين روش كشت مي‌گويد: «سفره‌هاي آب اين قسمت از زمين بالاست به طوري كه با حدود نيم متر كندن آن مي‌توان به آب شيرين دست يافت. آبي كه در اين قسمت زيرزمين جمع مي‌شود حاصل باران‌هايي است كه در كوه‌هاي كركس مي‌آيد: اما در عمق بيش از دو متر آب شور است.»

آماده كردن اين چاله‌ها براي كشت به اين طريق است كه خاك را تا نيم متر مي‌كنند تا به سطح آب نزديك شود و سپس خاك رويي را با كود گوسفند، گاو و كفتر قاطي مي‌كنند و بوته هندوانه مي‌كارند. هر بوته هندوانه بعد از دو ماه شروع به دادن محصول مي‌كند و هر هفته محصول مي‌دهد. وزن هندوانه‌ها گاهي به 20 كيلو هم مي‌رسد. تخم هندوانه‌هاي بومي ‌منطقه شبيه تخمه ژاپني و هندوانه‌ها قرمز رنگ است و آن طور كه گفته مي‌شود اين نوع هندوانه براي رفع تشنگي از هندوانه محبوبي بهتر است. اما امكان كشت هندوانه‌هاي جيرفتي و محبوبي هم هست.




 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٥

ژئو توريسم(گردشگری جغرافيايی)

 ايران به لحاظ پديده هاي ويژه زمين شناسي جزو شگفت انگيز ترين كشورهاي جهان به شمار مي رود. وجود مرتفع ترين هرم هاي ماسه اي گرم ترين نقطه جهان در كوير لوت، آثار بزرگ ترين لغزش هاي زمين درسيمره ايلام، قله دماوند به عنوان بلندترين قله مخروطي دنيا و نيز وجود بالاترين درياچه آب شيرين جهان درقله سبلان تنها نمونه هايي از جاذبه هاي شگفت انگيز گردشگري زمين شناسي (ژئوتوريسم) در ايران به شمار مي روند. در سراسر كره زمين چند كمربند چين خورده وجود دارد كه يكی از مهم ترين آن ها كمربند مديترانه - هيماليا - اندونزی است و كشور ايران در بخش ميانی اين كمربند و بين آلپ و هيماليا قرار گرفته است. ايران در 4/1 ميليارد سال پيش قسمتی از تنها قاره آن زمان يعنی قاره مگاژا محسوب شده و رخ دادهای زمين ساختی آن بيش تر از نوع دگرگونی ماگمايی بوده است و به عبارت ديگر ايران در آن زمان دنباله پلاتفرم آفريقا - عربستان به حساب می آمده است. زمين شناسی ايران شامل حركات اوراسيا، آفريقا (شامل عربستان) هندوستان و اقيانوس هند می شود که اين حركات شامل هر دو قاره شمالی و جنوبی است. زمين شناسی ايران به دو منطقه تقسيم می شود، يک منطقه آن كمربند چين خورده زاگرس و منطقه ديگر آن شامل بقيه نواحی ايران است. اين بخش خود به سه قسمت كمربند كوهستانی اروميه - اسفندقه، مركز و خاور ايران و ناحيه البرز تقسيم می شود.

اقيانوس تتيس که عرض آن چند هزار كيلومتر بوده است در دوران اول زمين شناسی يا حتی زودتر از آن در ناحيه فعلی خاورميانه وجود داشته و ورق توران و قاره آفرو - عربستان را از اوراسيا جدا می كرده است. آفرو - عربستان بخشی از قاره گندوانا بوده و با هندوستان استراليا، جنوب آفريقا و خشكی قطب جنوب در فاصله ای دورتر ارتباط داشته كه به تدريج و حداقل از دوره پرمين به بعد به طرف شمال حركت كرده و موجب باريک شدن اقيانوس تتيس شده است. حركت عمودی آفرو - عربستان در طول دوران دوم، به طرف شمال ادامه يافته و اين باريک شدن اقيانوس تا زمانی كه پوسته اقيانوسی ناپديد شد و دو لبه قاره به هم رسيد، ادامه يافته و موجب شكسته شدن اوراسيا شد. نتيجه اين فعاليت ها تشكيل خرده قاره هايی مانند مركز و خاور ايران و محاصره آن ها با حوزه های رسوب گذاری از نوع حوزه رسوبی دريای سرخ بود.

سرانجام در اوايل دوران سوم، شمال قاره آفرو - عربستان موجب بسته شدن حوزه های رسوبی كوچک جوان شده و خرده قاره ها و جزاير آتشفشانی به وسيله موزاييک هايی به يکديگر متصل شدند. فقط درياهای قاره ای هنوز در بخشی از اين مناطق وجود دارند و درياها به تدريج به طرف جنوب خاور عقب نشينی كردند.

ايران بين دو سپر عربستان در جنوب باختری و ورق توران در شمال خاوری قرار گرفته است. پلاتفرم عربستان به طرف شمال خاوری ادامه يافته و به وسيله رسوبات آبرفتی دشت خوزستان پوشانده می شود. ورق توران در تركمنستان قرار دارد و در فاز كوهزايی هرسی نين چين خوردگی يافته و سخت شده است. دنباله اين ورق در نواحی سرخس ادامه داشته و با رسوبات جوان پوشيده شده است. لبه جنوبی اين ورق كوهستان های كپه داغ است و كوهستان های زاگرس نيز با امتداد شمال باختری - جنوب خاوری به عنوان دنباله رشته كوه های جنوبی آلپ منظور می شوند. زاگرس در امتداد عرض به نواحی كمربند چين خورده زاگرس، زاگرس مرتفع، زاگرس داخلی (ناحيه سنندج - سيرجان)، ناحيه اروميه - دختر و كمربند آتشفشانی تقسيم می شود که به ترتيب از جنوب خاوری به طرف شمال باختری در كنار يك ديگر قرار گرفته اند. محدوده ايران مركزی از نظر محققين متفاوت است. اين واحد به شكل يك مثلث در مركز ايران قرار گرفته و قسمتی از ايران خاوری (شمال بلوک لوت) را در بر می گيرد. مرز شمالی آن به زون بينالود و گسل ميامی و در سمت باختر به احتمال زياد به گسل عطاری می پيوندد. واحد خاور ايران و مكران را می توان به دو بخش نهبندان - خاش و كوه های مكران تقسيم كرد. اين واحد در باختر به وسيله گسل نهبندان، در خاور به وسيله بلوک سيستان و در جنوب توسط دريای عمان (مکران) محدود می شود. محدوده باختری كوه های مكران گسل ميناب است که در اين واحد سنگ های قديمی تر از ژوراسيک مشاهده نمی شود. ناحيه مركزی ايران نيز از ناحيه سنندج - سيرجان توسط فرورفتگی های درياچه اروميه، تزلوگل و گاوخونی جدا می شود.

واحد البرز رشته كوه های كاملا مشخصی است و رشته كوه های بينالود از نظر جغرافيايی دنباله اين واحد محسوب می شوند، اما از نظر رسوبات شباهت بيش تری به مركز ايران دارند. فاز چين خوردگی شديد البرز فاز كوهزايی لارامين است كه موجب دگرشيبی زاويه ای در قاعده رسوبات ائوسن شده است. پس از اين فاز در بخش جنوبی البرز رسوبات كم عمق و تبخيری تشكيل شده و در بخش شمالی به مقدار كم رسوبات آواری ديده می شود. فاز كوه زايی آلپ پسين موجب چين خوردگی رسوبات تشكيل شده در ترشياری در واحد البرز شده است. اين فاز در ناحيه مكران تاثير گذاشته و رسوبات اين ناحيه چين خوردگی يافته اند. در مراحل انتهايی اين مرحله از كوه زايی، مناظر فعلی به وجود آمده که اين حالات رسوب گذاری كم و بيش در ناحيه نهبندان - خاش نيز مشاهده می شوند. با پذيرش اين نگره كه سراسر ايران دنباله پلاتفرم (سطحه) عربستان بوده و زيربنای ساخت ها و روندهای اصلی آن بر اثر چين خوردگی بايكالی به وجود آمده، می توان گفت که در طی زمان قسمتی از پركامبرين پسين و دوران پالئوزوييک (دوران اول پارينه زيستی) در بيش تر سرزمين ايران يک آرامش نسبی برقرار بوده و چين خوردگی های مهم تری ديده نشده است. در اين مدت رسوب گذاری به آرامی صورت گرفته و فقط چند بار جنبش های عمودی پوسته زمين، رژيم رسوبی را تغيير داده اند. نمودهای چينه شناسی و رسوب گذاری نتيجه اين جنبش ها است. دوره های فرسايش گاهی بسيار درازمدت بوده و ضخامت زيادی از رسوبات را از بين برده است. فعاليت ماگمايی در برخی از دوره ها شديد و گاهی بسيار اندک بوده و دگرگونی های محدودی نيز وجود داشته است. كارسازترين جنبش های زمين ساختی در دوره ترياس پسين به وجود آمده است به طوری كه اين جنبش ها ريخت شناسی كلی و كنونی ايران را پی ريزی كرده اند. وجود ارتفاعات متعدد در كنار گودال هاي خشك و آبي و اشكال متعدد و منحصر به فرد زمين شناسي اين خطه از كره زمين را تبديل به يكي از جاذب ترين مناطق گردشگري زمين شناسي كرده است.

  » دشت شوقان

 تشكيلات زمين شناختي شهرستان بجنورد به دوران دوم و دوره نئوژن دوران سوم و دوران چهارم زمين شناختي مربوط است. بخش مركزي شهرستان بجنورد شامل آبرفت‌هاي جوان دوران چهارم و ماسه سنگ قرمز و مارن نئوژن است در بخش راز و جرگلان سازند تيرگان شامل آهك‌هاي اربيتولين دار بخش جنوبي را فراگرفته و بر روي سازند تيرگان مارن‌هاي خاكستري و شيل‌هاي مدادي سازند سرچشمه به طور هم شيب قرار گرفته است. بخش مانه بخشي از بزرگ ناوديس خاور به شمال باختر است كه شيل‌هاي سياه حاوي كنكرسيون رس آهن‌دار به ضخامت 700 الي 500 متر منطقه را پوشانده است. بخش سملقان شامل مارن و آهكهاي نازك لايه قيري و پيريتي آمونيست داراست و بخش قره ميدان به صورت چاله‌اي است كه به علت دو گسل در حاشيه شمالي و جنوبي دشت ، شكل گرابن (فروزمين) درآمده است. در شهرستان بجنورد خاك مخروطه افكنه‌ها از رسوبات بادبزني شكل و رسوبات واريزه سنگ‌ريزه‌دار و خاك‌هاي سنگلاخي تشكيل شده و خاك فلات‌ها از خاك واريزه‌اي، خاك‌هاي قهوه‌اي و خاك رسوبي تشكيل شده است.

  » غار كافر قلعه شيروان

 شهرستان شيروان در دره رود اترك بين دو رشته كوه كپه داغ در شمال و الاداغ در جنوب قرار گرفته است. البته اين دو رشته كوه پس از كوه‌هاي هزار مسجد در شمال و بينالود در جنوب كه نرسيده به قوچان از طرف خاور پايان مي‌يابند شروع مي‌شوند و پس از گذشتن از شيروان و بجنورد در جلگه آشخانه پايان مي‌يابند كه دنباله برجستگي‌هاي بلخان كوچك و بزرگ در تركستان شوروي است كه با رشته‌هاي موازي به صورت قوس‌هايي با انحناي شمالي درآمده‌اند اين كوه‌ها از طاقديس‌ها و ناوديس‌هاي موازي و متعددي تشكيل شده‌اند. شهرهاي شيروان، قوچان و مشهد در اين دشت قرار دارند. در ساختمان كوهستان‌هاي شمالي آهك‌هاي اواخر دوران دوم سهم فراوان دارند و چون شهرهاي شمالي خراسان بين دو رشته كوه كپه داغ و الاداغ قرار گرفته‌اند و بر روي مواد رسوبي رود اترك قرار دارند.
از نظر زمين شناسي ناحيه كپه داغ كه در بر گيرنده شيروان نيز است و تفاوت‌هايي با البرز دارد و تشابه رسوب‌گذاري بين زاگرس و كپه داغ بيش‌تراست. به طوري كه در هر دو ناحيه رسوب‌هايي به ضخامت تقريبي 6000 متر از دوره ژوراسيك تا اليگوسن بدون وقفه رسوب‌گذاري ادامه داشته و اين رسوب ها به صورت هم شيب بر جاي گذاشته شده و ضخامت آن‌ها در ناحيه كپه داغ به‌خصوص بيش‌تراز زاگرس است و حركت‌هاي خشكي زيايي دراواخر دوره كرتاسه در تمام ناحيه عموميت ندارد لذا باعث قطع رسوب‌گذاري نشده است.
كوه‌هاي ناحيه شمالي شيروان در دوره پالئوسن به علت كنار رفتن دريا، از آب خارج شده ولي چين ‌خوردگي صورت نگرفته است و در دوره ائوسن مجدداً دريا پيشروي كرده است. چون رسوبات البرز و ايران مركزي در كپه داغ ديده نمي‌شود و از نظر چين خوردگي كپه داغ كاملاً شبيه زاگرس و داراي چين‌هاي نامتقارن است و هر دو از آخرين حركات كوه‌زايي آلپ هستند كه كپه داغ به فلات توران منتهي مي‌شود.
تشكيلات ژوراسيك در ناحيه ارتفاعات شيروان (كپه داغ) شامل مقداري مارن آهك هاي تيره و شيل كه همراه فسيل «آمونيت» است. روي تشكيلات دوره ژوراسيك تشكيلات دوره كرتاسه همراه با عمل خشكي زيايي ناحيه‌اي،‌ بعضي جاها رسوبات گچي ديده مي‌شود. در اوايل دوران سوم زمين شناسي هم كماكان به علت عدم تغيير عمق دريا عمل رسوب‌گذاري ادامه داشته و جنس رسوبات اين دوران بيش‌تر مارن، شيل و ماسه سنگ است با بعضي از رخساره‌هاي رسوب‌گذاري خشكي زايي مانند رسوبات گچي و نمكي.
به طور كلي تكامل ژنتيكي خاك‌هاي منطقه شيروان كه بيش‌ترآن‌ها روي نهشته‌هاي جديد قرار گرفته‌اند را مي‌توان براساس طبقه‌ بندي خاك زايي اوبر به صورت زير طبقه‌بندي كرد .
الف ـ خاك‌هاي كم تكامل يافته (گروه غير‌ آب و هوايي) تحت گروه خاك‌هاي آبرفتي و كوه رفتي كه تقريباً كليه خاك‌هاي منطقه شيروان را تشكيل مي‌دهد.
ب ـ خاك‌هاي نمك‌دار كه ساختمان آن‌ها تخريب نيافته و در گروه خاك‌هاي شور قرار دارند اين خاك‌ها در مجاورت كارخانه قند شيروان (زمين‌هاي روستاي حسين آباد، منصوران، زيارت، رضا آباد، توده و بيگان) روي نهشته‌هاي رسي كه خواص ورتيك دارند قرار گرفته‌اند و به شدت شورند و خاصيت قليايي متوسطي نيز به همراه دارند، ساختمان اين خاك‌ها به وسيله خشك شدن و مرطوب شدن متوالي ، دايماً تكامل پيدا مي‌كند و گياهان طبيعي منطقه در زمين‌هاي زير كشت به علت اين كه زمين‌ها بدون آيش مورد استفاده قرار گرفته‌اند و هم‌چنين شيب كم و فرسايش جزيي و تراكم جمعيت و غيره از بين رفته‌اند و ساختمان اوليه و تخلخل خاك‌ها نيز مستقيماً تحت تأثير نوع گياهان كشت شده قرار گرفته است. در منطقه شيروان عامل محدود كننده بهره‌برداري از خاك‌ها معمولاً خود خاك نيست، ‌زيرا دراين مناطق نسبت به مناطق ديگر خراسان كه مورد مطالعه قرار گرفته‌اند، خاك خوب زيادتري وجود دارد ولي دراين منطقه نيز مانند ساير مناطق خراسان كمي بارندگي، زراعت ديم را محدود ساخته و از طرف ديگر كمبود آب آبياري نيز مانع گسترش زراعت در تمام خاك‌هاي قابل آبياري شده است. كوه‌هاي جنوبي شيروان كه در بر گيرنده ارتفاعات تخت ميرزا، زوارم و شاه جهان هستند بيش‌تر داراي سنگ‌هايي از نوع ماسه سنگ، گرانيت، شيست، دولوميت و آهك است.

  » تپه‌ها، تراس‌هاي قديم، تراس‌هاي جديد و جلگه‌ها

  در جريان دوره بالا آمدن زمين ـ كه آغاز آن ميوسن وسطي بود ـ و پس از آن كه كوهستان ارتفاع يافت، عوامل فرسايشي به كوه‌هاي جوان حمله كردند و به تشكيل قلوه سنگ و مواد تخريبي منجر شد . رودخانه‌ها و سيل‌ها رسوبات اوايل دوران سوم را سخت تحت تأثير فرسايش قرار دادند و رسوبات فراواني در خارج از منطقه كوهستاني به‌جاي گذاشتند. عوارض بعدي فعاليت‌هاي كوه‌زايي ضعيف اين منطقه باعث جابه‌جايي قائم رسوبات مزبور شده و بالنتيجه مواد فرسايشي در گودي ها جاي گرفتند. جنس رسوبات جديدي كه در اين زمان پديد آمدند عبارت بودند از ماسه سنگ‌ها ، قلوه سنگ‌هاي اواخر دوره ميوسن و پليوسن،در انتهاي دوره پليوسن و در جريان آغاز دوره پلوستوسن مجموعه‌اي از فرسايش‌هاي سطحي در پاي‌كوه‌ها پديد آمد و سنگ‌هاي اصلي دوره سوم و صفحات نازك قلوه سنگي ميوسن ـ پليوسن را بريده بريده كرد. در اولين مرحله تراس‌هاي قديم فرم يافته‌اند و تپه‌هاي موج داري در امتداد لبه دشت شامل مي‌شوند.
پس از تراس‌هاي قديم، تراس‌هاي جديد پديد آمده‌اند كه پهنه وسيعي را كه در شمال و مشرق به‌سوي روسيه گسترش مي‌يابد و به صحراي قره قوم Kara Kum شهرت دارد ، مي‌پوشاند. رسوبات اين پهنه از كوهها و تپه هاي اطراف حاصل شده است جمع‌آوري رسوبات دراين پهنه‌ها هنوز هم ادامه دارد . تراس جديد يا تراس پايين در ارتفاع بين 250 تا 300 متر با شيب ملايمي به‌سوي شمال شرقي گسترده مي‌شود. بخش غربي آن را يك منطقه ماسه‌اي تحت نفوذ باد قرار گرفته است كه بخشي از مواد آن را شن‌هاي ريز روان و بخش ديگر را رسوبات رودخانه‌اي عصر چهارم تشكيل مي‌دهد. بخش شرقي داراي خاك‌هاي رسوبي رودخانه‌اي است كه با جلگه‌هاي حواشي شهر سرخس منطبق است روي آن‌ها را موادي كه ضمن آبياري ته نشست كرده‌اند فرا گرفته است. زمين هاي كشاورزي خوب منطقه سرخس منطبق با همين تراس جديد ـ كه داراي خاك نسبة مساعدي هستند ـ مي‌باشد.

  » جلگه‌هاي پايكوهي سيلابي

  جلگه‌هاي پايكوهي سيلابي پس از توسعه تراس‌هاي قديم وسيله سيلاب‌هاي كوهستاني و فرسايش تپه‌ها تشكيل شده است . بعدها و هنوز هم در زمان حاضر رسوباتي در اين حوزه‌ها جمع مي‌شود. دو جلگه پايكوهي سيلابي در اينجا تشخيص داده‌اند يكي از آنها در بخش شمال غربي منطقه قرار دارد و ديگري جلگه سيلابي گنبدلي است كه جلگه‌اي كم و بيش منزوي و در داخل تپه محصور است.

  » غار کتله خور خدابنده

 از ژئوتوريسم شهرستان خدابنده اطلاعات زياد و مستندي در دست نيست ولي وجود غاربزرگ و زيبايي چون كتله خور در محدوده گرماب يكي از زيباترين جلوه‌هاي ژئوتوريستي اين منطقه را تشكيل مي‌دهد. منطقه ییلاقی گرماب خدابنده در یک ناحیه کوهپایه ای در حدود 62 کیلومتری مرکز شهرستان خدابنده (شهر قیدار) واقع شده است. تپه تاریخی موجود در اين روستا قدمت آن را تا دوره های پیش از میلاد تایید می کند. دورتادور این منطقه با کوه های ساقیزلو که غار کتله خور را درون خود جای داده اند، احاطه شده است. چشمه های آب گرم موجود در این روستا جلوه زیبایی به اين منطقه داده و آن را به ناحیه ای تاریخی، ییلاقی، ژئوتوريستي و جاذب گردشگران تبديل كرده است.

  » غار خرمنه سر طارم

 از ژئوتوريسم منطقه‌ي طارم اطلاعات مستندي در دست نيست.


  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٢:۱٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٥

مناطق توريستی طبيعی خاص

 

 به طور كلي تنوع مهم ترين ويژه گي جاذبه هاي ايران است و اين ويژه گي سبب شده هر قسمت از اين سرزمين يك منطقه طبيعي خاص باشد كه مي توانند در خدمت صنعت گردشگري ايران قرار بگيرند. در مجموع در ايران علاوه بر جاذبه هاي هر محل, ناحيه و منطقه برخي مناطق توريستي – طبيعي خاص وجود دارند كه به لحاظ تنوع و ظرفيت پذيرش جهانگرد از قدرت بالايي برخوردارند.
مهم ترين مناطق توريستي – طبيعي ايران عبارتند از:
- مناطق جنگلي شمال ايران در كناره هاي درياي خزر با چشم اندازهاي روح نواز
- نواحي ساحلي كناره هاي خليج فارس و درياي عمان
- دشت بزرگ كوير با چشم اندازهاي زيباي كويري
- كوير كم نظير لوت با هرم هاي ماسه اي طبيعي
- قله سر بر افراشته و كم نظير دماوند همراه با كوه پايه هاي بكر و زيباي آن
- درياچه اروميه با جاذبه هاي ساحل - درماني آن
دست رسي به خليج فارس و درياي عمان از نظر اتصال و ارتباط اين كشور با كليه كشورهاي جهان از طريق آب هاي آزاد، بسيار مهم و قابل توجه است. مركز ايران را دو دشت پهناور كوير و لوت فراگرفته و به اين ترتيب ايران؛ جاذبه هاي كوهستاني, ساحلي, جنگلي و كويري را يك جا از آ ن خود نموده و اين تضادها در مجموع ديدني هاي زيبايي را به نمايش گذاشته اند.

  » پارک جنگلی چيتگر تهران

 اين پارک با 1450 هكتار زمين پر درخت و وجود يک پيست دوچرخه سواری، از شمال به زمين های چيتگر، از جنوب به اتوبان كرج، از باختر به پيكان شهر و از خاور به منطقه خرگوش دره محدود می شود. پارک چيتگر از بزرگ ترين پارک های جنگلی استان است كه در بيش تر فصل های سال از آن استفاده می شود. اين بوستان فضايی بسيار مطلوب برای گذران اوقات فراغت و استراحت آخر هفته مردم دارد.

 

  » پارک جنگلی لويزان

_

 اين پارک با وسعتی معادل 1100 هكتار كه بيش تر كاربرد تفريحی دارد، از شمال به قوچک، از جنوب به شمس آباد، از باختر به ده لويزان و از خاور به پادگان خاتم الانبياء محدود می شود. پارک لويزان نيز از گردشگاه های بزرگ استان به ويژه شهر تهران است.

  » پارک ملی خجير و سرخه حصارتهران

 پارک ملی خجير و سرخه حصار در ارتفاع 1547 متری از سطح دريا قرار دارد و ميانگين حداكثر ارتفاع آن 2600 متر و حداقل آن 1450 متراست. اما بيش تر نقاط اين ناحيه در ارتفاع كم تر از2000 متری قرار دارند. تمام اين ناحيه به جز بخش شمال خاوری آن، جزو مناطق حفاظت شده هستند. مساحت پارک ملی سرخه حصار 9380 هكتار است كه تحت كنترل و حفاظت سازمان محيط زيست قرار دارد. آب و هوای اين منطقه نيمه خشک است و اختلاف درجه حرارت روز و شب در آن بالا است. متوسط باران منطقه 305 ميلی متر، متوسط حداكثر درجه حرارت سالانه آن 9/18 درجه سانتی گراد و متوسط حداقل آن 1/9 درجه سانتيگراد است. مهم ترين شبكه آب های سطحی كه در اين ناحيه جريان دارد، رودخانه جاجرود است كه پس از سد لتيان، در حاشيه منطقه جريان پيدا می كند و در شهرک پارچين از منطقه خارج می شود. رودخانه های اين منطقه در طول مسير خود از بيشه زارهای انبوه و باغ های پر درخت می گذرند كه زيستگاه انواع پرندگان مهاجر در زمستان می باشند.

 

  » پارک جنگلی وردآورد كرج

 پارک جنگلی وردآورد با 1020 هكتار وسعت، دومين پارک جنگلی بزرگ استان است كه در محدوده كوه های وردآورد در حد فاصل اتوبان كرج و پادگان سپاه قرار دارد. در سطح استان چند پارک جنگلی ديگر نيز وجود دارد كه بيشتر آن ها كاربرد گردشی دارند. بخشی از جنگل های طبيعی استان تهران در نقاط مختلف پراكنده اند. از جمله، جنگل های دامنه جنوبی البرز مناطقی مانند كوه های تهران و كرج (ورد آورد - دره وازگن) را در بر می گيرد. گونه های مختلف درختی و گياهی مانند پسته، بادام كوهی، داغ داغان، سنجد، تنگرس، گز، ارزن، سماق، سياه دليک و … مهم ترين درختان اين جنگل ها هستند. دامنه های جنوبی رشته كوه البرز نيز در فصل های مساعد سال از گونه های متفاوت گل نسترن و شقايق های وحشی پوشيده می شود وچشم اندازی بسيار بديع و زيبا می آفريند.

  » پارك ملي كوير (جنوب ورامين )

 پارک های ملی نشان دهنده نمونه هايی تقريبا بكر و دست نخورده ای از طبيعت اند كه به دليل داشتن ذخاير با ارزش گياهی و جانوری و ساير ويژگی های استثنايی و متنوع، از مجموعه های ميراث فرهنگی و ملی هر كشور محسوب می شوند. پارک ملی كوير نمونه ای از اكوسيستم های خشک و بيابانی است كه مقدار باران ناچيز آن، اجازه فعاليت های كشاورزی را نمی دهد، ولی امكان رشد و گسترش پاره ای از گياهان را دارد و به همين دليل زيست برخی از جانوران در آن مقدور است. از همين رو، اين پارک دارای مجموعه گياهی و جانوری ويژه ای است كه به طور شگفت آوری با منابع ناچيز و محدوديت های زيستی محيط خود سازگار است و بر اثر حفاظتی كه از آن صورت گرفته تا حدودی نيز توسعه يافته اند. درمناطق خشک و بيابانی،‌ گياهان و جانوران با ويژگی های فيزيكی خود تحمل محدوديت ها و فشارها را دارند. به همين دليل، پارک ملی كوير از نظر مطالعه اكوسيستم های كويری و مكانيسم های سازگاری گونه های جانوری و گياهی داراي اهميت فراوان است. اين پارک دارای گونه های متنوع است و پوشش گياهی آن در دشت های هموار و كوهستان ها، زيستگاه هايی بسيار مناسب برای زيست وحوش مختلف فراهم كرده است. اراضی مسطح اين پارک با پوشش گياهی كويری و نيمه كويری، زيستگاه پستاندارانی مانند پوزپلنگ و گورخر است. بخش های كوهستانی آن نيز با پوشش گياهان استپی دارای تعداد قابل توجهی وحوش كوه زی مانند كل، بز، قوچ و ميش است. اين پارک از نظر تنوع پرندگان نيز دارای اهميت ويژه است و پرندگانی مانند كبک و تيهو كه از پرندگان بومی به شمار می آيند در آن ديده می شوند. علاوه بر اين، هر ساله انبوهی پرنده مهاجر مانند فلامينگو، آنقوت، سرسبز و خوتكا به آب بندها و شوراب های اطراف آن روی می آورند.
پارک ملی كوير مجموعه با ارزشی از ذخاير گياهی و جانوری متنوع و نيز آثار فرهنگی و تاريخی، مانند كاروان سرای شاه عباسی (قصر بهرام) و باقی مانده آثار حرم خانه و عين الرشيد می باشد. ويژگی های متنوع پارک ملی كوير از جنبه های مختلف علمی، تحقيقاتی، آموزشی و فرهنگی حايز اهميت است كه آن را در ميان پارک های ملی ايران كم نظير كرده است. پارک ملی و منطقه حفاظت شده كوير در 50 درجه و 25 دقيقه تا 53 درجه و 4 دقيقه درازای خاوری و 34 درجه و 17 دقيقه تا 35 درجه و12 دقيقه پهنای شمالی واقع شده است و در باختر كوير مركزی و خاور درياچه نمک قرار دارد.
اين پارک از لحاظ تقسيمات كشوری، محدود به نواحی زير است:
الف- دهستان بهنام عرب از بخش حومه ورامين (استان تهران)
ب- دهستان های اردكان، ريكان و قشلان بزرگ از بخش حومه شهرستان گرمسار (استان سمنان)
ج- دهستان ابوزيد از بخش حومه شهرستان كاشان (استان اصفهان)
د- دهستان قم رود (استان قم)


 

  » پارك ملي كوير

 

 پارك ملي كوير با مساحت 4165 كيلومتر مربع در 50 كيلومتري جنوب شرقي تهران و گستره خاوري درياچه نمك واقع شده است. اين منطقه زمانى به آفريقاى كوچك شهرت داشته و از نظر تنوع زيستى از مناطق با ارزش ايران است كه گونه‌هايى چون: جبير، آهو، قوچ, ميش وحشى، کل, بز وحشى، كفتار، پلنگ، گرگ و گونه‌هاى نادر گربه‌سان كوچك ازجمله گربه‌شنى و کاراکال در آن زندگي مي كنند. اين پارك داراي آثار طبيعي و تاريخي با ارزشي است كه بر غناي گردشگري آن افزوده است. كوير كهك كه معروف ترين كوير منطقه گرمسار است در محدوده اين پارك واقع شده است.
گززارهاي جنوب منطقه گرمسار و كاج‌هاي كهن سال منطقه پنبه لوق ايوانكي از جمله جاذبه هاي طبيعي منطقه گرمسار است.

  » منطقه حفاظت شده تالاب حله بوشهر

 اين منطقه در محل تلاقی دو رودخانه شاپور و دالكی قرار گرفته و محل زيست انواع پرنده های آبزی و مهاجر است. اين تالاب يكی از تالاب های نمونه در سراسر جنوب ايران است. اطراف اين تالاب را نيزار فرا گرفته و در داخل آن حيات گياهی و جانوری ويژه ای به وجود آمده است. از اين تالاب می توان به عنوان يك اكوسيستم محلی بهره برداری های گردشگری و پژوهشی به عمل آورد. اين تالاب محل زيست هزاران پرنده آبزی مهاجر است كه از آن جمله می توان به درنا، حواصيل، گاچی رو، پرستو، ترنی، حمامی، بط، هفت رنگ، دراج و خردل اشاره كرد.

  » شكارگاه كوه سياه بوشهر

 شكارگاه كوه سياه كه محل قشلاق عشاير است و در حدود 7 هزار راس كل، بز، قوچ و ميش وحشی در آن زندگی می كنند، در 83 كيلومتری جنوب خاوری برازجان قرار گرفته و 1691 متر ارتفاع دارد. در مناطق حفاظت شده و شكارگاه كوه سياه با اجازه سازمان محيط زيست و گرفتن پروانه، امكان شكار در فصول معينی وجود دارد.

  » منطقه حفاظت شده تالاب حله بوشهر

 اين منطقه در محل تلاقی دو رودخانه شاپور و دالكی قرار گرفته و محل زيست انواع پرنده های آبزی و مهاجر است. اين تالاب يكی از تالاب های نمونه در سراسر جنوب ايران است. اطراف اين تالاب را نيزار فرا گرفته و در داخل آن حيات گياهی و جانوری ويژه ای به وجود آمده است. از اين تالاب می توان به عنوان يك اكوسيستم محلی بهره برداری های گردشگری و پژوهشی به عمل آورد. اين تالاب محل زيست هزاران پرنده آبزی مهاجر است كه از آن جمله می توان به درنا، حواصيل، گاچی رو، پرستو، ترنی، حمامی، بط، هفت رنگ، دراج و خردل اشاره كرد.

  » شكارگاه كوه سياه بوشهر

 شكارگاه كوه سياه كه محل قشلاق عشاير است و در حدود 7 هزار راس كل، بز، قوچ و ميش وحشی در آن زندگی می كنند، در 83 كيلومتری جنوب خاوری برازجان قرار گرفته و 1691 متر ارتفاع دارد. در مناطق حفاظت شده و شكارگاه كوه سياه با اجازه سازمان محيط زيست و گرفتن پروانه، امكان شكار در فصول معينی وجود دارد.

  » منطقه حفاظت شده مند بوشهر

 اين منطقه در اطراف رودخانه مند قرار دارد و از نظر حفاظت و تكثير برخی از حيوانات دارای اهميت قابل توجهی است. بنا بر آمار اداره حفاظت محيط زيست استان در حدود 700 - 600 راس آهو و تعدادی قاراكل در اين منطقه زندگی می كنند.

  » پيست اسكي چلگرد

 پيست اسكي چلگرد در شهر چلگرد و دامنه كوه كاركنان با شيب مناسب وطول 800 متر و دو محدوده تفكيك شده جهت استفاده آقايان و خانم‌ها و نيز سيستم بالابر، از مشهورترين پيست‌هاي ناحيه زاگرس است. انباشت حجم فوق‌العاده برف، راه دسترسي مناسب و قرار گرفتن در منطقه مستعد توريستي كوهرنگ و نيز هواي آفتابي و آرامش اكثر روزهاي فصل زمستان از دلايل انتخاب اين پيست نزد ورزشكاران و گردشگران است. آغاز ريزش برف در منطقه عمدتاً از آذرماه تا پايان اسفند ماه است.
جاده آسفالته، دسترسي به هتل كوهرنگ. سرويس بهداشتي، پاركينگ.

  » برج‌های آرامگاهی خرقان بويين زهرا

 اين برج‌ها در يک كيلومتری روستای حصار ارمنی ـ از توابع خرقان باختری، و در 32 كيلومتری جاده قزوين ـ همدان قرار دارند. برج‌های خرقان در محوطه وسيعی به فاصله كمی از يک ديگر قرار گرفته‌اند و از بسياری جهات با هم شباهت دارند؛ اما برج خاوری ، قديمی‌تر از برج باختری است.
بنای برج خاوری دارای نقشه هشت ضلعی با ستون‌های مدور در هشت گوشه است كه قسمت ازاره آن در سال 1347 هجری شمسی تعمير و مرمت شده است. تمامی بنا به ضخامت 60 سانتی متر با آجرهای ساده، به ابعاد 5 * 19 * 19 سانتی‌متر يا 5* 20 * 20 سانتی‌متر ساخته شده، سپس روی آن پوششی تزيينی با آجر به ضخامت 21 سانتی‌متر اجرا شده است. قطر ستون‌های مدور گوشه‌های بنا، به جز دو تای آن‌ها كه به راه پله‌ مارپيچ منتهی به بام را در بر می گيرند، همگی يكسان است. برای رسيدن به راه پله‌ها بايد از در مستطيل شكل كوتاهی كه در داخل اطاق مقبره قرار دارد، گذشت تعداد پله‌های هر راه پله22 عدد است.
با توجه به ويژگی‌های تاريخی بنای برج، می‌توان گفت كه در ميان گنبدهای دو پوسته‌ای كه پوسته دوم آن‌ها مخروطی شكل نيست، اين بنا نخستين گنبد دو پوسته قرن پنجم هجری به شمار می‌رود و از اين نظر حايز اهميت است.


 


 

   _

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٢:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٥

تعدادی از مناطق حفاظت شده در ايران

 بسته به نوع آب و هوا و پوشش گياهي در هر منطقه از ايران جانوران خاصي زندگي مي كنند. جانوران ناحيه خزري متنوع‌اند و در جنگل‌هاي اين ناحيه، گربه وحشي، گرگ، شغال، گراز، خرس و خوك وحشي زندگي مي‌كنند. در مرداب ها, بركه‌ها و باتلاق هاي ناحيه خزري؛ قورباغه، مار، سنگ پشت، خرچنگ و هم چنين انواع پرندگان مانند مرغابي، غاز، قو، و حواصيل به ويژه در فصول پاييز و زمستان به فراواني يافت مي‌شوند. هم چنين درياي خزر و رودهاي آن زيستگاه انواع مختلف جانوراني كه در اين ناحيه زندگي مي‌كنند عبارتند از: آهو، يوزپلنگ، گورخر و پرندگاني از قبيل پليكان، فلامينگو، و درنا. هم چنين در كناره‌هاي درياي جنوب و ميان آن ها سنگ پشت، ستاره دريايي، ميگو، خرچنگ، صدف و انواع مختلف ماهي‌ها وجود دارند. در ناحيه بياباني ايران به علت باران كم و نامنظم و تبخير زياد و وزش باد، پوشش گياهي ممتدي وجود ندارد . جانوراني كه در اين ناحيه زندگي مي‌كنند عبارتند از: آهو، يوزپلنگ، گورخر و پرندگاني از قبيل پليكان، فلامينگو، و درنا. هم چنين در كناره‌هاي درياي جنوب و ميان آن ها سنگ پشت، ستاره دريايي، ميگو، خرچنگ، صدف و انواع مختلف ماهي‌ها وجود دارند. زيست گاه ها و مناطق حفاظت شده با ارزشي در ايران وجود دارند كه پارك ملي گلستان و پارك ملي كوير از مهم ترين و بزرگ ترين آن ها هستند. در اين مناطق انواع و اقسام پستان داران, خزندگان و پرندگان وجود دارند. برخي از گونه هاي نادر جانوري از جمله يوزپلنگ ايراني و گوزن زرد ايراني در مناطق حفاظت شده ايران نگه دار ي مي شوند كه از دخاير زيست محيطي ايران محسوب مي شوند.

  » جنگل هاي حرا قشم

 تنوع و تراكم پرندگان قشم، درجهان بي‎نظير شناخته شده است. جنگل‎هاي حراي قشم از طرف سازمان ملل متحد و چندين مركز جهاني و پرنده‎شناسي به‎عنوان ميراث طبيعي جهاني – ذخيره‎گاه زيستكوه – انتخاب شده است. مطالعاتي كه با همكاري دانشگاه بركلي صورت گرفته، ثابت مي‎كند كه جزيره قشم از نظر خزندگان در جهان داراي موقعيتي ممتاز است. روباه، خرگوش، شغال، آهو، شاهين، كركس و پرندگان مهاجر در فصول سرد در اين جزيره ديده مي شود.

  » پناه گاه حيات وحش دشت ناز ساری

 اين پناه گاه كه درحدود 55 هكتار وسعت دارد و در شمال خاوری ساری با فضايی از جنگل های جلگه ای قرار گرفته و از سال 1346 به صورت محل تكثير گوزن زرد ايرانی درآمده است. در اين پناه گاه ضمن حفاظت و نگه داری گوزن زرد ايرانی كه تعليف آن ها دستی صورت می گيرد همه ساله تعدادی از گوزن های توليد شده را به زيست گاه های اصلی، يعنی اطراف رودخانه دز و كارون منتقل می كنند. تعدادی از گوزن های اين پناه گاه به جزيره اشك در درياچه اروميه نيز انتقال داده شده اند. پيرامون اين پناهگاه حصاركشی شده است و گوزن ها را از پشت ديوارهای سيمی می توان مشاهده كرد.

  » منطقه حفاظت شده سياه كشيم بندر انزلي

 اين منطقه جنوبي‎ترين بخش تالاب انزلي را شامل مي‎شود. آب‌هاي اضافي فراهم آمده از رودخانه‎هاي واقع در حوزه آبريز سياه كشيم از طريق تنگه نسبتاً باريكي كه در شمال خاوري آن قرار دارد به بخش مركزي تالاب انزلي وارد مي‎شود. با توجه به اين ‌كه اكوسيستم مورد نظر از هيچ نقطه ديگري با مرداب انزلي ارتباط ندارد لذا مي‎توان آن را به صورت اكوسيستم جدايي در نظر گرفت. تالاب سياه كشيم بين دو طول خاوري 49 درجه و 17 دقيقه و 49 درجه و 25 دقيقه و عرض‎هاي شمالي 37 درجه و 22 دقيقه و 37 درجه و 27 دقيقه قرار گرفته است. اين پهنه آبي محدود است از شمال به خشكي ماه روزه – كه به صورت شبه جزيره‏اي ميان سياه كشيم و مرداب انزلي استقرار يافته است – از خاور به تالاب انزلي و رودخانه سياه درويشان، از جنوب به محدوده روستاهاي لاكسار، نرگستان، چومثقال، گاو كده، كلسر، اسفند و مزارع شمالي چكوور و بالاخره از مغرب به مزارع ضيابر، مازران محله بهمبر و مزارع جنوبي ويشكا، از لحاظ تقسيمات كشوري محدوده مورد نظر در حوزه شهرستان‎هاي بندر انزلي و صومعه‏سرا قرار دارد. به طوري‌كه گفته مي‎شود سال‏ها پيش از اين يك عروس را از روستاي اسفند (واقع در ساحل جنوبي اين منطقه) به روستاي آبكنار (كه دركناره شمالي قرار دارد) با قايق مي‎بردند كه بر اثر وزش باد شديد قايق واژگون شده و عروس (كه در زبان محلي «گيشه» خوانده مي‎شود) در آب غرق مي‎شود. لذا اين منطقه به منظور حفاظت، توسط سازمان شكارباني و نظارت بر صيد سابق، انتخاب شد، با توجه به مشابهت واژه گيشه با نام كشيم (يكي از پرندگان آبزي است كه براي زمستان گذراني به اين سامان مهاجرت مي‎نمايد) عنوان سياه كشيم جهت اين منطقه برگزيده شد.

  » پناهگاه حيات وحش ميانكاله گرگان

 اين پناهگاه مشتمل بر خليج گرگان، جزيره آشوراده و شبه جزيره ميانكاله است كه روی هم رفته حدود هفت هزار هكتار وسعت دارد و به عنوان يكی از ذخاير زيست محيطی كره زمين از سوی يونسكو به ثبت رسيده است. پناهگاه ميانكاله که تنها بازمانده مناطق نيمه مشجر سواحل دريای خزر به حساب می آيد، بهشت آبزيان و پرندگان مهاجری است كه همه ساله در فصل زمستان از كشورهای سردسير شمالی به سوی آن پرواز می كنند و به زمستان گذرانی می پردازند. از جمله اين پرندگان می توان به اردک ماهی های وحشی، غاز، قو، فلامينگو (مرغ آتشين) و پليكان (مرغ سقا) اشاره کرد. پرندگان بومی مثل قرقاول، دراج و زنگوله بال نيز پيرامون اين پناهگاه زندگی می كنند. می توان از اين پناهگاه حيات وحش ضمن استفاده های علمی - آموزشی، بهره برداری های سياحتی وسيعی به عمل آورد كه در حال حاضر به طور محدود صورت می گيرد.از زيستگاه های عمده منطقه می توان به تركت اشاره کرد كه بخشی از منطقه امن جهان نما را تشكيل داده و زيستگاه عمده مرال، شوكا، پلنگ، خرس، خوک وحشی، گرگ، پلنگ، قوچ، ميش، كل و بز است، البته گاو موزی كش و زيستگاه های اطراف آن نيز مناطق مناسبی برای مرال، شوكا، خرس، پلنگ و ديگر گونه های جنگل زی هستند كه در جنوب آن ها قوچ و ميش زيست می كنند. زيستگاه های قاقله، آق رضا، چكل گدا، لنده كوه، تالو، خوش دستی، لندو و مغزی از ايستگاه های كل و بز و قوچ و ميش است و در بعضی از قسمت های آن مرال نيز زيست می كند. زيستگاه های شربت، كوليجال، سوته و گرمه تو هم محل زندگی خرس، شوكا، مرال و پلنگ هستند و در قسمت های صخره ای آن كل و بز نيز وجود دارند.
منطقه حفاظت شده جهان نما به علت كوهستانی بودن و پوشش بوته زاری و علف‌زاری در كنار درخت زارهای تنگ، گونه های بسيار با ارزشی از پرندگان را در خود جای داده است كه در بين آن ها كبک دری، عقاب طلايی و هما نيز ديده می شود. در جهان نما گونه های مختلفی از پرندگان مانند شكاری ها، لاشخورها، طرقه ها، جغدها، كبوترها، زنبورخورها، سوسک ها، سعوها، عقاب ها، كلاغ ها، زردپره ها و غيره را می توان مشاهده كرد. پستاندارانی مانند مرال، شوكا، كل، بز، قوچ، ميش، پلنگ، خرس، گرگ، راسو، شغال و خارپشت ها نيز در منطقه يافت می شوند كه به علت شكار بی رويه، تعداد جمعيت آن‌ها شديدا كاهش يافته است. از گونه های ديگری که در اين منطقه زندگی می کنند می توان به دوزيستان اشاره کرد.
چشمه سارهای زيادی در داخل منطقه حفاظت شده و محيط های اطراف آن وجود دارد كه سرچشمه بسياری از رودخانه های بزرگ و كوچكی كه به عنوان ذخاير منابع آبی محسوب می شوند به حساب می آيند. اين رودخانه ها به خارج از منطقه جريان می يابند. از جمله اين رودخانه ها که همگی به خارج از منطقه جريان می يابند، می توان به رودخانه های سفيدرود، تركت، مغزی و چهارباغ و چشمه های زيارت، مغزی، مارسنگ، اسبومرگاه، شاه پسند، تركت، حاجی آباد، گچيان، مراد چشمه، قل قله، وارا، خوش دستی، كلی چال، قورمه تو، پاييزبن و قلعه سرک اشاره کرد.

  » منطقه شكار ممنوع توت سياه بوانات

 منطقه توت سياه كه از مناطق تحت حفاظت محيط زيست استان است در انتهای منطقه بوانات واقع شده و وسعتی نزديک به 20 هكتار دارد. اين محل زيستگاه گونه‌ های مختلف گياهی و جانوری است، اما متاسفانه در حال حاضر از قابليت ‌ها و امكانات گردشگاهی و پژوهشی اين شكارگاه استفاده چندانی نمی ‌شود.

  » زيستگاه بک بک استهبان

 در جنوب خاوری شهرستان استهبان گردشگاه زيبايی به نام بک بک وجود دارد كه زيستگاه گونه هايی متنوعی از پرندگان مهاجر است. اين گردشگاه در فصل مهاجرت و بازگشت پرندگان از جلوه های طبيعی بسيار زيبای منطقه است که چشم هر بيننده ای را به خود خيره می کند.

  » منطقه حفاظت شده باهو كلات (گاندو) چابهار و سرباز

 اين منطقه در منتهی اليه گوشه جنوب خاوری كشور، دردرازای مرز ايران و پاكستان قرار دارد. اين منطقه از كوه های كم آب و بيابانی تشكيل شده است كه تا رودخانه سرباز در بلوچستان گسترده شده است. منطقه مزبور، مامن تمساح تالابی و منحصر به فرد ايرانی است كه در آبگير های كم عمق مسير رودخانه زندگی می كند. اين حيوان در مواقع خشكی تا چند متر در زير آبگيرها نقب زده و در داخل آن ها زندگی می كند. اگر اقدامات به موقع حفاظتی سازمان محيط زيست و نظارت بر صيد نبود، نسل اين تمساح ها تاكنون از بين رفته بود.
هم چنين شرايط خاص اكوسيستم رودخانه ای اين منطقه امكانات زندگی نوعی ماهی عجيب به نام كوهی گل خور با نام علمی PerioPhthalinuse فراهم آورده است كه قادر به زيست در آب های كم عمق وبستر گلی رودخانه هاست. اقدامات حفاظتی سازمان حفاظت محيط زيست در مورد نواحی پيرامون باهوكلات به منظور حفظ بخش نمونه ای از گياهان بلوچی (كه تا حدودی بياباني- سندی است) و نيز جاندارانی كه با اقليم و گياهان مزبور ارتباط زيستی دارند، ضروری است. اين جانداران را جبير، سنجاب نخلی شمالی، راسوی خاكستری هندی، هوبره، دراج، سوسمار و بسياری از انواع پرندگان كه خاص شبه قاره هند هستند، تشکیل می دهد. خط ساحلی دريای عمان كه مرز جنوبی اين منطقه را تشكيل می دهد، ناحيه قشلاقی پرندگان آبزی استو نيز، محل مهمی برای تخم گذاری لاك پشت سبز دريايی به شمار می آيد.

  » منطقه حفاظت شده پارک ملی كوير

 در مناطق خشک و بيابانی،‌ گياهان و جانوران با ويژگی های فيزيكی خود محدوديت ها و فشارها را تحمل می كنند و به طور شگفت آوری با منابع ناچيز و محدوديت های زيستی محيط خود سازگار شده اند. پارک ملی كوير از نظر مطالعه اكوسيستم های كويری و شناخت مكانيسم های سازگاری گونه های جانوری و گياهی داراي اهميت زيادي است. در پارک ملی كوير گونه های گياهی متنوعی وجود دارد و پوشش گياهی آن در دشت های هموار و كوهستان ها، زيستگاه هايی بسيار مناسب برای زيست وحوش مختلف فراهم كرده است. زمين هاي مسطح اين پارک با پوشش گياهی كويری و نيمه كويری، زيستگاه پستان دارنی مانند جبير، آهو و گونه های با ارزش حمايت شده و كميابی مانند پوزپلنگ و گورخر است. بخش های كوهستانی آن نيز با پوشش گياهان استپی دارای تعداد قابل توجهی وحوش كوه زی مانند كل، بز، قوچ و ميش است. اين پارک از نظر تنوع پرندگان نيز اهميت ويژه دارد و پرندگانی مانند كبک و تيهو در اين پارک زندگی می کنند. علاوه بر اين، همه ساله انبوهی از پرندگان مهاجر مانند فلامينگو، آنقوت، سرسبز و خوتكا به آب بندها و شوراب های اطراف آن روی می آورند.

  » زيستگاه هوشنگ ميدانی و قره گول مشگين شهر

 اين ميدان، منطقه ای مسطح است كه دردامنه شمال باختری سبلان به ارتفاع 2725 مت رواقع شده است. تالاب قره گول نيز به قطر تخمينی 300 متر در قسمت شمال باختری دامنه های هرم و جنوب خاوری زيستگاه هوشنگ ميدانی در ارتفاع 2820 متری از سطح دريا واقع شده است. حيوانات و پرندگان وحشی در هوشنگ ميدانی و تالاب قره گول متنوع اند علاوه بر كبک معموری و كبک دری كه شمارش آن ها ناممكن است اين منطقه زيستگاه قوچ و ميش ارمنی است.

  » منطقه حفاظت شده خوارتوران

 

 منطقه حفاظت شده خوار توران در جنوب خاوری شاهرود و در 140 كيلومتري جنوب خاوري شهر شاهرود؛ واقع شده و از نظر وسعت؛ بزرگ ترين ذخيره گاه زيست كره ايران به شمار مي آيد. مساحت اين منطقه برابر با 1470640هكتار است و اهميت آن به دليل وجود نوعي گورخر معروف به گورخر ايراني و يوزپلنگ آسيايي در آن است. از جمله حيوانات عمده‌اي كه در اين منطقه وجود دارد عبارتند از: گورخر ايراني, يوزپلنگ آسيايي, گرگ، شغال، كفتار، قاراكل ( قره كل )، آهو، جبير، گل، بز، قوچ و ميش. پرندگان منطقه نيز شامل: كبك، تيهو، هوبره، باقرقره، خرگوش، تشي مي شود.

  » حيات وحش تهران

 شهرستان تهران گونه های مختلفی از حيات وحش را درخود جای داده است. اين گونه ها شامل پستانداران و پرندگان می شوند. منطقه حفاظت شده ورجين نيزدارای گونه های متعدد گياهی و جانوری است. جانورانی از قبيل قوچ، ميش، كل، بز، آهو، گراز، گرگ، كفتار، شغال، روباه و خرگوش از عمده ترين پستانداران اين شهرستان هستند که در كوه های خاوری تهران و رشته كوه های البرز مركزی در شمال يافت می ‌شود. از گونه های متعدد پرندگانی كه در كوه های خاوری تهران و رشته كوه های البرز مركزی يافت می ‌شود می توان به كبک، كبک دری و تيهو اشاره کرد.

  » منطقه حفاظت شده ورجين تهران

 شكارگاه حفاظت شده 28 هزار هكتاری ورجين در 15 كيلومتری خاور تهران قرار دارد كه دسترسی به آن از مسير جاده لشگرک امكان پذير است و شكاردر آن ممنوع است. برای گردش های يک روزه در آن، داشتن وسايل اتراق لازم است.

   _

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٥

يک سری از تالاب های ايران

تالاب گنجگاه اردبيل

 تالاب گنجگاه در 80 كيلومتری جنوب خاوری اردبيل قرار دارد كه بسيار سرسبز بوده و از جمله پرندگان اين تالاب می توان به چنگر و آبچليک اشاره کرد.

 

  » تالاب نوشار اردبيل

 تالاب فصلی نوشار در 35 كيلومتری جنوب خاوری اردبيل واقع شده است. زمين های اطراف تالاب كه خيس و چمن زاری است در فصل بهار و زمستان مورد استفاده انواع پرندگان قرار می گيرد و در ديگر فصل ها نيز چراگاه دام داران رمه گردان است.

 

  » تالاب شور گل اردبيل

 اين تالاب در سه كيلومتری جنوب خاوری اردبيل واقع شده و در فصل بهار زيست گاهی مناسب برای جذب پرندگان مهاجر است.

 

  » تالاب ملااحمد اردبيل

 اين تالاب در 15 كيلومتری جنوب خاوری اردبيل در روستايي به همين نام واقع شده است. اين تالاب محل زيست پرندگان بومی و مهاجر است. پرندگانی مانند قاشقاتويوق، اردک سرسبز، اردک سرسياه، آنقوت، مرغ كور، قيزقوشی، سار و اردک طالشی به طور فراوان در اين تالاب ديده می شوند.

 

  » تالاب حله بوشهر

 در محل تلاقی دو رودخانه دالكی و شاپور در منطقه حله تالاب بزرگی به وجود آمده است كه يكی از تالاب های مشهور سراسر قلمرو جنوبی ايران محسوب می شود. آب اين تالاب از سرريز جريان رودخانه دالكی و شاپور، بارندگی زمستانی و تا حدودی جزر و مد خليج فارس تامين می شود. اطراف اين تالاب را نيزار فرا گرفته و در داخل آن حيات گياهی و جانوری ويژه ای به وجود آمده است. از اين تالاب می توان به عنوان يك اكوسيستم محلی بهره برداری های گردشگری و پژوهشی به عمل آورد. اين تالاب محل زيست هزاران پرنده آبزی مهاجر است كه از آن جمله می توان به درنا، حواصيل، گاچی رو، پرستو، ترنی، حمامی، بط، هفت رنگ، دراج و خردل اشاره كرد.

 

  » تالاب چغاخور اردل

 تالاب چغاخور با مساحتی حدود 2300 هكتار يكی از زيباترين و بزرگ ترين تالاب های استان است. در حال حاضر عمق آب اين تالاب در بهترين شرايط و موقعيت بارندگی به 5/1 متر می رسد. رشته كوه زيبای كلار که قله آن 3840 متر از سطح دريا ارتفاع دارد، از سمت جنوب باختری بر تالاب مشرف است. تالاب را مرغزاری وسيع دربرگرفته كه مساحت آن حدود 700 هكتار برآورد شده که اين وسعت در ماه های ارديبهشت تا مهر كه سطح آب تالاب رو به كاهش می گذارد، افزايش می يابد. اين ناحيه آب و هوايی مرطوب با تابستان های معتدل و زمستان های سرد دارد و از نقاط ييلاقی چهارمحال و بختياری محسوب می شود. همه ساله هزاران نفر از اهالی داخل و خارج منطقه برای سياحت و اقامت های كوتاه مدت به اين ناحيه و مركز سياحتی - زيارتی امام زاده حمزه علی سفر كرده و از امكانات طبيعی آن برخوردار می شوند.
از پاييز تا بهار هر سال هزاران پرنده بومی و مهاجر در اين تالاب زندگی کرده و تخم گذاری می كنند، اما در سال های اخير بروز برخی از موارد زندگی تالاب را تهديد می كند. يكی از مهم ترين اين موارد تخليه زودرس و بيش از حد آب تالاب برای مقاصد زراعی در اراضی پايين دست استکه اين عمل نظام اكولوژيک تالاب را تا حدودی مختل كرده و موجب شده است كه هر ساله بخشی از تخم و جوجه پرندگان مهاجر مجال رشد و تكامل پيدا نكنند. از انواع پرندگان دايمی يا مهاجری كه در تالاب چغاخور شناسايی شده اند می توان به انواع مرغابی، غاز، اردک، آنقوت، چنگر، انواع حواصيل، لک لک سفيد، خروس كولی و فلامينگو اشاره كرد. غير از اين پرندگان انواعی از آبزيان نيز در اين تالاب زيست می كنند كه ماهی كپور و كولی از مهم ترين آن ها محسوب می شوند.


 

  » تالاب گندمان اردل

 تالاب گندمان يكی از آبگيرهای حوزه آبريز آق بلاغ است که با فاصله ای نه چندان دور از تالاب چغاخور قرار گرفته است و بخشی از آب خروجی تالاب چغاخور نيز به اين تالاب سرازير می شود. پوشش دايمی آب اين تالاب در حدود 700 هكتار است و اطراف آن نيز هم چون تالاب چغاخور پوشيده از مرغزاری زيبا است كه معمولا به عنوان مرتع غنی برای چرای احشام استفاده می شود. رشته كوه چرو با ارتفاع 3500 متر از باختر تا جنوب اين تالاب كشيده شده و حضور آن در كنار تالاب گندمان و انعكاس ارتفاعات آن در آب آرام تالاب جذابيت فوق العاده ای را به وجود آورده است. چشمه های اطراف تالاب علاوه بر آن كه مكان مناسبی برای گذراندن اوقات فراغت به شمار می آيند، ‌آب تالاب را نيز تامين می كنند. از مهم ترين اين چشمه ها می توان به چشمه نصير آباد، گل گپ، چشمه بيدک و چشمه وستگان (در دامنه سبزكوه) اشاره كرد. قسمت پر آب و آبگير محدوده تالاب گندمان مانند تالاب چغاخور پناهگاه و زيستگاه پرندگان مهاجر است و همه ساله اواخر فصل پاييز انواع مختلفی از پرندگان نواحی سردسير شمالی جهت گذراندن دوره زمستان و تخم گذاری به اين تالاب مهاجرت می كنند. از انواع پرندگان دايمی و مهاجری كه در تالاب شناسايی شده اند می توان به انواع مرغابی ها، كركو ‌و آنقوت اشاره كرد.
اين تالاب امكانات ويژه تفريحی و ورزشی نيز دارد. در اطراف آن پرورش و نگه داری اسب متداول بوده و هم چنين سواركاری در مرغزار پيرامون تالاب از تفريحات خاص آن به حساب می آيد. سنت پرورش اسب از زمان های بسيار دور در اين منطقه، ‌به خصوص در بين قبايل بختياری معمول بوده و اين مساله نژاد ويژه ای را در منطقه به وجود آورده است كه آميزه ای از نژاد بومی و عربی است. اسبان بختياری بسيار چابک و پرطاقت هستند و مسافت های زيادی را بدون خستگی طی می كنند. محل های مسطح و گسترده اطراف تالاب اين امكان را فراهم می آورد كه علاقمندان به سواركاری بتوانند هم از ورزش و سياحت در اطراف تالاب بهره مند شوند و هم به بازی ديرين و پرهيجان گذشته يعنی چوگان بپردازند. وضعيت آب و هوای اين تالاب نيز مانند وضعيت تالاب چغاخور است و از نواحی ييلاقی چهار محال و بختياری محسوب می شود.

 

  » تالاب دهنو اردل

 در ناحيه بهشت آباد (صرف نظر از چند منطقه ماندآبی - فصلی) تنها يک تالاب عمده به نام تالاب دهنو وجود دارد. سطح جلويی اين تالاب (مرغزار) تقريبا خشک شده است. اين تالاب (سرآب) به علت نزديكی به شهرهای بروجن، ‌گندمان، شهر كرد و بلداجی و امكانات دسترسی می تواند از اهميت گردشگري بسيار زيادی برخوردار باشد. محل سراب به دليل قرار گرفتن در زير كوه موقعيت و چشم انداز بسيار زيبايی دارد. در سال های اخير پوشش غير طبيعی گياهان ماكروفيت آبزی، درون تالاب را كاملا پوشانده و حتی حيات آبزيان درون آن را نيز دچار مخاطره نموده است. بهره برداری تفرجگاهی از اين تالاب مستلزم حفاظت و مراقبت ويژه است.


 

  » تالاب سولگان (سوله جان) بروجن

 اين تالاب که بيش از هشت كيلومتر مربع مساحت دارد، در گذشته عمق آبی متجاوز از يک متر داشته است و به همين دليل محل مناسبی برای زندگی مرغان آبی بوده و انواع مختلف پرندگان مهاجر را به خود جلب می كرده است، اما به علت عدم توجه كافی و بهره برداری های غير اصولی از آب و زمين های حاشيه اين تالاب، تعداد پرندگان مهاجر آن رو به كاهش گذاشته و فضای زيبای آن تخريب شده است. از انواع پرندگانی كه در اين تالاب مورد شناسايی قرار گرفته اند می توان به جنگر، يوزگنبی، قورقور و قزل غار اشاره كرد.

  » تالاب آلما گلی

 اين تالاب در ارتفاع 2400 متری، در جنوب خاوری ارتفاعات سهند قرار دارد و 20 هكتار مساحت دارد. تالاب پوشيده از نيزار و گياهان آبزی است كه از نظر لانه گزينی پرندگانی نظير سرسبز و چنگر شرايطی مناسب دارد و به همين دليل دارای ارزش تفرجگاهی است.

  » تالاب قوری گل تبریز

 تالاب قوری گل در 40 کيلومتری تبريز واقع شده است و از نظر شرايط زيست گاهی برای پرندگان آبزی به خصوص اردک سرسفيد بسيار مناسب است. اين تالاب به عنوان تالاب بين المللی به ثبت رسيده است.

  » تالاب ديب سيزاهر

 اين تالاب در 25 كيلومتری خاور اهر قرار دارد و تالابی نيزاری و دايمی است كه مورد استفاده پرندگان مهاجر آبزی قرار می گيرد.

  » تالاب يوسفلو اهر

 اين تالاب د ر33 كيلومتری خاور شهرستان اهر قرار دارد و تالابی دايمی است كه مورد استفاده پرندگان مهاجر آبزی قرار می گيرد.

  » تالاب خرمالو اهر

 اين تالاب در 42 كيلومتری جنوب باختری اهر قرار دارد و يک تالاب دايمی است كه علاوه بر استفاده های كشاورزی، در فصل زمستان مورد استفاده پرندگان مهاجر قرار می گيرد.

  » تالاب قره قشلاق بناب

 منطقه تالابی قره قشلاق در کناره های جنوب شرقی درياچه اروميه قرار دارد و به لحاظ شرايط خاص طبيعی زيستگاه بسيار مناسبی برای پرندگان آبزی و کنار آبزی و علف خوار مانند ميش مرغ شناخته شده است. اين تالاب به عنوان تالاب بين المللی به ثبت رسيده است.

  » تالاب ماهی آباد

 اين تالاب که در 20 كيلومتری شمال ميانه قرار دارد، تالابی فصلی است و مصارف كشاورزی دارد. اين تالاب در مواقع پر آبی، مورد استفاده پرندگان مهاجر است.

  » تالاب شادگان

 تالاب بين المللی شادگان 296 هزار هكتار مساحت دارد و از شمال به شادگان و خور «دورق» و از جنوب به رودخانه بهمن شير، از باختر به جاده دارخونين و آبادان و از خاور به آب های خورموسی محدود می شود. سطح تالاب با گياهان آبدوست چون لويی و چولان و گياهان غوطه ور پوشيده شده و محل بسيار مناسبی برای پذيرش پرندگان آبزی روی می آورند. دراين تالاب، انواع ماهيان آب شيرين و شور مانند: بنی،‌شيريد، حمری، شانك، ماهي های پرورشی و پرندگانی چون فلامينگو، حواصيل، لك لك،‌ غاز وحشی، اردك،‌گراز،‌و … زيست می كنند. تنها زيستگاه و محل زاد و ولد اردك كركری در جهان اين تالاب است و پرندگانی چون « گيلانشاه خالدار » و « اكراس آفری – قايی » نيز از نمونه های بسيار كميابی هستند كه در اين منطقه يافت می شوند.
تالاب شادگان زيستگاه يك سوم از گونه های جانوری و گياهی درمعرض خطر نابودی است. اين تالاب طبق مصوبه شورای عالی حفاظت از محیط زيست واگذار شده است. گفته می شود كه تالاب دچار بحران است و احتمال دارد در آينده خشك شود.

  » تالاب انزلی

 تالاب انزلی در ساحل جنوب باختری دريای مازندران – در باختر دلتای سفيد رود و در جنوب بندر انزلی – گسترده شده است. اين تالاب از باختر به كپور چال و آبكنار، و از جنوب به صومعه سرا و بخش های شهرستان رشت، محدود است. محدوده آب تالاب انزلی بيش از 100 كيلومتر مربع است كه آب رود ها، نهر ها و زهكش های كشاورزی واقع در حوزه های آبريز به آن می ريزد. ارزش های زيست محيطی و اقتصادی تالاب انزلی نقش ويژه ای در جغرافيا و حيات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سياسی استان گيلان دارد. نقش علمی تالاب در زمينه های مختلف جانور شناختی، گياه شناختی و زيست محيطی حايز اهميت است و پژوهنده گان از آن به عنوان يك آزمايشگاه طبيعی رايگان در زمينه های گوناگون استفاده می كنند.
چشم اندازهای زيبای تالاب، جاذبه های شگرف به منطقه بخشيده اند. محيط آبی و زنده تالاب انزلی و ارتباط گسترده آن با دريا، بستری مطلوب برای تخم ريزی انواع ماهيان فراهم سا خته است. اين ماهيان، گذشته از اين كه يكی از منابع مهم غذای مردم اند، نقشی مهم در اقتصاد منطقه دارند. بيش از 20 گونه ماهی در تالاب انزلی وجود دارد كه 11 گونه از آن بومی، هشت گونه مها جر و يك گونه نيمه مهاجرند.
ماهيان مهاجر مانند ماهی سفيد و سوف، برای تخم گذاری و زاد و ولد به تالاب می آيند و پس از تخم ريزی دوباره به دريا باز می گردند. ماهيان بومی مانند ماهی كپور و اردك ماهی به طور دايم در تالاب زيست می كنند. ديگر ماهيان مهم تالاب عبارت اند از: سفيد، سوف، سيم، اردك ماهی، كلمه، ماش، كپور، سياه كولی، لای ماهی.
تالاب انزلی يكی از بهترين و مناسب ترين زيست گاه ها برای گونه های مختلف پرندگان مهاجر است. ده ها گونه از پرنده گان مهاجر در مسير مهاجرت و سفر زمستانی تالاب انزلی را برای اقامت زمستانی انتخاب می كنند. هر سال، پرندگان مهاجر مانند غاز، قو، اردك، مرغابی، چنگر، و ديگر پرندگان شناگر در پيرامون آن اسكان موقت می گزينند. شكار و فروش اين پرنده گان نيز، از منابع درآمد صيادان و ساكنان اطراف تالاب است. تالاب انزلی و جزيره های آن، چشم انداز هايی بسيار زيبا دارند و مشتاقان فراوان طبيعت را به سوی خود جلب می كنند. حفظ و نگه‌داری اين تالاب و سلامت محيط زيست آن، به عنوان يك سرمايه بسيار ارزشمند ملی و محلی، يك وظيفه و رسالت تاريخی برای همه كسانی است كه خود را در قبال جامعه مسئوول می دانند.

  » تالاب لپو و پلنگان نكا

 مجموعه مرداب های لپو، شيرخان لپو و پلنگان به فاصله يك كيلومتری جنوب دريای خزر و در خاور نيروگاه نكا و شمال منطقه زاغ مرز قرار گرفته اند. اين مرداب ها ظاهرا زمانی جزو دريای خزر بوده اند كه بعدها با عقب نشينی دريا به صورت آب باريكه ای جدا باقی مانده و با گذشت زمان با آب دريا و سيلاب پرشده اند. مجموعه تالابی فوق، هر فصل از سال جلوه خاصی دارد. در زمستان و پاييز مامن پرندگان مهاجری است كه از هزاران كيلومتر فاصله به سوی آن پرواز می كنند و به تخم گذاری و توليد مثل می پردازند. معروف ترين اين پرندگان قو، قره غاز و فلامينگوها هستند كه به طور موقت در آن منطقه اسكان می يابند و جلوه های شگفتی را پديد می‌آورند. در همين فصل، ماهی گيری و شكار مجاز نيز صورت می گيرد. در فصول تابستان و پاييز، می‌توان با قايق‌رانی و تماشای طبيعت مردابی و چشم اندازهای پيرامون آن لذت‌فراوان برد.دسترسی مناسب،اقليم مساعد، جلوه های متنوع فصلی طبيعت و … امكانات قابل توجهی را جهت بهره برداری توريستی از آن فراهم آورده است.

  » تالاب كرد خورد نهاوند

 تالاب كرد خورد «آق گل» در جوار روستای كرد خورد و در جنوب دشت نهاوند قرار گرفته است. اين تالاب كه در حوزه آبريز رودخانه قره چای واقع شده، 5 كيلومتر طول، 5/3 كيلومتر عرض و 5/0 متر عمق متوسط دارد. ژرفای عميق ترين نقطه تالاب در فصل پر آبی 80 سانتی متر است. طبق گزارش های زمين شناسی منطقه، اين تالاب که موجب پيدايش و استقرار روستاهای پيرامون خود شده است، قدمتی بالغ بر 40 هزار سال دارد. پوشش گياهی دل انگيز و هم جواری آن با كوه، منظره زيبايی را به ويژه در اواخر زمستان و اوايل بهار ايجاد می كند. اين زمان فصل مهاجرت پرندگانی است كه از نقاط دوردست و بسيار سرد روسيه، قفقاز و كشورهای اسكانديناوی به لحاظ وجود مواد غذايی مناسب، به اين تالاب مهاجرت می کنند. عمده‌ترين اين پرندگان عبارتند از: انواع اردك، غاز، فلامينگو، مرغ باران، حواصيل، آب چيلك، كاكايی و غيره. طبق عمر اين تالاب بيش از 40 هزار سال برآورد شده است.


 

  » مجموعه تالاب های آق قلا – اترک مينو دشت

 اين مجموعه در قسمت جنوبی رودخانه اترک واقع شده و مشتمل بر تالاب ها و مرداب های اينچه، آلاماگل، آلاگل، اينجه برون، بی بی شيروان، آجی گل، نمک و دانشمند است كه مجموع مساحت آن ها 1250 هكتار تخمين زده شده و آب آن ها از رودخانه اترک تامين می شود. برخی از اين تالاب ها از جمله تالاب آلاگل در فهرست كنوانسيون تحقيقات بين المللی پرندگان آبزی و مهاجر در سال 1350 به ثبت رسيده اند. اين تالاب ها به يكديگر بسيار نزديک هستند و آب و هوای محدوده آن ها مديترانه ای گرم با تابستان های خشک و گرم و زمستان های ملايم است. سطح آب اين تالاب ها در زمان پرآبی به بيش از 2500 هكتار نيز می رسد که اين مساحت به عواملی نظير ميزان آب ورودی و خروجی به اقليم و ديگر عوامل محيطی بستگی دارد.
تالاب های ياد شده محل زيست پرندگان مهاجری است كه تنوع زيادی دارند. از جمله آن ها می توان به فلامينگو، قو، غاز، حواصيل و… اشاره كرد. فصل شكار طبق تقويم اداره محيط زيست از اول پاييز تا آخر زمستان هر سال و هر هفته دو روز (چهارشنبه و جمعه) می باشد. ماهيان زيادی نيز در اين تالاب ها زندگی می کنند از جمله كولی، اورنج، سيم پرک و شيشه ماهی كه فصل صيد آن ها طبق مجوز اداره محيط زيست گنبد از 15 ارديبهشت تا 15 اسفند ماه هر سال است. از آن جا كه اين مجموعه تالاب ها و مرداب ها دارای راه های دسترسی، محوطه های اطراق، چشم اندازهای دشتی، مرغزارهای وسيع، پرندگان بومی و مهاجر و همچنين استفاده های طبی هستند، قابليت های فوق العاده ای را برای ايجاد يک كانون توريستی فراهم می كنند. شكار و صيد بی رويه، چرای دام، وارد كردن گونه های غير بومی، قطع اشجار و… از جمله عوامل تهديد كننده اين تالاب ها به شمار می آيند که برای حفظ اين محيط ها در حالت طبيعی بايد از بروز اين عوامل جلوگيری کرد.

  » درياچه و تالاب ارژن نیریز

 وسعت تقريبی اين درياچه در حدود 2000 هكتار و از جمله درياچه های آب شيرين كشور است. اين درياچه بخشی از منطقه حفاظت شده ارژن و پريشان است كه در فاصله 60 كيلومتری شيراز و در مجاورت جاده اصلی شيراز - بوشهر قرار دارد. درياچه ارژن يكی از زيستگاه های مهم پرندگان مهاجر می باشد كه در حدود نيمی از سال، ميزبان هزاران پرنده مهاجر است. اين منطقه تابستان های خنک و زمستان های سرد دارد كه معمولا در فصل زمستان با بارش برف همراه است. منطقه گردشگاهی درياچه ارژن به دليل استقرار در مسير جاده اصلی شيراز - كازرون، نزديكی با آثار تاريخی نيشابور و غار شاپور و هم چنين راه ارتباطی استان های خوزستان و بوشهر با شيراز، از اهميت ويژه جذب جهانگرد برخوردار است. تالاب اين درياچه كه در ميان آن قرار گرفته است، علاوه بر ارزش های تفريحی، ارزش اكولوژيكی ويژه ای دارد و در گذشته ای نه چندان دور، در شمار محدوده منطقه حفاظت شده ارژن و پريشان با عنوان پارک بين المللی ثبت شد و در حال حاضر، يكی از ذخاير بيوسفر جهان محسوب می گردد.

  » تالاب گندمان بروجن

 تالاب گندمان يكی از آبگيرهای حوزه آبريز آق بلاغ است که با فاصله ای نه چندان دور از تالاب چغاخور قرار گرفته است و بخشی از آب خروجی تالاب چغاخور نيز به اين تالاب سرازير می شود. پوشش دايمی آب اين تالاب در حدود 700 هكتار است و اطراف آن نيز همچون تالاب چغاخور پوشيده از مرغزاری زيبا است كه معمولا به عنوان مرتع غنی برای چرای احشام استفاده می شود. رشته كوه چرو با ارتفاع 3500 متر از باختر تا جنوب اين تالاب كشيده شده و حضور آن در كنار تالاب گندمان و انعكاس ارتفاعات آن در آب آرام تالاب جذابيت فوق العاده ای را به وجود آورده است. چشمه های اطراف تالاب علاوه بر آن كه مكان مناسبی برای گذراندن اوقات فراغت به شمار می آيند، ‌آب تالاب را نيز تامين می كنند. از مهم ترين اين چشمه ها می توان به چشمه نصير آباد، گل گپ، چشمه بيدک و چشمه وستگان (در دامنه سبزكوه) اشاره كرد. قسمت پر آب و آبگير محدوده تالاب گندمان مانند تالاب چغاخور پناهگاه و زيستگاه پرندگان مهاجر است و همه ساله اواخر فصل پاييز انواع مختلفی از پرندگان نواحی سردسير شمالی جهت گذراندن دوره زمستان و تخم گذاری به اين تالاب مهاجرت می كنند. از انواع پرندگان دايمی و مهاجری كه در تالاب شناسايی شده اند می توان به انواع مرغابی ها، كركو ‌و آنقوت اشاره كرد.
اين تالاب امكانات ويژه تفريحی و ورزشی نيز دارد. در اطراف آن پرورش و نگهداری اسب متداول بوده و همچنين سواركاری در مرغزار پيرامون تالاب از تفريحات خاص آن به حساب می آيد. سنت پرورش اسب از زمان های بسيار دور در اين منطقه، ‌به خصوص در بين قبايل بختياری معمول بوده و اين مساله نژاد ويژه ای را در منطقه به وجود آورده است كه آميزه ای از نژاد بومی و عربی است. اسبان بختياری بسيار چابک و پرطاقت هستند و مسافت های زيادی را بدون خستگی طی می كنند. محل های مسطح و گسترده اطراف تالاب اين امكان را فراهم می آورد كه علاقمندان به سواركاری بتوانند هم از ورزش و سياحت در اطراف تالاب بهره مند شوند و هم به بازی ديرين و پرهيجان گذشته يعنی چوگان بپردازند. وضعيت آب و هوای اين تالاب نيز مانند وضعيت تالاب چغاخور است و از نواحی ييلاقی چهار محال و بختياری محسوب می شود.

  » تالاب دهنو بروجن

 در ناحيه بهشت آباد (صرف نظر از چند منطقه ماندآبی - فصلی) تنها يک تالاب عمده به نام تالاب دهنو وجود دارد. سطح جلويی اين تالاب (مرغزار) تقريبا خشک شده است. اين تالاب (سرآب) به علت نزديكی به شهرهای بروجن، ‌گندمان، شهر كرد و بلداجی و امكانات دسترسی می تواند از اهميت تفرجگاهی بسيار زيادی برخوردار باشد. محل سراب به دليل قرار گرفتن در زير كوه موقعيت و چشم انداز بسيار زيبايی دارد. در سال های اخير پوشش غير طبيعی گياهان ماكروفيت آبزی، درون تالاب را كاملا پوشانده و حتی حيات آبزيان درون آن را نيز دچار مخاطره نموده است. بهره برداری تفرجگاهی از اين تالاب مستلزم حفاظت و مراقبت ويژه است.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٥

ايران سرای من است

 

 درياها, درياچه ها‏, رودخانه ها, آبشارها و چشمه هاي آب سرد و آب گرم, در مجموع جاذبه هاي آبي- طبيعي ايران را تشكيل مي دهند كه از بين همه آن ها خليج فارس, درياي عمان, درياچه خزر از اهميت زيادي برخوردار هستند.
1- خليج فارس : اين دريا به وسعت حدود 232850 كيلومتر مربع در جنوب و ميان ايران و شبه جزيره عربستان واقع شده و با درياي عمان از طريق تنگه هرمز مربوط است. درازاي آن از دهانه اروندرود در شمال باختري تا تنگه هرمز در جنوب خاوري حدود 805 كيلومتر است و عرض آن بين 56 تا 288 كيلومتر متفاوت است. عمق آن چندان زياد نيست و بيش ترين ژرفاي آن 182 متر در رأس المسندم و كم ترين آن 30 متر در دهانه اروندرود است. سراسر ضلع شمالي آن را سواحل ايران در برگرفته و در مساحت كمي از گوشه شمال باختري آن كشورهاي كويت و عراق قرار دارند.
در كف خليج فارس برآمدگي هاي سنگي و مرجاني وجود دارد كه محل صيد مرواريد است. در فلات قاره و در اعماق آب هاي خليج فارس مخازن و ميدان هاي وسيع نفتي قرار دارد كه بر اثر استخراج نفت در پيرامون خليج فارس، از اهميت بازرگاني خاصي برخوردار شده است.
خليج فارس دريايي است آزاد كه ايران را وسيله راه تنگه هرمز و از طريق آب هاي اقيانوس هند، با ساير آب ها و ممالك دنيا مربوط مي‌كند. اين خليج از آنجا كه سر راه خطوط دريايي خاورميانه واقع شده از نظر استراتژيكي داراي اهميت زيادي است. به موازات ساحل دريا، رشته كوه هايي قرار دارند كه در بعضي نقاط اين ارتفاعات به دريا منتهي مي‌شوند و گاهي هم از دريا دور شده دشت هايي ميان دريا و ارتفاعات قرار مي‌گيرد. بخش بزرگي از صيد ماهي كشور در سواحل جنوبي ايران صورت مي‌گيرد. به عبارتي، حدود 78 درصد صيد منابع آب زي كشور در سواحل جنوبي انجام مي‌شود. مهم ترين انواع ماهيان درياهاي جنوب عبارتند از: حلوا، شيرماهي، شوريده، فيله، سرخو، سنگسر و غيره.

2- درياي عمان: اين دريا پيش روي آب اقيانوس هند به داخل خشكي در جنوب باختري آسيا است و بهتر است خليج ناميده شود. اين خليج در حقيقت از سه سو به خشكي و از يك سو به درياي آزاد مرتبط است: شمال آن ايران و پاكستان، خاور آن شبه جزيره دكن و باختر آن شبه جزيره عربستان قرار گرفته است. از سوي جنوب، اين دريا به اقيانوس هند متصل است. سواحل جنوبي ايران از تنگه هرمز تا بندر گواتر مجاور است و اين مسافت 2/1 كناره‌هاي جنوبي ايران را تشكيل مي‌دهد. درازاي آن از تنگه هرمز تا دكن حدود 610 كيلومتر و عرض آن كم تر از عرض آب هاي خليج فارس است. مساحت آن 903 هزار كيلومتر مربع در مقابل عمق آن خليج فارس بيش تر است. عمق اين خليج در اطراف چاه‌بهار حدود 3398 متر است هر چه به سوي غرب پيش رويم، عمق آن به سرعت كم مي‌شود تا جايي كه در نزديك تنگه هرمز به 73 متر مي‌رسد.بنادر كوچكي چون جاسك - چاه‌بهار- گواتر در كنار اين خليج‌ها ديده مي‌شودكه بيانگر بازرگاني و دريانوردي تقريباً محدود آن است.

3- درياچه خزر
خزربزرگ ترين درياچه جهان است كه به سبب وسعت زياد 5 برابر درياچه اورال و 13 برابر درياچه بايكال است و به همين سبب گاهي دريا ناميده مي شود. اين درياچه زماني تمامي سطح خشكي‌هاي آسياي جنوب باختري را مي‌پوشانيد و از همان زمان هاي پيش دريا خوانده مي‌شود. اين دريا ميان ايران، تركمنستان، قزاقستان، روسيه و آذربايجان قرار گرفته اين كشورها از منابع آن به طور مشترك استفاده مي‌كنند. از 6380 كيلومتر طول سواحل درياي خزر به حدود 922 كيلومتر از آستارا تا رود اترك متعلق به ايران است.
مساحت اين دريا حدود 424 هزار كيلومتر مربع است. ژرفاي درياچه خزر، حوزه شمالي بسيار كم، تقريباً 5/4 وسعتش داراي ژرفاي كم تر از 10 متر است. جايي كه بخش وسيعي از خزر شمالي به قدري كم ژرفاست كه فقط كرجي‌هاي بسيار كوچك مي‌توانند در آن رفت و آمد كنند. ژرفاي متوسط اين حوزه حدود 2/6 متر است. در حوزه ‌ جنوبي، ژرفاي دريا نسبت به حوزه شمالي بيش تر است و به حدود 960 تا 1000 متر مي‌رسد و متوسط آن 325 متر است. درياي خزر از نظر ژرفا ويژگي هاي ديگر، از شمال به جنوب به سه حوزه تقسيم مي‌شود. حوزه جنوبي خزر جنوبي كه به سواحل ايران منتهي مي‌شود، داراي شكلي تقريباً مربع است وسعت اين حوزه حدود 1555 كيلومتر مربع است كه حدود 36% از مجموع وسعت دريا را شامل مي‌شود. درياي خزر از نظر ماهي غني است و ماهيان خاوياري درياي خزر داراي شهرت جهاني هستند. ساليانه حدود 300 تن خاويار از صيد اين ماهي‌ها به دست مي‌آيد. در درياي خزر، حدود 100 گونه ماهي زندگي مي‌كند كه در حال حاضر تنها حدود 15 نوع آن مورد بهره‌برداري است.
جزاير عمده ايران را در خليج فارس مي‌توان به شرح زير برشمرد:
جزيره هرمز: طول محيط اين جزيره بيضي شكل حدود 6000 متر است و در مدخل خليج فارس به سبب موقعيت جغرافيايي آن، مجاورت با تنگه هرمز به عرض حداقل 56 كيلومتر و به عمق حداكثر 115 متر از نظر نظامي و بازرگاني از اهميت خاصي برخوردار است. آلبو كرك درياسالار پرتغالي در سال 886 ش. (1507 م) اين جزيره را تسخير كرد و با ايجاد استحكامات نظامي، بيش از يك قرن تا دوران شاه عباس صفوي(1622 م.) بر كرانه‌هاي خليج فارس تسلط داشت. هم اكنون آثار و خرابه‌هاي قلعه پرتغالي ها در شمال جزيره در نزديكي آبادي هاي فعلي ديده مي‌شود.
جزيره خارك: خارك به طول تقريبي 10 كيلومتر و عرض از 4 تا 5 كيلومتر، جزيره‌اي است مرجاني، در ساحل خليج فارس، شمال باختري بندر بوشهر، كه تا اين بندر حدود 65 كيلومتر فاصله دارد.
جزيره خارك براي ايجاد لنگرگاه ها، با مزاياي طبيعي و سواحل عميق آن، براي پهلو گرفتن نفت‌كش‌هاي اقيانوس‌پيما بسيار مناسب است، به ويژه كه قشر سنگي چون پشته‌اي كه سطح جزيره را پوشانده، در وسط جزيره به بلندي 60 متر مي‌رسد و اين بلندي ها موجب مي‌شوند بندرگاه هاي خاوري خارك را در مقابل شدت جريان باد كه در جهت شمال باختري و جنوب خاوري مي‌وزند، محفوظ نگاهدارند. اگر كارشناسان، اكنون اين جزيره را به عنوان مركز تأسيسات عظيم صدور نفت برگزيده‌اند، دريانوردان خليج فارس نيز در ادوار گذشته از آن براي پهلو گرفتن كشتي‌ها استفاده مي‌كردند.
جزيره ‌ قشم: اين جزيره در نزديكي تنگه هرمز، بزرگ ترين و پرجمعيت ترين جزيره خليج فارس است. سواحل آن براي ايجاد لنگرگاه مناسب است. اطراف آن را كوه هاي آهكي فرا گرفته و اراضي داخلي داراي چراگاه هاي مناسب احشام، هم چنين مستعد براي كشت و زرع و ايجاد باغ هاي ميوه و نخلستان است. در اين جزيره، معادن نمك و خاك سرخ يافت مي‌شود.
جزيره كيش: جزيره كيش با وسعت حدود 85 كيلومتر مربع پس از قشم، از ديگر جزاير ايران در خليج فارس اهميت بيش تري دارد. بخش بزرگ مساحت آن مسطح و مستعد كشاورزي و داراي نخلستان هاي متعدد است. در اين جزيره در سال هاي اخير به عنوان يك منطقه آزاد تجاري، تأسيساتي به منظور جلب بازرگانان و جهانگردان داخلي و خارجي داير شده است.
جزيره هنگام : اين جزيره با آبادي هاي كوچك خود جمعاً به وسعت حدود 50 كيلومتر مربع در جنوب جزيره قشم واقع شده و داراي معادن نمك و خاك سرخ و سرب است. صيد ماهي از اشتغالات عمده ساكنان آن به شمار مي‌رود.
جزيره لارك: به مساحت تقريبي 83 كيلومتر مربع در جنوب جزيره هرمز واقع شده، عمق دريا در اطراف جزيره نسبتاً زياد است. ارتفاعات آن نمكي و داراي معادن سنگ آهن است و معيشت معدود ساكنان آن از راه پرورش دام و صيد ماهي تأمين مي‌شود.
جزيره لاوان (شيخ شعيب): به وسعت تقريبي 120 كيلومتر مربع در شمال باختري جزيره كيش، به فاصله 18 كيلومتري ساحل قرار گرفته و مردم آنجا بيش تر به صيد مرواريد اشتغال دارند. اين جزيره به سبب عمليات شركت نفت لاوان، اهميت پيدا كرده است.
جزاير تنب كوچك و تنب بزرگ: اين دو جزيره، به فاصله 12 كيلومتر از هم ديگر در جنوب جزيره قشم واقع شده‌اند. ساكنان تنب بزرگ از راه صيد ماهي و مرواريد امرار معاش مي‌كنند.
جزيره ابوموسي: به مساحت تقريبي 20 كيلومتر مربع با مختصر كشاورزي در جنوب بندر لنگه واقع شده و ساكنان اندك آن از طريق صيد ماهي و مرواريد ارتزاق مي‌كنند.
جزيره هندورابي: به مساحت تقريبي 36 كيلومتر مربع در 76 كيلومتري بندر لنگه از جزاير ايراني ساحل خليج فارس است. ساكنان جزيره هندورابي بيش تر به صيد ماهي و مرواريد اشتغال دارند، و گروه اندكي نيز به كشاورزي مي‌پردازند.
ايران از تالاب ها و تالاب درياچه هاي با ارزشي برخوردار است. در مجموع بيش از 80 تالاب با وسعت بيش از پنج هكتار در ايران شناسايي شده اند و تالاب هاي كوچك تربسياري وجود دارند كه در حال شناسايي هستند. چهار تالاب درياچه مهم ايران را درياچه اروميه, درياچه ميانكاله, درياچه پريشان و درياچه زريوار تشكيل مي دهند.

   _

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ خرداد ،۱۳۸٥

جاذبه های گردشگری تهران

پارکها

پارک شهر

پارک شهر در غرب میدان امام خمینی (ره ) قرار داشته و از نظر کاربری قابلیت بسیار مناسبی برای جذب مردم و گذران اوقات فراغت دارد . فضای سبز قابل توجه پارک شهر در منطقه مرکزی شهر به عنوان یکی از قدیمی مترین پارکهای تهران علیرغم عدم حوزه دید گسترده به جهت همجواری با موزه ایران باستان کتابخانه ملی و بسیاری دیگر از بناهای مهم اداری و تاریخی از مهمترین مراکز فرهنگی منطقه مرکزی قلمداد می گردد .

 

 

پارک لاله

یکی از بزرگترین پارک های شهر تهران پارک لاله واقع در بلوار کشاورز می باشد . همجواری پارک لاله و با موزه های هنرهای معاصر و فرش ایران ، هتل لاله و .... و کاربری تفریحی و گذران اوقات فراغت آن را به عنوان یک مرکز شاخص معرفی می نماید .

 

 

پارک طالقانی

پارک عباس آباد یا طالقانی بر روی تپه های عباس آباد که پارک جنگلی است با پوششی از یونجه و ژونی و درختچه های زینتی و غیره . چشم انداز بدیعی در شمال شرق تهران به وجود آمده است و بر قسمتهای وسیعی ازتهران مسلط و به دلیل دوری از مناطق مسکونی به ویژه روزهای تعطیل برای تفریح و استراحت گروهی که وسیله نقلیه دارند مورد بهره برداری قرار می گیرد .

  

 

پارک بعثت

پارک بعثت در جنوب تهران با مساحت حدود 53 هکتار ایجاد شده است و از سال 1352 مورد بهره برداری قرار گرفته است .

پارک بعثت دارای 2 دریاچه پرورش ماهی قایقرانی و آبیاری پارک است دریاچه جزیره ای را دربرگرفته است که لانه های پرندگان در آن جای گرفته و محل اجتماع و پرورش اردک و غاز است .

 

  

پارک ساعی

محل پارک ساعی در سال 1324 توسط مرحوم مهندس ساعی جنگل کاری شده و در اختیار وزارت کشاورزی قرار داشته است . پس از گسترش شهر تهران و ازدیاد جمعیت این بخش به سازمان پارکهای شهرداری واگذار شده که به احداث پارک اقدام شد و از سال 1341 به عنوان پارک مورد بهره برداری واقع شده است .

 

 

 پارک ارم

مجموعه پارک ارم با 70 هکتار وسعت در پنج کیلومتری غرب شهر تهران در کنار بزرگراه تهران – کرج واقع شده که شامل 2 لونا پارک با 28 نوع وسیله بازی و تفریحی جهت کودکان و بزرگسالان میباشد .  دریاچه پارک با 8 هکتار وسعت دارای امکانات قایقرانی است که جهت مسابقه قایقرانی و اسکی روی آب نیز مورد استفاده قرار می گیرد این دریاچه همچنین دارای جزیره ای است که در وسط آن قرار گرفته است .

 

 

پارک ملت

بزرگترین پارک شهری تهران ، با کامل ترین امکانات تفریحی پارک می باشد . که در مجاورت سازمان صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران جام جم در خیابان ولیعصر قرار دارد مجسمه هایی بامضامین گوناگون با الهام از نام یا تصویر شخصیت های علمی و ادبی ایران در بخش ورودی پارک خوش آمدگوی مراجعین می باشد .

 

 

پارک تفریحی آزادگان

این پارک با مساحت 26000 مترمربع در میدان بهمن ، خیابان دشت آزادگان ضلع شرقی فرهنگسرای بهمن قرار داشته و دارای امکانات ویژه ای نظیر 22 فضای مسابقه برای کودکان و نوجوانان است .

 

 

پارک میثاق

پارک میثاق با مساحت 74969 متر مربع از دیگر پارک هایی است که در منطقه 16 و خیابان شوش واقع شده است .

 

  

پارک شهید رجایی

یکی دیگر از پارکهای منطقه 16 است که در خیابان شهید رجایی و سه راه علی آباد قرار دارد .

 

 

پارک قیطریه

این پارک بافتی جنگلی داشته و با مساحت 000/103 متر مربع در انتهای خیابان قیطریه واقع شده است .

 

  

پارک جمشیدیه

از زیباترین و دیدنی ترین پارک های تهران بزرگ است

 

 

پارک نیاوران

این پارک با مساحتی حدود 000/63 متر مربع در ابتدای خیابان شهید باهنر واقع شده است .

 

 

پارک بهاران

این پارک که در محدوده شهرداری منطقه 17 قرار دارد .

 

 

پارک جنگلی کوی نصر

این پارک در انتهای کوی نصر (گیشا) با مساحت 000/520 متر مربع به جهت آنکه در ارتفاعات واقع شده است یکی از مناسبترین گردشگاه های شهر تهران می باشد .

 

 

پارک شاهین

پارک شاهین از دیگر پارک های منطقه 2 شهرداری است که 14658 متر مربع مساحت داشته

 

 

پارک کودک

پارک کودک یکی دیگر از پارکهای زیبای شهر تهران در منطقه دو واقع در شهرک قدس جنب ایران زمین می باشد .

 

  

پارک آزادگان

این پارک پارک محلی با مساحت هفت هکتار می باشد .

 

 

پارک شفق

این پارک که بانی آن دکتر رضازاده شفق می باشد .

 

 

پارک المهدی

پارک المهدی با مساحت 500/65 متر مربع از جمله پارک های تفریحی است

 

 

پارک خواجوی کرمانی

این پارک شامل 2 فاز می باشد که فاز اول آن کود انوری نام دارد .

 

 

بوستان گل محمدی

این پارک دارای 11000 مترمربع مساحت و تلفیقی از معماری مدرن و سنتی است .

  

 

پارک زیبا

احداث این پارک در منطقه 12 شهرداری موجب از بین رفتن چهره زشت آلونک های موجود در خیابان زیبا گردید .

  

 

پارک دانشجو

پارک دانشجو در تقاطع خیابان ولیعصر انقلاب و در کنار تأتر شهر قرار داشته

 

 

پارک شطرنج

پارک شطرنج با مساحت 3500 متر مربع در خیابان آجودانیه واقع در خیابان دارآباد واقع شده است .

 

 

شهربازی

شهربازی تهران یکی از مجهزترین و مدرن ترین مراکز فرهنگی تفریحی و سرگرمی موجود در کشور است .

 

 

مجتمع فرهنگی – تفریحی ارم  

یکی دیگر از بزرگترین و مجهزترین شهربازی ها مجتمع تفریحی ارم می باشد .

 

  

باغ وحش تهران

قدمت احداث باغ وحش به قرن سیزدهم ه.ق و به هنگام سلطنت ناصرالدین شاه قاجار بر می گردد

مسیرها

مسیر کردان ( ساوجبلاغ )

آثار تاریخی : مسجد ولیان در روستای ولیان ، حسینیه برغان در روستای برغان ، تپه از یکی از هشت کیلومتری هشتگرد ، تپه های خرم آباد هشتگرد ، موشلان تپه ( اسماعیل آباد ) در 10 کیلومتری جنوب هشتگرد و کاروان سرای پلنگی امام در 30 کیلومتری غرب کرج .

 

 

مسیر اشتهارد

غارها : جارو

رودخانه : شور

چشمه های آب معدنی : جارو

روستاها : جارو ، مزرعه بوجعفر ، مزرعه افشارآباد ، مزرعه قاضیان ، مزرعه چهل دختر

مکان های زیارتی : امام زاده زید و رحمان ، شاهزاده سلیمان ، ام صفری و ام کبری ، امام زاده پلنگ آباد ، چهار طاق

آثار تاریخی : آثار مقبره یکی از پادشاهان در منطقه ای به نام « شاه مردان » در روستای جارو ، گورستان زردتشتیان و مسجد جامع اشتهارد .

 

 

مسیر ورامین

غارها : دق کشکولی یا زندان افغان در ورامین

رودخانه ها : انشعاباتی چند از رودخانه جارجرود ، شور و کرج

روستاها : توچال در پاکدشت

مکان های زیارتی : امام زاده ، سبزپوش در پاک دشت ، در روستای حصار امیر ، حسین رضا ، جعفر ، کوکب الدین .

مکان های تاریخی : مسجد جامع ورامین ، تپه باستانی خاوه در جوادآباد ، مدرسه ورامین ، در مجاورت کارخانه قند ، یخچال قدیمی در پیرداغلان پاک دشت ، قلعه شمس آباد ، پل تاریخی 15 خرداد در باقرآباد قرچک ، برج علاء الدین در شمال مسجد جامع ورامین ، کاروان سرای خاتون آباد و کاروان سرای قلعه حسین آباد در جنوب شرق پیشوا

 

 

مسیر شهرری  

غارها : ایوان ، سربی ، ری گفتار در شهر ری

رودخانه ها : کرج و کانال آب رسانی دشت فشایویه

دریاچه ها : دریاچه سد کمالیه در روستای مخروب شده کمالیه در امین آباد و فشایویه

چشمه ها : چشمه علی در ری

مکان های زیارتی : امام زاده های کوشک ، مقبره یعبوب کلینی ، بقاع اسماعیل ، عین و غین و قلعه نو در فشایویه ، عباس و ابراهیم در اسلام شهر ، بی بی شهربانو ، بی بی زبیده ، ابوالحسن ، شیخ صدق ، عقیل و هادی .

آثار تاریخی : برج طغرل ، برج نقارخانه ، مرکز شهر سلجوقی و دیالمه ، تپه چشمه علی و قلعه شهر ری ، چال تلخان ، تپه میل ، زندان هارون ، برج و قصر یزید ، قلعه کبری ، کوه قلعه طبرک ، مقبره ستارخان در شهر ری ، یخچال گلی ، قلعه مهران آباد و حمام و مسجد قدیمی آن ، قلعه دیناوران ، دینار آباد ، در اسلام شهر ، کاروان سرای دو قلو جنب شاه عبدالعظیم ری ، کاروان سرای تهران مربوط به دوره ناصری ، کاروان سرای روستای کناگر آباد ( 25 کیلومتری جاده تهران قم )

 

 

مسیر شهریار

روستاها : قجرآباد ، باغات و بستان های شهریار ، مکان های زیارتی : امام زاده بی بی سکینه ، لوط پیغمبر

مکان های تاریخی : آثار تاریخی در رباط کریم ، معبد تخت رستم در روستای قجرآباد ، قلعه در غوزآباد شهریار ، تپه جوقین در جوقین شهریار ، تپه مزارت بر سر راه رباط کریم و شهریار ، تپه پالکی در قریه مهر حسین شهریار ، کاروان سرای فتح علی شاهی در قریه رباط کریم ، کاروان سرای سنگی در شهر جدید پرند که مخروبه است . کاروان سرایی در دو کیلومتری تخت رستم .

 

 

مسیر پارک ملی کویر

رودخانه فصلی و سیلابی : قره چای ، جارجرود و گلو

دریاچه ها : نمک

چشمه : سیاه کوه

آثار طبیعی ارزشمند : پارک ملی کویر و زیستگاه حیات وحش

آثار تاریخی : کاروان سراهای شاه عباسی موسوم به قصر بهرام و قصر عین الرشید در حوالی سیاه کوه .

 

 

مسیر دماوند

غارها : در نزدیکی نور دماوند

رودخانه ها : دماوند ، سیاه رود ، دلیچای ، تار

چشمه ها : قلعه دختر در هراز ، آب علی ، چشمه اعلاء ، آب البرز ، تیزآب ، وزان

دریاچه ها : تار ، هویر

روستاها : آب علی ، چشمه علی ، دشت مزار ، امام زاده هاشم ، احمد آباد ، جایان سربندان

جاذبه های ورزشی : اسکی روی برف ، پرواز با کایت ، چتربازی در ارتفاعات امام زاده هاشم ، شکار

مکان های زیارتی : امام زاده هاشم و برهان الدین

مکان های تاریخی : مسجد جامع ، برج شیلی ، دماوند ، اصلان ، تپه گورستان قدیمی ، بوم هن ، کاروان سراهای امام زاده هاشم ، گامبوت

 

 

مسیر فیروزکوه

غارها : رود افشان نزدیک روستای رود افشان ، غار بورینگ بزرگ و کوچک ، ابلهون ، پلنگ ، رستم دزد و ....

رودخانه ها : حبله رود ، نمرود ، دلیچای ، ساولشی

چشمه های آب معدنی : خمده

آثار طبیعی ارزشمند : تنگه واشی در نزدیکی روستای جلیزند ، زیستگاه وحش جلیزجند کتالان  ، ارحمند ، سله ین

روستاها : خمده ، جلیزجند ، رودافشان ، مشهد ، هرانده ، مسیر رودخانه های نمرود ، گور سفید

 

 

مسیر فشم – میگون

غارها : غار هملون در اطراف میگون ، کیفیاد در روستای ایگل ، غار چاه زنجیر نزدیک میگون

آثار طبیعی ارزشمند : کوه خاتون بارگاه ، گونه های طبیعی متنوع در لالان

روستاها و نقاط تفریحی : شکراب آهار ، میگون ، ایگل ، شمشک ، اوشان ، رودک ، مسیر رودخانه جارجرود

مکان های زیارتی : امام زاده طاهر و زاهد در شکرآب ، محمدباقر رودک ، مقابری در شمشک ، لالان ، میگون ، دربند سر

بناها و آثار تاریخی : آتشگاه قصر دختر ( معبد ناهید ) در اطراف شکرآب ، کاح انیس الدوله از دوره ناصرالدین شاه در اوشان

 

 

مسیر لواسان

غارها : غار خمیره یا زندان در خانه لار در روستای برگ جهان

رودخانه ها : جارجرود ، افجه ، لواسان

چشمه های شرب : قلم طاهر ، آب رودبار ، عین الحیات ، گنجی ، آبشار در کنار جاده نرسیده به ایناج و دریاچه سد لتیان

آثار طبیعی : ریزان کوه ، آتش کوه و یخچال طبیعی در حوالی روستای اقچه در نزدیکی آتش کوه

روستاها : ابتاج ، برگ جهان ، هیزم دره ، قلعه کلاک ، پارک جنگلی ، تلو ، دریاچه سد لتیان ، نارون ، مسیر رودخانه جارجرود

مکان های زیارتی : سلطان ، مقابر خواجه احمد ، موسی سید میر سلیم

مکان های تاریخی : مسجد امام حسن عسگری ، قلعه دختر ضحاک در تپه سرک ، قصر ضحاک در تپه شورکاب ، گورستان زردتشتیان ، تپه کله قندی ، قبر تاج الدین و تپه حصارک در جنوب گلندوک

 

 

مسیر جاجرود – خجیر

رودخانه ها : جاجرود

آبشارها : روستای کمرد

آثار طبیعی ارزشمند : زیست گاه حیات وحش ، منطقه حفاظت شده جاجرود ، پارک ملی خجیر و سرخه حصار

روستاها و نقاط تفریحی : جاجرود ، ترقیان ، کمرد ، سنجریان ، سعید آباد ، مسیر رودخانه جاجرود ، پارک ملی سرخه حصار و خجیر

بناها و آثار تاریخی : قلعه دختر در روستای سعید آباد

 

 

مسیرجاده چالوس

غارها : یخ مراد در کهنه ده ، غاری در روستای گورآب ( جوراب )

رودخانه ها : شهرستانک ، کرج ، سیدک ، ارنگه رود ، ولایت رود

دریاچه ها : دریاچه سد کرج

آبشارها : آزادیر ، حسنک در

چشمه های شرب : حسنک در ، خوارس ، کیاسر ، آب معدنی گچسر ( وله )

آثار طبیعی : بقایای جنگل ارس ، زیست گاه حیات وحش

روستاها : روستاهای شهرستانک ، پل خواب ، آسارا ، وینه ، پورگان ، آبشار خور ، دیزین ، گچسر

مکان های زیارتی : امام زاده های محمدطاهر ، حسن ، حیدر و ابراهیم

مکان های تاریخی : قصرناصرالدین شاه معروف به کاخ سنگی در شهرستانک ، کاخ سلطنتی دیزین ، قلعه کسیل ، برج میدانک ، مسجد و حمام بسیار قدیمی در دهلجرد ، آتشگاه و گورستان زرتشتیان در روستای آتشگاه ، قصر رضا شاه در  گچسر ، کاخ سلمانیه ، قلعه صمصام ، پل شاه عباسی ، برج سنگی در نزدیکی گچسر ، کاروان سرای شاه عباسی در میدان شاه عباس کرج و کاروان سرای سنگی در تقاطع جاده مخصوص و بزرگراه کرج

 

 

مسیرطالقان

غارها : غارها کله سنگ در نزدیکی روستای سوچان در کوه سوچان ، غار برج ، غارهای واقع در مزرعه عسلک ، مزرعه بادامستان ، روستاهای کرکبود و روستاهای اورازان

رودخانه ها : طالقان ، تازیان ، دیزان ، علی زان ، اورازان

دریاچه ها : سد طالقان

چشمه های آب معدنی : عسلک لمیران ( به نام سه کوهه ) آب معدنی شرب جویستان

آبشارها : روستای واچان ، جویستان ( دو آبشار ) اورازان ، کرکبود ، اسکان ، عسلک

آثار طبیعی : زیست گاه حیات وحش عسلک ، لمیران ، جویستان ، یخچال طبیعی در علم کوه در نزدیکی روستای براجان

روستاها : میناوند ، جویستان ، اورازان ، گلیرد ، اسفاران ، اسکان

مکان های زیارتی : سید شرف الدین در اورازان ، بقاع متبرکه در جویستان ، بادامستان ، تکیه ناوه ، کش رود

آثار تاریخی : گورستان زرتشتیان در عسلک و لمیران ، پل چوبی در اسفاران ، حسینیه قدیمی در جوبستان

سایر آثار : قلعه گیل گیا در گیلپرد ، بقعه خشت و گل ، بقعه پیر در روستای هرنج ، خانه قدیمی در روستای حسن جون ، پاسگاه طالقان ، خانه آیت اله طالقانی در طالقان
 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٥

GIS


GIS
Geographic Information System
نقشه برداری در ایران'>

نقشه برداری در ایران

 

ایرانیان باستان نقش برجسته‌ای در پایه گذاری علم نقشه برداری داشته اند. اکتشافات دریایی که از زمان گذشته انجام گرفته است موید این مطلب است . در ایران باستان می‌‌توانستند عرض جغرافیایی را تعیین کنند ولی تعیین طول جغرافیایی با دشواری بسیار همراه بوده است .آنها برای مسافرتهای خود نیاز به نقشه داشتند و نقشه هایی نیز بدون توجه به فواصل رسم می شده است .تعیین موقعیت در روی زمین و فراهم آوردن هر گونه نقشه در جهان باستان نیز نیاز به در دست داشتن ابزارها و بهره وری ا ز قواعدی داشته است .مصریان روشهایی برای اندازه گیری ارتفاع بین دو نقطه و تعیین فاصله افقی آندو داشته‌اند طناب، ترازو گونیا از ابزارهای نخستین نقشه برداری بوده‌اند و کم کم تراز و خط کش و پرگار به آن افزوده گشت.


دانشمندان ایرانی به کمک استرلاب عرض جغرافیایی و با استفاده از ساعت آبی طول جغرافیایی را در هر نقطه از مرز اندازه گیری می‌‌کردند. ابوریحان بیرونی دانشمند بزرگ ایرانی در زمینه‌های گوناگون اندازه گیری نجومی ،و فواصل بین شهرها ،مطالعات بسیار ارزنده‌ای انجام داده است نقشه برداران قدیم برای تعیین امتداد، فاصله و زاویه وسایلی ساخته بودند که نخستین آنها ریسمان بود و همچنین برای تعیین تراز افقی تراز هایی ساخته بودند و این تراز در طول تاریخ فرمهای گوناگونی به خود گرفته است. کهن‌ترین آن تراز آبی بوده است که نوع تکامل یافته تر آن همان شیلنگ تراز است که بناهای امروزی از آن استفاده می‌‌کنند.
دوربین تئودولیت'>

دوربین تئودولیت

کرجی دانشمند ایرانی مخترع دستگاههای با ارزشی بوده است. وی را می‌‌توان مخترع نخستین دوربین تئودولیت به شمار آورد. وی صفحه‌ای را مدرج کرده و لوله‌ای با قابلیت گردش 360 درجه برروی آن سوار کرد و این صفحه توسط زنجیری آویزان می‌‌شد و توسط شاقولی بر روی آن عمود می‌شد که با آن زوایای بین دو نقطه را می‌‌خواند و با استفاده از تئوریهای مثلثات ارتفاع کوه ها و اختلاف بلندی ها را بدست می‌‌آورد ..اختراع قطب نما را نیزبه ایرانیان نسبت می‌‌دهند.

مفهوم GIS'>

مفهوم GIS

مخفف Geographic Information System به معنی سیستم اطلاعات جغرافیایی می باشد.
سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) بستری برای ذخیره ، نگهداری ، مدیریت و تجزیه و تحلیل اطلاعات جغرافیایی می باشد و جهت کار همزمان با داده هایی که وابستگی مکانی (جغرافیایی) و توصیفی دارند، طراحی شده است.
برای بهره گیری صحیح از قابلیتهای یک GIS، در درجه اول نیاز به درک صحیح از سیستم GIS و سپس ساختار اطلاعات در آن میباشد.جهت پیاده سازی یک سیستم GIS ، توجه به ماهیت و ساختار اطلاعات جغرافیایی متشکله آن که رکن اساسی هر سیستمGIS را تشکیل داده و توانمندیها و پتانسیلهای آن را تعیین میکند، اجتناب ناپذیر است.
سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) یک سیستم کامپیوتر مبنا می باشد که به عنوان یک مجموعه متشکل از سخت افزار، نرم افزار، اطلاعات جغرافیایی، نیروی انسانی و مدلهای پردازش داده، به منظور تولید، ذخیره سازی، نمایش، بازاریابی، پردازش، بهنگام رسانی و... اطلاعات جغرافیایی مربوط به عوارض و پدیده های مختلف، مورد استفاده قرارمی گیرد.

وظایف اصلی یک سیستم اطلاعات جغرافیایی
یک سیستم اطلاعات جغرافیایی ( GIS)، اصولاً شش فعالیت اصلی زیر را شامل می‌شود‌:
• ورود اطلاعات
• دستکاری و ویرایش اطلاعات
• مدیریت اطلاعات
• پرسش و پاسخ و تجربه و تحلیل اطلاعات
• نمایش اطلاعات
ورود اطلاعات'>

ورود اطلاعات

قبل از آنکه اطلاعات جغرافیایی بتوانند وارد محیط GIS شده و مورد استفاده قرار گیرند، می بایست این اطلاعات به فرمت و ساختار رقومی قابل قبول سیستم GIS، تعدیل شوند.
منابع تولید کننده اطلاعات مورد نیاز یک سیستم GIS :
• تصاویر ماهواره ای و تکنیکهای سنجش از دور
• عکسهای هوایی و تکنیکهای فتوگرامتری
• نقشه برداری کلاسیک
• سیستم تعیین موقعیت جهانی (GPS)
• اسناد، مدارک و نقشه های موجود
دستکاری اطلاعات'>

دستکاری اطلاعات

استفاده از انواع داده و اطلاعات مورد نیاز یک پروژه خاص GIS ، نیازمند تبدیل و دستکاری آن اطلاعات به منظور قابل استفاده نمودن آنهادر سیستم می باشد
مدیریت اطلاعات'>

مدیریت اطلاعات

برای پروژه های کوچک GIS، امکان ذخیره سازی و مدیریت اطلاعات جغرافیایی در قالب فایلها و اطلاعات ساده وجود دارد. ولیکن هنگامیکه حجم اطلاعات زیاد باشد و همچنین تعداد کاربران سیستم از یک تعداد محدود فراتر می‌رود، بهترین روش برای مدیریت اطلاعات، استفاده از سیستم مدیریت پایگاه داده (Database Management System) می باشد. DBMS به منظور ذخیره سازی، سازماندهی و مدیریت اطلاعات جغرافیایی در GIS مورد استفاده قرار می گیرد.
پرسش و پاسخ و تجزیه و تحلیل اطلاعات'>

پرسش و پاسخ و تجزیه و تحلیل اطلاعات


تکنولوژیهای مرتبط با GIS'> 

تکنولوژیهای مرتبط با GIS

سیستمهای تولید نقشه رقومی (CAD)'>

سیستمهای تولید نقشه رقومی (CAD)

سیستمهای CAD عموماً به منظور تولید و سازماندهی اطلاعات مکانی در قالب نقشه های مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. این سیستمها نوعاً از نظر مدیریت پایگاههای اطلاعات جغرافیایی گسترده و حجیم همچنین انجام پردازشها و تجزیه وتحلیل بر روی اطلاعات، ضعیف بوده و درخصوص مدیریت اطلاعاتی توصیفی دارای محدودیتهای می باشند.

سنجش از راه دور (Remote Sensing)'>

سنجش از راه دور (Remote Sensing)

سنجش از دور به عنوان علوم ، هنر وتکنولوژی کسب اطلاعات درخصوص پدیده های مختلف سطح زمین از طریق سنجنده هایی که هیچگونه ارتباط مستقیمی با خود پدیده ندارند، شناخته می شود. سنجنده های ماهواره ای نسبت به ثبت و جمع آوری اطلاعات در قالب تصاویر ماهواره ای اقدام نموده و با استفاده از نرم افزارها و سیستمهای پردازش تصاویر ، امکان استخراج اطلاعات و تولید نقشه های مختلف فراهم می گرددد:
به علت فقدان ابزار مدیریت و پردازش رقومی جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات جغرافیایی، سیستمهای فوق قابل مقایسه با GIS، نمی باشند.
سیستمهای مدیریت پایگاه داده (DBMS)'>

سیستمهای مدیریت پایگاه داده (DBMS)

سیستمهای مدیریت پایگاه داده، به صورت خاص جهت ذخیره سازی و مدیریت انواع مختلف اطلاعات از جمله اطلاعات جغرافیایی، مورد استفاده قرار می گیرند.
امروزه DBMS به منظور ذخیره سازی و بازیابی اطلاعات، بهینه سازی و توسعه یافته اند و GIS نیز از این ابزار، برای اهداف ذخیره سازی و مدیریت اطلاعات جغرافیایی استفاده می کند. DBMS اصولاً فاقد ابزار تجزیه و تحلیل و نمایش گرافیکی اطلاعات، که در سیستمهای GIS مرسوم وجود دارد، می باشد.

دلا‌یل استفاده از GIS

امروزه وجود اطلا‌عات به روز‚ به منظور شناخت عوامل طبیعی و انسانی با هدف بهره‌گیری از آن در برنامه ریزی توسعه پایدار‚ امری بدیهی است. به همین دلیل استفاده از اطلا‌عات دربعد سیستمGIS می‌تواند در موارد زیر موثر باشد:
1 - پاسخگوئی به نیاز کاربران در کلیه زمینه ها.
2 - ساماندهی و افزایش بهره وری از منابع موجود.
3 -بهینه سازی سرمایه گذاری ها و برنامه ریزی ها.
4- ابزاری مفید در جهت تصمیم گیری مدیران.
5 - سرعت و دقت کار.
6 - تعیین قابلیت‌ها ی توسعه در مناطق و مکانهای مختلف.
محدودیتهای استفاده از روشهای سنتی'>

محدودیتهای استفاده از روشهای سنتی


استفاده از داده های جغرافیایی به طور سنتی‚ با استفاده از نقشه های کاغذی معایبی دارد که از جمله این محدودیت ها عبارت‌اند از:
1- مقیاس اندازه گیری
2- حذف اطلا‌عات
3- هزینه زیاد
4- زمان بر بودن
5- سرعت پائین
6- کمبود عوارض اطلا‌عاتی و ابزارهای کاری .
ولی آیا امروزه با توجه به حجم عظیم اطلا‌عاتی‚ باز هم به کارگیری روش قدیمی پاسخگو است. (هر چه داده‌ها گسترده‌تر و بیشتر شوند‚ آنالیز آنها مشکل‌تر و پیچیده‌تر خواهد شد).
بنابراین مشخصه GIS ‚ سرعت عمل و به روز رسانی اطلا‌عات‚ مطابق با فرمت های استاندارد‚ دسترسی سریع و آسان به اطلا‌عات در حجم وسیع ‚ تجزیه و تحلیل اطلا‌عات و کاهش هزینه هاست.

تعریف علم توپولوژی:'>

تعریف علم توپولوژی:


اگر بخواهیم توپولوژی را به فارسی ترجمه کنیم به نظر من لغتی بهتر از "مکان شناسی" را نمی توانیم برای آن در نظر بگیریم

تعریف توپولوژی در GIS '>

تعریف توپولوژی در GIS


هنگامی که شما داده های جغرافیایی را به منظور استفاده در سیستمهای GIS به صورت مدل درمی آورید متوجه می شوید که بعضی از داده های مدل شده می بایست دارای روابط مکانی با دیگر داده های موجود در مدل باشند.

به عنوان مثال در مدل شما ایستگاههای اتوبوس می بایست همواره در سطوح خیابان قرار گرفته باشند و یا اینکه در هر خیابان ایجاد شده می بایست حداقل چند سطل زباله وجود داشته باشد.این روابط تعریف شده در قالب قوانین توپولوژی ارائه می شوند.
در واقع توپولوژی مدلی است که اشتراک هندسی داده های موجود در یک مدل با هم را شرح می دهد و همچنین مکانیزمی را برای استقرار و نگهداری روابط مکانی بین داده های موجود در مدل ایجاد می نماید.
در نرم افزارهای GIS همچون ARC GIS توپولوژی شامل مجموعه ای از قوانین و روابط بین داده ها می باشد که با عنوان RULE شناخته می شوند که اجرای آنها باعث طراحی هر چه دقیقتر مدل ژئومتریک موجود بین داده های مدل شما را تضمین می نماید.

استفاده از GIS به عنوان یکی از کاربردی‌ترین دانش‌ها
این دانش در زمینه‌های مختلفی از جمله برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ی، زمین شناسی و معادن، کشاورزی، منابع طبیعی و غیره کاربرد داشته و قادر است امر مدیریت و برنامه ریزی را بهبود بخشد.
همچنین به کارگیری GIS علاوه بر سود آوری می‌تواند باعث تسریع در روند انجام کارهای برنامه‌ریز‌ها در تشخیص موارد بحرانی و غیره گردد. از طرفی کاربران GIS در تمام سطوح وجود دارند، به طوری که مدیران، طراحان، برنامه‌ریزان، کارشناسان و حتی شهروندان عادی قادر از مزایای این سیستم سود برند.


کاربرد های GIS'>

کاربرد های GIS


1 -کاربردهای سیستم اطلاعات جغرافیائی(GIS ) در راه آهن

2 GIS نقش و کاربرد موبایل

3 - در صنعت خودرو


4 - بخدمت گیریGIS در مباحث زمین شناسی
5 - تعیین موقعیت ونمایش بلادرنگ وضعیت یک متحرک در شبکه در حالیکه دچار عیب شده ویا بعلت سانحه متوقف گردیده است ومدیریت ترافیک وسانحه به کمک یک سیستم تلفیق یافته از GIS وGPS
6 - بررسی موضوع حریم و مدیریت زمین وآنالیز پهنه بندی و شناسایی مناطقی که حریم رعایت نگردیده و مباحث حقوقی و کاداستر
7 - موقعیت یابی و شناسایی نقاط کور شبکه مخابراتی راه آهن (رادیویی)
8 - تهیه گراف حرکت قطار و تنظیم برنامه حرکت قطار
9 - مدیریت بر عملکرد فعالیت نیروی انسانی
10 - مدیریت بر تخصیص منابع انسانی(بخصوص در شرایط بحرانی)
11 - اشتغال زایی جهت ایجاد اطلاعات رقومی و توصیفی و به روز نمودن آنها
12 - استفاده بهینه از فضای فیزیکی و کاهش فضاهای بایگانی و ذخیره نقشه ها
13 - بررسی تغییرات محیطی و سیاسی در راه آهن ایران در مقیاس جهانی
14 - ایجاد نمودن ضوابط استاندارد در اطلاعات
15 - یکسان سازی فرمت اطلاعات که لازمه وجود یک سیستم اطلاعاتی می باشد
16 - ثبت امکانات و تجهیزات در پایانه های بارگیری کشور
17 - مدیریت ماشین آلات تعمیر و نگهداری خط
18 - بررسی پراکندگی نیروی انسانی( متخصصین و افراد باتجربه ) درشبکه و موقعیت استقرار آنها
19 - موقعیت دفاتر فروش بلیط و سالن ها و مراکز مرتبط با راه آهن
20 - کمک در امر بازاریابی، فروش و مکان یابی مشتریان
21 - معماری ساختمانها
22 - مدیریت و کنترل استانداردهای ایمنی
23 - موقعیت جسم سانحه دیده
24 - اخذ و ارائه گزارش سوانح
25 - ارائه و بررسی راهکارهای ممکن در جمع آوری سوانح ، کنترل ترافیک ومدیریت خدمات اضطراری پس از وقوع سانحه
26 - ارائه و نمایش اطلاعات توصیفی و مکانی هر نقطه دلخواه بصورت آماری، هیستوگرام، جدول، نقشه و تصاویر و..



سیستم موقعیت یابی جهانی چیست؟'>

سیستم موقعیت یابی جهانی چیست؟

GPSیعنی سیستم موقعیت یاب جهانی این سیستم تشکیل شده است از یک شبکه 24 ماهواره ای در مدار زمین که توسط وزارت دفاع دولت آمریکا پشتیبانی میشود.
هـدف اصـلی و اولـیـه از طـراحـی GPS ، اهـداف نـظامـی بـوده امـا از ســال 1980 به بـعــد بـرای اسـتـفاده های غــیر نـــــظامی نیز در دسترس قرار گرفت. GPS در تمام شرایط بصورت 24 ساعت در شبانه روز و در تمام دنیا قابل استفاده می باشد . و هیچ گونه بهائی بابت این خدمات اخذ نمی شود.

GPS چطور کارمی کند ؟'>

GPS چطور کارمی کند ؟

ماهواره های GPS هر روز دوبار در یک مدار دقیق دور زمین میگردند و سیگنال های حاوی اطلاعات را به زمین می فرستند.
GPS براساس زمان مقایسه زمان ارسال و دریافت سیگنال توسط یک ماهواره کار می کند . اختلاف زمان مشخص می کند که گیرندة GPS چقدر از ماهواره دور است . حال با انداره گیری مسافت از چند ماهواره گیرندة GPS میتواند موقعیت کاربر را مشخص نموده حتی روی نقشه الکترو نیکی نمایش دهد.
یک گیرندة GPS بایستی حداقل سیگنالهای 3 ماهواره را برای تعیین دقیق 2 موقعیت (طول و عرض جغرافیایی ) یک شیء دریافت نماید و سیگنالهای 4 ماهواره یا بیشتر میتواند 3 موقعیت (طول و عرض جغرافیایی و ارتفاع ) را نشان دهد.
هم چنین ازGPS میتوان برای اندازه گیری سرعت ، جهت یابی ، جستجو ، مسافرت طولانی ،‌رفتن به مقصد ، زمان طول و مغرب خورشید و غیره نیز استفاده کرد .

سیستم ماهواره ای GPS:

24 مارهواره در بخش های مختلف فضای زمین در مداری خاص با فاصله حدود 12000 مایلی بالای سر ما قرار گرفته است.
آنها با یک سرعت ثابت در حرکتند و در هر 24 ساعت دوبار دور زمین را با سرعتی معادل 7000 مایل در ساعت می گردند.
ماهواره های GPS توسط انرژی خورشید تغذیه میشوند آنها مجهز به باطریهای قابل شارژ اتوماتیک برای زمانهای بارندگی یا خورشید گرفتگی می باشند.
yocket booster های کوچک روی هر ماهواره آنها را دریک مسیر پروازی صحیح نگهداری می کنند.
از ماهواره های GPS بیشتر بدانید:'>

از ماهواره های GPS بیشتر بدانید:


- اولین ماهواره GPS در سال 1978 با موفقیت به فضا پرتاب شد.
- درسال 1994 تمامی 24 ماهواره در مدار زمین قرار گرفت.
- هر ماهواره برای 10 سال مأموریت ساخته میشود و پس از طی این زمان حتماً بایستی ماهواره دیگر جایگزین گردد.
- وزن یک ماهواره GPS حدود 2000 پوند (معادل 907 کیلو گرم ) با 17 فوت عرض (18/5متر).
- قدرت انتقال آنها هم 50 وات یا کمتر می باشد .

کنترل زمینی GPS'>

کنترل زمینی GPS

در قسمت بالا درباره بخش فضایی سیستم GPS صحبت شد؛حال به سراغ بخش کنترل زمینی این سیستم می رویم : این بخش شامل ایستگاههای کنترل زمینی است که دارای مختصات معلوم هستند و موقعیت آنها از طریق روشهای کلاسیک تعیین موقعیت نظیر روش VLBI (تعیین فواصل بلند توسط کوازارها)و روش SLR (فاصله سنجی ماهواره ای با امواج لیزر ) بدست آمده است. این ایستگاه ها وظیفه تعقیب ومشاهده شبانه روزی ماهواره های GPS را بر عهده دارند . این بخش بوسیله محاسبات ریاضی پیچیده از طریق محاسبه معادله پلی نومیال (Polynomials) ریاضی بطریق کمترین مربعات ، پارامترهای مداری (افمریزها)و موقعیت ماهواره ها را نسبت به یک سیستم مختصات ژئودتیک ژئوسنتریک (مبدا سیستم مختصات تقریبا در مرکززمین قرار دارد.) محاسبه می نماید.
تعداد این ایستگاههای زمینی 5 عدد است که ایستگاه اصلی با نام کلرادو اسپرینگ در آمریکا قرار داردو 4 ایستگاه فرعی دیگر در نقاط دیگر کره زمین مستقر هستند. آخرین بخش از سیستم GPS ، قسمت USER یا کاربران سیستم می باشد که خود شامل دو بخش است:
الف) آنتن دریافت کننده اطلاعات ارسالی از ماهواره ها
ب ) گیرنده(پردازش کننده اطلاعات دریافتی و تعیین کننده موقعیت محل آنتن)
نرم افزار و میکروپروسسور داخل گیرنده فاصله بین آنتن زمینی تا ماهواره های مرتبط با گیرنده ه را تعیین می کند سپس با استفاده از حداقل 4 ماهواره موقعیت X وY و ارتفاع محل استقرار آنتن یا همان گیرنده تعیین میشود.
* نکته مهمی که می بایست مورد توجه قرار گیرد اینست که ارتفاعی که GPS به ما می دهدبا ارتفاع موجود در نقشه ها و اطلس ها فرق میکند.ارتفاع GPS نسبت به سطح مبنایی بنام بیضوی است در حالی که ارتفاع موجود در نقشه ها ارتفاع اورتومتریک می باشدکه از سطح دریاهای آزاد محاسبه می گردد.مقدار این اختلاف در بیش ترین حالت در حدود 100 متر می باشد.
نمونه ای از کاربردهای سیستم GPS'>

نمونه ای از کاربردهای سیستم GPS

پیش بینی زلزله ،نقشه برداری ، کاداستر ، کنترل امور مربوط به حمل و نقل و ترافیک ، کنترل حرکات تکتونیکی زمین ، کنترل جابجایی سدها و برج های بلند، پیش بینی وضع هوا ، ناوبری (زمینی،هوایی،دریایی) ، هیدروگرافی(آبنگاری) ، تعیین موقعیت سکوهای دریایی نفتی،تعیین موقعیت جزیره های مرجانی، مین یابی ، SCAN کردن دریا ، بروز رسانی سیستم های تعیین موقعیت اینرشیال ، استفاده جهت کنترل ماهواره های سنجش از دور(Remote Sensing) و..............



  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

فرسایش عبارت از جابجایی خرده‌های سنگی و خاک توسط باد ، رودخانه و یخ می‌باشد. مواد فرسایش یافته وارد دریاها گردیده و به صورت رسوباتی از گراول (Gravel) ، ماسه ‌، سیلت و رس در کف دریاها بجای گذاشته شد و در نهایت سنگهای رسوبی جدید را بوجود می‌آورند.

نحوه شکل گیری فرآیند فرسایش

با اجتماع تدریجی رسوبات ، وزنشان هم بالا رفته و آب درون آنها نیز خارج می‌شود. این روند به سخت شدن رسوبات منتهی می‌گردد. لایه‌های رسوبی فوق گاه چنان در پوسته زمین فرو رفته که به قسمتهای بسیار گرم آن رسیده و در پی ذوب شدن به صورت ماگما در می‌آیند. در روندی دیگر ، ‌این لایه‌ها بالا آمده و کوههایی متشکل از سنگهای رسوبی را پدید می‌آورند. تمامی فرآیندهای تشکیل سنگ ، بالا آمدگی ، فرسایش و رسوبگذاری ، مراحلی از یک چرخه پیوسته از رخدادهای زمین‌شناسی هستند.
فرسایش عبارت از جابجایی خرده‌های سنگی و خاک توسط باد ، رودخانه و یخ می‌باشد. مواد فرسایش یافته وارد دریاها گردیده و به صورت رسوباتی از گراول (Gravel) ، ماسه ‌، سیلت و رس در کف دریاها بجای گذاشته شد و در نهایت سنگهای رسوبی جدید را بوجود می‌آورند.

نحوه شکل گیری فرآیند فرسایش

با اجتماع تدریجی رسوبات ، وزنشان هم بالا رفته و آب درون آنها نیز خارج می‌شود. این روند به سخت شدن رسوبات منتهی می‌گردد. لایه‌های رسوبی فوق گاه چنان در پوسته زمین فرو رفته که به قسمتهای بسیار گرم آن رسیده و در پی ذوب شدن به صورت ماگما در می‌آیند. در روندی دیگر ، ‌این لایه‌ها بالا آمده و کوههایی متشکل از سنگهای رسوبی را پدید می‌آورند. تمامی فرآیندهای تشکیل سنگ ، بالا آمدگی ، فرسایش و رسوبگذاری ، مراحلی از یک چرخه پیوسته از رخدادهای زمین‌شناسی هستند.
 

تمام سنگها در سطح زمین در اثر پدیده‌های مختلف فرسایش خصوصا در اثر تغییرات آب و هوا ، تجزیه و متلاشی می‌شوند. هوازدگی کمکی که به فرسایش می‌کند، سائیدن قطعه سنگها و حمل آنها به جاهای دیگر است. این عمل منجر به تسطیع و سست شدن تدریجی سطح زمین می‌شود.

عوامل مؤثر در فرسایش

نیروی متحرک در تمام حالات فرسایش ، نیروی کشش جاذبه به طرف پایین است. اما عوامل اصلی که توسط آن سنگها تخریب و جابجا می‌شوند، رودخانه‌ها ، یخچالها ، امواج و جریانهای باد است. مواد رسی در اثر پدیده‌ای به نام حرکات توده‌ای به طرف پایین می‌لغزند.

عوارض سطحی ایجاد شده توسط فرسایش

بسیار از عوارض سطح زمین دارای اشکال مشخصی هستند که پدیده‌های عمده‌ای را که تحت تاثیر آن شکل گرفته‌اند را منعکس می‌کنند. مثالهای بارز در این مورد عبارتند از : دره‌های رودخانه‌ای ، دره‌های یخچالی ، دریابارهای ساحلی (دیواره‌های قائم فرسایش یافته با شیب زیاد) و آثار لغزیدگی زمین. عوامل جوی چون مقدار و پراکندگی فصل باران ، برف تبخیر و نوسان درجه حرارت و جهت باد ، پدیده‌های فرسایشی را در هر ناحیه کنترل می‌کنند.

فرسایش در گذشته

شرایط آب و هوایی زمین پیوسته در حال تغییر است. مثلا میلیونها سال گذشته قشرهای یخی ، نواحی معتدل امروزی را به وسعت زیادی می‌پوشانیدند و با تغییرات چرخه اتمسفر باعث بارندگی کافی در قسمتهایی از صحرای آمریکا و سبب نگهداری رودخانه‌های دائمی گردیده است. همینطور بعضی از نواحی گرمسیری که در حال حاضر مرطوب می‌باشند، در گذشته شرایط صحرایی داشته‌اند.

فرآیندهای فرسایش در این محلها با پدیده‌های امروزی متفاوت بوده است و خیلی از ساختمانهای مناظر امروزی تحت شرایط حاکم در گذشته شکل گرفته‌اند و سنگهایی با مقاومت متنوع که به نسبتهای متفاوت تحت تاثیر خوردگی ، کج شدگی و گسل خوردگی قرار داشته‌اند، در معرض هوازدگی و فرسایش قرار گرفته‌اند. مثلا فرسایش بلافاصله در طول خطوط ضعیف مانند درز گسل‌ها عمل نموده است

تمام سنگها در سطح زمین در اثر پدیده‌های مختلف فرسایش خصوصا در اثر تغییرات آب و هوا ، تجزیه و متلاشی می‌شوند. هوازدگی کمکی که به فرسایش می‌کند، سائیدن قطعه سنگها و حمل آنها به جاهای دیگر است. این عمل منجر به تسطیع و سست شدن تدریجی سطح زمین می‌شود.

عوامل مؤثر در فرسایش

نیروی متحرک در تمام حالات فرسایش ، نیروی کشش جاذبه به طرف پایین است. اما عوامل اصلی که توسط آن سنگها تخریب و جابجا می‌شوند، رودخانه‌ها ، یخچالها ، امواج و جریانهای باد است. مواد رسی در اثر پدیده‌ای به نام حرکات توده‌ای به طرف پایین می‌لغزند.

عوارض سطحی ایجاد شده توسط فرسایش

بسیار از عوارض سطح زمین دارای اشکال مشخصی هستند که پدیده‌های عمده‌ای را که تحت تاثیر آن شکل گرفته‌اند را منعکس می‌کنند. مثالهای بارز در این مورد عبارتند از : دره‌های رودخانه‌ای ، دره‌های یخچالی ، دریابارهای ساحلی (دیواره‌های قائم فرسایش یافته با شیب زیاد) و آثار لغزیدگی زمین. عوامل جوی چون مقدار و پراکندگی فصل باران ، برف تبخیر و نوسان درجه حرارت و جهت باد ، پدیده‌های فرسایشی را در هر ناحیه کنترل می‌کنند.

فرسایش در گذشته

شرایط آب و هوایی زمین پیوسته در حال تغییر است. مثلا میلیونها سال گذشته قشرهای یخی ، نواحی معتدل امروزی را به وسعت زیادی می‌پوشانیدند و با تغییرات چرخه اتمسفر باعث بارندگی کافی در قسمتهایی از صحرای آمریکا و سبب نگهداری رودخانه‌های دائمی گردیده است. همینطور بعضی از نواحی گرمسیری که در حال حاضر مرطوب می‌باشند، در گذشته شرایط صحرایی داشته‌اند.

فرآیندهای فرسایش در این محلها با پدیده‌های امروزی متفاوت بوده است و خیلی از ساختمانهای مناظر امروزی تحت شرایط حاکم در گذشته شکل گرفته‌اند و سنگهایی با مقاومت متنوع که به نسبتهای متفاوت تحت تاثیر خوردگی ، کج شدگی و گسل خوردگی قرار داشته‌اند، در معرض هوازدگی و فرسایش قرار گرفته‌اند. مثلا فرسایش بلافاصله در طول خطوط ضعیف مانند درز گسل‌ها عمل نموده است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرسایش ارتفاعات

در طول مدت زیاد فرسایش ارتفاعات را از بین برده و آنها را تبدیل به دشت کم ارتفاع می‌کند که در آن ساختمانهای زمین شناسی به صور مختلف تشکیل گردیده است. این دشت‌ها ممکن است در نتیجه بالا آمدگی پوسته قاره‌ای تشکیل فلات را بدهند که با ارتفاع بلندتر و شیب تندتر رود‌خانه‌ها مشخص‌اند و دره‌های عمیق و تنگی را حفر می‌کنند.

فرسایش نواحی شیب‌دار

در نواحی شیب‌دار ، فرسایش سریع و با شتاب بیشتری صورت می‌گیرد. در نواحی نیمه خشک شیب‌دار پوشش‌های گیاهی تا اندازه‌ای مانع فرسایش می‌شوند. اما در صحراها و زمین‌های سرد ، فرسایش آهسته تر عمل می‌نماید. بطور کلی نسبت فرسایش برای زمین‌های خشک (زمین‌هایی که از آب بیرون هستند) 8.6 سانتیمتر در 1000 سال برآورد شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرسایش سطح زمین توسط باد

فرسایش بادی به دو صورت «روبش یا بادروبی» و «سایش» است. در جا‌هایی از سطح زمین که پوشیده از ذرات ریز و ناپیوسته و عاری از رطوبت و پوشش گیاهی است، جریان هوا می‌تواند ذرات را با خود حمل کند. باد بردگی تا رسیدن به سطح ایستابی ادامه می‌یابد. در جاهایی که زمین از ذرات ریز (لای و ماسه) و درشت (قلوه سنگ و شن) درست شده است، باد بطور انتخابی ذرات ریز را حمل می‌کند و ذرات درشت به تدریج به صورت پوش ممتدی در می‌آیند که اصطلاحا «سنگفرش بیابان» نامیده می‌شود. این پوشش ، از فرسایش بیشتر سطح زمین توسط باد جلوگیری می‌کند.

هر چه سرعت باد بیشتر باشد ذرات را به ارتفاع زیادتری بلند می‌کند، به فاصله دورتر می‌برد و بالاخره ذرات بزرگتری را حمل می‌کند. ذرات حمل شده بوسیله باد ، مخصوصا بادهای قوی ، به دو بخش بار بستری و بار معلق تقسیم می‌شوند. ذراتی که توسط باد حمل می‌شوند پس از برخورد به موانعی که بر سر راه آنها قرار دارند، موجب سایش سطح آنها می‌شوند. قطعات و تکه سنگهای پراکنده ، بیرون زدگیها و حتی موانع مصنوعی از قبیل ساختمانها ، دیوارها ، تیرهای برق یا تلفن ممکن است در معرض فرسایش بادی قرار گیرند. سایش معمولا در اثر برخورد ذراتی که نزدیک سطح زمین حرکت می‌کنند، انجام می‌گیرد.

 

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

موقعیت و وسعت


استان تهران با وسعتی حدود 18814 کیلومتر مربع بین 34 تا 5/36 درجه عرض شمالی و 50 تا 53 درجه طول شرقی واقع شده است. این استان از شمال به استان مازندران ، از جنوب به استان قم ، از جنوب غرب به استان مرکزی، از غرب به قزوین و از شرق به استان سمنان محدود است.


ناهمواریها


استان تهران در جنوب شرقی مرکز رشته کوههای البرز که در شمال ایران از آذربایجان تا خراسان با جهت غربی- شرقی کشیده شده، قرار دارد. رشته کوههای البرز به سه دیواره تقسیم میشود:

1. دیواره شمالی: ارتفاعات محدودی از این دیواره در استان تهران و بقیه آن در استان مازندران قرار دارد.

2. دیواره میانی: حد شمالی استان را تشکیل میدهد و مرتفع ترین قسمت رشته کوههای البرز مرکزی است. کوه دماوند و قله آن به ارتفاع 5671 متر در این قسمت قرار دارد. قله دماوند نهمین قله مرتفع دنیا به شمار میرود. این دیواره عظیم کوهستانی به صورت کوههای «کندوان» و پس از آن کوههای «طالقان» در شمال غربی استان، تا محل اتصال رود «الموت» به «طالقان رود»، ادامه مییابد. در شمال شرقی نیز این دیواره با نام رشته ارتفاعات فیروزکوه و سوادکوه تا دره رود فیروزکوه(شعبه اصلی حبلهرود) که از جنوب دامنههای شرقی آن میگذرد، امتداد مییابد. در شرق دره فیروزکوه که پس از دریافت شعباتی حبله رود نامیده میشود، ارتفاعات «شهمیرزاد» شروع میشود.

3 -دیواره جنوبی: سومین بخش از ارتفاعات مرکزی است که رودخانه های جاجرود و کرج آن را بریده و به سه قسمت جدا از هم تقسیم نموده است. این سه قسمت عبارتند از:

- کوههای لواسانات که بین دره های رود دماوند و جاجرود قرار دارند و در شمال به دره «رود لار» محدودند. دنباله این کوهها در شرق جاده آب علی به نام قره داغ و دماوند تا دره حبله رود امتداد یافتهاند.

- کوههای شمیرانات که بین سرچشمه های جاجرود و کرج قرار دارند و بلندترین نقطه آنها قله توچال با ارتفاع 3943 متر است.

- کوههای کهار که از غرب دره رودخانه کرج شروع شده و در جنوب طالقان رود به موازات آن ادامه دارند.

علاوه بر این سه دیوار کوهستانی، در جنوب و شرق دشت تهران کوه هایی با ارتفاع کمتر وجود دارند که مهمترین آنها کوه های حسن آباد و نمک در جنوب و بی بی شهربانو و القادر در جنوب شرقی و ارتفاعات قصرفیروزه در شرق است.


آب و هوا


در نواحی مختلف استان تهران به علت موقعیت ویژه جغرافیایی، آب و هوای متفاوتی شکل گرفته است. سه عامل جغرافیایی در ساخت کلی اقلیم استان تهران نقش مؤثری دارند:

کویر یا دشت کویر: مناطق خشک مانند دشت قزوین، کویر قم و مناطق خشک استان سمنان که مجاور استان تهران قرار دارند، از عوامل منفی تأثیرگذار بر هوای استان تهران هستند و موجب گرما و خشکی هوا، همراه با گرد و غبار میشوند.

رشته کوههای البرز: این رشته کوهها موجب تعدیل آب و هوا میشود.

بادهای مرطوب و باران زای غربی: این بادها نقش مؤثری در تعدیل گرمای سوزان بخش کویری دارند، ولی تأثیر آن را خنثی نمیکنند.

استان تهران را می توان به سه بخش اقلیمی زیر تقسیم کرد:

اقلیم ارتفاعات شمالی: بر دامنه های جنوبی، بلندیهای البرز مرکزی، در ارتفاعی بالای 3000 متر قرار گرفته و آب و هوایی مرطوب و نیمه مرطوب و سردسیر با زمستانهای بسیار سرد و طولانی دارد. بارزترین نقاط این اقلیم، دماوند و توچال است.

اقلیم کوهپایه: این اقلیم در ارتفاع دو تا سه هزار متری از سطح دریا قرار گرفته و دارای آب و هوایی نیمه مرطوب و سردسیر و زمستانهایی به نسبت طولانی است. آبعلی ، فیروزکوه ، دماوند ، گلندوک ، سد امیرکبیر و دره طالقان در این اقلیم قرار دارند.

اقلیم نیمه خشک و خشک: با زمستانهای کوتاه و تابستانهای گرم، در ارتفاعات کمتر از 2000 متر واقع شده است. هر چه ارتفاع کاهش مییابد، خشکی محیط بیشتر میشود. ورامین، شهریار و جنوب شهرستان کرج در این اقلیم قرار گرفته اند.

هوای تهران در مناطق کوهستانی دارای آب و هوای معتدل و در دشت، نیمه بیابانی است. تهران در مرز شرایط جوی بری و اقیانوسی قرار گرفته و تمایل آن به موقعیت بری بیشتر از وضعیت اقیانوسی است.


منابع آب


وجود رودخانه های دایمی مانند رودخانه کرج، رودخانه جاجرود ، رود لار ، حبله رود ، رود شور یا ابهر رود و طالقان رود موجب شده تا استان تهران از لحاظ منابع آب کمبودی نداشته باشد. بیشترین رودخانه های استان از کوههای البرز سرچشمه میگیرند. در استان تهران قناتهای متعددی وجود داشته که در گذشته نه چندان دور در تأمین آب مورد نیاز مناطق شهری و روستایی سهم بسزایی داشته اند. لیکن امروزه با استفاده از امکانات آب لوله کشی که از سدهایی چون سد امیرکبیر ، لتیان و لار تأمین میشود، آب قنات ها و چشمه ها فقط برای کشاورزی و آبیاری مصرف میشود و فقط بعضی چشمه ها، به ویژه چشمه های آب معدنی که بیشتر در شمال شرقی استان متمرکزند، اهمیت سابق خود را حفظ کردهاند. مهمترین این چشمه ها عبارتند از: چشمه اعلا دماوند، چشمه قلعه دختر، چشمه آب علی هراز، چشمه وله در گچسر، چشمه شاه دشت کرج، چشمه علی در شهرری، چشمه تیزآب، چشمه گله گیله و....


پیشینه تاریخی



 

استان تهران در گذر زمان


منطقه تهران که در شمال غرب فلات مرکزی ایران قرار گرفته از زمانهای دور و ادوار پیش از تاریخ منطقهای مسکونی بوده و ردپای فرهنگ های پیش از تاریخی را در گوشه و کنار آن میتوان سراغ گرفت. بررسیها و کاوشهای باستانشناسی از یک سده قبل تا به امروز بسیاری از مراکز فرهنگی در دشت تهران را مشخص و معلوم ساخته و نشان میدهد که این دشت حداقل از نیمه دوم هزاره دوم (عصر آهن) تا به امروز مسکونی بوده است. از زمانی که شهر تهران در سال 1200 هـ.ق توسط آقامحمدخان قاجار به پایتختی ایران برگزیده شد تا به امروز حوادث بی شماری را به خود دیده است. نگاهی می اندازیم به تهران تاریخی از گذشته های دور تاکنون:

ری: ری یکی از نقاط باستانی ایران با آثاری از هزاره های چهارم و پنجم قبل از میلاد است. درباره پیدایش شهر باستانی ری، مانند دیگر شهرهای باستانی، افسانه های متفاوتی وجود دارد. بنای آن گاه به شیث بینآدم(ابوالبشر) نسبت داده میشود که منوچهر آن را از نو ساخته است و گاه به هوشنگ پسرکیومرث.

واژه ری به صورت (RAGHA) در وندیداد، فرگود اول، یسنا 19، پاره 18 و (RAGA) در سنگ نبشته بیستون و به صورت (RHAGOE)، (RAGAU)، (RHAGA)، (RHAGEIA)، (RAGES) راگس و راجس و (RAI) سریانی، (RE) ارمنی، و بصورت (RAI)، (RAGH) پهلوی آمده است. در کتاب عهده عتیق کتاب دوم پادشاهان، باب 17، بند 6 و باب 18، بند 11 از ری یاد شده است و نیز نام ری در آثار یونانی و لاتین و سنگ نبشته های باستانی (کتیبه داریوش بزرگ) بر جای مانده است.

نام ری از دوره ساسانیان به بعد بر این شهر گذاشته شد و مردم با آمدن سپاهیان اسلام به دین اسلام گرویدند. در دوره اسلامی ری پناهنگاه فرمانداران بنیامیه بود. بر پایه اسناد و مدارک تاریخی، با آن که شهر ری بر اثر زلزلههایی چند (چون زلزله 236 ق/ 850 یا 851 م) ویران شد و یورش ترکان نیز بر آن آسیب های فراوان وارد آورد، همچنان پایدار ماند. ری در سال 617 هـ.ق مورد حمله وحشیانه مغولان قرار گرفت و علاوه بر قتلعام مردم بناهای آن نیز با خاک یکسان شد. ری اندکی بعد از آن دوباره رو به آبادانی گذاشت و بار دیگر در سال 786 هـ.ق به وسیله سپاهیان تیمور به ویرانهای بدل شد و از آن به بعد روی آبادانی به خود ندید.

ورامین: علاوه بر تپه ها و محوطه های تاریخی مربوط به قرون پیش از میلاد، آثار فراوانی از قرون هفتم و هشتم هـ.ق در این شهرستان دیده میشود. آبادانی ورامین پس از ویرانی ری توسط مغولان و تیموریان شروع شد. مردم ری پس از خرابی این شهر به ورامین نقل مکان کردند. این شهر همواره یکی از مراکز تجمع شیعیان بوده است. ورامین امروزه یکی از شهرهای بزرگ استان تهران به شمار میرود و به عنوان یکی از شهرکهای اقماری مطرح بوده است.

کرج: این شهرستان در غرب شهر تهران قرار گرفته و دارای آثار تاریخی بسیار است. آبادانی و توسعه کرج در دوره قاجار و پس از آن صورت گرفت. کاخ سلیمانیه نیز به دستور فتحعلی شاه در آنجا ساخته شد.

دماوند: در کتیبه شاپور و کتیبه پایکولی از زمان نرسی(293-302 م) از ساتراپ های دماوند نام برده شده است. چند دهه قبل نزدیک شهر دماوند دو ظرف سفالین قرمز رنگ بدون پایه به طور اتفاقی به دست آمد، قسمتی از ظرف به شکل سر گوزن بود و نیز در همین مکان دو سکه از فرهاد دوم(138 پ.م) و مهرداد دوم(88-123 پ.م) اشکانی کشف شد. همچنین روی یک مهر ساسانی که در دماوند کشف شد، نام دمباوند حک شده است. این مهر اکنون در موزه کلکته نگهداری میشود. در متون اسلامی نیز نام این محل به صورت دنباوند آمده است. شاهنامه فردوسی را میتوان در شمار اسناد قدیمی که از دماوند نام برده است، به شمار آورد. فردوسی بارها از این شهر در شاهنامه نام برده و کوه دماوند را آشیانه سیمرغ، آموزنده زال پدر رستم دانسته است. دماوند در سال 30هـ.ق در زمان خلافت عثمان به دست مسلمانان فتح شد.

تهران: تاریخ افسانهای تهران به «شیث بنآدم» و «هوشنگ پیشدادی» میرسد. در عهد ساسانیان کیش زرتشت در ری رواج یافت و چندین آتشگاه بزرگ در شمال و جنوب تهران ایجاد شد. آتشگاه نخستین قصران در فاصله 30 کیلومتری مرکز تهران رو به روی یکی از ارتفاعات کوه توچال قرار داشت.

در فرهنگ آنندراج آمده است: «شهر تهران در قسمت جنوبی شهر حالیه تهران بنا شده و خانههای پستی داشتند که شبیه به غار ولی به تدریج از طرف شمال توسعه یافت و منازل را بیشتر به سرچشمه قنوات نزدیک کردهاند.»

در کتاب «تهران عصر ناصری» آمده است: تهران قبل از قرن شش هـ.ق یکی از روستاهای ناچیز و کماهمیت بود و شهر ری که تقریباً در شش کیلومتری تهران قرار داشت، کانون عظیم تمدن و فرهنگ قدیم این خطه به شمار میرفت. تا این که با هجوم ویرانگر مغول، جنگهای داخلی، کشمکشهای مذهبی و تفرقه اندازی های فرقه های مذهبی و... ری رو به ویرانی نهاد.

در کتاب «عجایبالبلدان» آمده است: تهران قریهای است معظم و ولایت ری دارای باغات زیاد به اشجار و ثمرات خوب و فراوان و سکنه در خانه های سرداب مانند به سر میبرند که هر قدر محصور بودنشان امتداد یابد به سبب کثرت آذوقه که از فرط احتیاط ذخیره کردهاند آسودهاند... و دائماً به سلطان عصر یاغی و با عساکر او در کارزار و زد و خوردند، مالیات خود را به مسکوک نمی پردازند، بلکه در عوض نقود رایج خروس و مرغ میپردازند.

تا حمله مغول، هنوز هم تهران به صورت قریهای نه چندان معتبر باقی مانده بود و مانند دیگر قراء ری، زیر نظر خوارزمشاهیان اداره میشد. «یاقوت حموی» سیاح بزرگ عرب هنگام فرار از دست مغولان در سال 617 هـ.ق از این قریه یاد کرده است.

با سکونت اهالی ری پس از زلزلههای متناوب و نیز حمله مغولان، تهران به تدریج از شکل روستا بیرون آمد و به شهرکی تبدیل شد که دارای چهار امامزاده و چند بقعه متبرکه بود. به عنوان اولین امامزاده های تهران باید از امامزاده زید، یحیی، اسماعیل و سیدنصرالدین نام برد. در این دوره کشاورزی و باغداری توسعه پیدا کرد و این امر نظر مهاجمان و ساکنان روستاهای اطراف تهران را به خود جلب کرد. این وضع تا پایان دورههای ترکمانان و اوایل صفویه دوام یافت.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

فهرست

 

oمقدمه

oفضای سبز شهری چیست ؟

oتقسیم بندی فضای سبز شهری

oضرورت فضای سبز

oا ثرات فضای سبز

oنقش های عمده فضای سبز

oمدیریت فضای سبز شهری

oسرانه فضای سبز

oنگهداری فضای سبز

oکود دهی

oاصول هرس وتربیت

oشکل های که در فضای سبز بیشتر کاربرد دارد

oمبلمان پارک

oطراحی وکاشت

oراهکارهای که در طراحی مد نظر قرار می گیرد

oعناصر مورد نیاز در طراحی فضای سبز شهری

oمعیار های وخواسته ها

oراهکارهای برای افزایش مشارکت مردمی

o مشارکت مردم در مدیریت فضای سبز شهری

oنتیجه گیری

o پیشنهادات

o منابع وماخذ

 

 

مقدمه

o هرچند که فضای سبز در ایران قدمت چندین هزار ساله دارد ولی وضعیت فضای سبزشهری ایران در حد مطلوب نبوده که مهمترین دلیل آن را می توان به خاطر عدم مدیریت فضای سبز شهری ذکر کرد. با مدیریت فضای سبز شهری می توان هر شهری را با توجه به ظرفیت و پتانسیل موجود فضای سبز متناسب با محیط فراهم کرد که سالهای سال اثرات مطلوب خود را به شهر ارزانی دارد .

 

فضای سبز شهری چیست ؟

˜ گاری مول . پوشش سبز شهرها

˜ پدر پارکداری ایران . فضای سبز شهری منطقه ای پوشیده از گیاه درداخل و اطراف شهر ها که دارای دو کارکرد مهم برای شهر می باشد تعدیل دما ،تلطیف هوا وزیبا آفرینی.

˜ جامعترین تعریف. فضای سبز شهری بخشی از فضاهای باز شهری است که در عرصه های طبیعی یا مصنوعی آن تحت استقرار درختان ، گل ها ، چمن ها و سایر گیاهان است که بر اساس نظارت و مدیریت انسان با در نظر گرفتن ضوابط ، قوانین وتخصص های مرتبط با آن برای بهبود شرایط زیستی ،زیستگاهی ورفاهی شهروندان ومراکز جمعیتی غیر روستایی ،حفظ ،نگهداری یا بنا میشود

فضاي سبز

اصطلاح فضاي سبز، به وسيله برخي از دست اندركاران براي مفهوم پوشش گياهي شهرها به كار گرفته شده است. گاري مول (G.Moll, 1991) اصطلاح فضاي سبز را براي پوشش سبز شهرها به كار مي گيرد. پدر پاركداري ايران فضاي سبز را به منطقه اي پوشيده از گياه در داخل و اطراف شهرها مي گويد كه بيشتر داراي دو كاركرد مهم براي شهرها مي باشند تعديل دما و تلطيف هوا و زيبا آفريني.

تقسيم بندي فضاي سبز شهري

فضاي سبز: پاركهاي شهري، كمربندهاي سبز، باغات، گردشگاهها، پارك هاي جنگلي، باغ هاي گياهشناسي

پاركهاي شهري: پارك در مقياس واحد همسايگي، پارك در مقياس محله، پارك در مقياس ناحيه، پارك در مقياس منطقه، پارك در مقياس حوزه، پارك در مقايس شهر، پارك خطي

تعاريف متعددي براي فضاي سبز شهري ارائه شده

Ø آن بخش از فضاي سبز كه در محدوده شهر طراحي و بناشده، فضاي سبز شهري ناميده مي شود.

Ø بخشي از سيما شهر كه از انواع گياهان تشكيل يافته است.

Ø فضاي نسبتاً بزرگي، متشكل از گياهان با ساختي جنگلي و برخوردار از بازدهي زيست محيطي و ا كولوژيك معين و در خور شرايط زيست محيطي حاكم بر شهر

Ø بخشي از مناطقي كه داراي گياهان يا هر گونه سبزينگي اعم از درختان، درختچه ها، گل ها و چمن ها است.

Ø اراضي اماكن مسكوني، تجاري و صنعتي، محل هاي كسب و پيشه و خدماتي است كه داراي پوشش گياهي چند ساله، دوساله، اعم از درخت، درختچه، نهال و گياهان پوششي (گل، بوته و چمن) است و به منظور استفاد هاي سودمندانه يا زيبايي طبيعي و تلطيف هوا در محدوده و حريم شهر احداث شده است يا بطور طبيعي بوجود آمده باشد.

با توجه به تعاريف بررسي شده مي توان دو بخش را براي فضاي سبز در نظر گرفت اول مجموعه اي از پوشش سبزينه اي شامل درختان، درختچه ها، گلها، بوته ها و چمن كه مفهوم فضاي سبز را از نظر فيزيونومي و شكل ظاهري القاء مي كند. دوم: بر آوردن انتظارت و وظايفي شامل بهبود كيفيت زيست محيطي انسان، تأمين زيبايي و ساير نيازهاي اكولوژيك كه به عنوان هدف و وظيف در احداث فضاي سبز مستتر مي باشد.

در جامعترين تعريف براي فضاي سبز شهري را اينچنين مي توان تعريف كرد:

فضاي سبز شهري بخشي از فضاهاي باز شهري است كه در عرصه هاي طبيعي يا مصنوعي آن تحت استقرار درختان، درختچه ها، گل ها، چمن ها و ساير گياهاني است كه براساس نظارت و مديريت انسان با در نظر گرفتن ضوابط، قوانين و تخصصهاي مرتبط با آن براي بهبود شرايط زيستي، زيستگاهي و رفاهي شهروندان و مراكز جمعيتي غير روستايي، حفظ، نگهداري يا بنا مي شوند.

اهميت فضاي سبز

فضاي سبز با خواص چند جانبه اي كه دارد نقش فوق العاده در زندگي بشر دارد. خواص چند جانبه آن از توليد اكسيژن و ازت گرفته تا خاصيت گشندگي موجودات مضر با توليد فيتونسيد، از جذب انواع ذرات معلق مضر و مواد آلوده كننده هوا گرفته تا خاصيت تعديل كنندگي شرايط محيطي از برقراري توازن اكولوژيك در محيط گرفته تا خاصيت جذب صداي ناهنجار، از ايجاد محيط امنيت و آسايش تفريح و تفرج گرفته تا مركز تجمع انسانها و.. در واقع زمينه تنوع را در ذهن تداعي مي كند. از طرفي پايه تكامل حيات، نظم ناشي از آنست و فضاي سبز كه جزئي از مجموعه حيات است، طبعاً از نظر برخوردار و در كنار تنوع و نظم، قطعاً زيبايي را به همراه نخواهد داشت و همين طور در كنار زيبايي كمال را.

ضرورت فضای سبز

مهمترين اثرات فضاي سبز در شهرها، كاركردهاي زيست محيطي آنها است كه ايجاد تعادل بخشي در متابوليسم شهر از يك سو و بالا بردن سطح زيبايي از سوي ديگر، سبب افزايش كيفيت زيستي شهرها مي شوند. با توجه به اينكه گسترش از يك سو ارتباط ارگانيك با تكنولوژي و از سوي ديگر با آلودگي دارد (و گريزي از آن نيست). براي تداوم آن بايد كليه عوامل لازم به كار گرفته شوند. مؤلفه هاي اثرات گسترش در شهرها، به طور گوناگوني نظام زيستي شهرها را مي توانند مختل كنند. فضاي سبز مناسب در شهرها يكي از عوامل مؤثر در كاهش اين اثرات بوده و به ويژه در رابط با گرد و غبار، آلودگيهاي شيميايي، هوا، فضاي سبز شبه جنگلي ريه هاي تنفس شهرها به شمار مي‌روند. مهمترين اثرات فضاي سبز در شهرها تعديل دما، افزايش رطوبت نسبي، تلطيف هوا و جذب گرد و غبار است. ساير اثرات فضاي سبز در شهرها نقش نسبي دارند ولي مجموعه اثرات فضاي سبز حضور آنها را در شهرها اجتناب ناپذير مي كند به طوري كه بدون وجود آن ممكن نيست شهرها پايدار باقي بمانند. مجموعه اثرات فضاي سبز را مي‌توان به طور خلاصه به قرار زير مجموعه بندي كرد

آلودگي هوا...آلودگي صدا...توليد اكسيژن و جذب دي اكسيد كربن...كنترل تشعشعات و باز تاب نور...كنترل ترافيك...

.زيبايي آفريني...معماري شهرها...جذب فون...كنترل باد...تفرجگاه..تأثير رواني..ذخيره انرژي..تاج بري يا برگاب....

 

مدیریت فضای سبز شهری

o مدیریت فضای سبز شهری در اصل کلیه مراحل ارزیابی ،طــراحی و کاشت متناسب با محـل ،نظارت در حفـظ و نگهداری آن با همکاری مردم می باشد .

با توجه به تعريف بالا مديريت در سه بخش زير خلاصه مي گردد:

1-ارزيابي

2-طراحي و كاشت

3-نظارت در حفظ و نگهداري با مشاركت مردم

 

ارزيابي

ارزيابي مهمترين مرحله از مديريت فضاي سبز شهري بوده و بستر فضاي سبز ما را مي سازد. در صورتي كه اين مرحله به درستي صورت گيرد فضاي سبز پايداري خواهيم داشت در واقع عمل ارزيابي بهترين و مناسب ترين مكان را با توجه به پارامترهاي مورد نياز فضاي سبز (خاك، آب، اقليم و...) شناسايي مي كند در كشورمان در بعضي از نقاط بدون ارزيابي دست به ايجاد فضاي سبز زده اند كه چندان موفق و مناسب نبوده و غير قابل استفاده گرديده است.

 

طراحي و كاشت

در واقع آينده و بهره وري فضاي سبز ما به طراحي و كاشت بستگي دارد و معمولاً با توسعه شهر بايد همگون و متناسب باشد شناسايي گياهان بومي منطقه براي كاشت و طراحي امر خيلي مهمي است كه برخي از كارشناسان معمولاً براي ايجاد طرحي نو از گونه هاي غير بومي استفاده مي كند كه در بيشتر موارد آنها را با شكست مواجه مي كنند همچنين القاء فرهنگ در طراحي را نبايد فراموش كرد.

 

نظارت بر حفظ و نگهداري با مشاركت مردم

در حقيقيت اين مرحله مكمل دو مرحله قبل مي باشد. و برخورد مردم با فضاي سبز شهر خود بايد به آن مرحله رسيده باشد كه خود نقش فعال در حفظ و نگهداري از فضاي سبز داشته باشند. در كشورمان متاسفانه در خيلي از شهرها هنوز فرهنگ برخورد با فضاي سبز را پيدا نكرده و چه بسا نابود شدن فضاي سبز در بعضي از شهرها بخاطر همين موضوع بوده است. بنابراين مسئولين مرتبط بايد با فرهنگ سازي اين معضل را جدي تر بگيرند.

 

نگهداری فضای سبز

oنگهداری فضای سبز یکی از اصول اساسی در مدیریت فضای سبز محسوب می شود.در نگهداری سه کار اساسی انجام می شود .

 

آبیاری

در مناطقی که بارندگی سالیانه کمتر از 700میلی لیتر ویا غیر متعادل باشد باید در ایام خشک آب مورد نیاز فضای سبز را بوسیله آبیاری تامین کرد .

 

انواع آبیاری که در فضای سبز به کار گرفته می شود

الف) روش کرتی یا غرقابی
ب ) روش نشتی
پ ) روش بارانی
ت ) روش قطرهای

کود دهی

o باتوجه به اینکه فضای سبز ما هر ساله یکنواخت و همان گیاه در محل ثابت است نیاز مبرمی به کود دهی دارد کود های اصلی که گیاهان به آن احتیاج دارند عبارتند ازازت ، فسفر،پتاس، کلسیم ،منیزیم وگوگرد و مواد دیگر به مقدار کم مورد نیاز هستند مواد غذای درجه دوم مانند آهن ،روی ،منگنز وغیره را باید تنهادر زمانی که کمبود آن در فضای سبز مشاهده شد اضافه کرد کود های حیوانی دارای ارزش غذایی چندانی نیستند و بیشتر به خاطر بهبود خواص فیزیکی خاک وبالا بردن قدرت نگهداری آب مورد مصرف قرار می گیرند .

 

اصول هرس وتربیت

oبطور کلی هرس عبارتست از قطع کامل یا جزیی شاخه ،ریشه ،پوست ،برگ،گل ویا میوه به منظور تحت تاثیر قرار دادن و هدایت نحوه رشد و باروری گیاه

 

o دلایل و فواید هرس

1 )سلامت گیاه با حذف شاخه های مزاحم ،خشک شده،آفت زده ومریض

2)ایجاد شکل ویژه در تاج گیاه که در فضای سبز جهت تزیین مد نظر قرار می گیرد

3)ایجاد تعادل بین شاخه ،برگ وریش

4) جوان ساختن درختان مسن

 

شکل های که در فضای سبز بیشتر کاربرد دارد

oالاچیق سازی

oحاشیه سازی

oشکل سازی

oشکل هرمی

 

مبلمان پارک

با توجه به گوناگونی که در فضای سبز مشاهده می شود ما می توانی بطور کلی فهرست نیاز های یک پارک شهری بزرگ را بیان کنیم که بر حسب موقعیت فضای سبز استفاده می شود

مبلمان پارک

نیمکت،زباله دان ،تابلوهای راهنمایی،پایه های مخصوص روشنایی ،سایبان ،مکان پیک نیک ، ورودی وخروجی

 

ابنیه پارک

کتابخانه ،نمایشگاه ،گالری،آمفی تاتر ،آبنما ،کیوسک های فروش مجلات ،تاسیسات رفاهی ،دستشویی،کافه تریا ورستوران ،خدمات درمانی وکمک های اولیه

 

تجهیزات خدماتی

موتور خانه ،گلخانه ،انبار نگهداری وسایل ،نهالستان ،محل تهیه کود وکمپوست ،مکان استراحت مستخدمین پارک

زمین بازی

زمین بازی والیبال ،بسکتبال ،تنیس ،بدمینتون ،تنیس رومیزی

نشانه های تجسمی

مجسمه های اساطیر،مشاهیر ،بزرگان وشخصیت های مورد علاقه جوامع ،کتیبه ها ،یاد بود احداث پارک ،سردر های ویژه

وسایل بازی

این نوع وسایل تنوع زیاد داشته و متناسب با طبقات سنی تغییر می کند وبا توجه به فرهنگ وسنن هر جامعه این نوع وسایل متفاوت است

 

طراحی وکاشت

درختان ، درختچه ها ، پیچ های زینتی ،گیاهان پوششی وگل های یکساله وچند ساله غالباَ مهمترین عناصر در محوطه سازی و طراحی فضای سبز به شمار می روند. انتخاب ،بکار گیری و نگهداریاز این گیاهان سه عامل اساسی در کارایی فضای سبز هستند که باید همواره توسط طراح مورد توجه قرار گیرند . بنابراین نکته بسیار مهم در طراحی فضای سبز انتخاب گیاهی است که بتواند بیشترین کارایی ممکن را با حداقل نیازبه نگهداری فراهم آورد .نکته دیگر استفاده از گیاهان مناسب با توجه به نیاز های مختلفی است که طراح با آن روبرواست در فرایند طراحی کاشت ،توجه به نوع گیاهان و نحوه قرار گرفتن گیاهان نسبت به یکدیگر در جهت رسیدن به یک طرح زیبا وکارا ضرئری به نظر می رسد .

گياهان بومي

يك راهكار مهم كه جايگاه ويژه اي در محوطه سازي دارد، استفاده از گياهان بومي مي باشد. اگرچه امروزه افزايش بسيار زيادي در زمينه استفاده از اين گروه گياهان در فضاي سبز ديده مي شود، ولي هنوز راهي بسيار طولاني تا بكارگيري همه پتانسيلهاي موجود وجود دارد. گياهان بومي مقاومت بالاتري نسبت به خشكسالي، آفات و بيماريها دارند كه اين امر هزينه نگهداري فضاي سبز را پايين مي آورد. افزون بر اين، استفاده از اين گياهان سبب پايين آمدن هماهنگي بين فضاي سبز تازه تأسيس و محيط طبيعي فراگيرنده آن مي گردد. طراحان و سازندگان فضاهاي سبز عمومي و خصوصي پيش از تخريب پوشش طبيعي محوطه ها بايد سايت خود را از نظر پوشش گياهي كاملاً ارزيابي نمايند.

نكته بعدي در طراحي كاشت موفق، توجه به عوامل اكولوژيكي منطقه مانند تفاوت در دماها، پستي و بلندي، بافت و ساختمان خاك و ميزان بارش مي باشد تنها با توجه به اين موارد است كه مي توان يك محوطه زيبا و كارا با استفاده از گياهان بومي فراهم آورد.

كنارهم قرار گرفتن گياهان

گياهان اصولاً به صورتهاي تأكيدي يا تكي، خطي، گروهي و توده اي قابل كشت هستند هر يك از اين روشهاي كاشت اثر متفاوتي را در بيننده ايجاد مي كنند. در يك محوطه سازي اصولي كوشش مي شود كه از هر چهار روش ياد شده در جاي مناسب و به ميزان درست بهره گرفته شود.

كاشت منفرد يا تأكيدي

روش كاشت تأكيدي روش مناسب براي تأكيد و نمايش يك درختچه با ويژگي هاي رشدي خاص و يا يك درخت با عادات رشد غير معمول و زيبا مي باشد. اگر به تعداد مناسب از اين نوع كاشت استفاده شود، گياهان تأكيدي باعث ايجاد تنوع و مانع تكرار خسته كننده در طرح مي شوند و ديد بيننده را به نقاط موردنظر طراح معطوف مي‌نمايند. ولي در صورتي كه تعداد زيادي گياه تأكيدي مورد مصرف قرار گيرد. باعث نوعي آشفتگي بصري در طراحي خواهد شد. استفاده از يك گياه تأكيدي و يا يك درخت كوچك در نزديكي ورودي ساختمان مي تواند ايجاد يك نقطه كانوني نمايد و در تقويت و نمايش آن ورودي بسيار كارساز است.

بسياري از گل دهنده مناسب كه به عنوان گياه تأكيدي مورد استفاده قرار مي گيرند.

ارغوان

ابريشم

باران طلايي

سه رنگ

انواعي از كراتوس ها

سدروس ها

كاج ها

نوئل ها

ماگنولياي تابستانه

كاشت درختان رديفي يا خطي

رديف درختان، درختچه ها و ديگر گياهان بطور مؤثري باعث امتداد خطوط معماري بناها در محوطه خارجي آنها مي شود. خطوط مستقيم يا منحني درختان كاشته شده نيز مي تواند محوطه هايي سايه دار و مناسب براي پارك خودروها در گذرگاهها و خانه ها ايجاد كند. همچنين از رديف گياهان مي توان به جاي بادشكن، ديواره جدا كننده، ديوار كاهنده شدت صوت و يا مانعي دربرابر آلودگي هاي بصري استفاده كرد.

در اين نوع كاشت بايد دقت كرد كه از گياهان مقاوم و كاملاً سازگار با محيط استفاده شود. زيرا در صورتي كه يك يا چند گياه دچار مشكل شوند تأثير بصري بسيار نامطلوبي در همه گياهان موجود در آن رديف گياهي خواهد داشت بنابراين اطمينان از يكدست بودن خاك بستر و شرايط زهكشي و نوري محل در طول رديف گياهي بسيار مهم مي‌باشد. گياهاني كه براي اين نوع كشت مناسب مي باشند عبارتند از:

انواع زرشكهاي زينتي

گونه هاي شمشاد

نوش

سرخدار

نارون

تبريزي

گونه هاي نخل

كاشت گروهي

روش كاشت گروهي روشي به نسبت طبيعي تر در استفاده از گياهان مي باشد در اين روش تعدادي درخت و درختچه در نزديكي يكديگر قرار مي گيرند و ايجاد يك توده گياه مي كنند از آنجايي كه گياهان عموماً در اين روش بصورت طبيعي در كنار يكديگر جاي مي گيرند، كاربرد اين سبك كاشت مي تواند بخوبي بين محوطه هاي تازه تأسيس و محيط طبيعي پيرامون آنها ارتباط و همبستگي برقرار نمايد.

انواع سبدها

انواع زغال اخته زينتي

ياس زرد

زرشك سرخ

گل توري

كاشت توده اي

روش كاشت توده اي در واقع نوع گسترش يافت روش كاشت گروهي مي باشد در كاشت توده اي، گياهان هويت انفرادي خود را از دست مي دهند و در قالب يك طرح كلي جاي مي گيرند. توده هاي گياهي بويژه در مرتبط كردن ساختمانهاي بزرگ يا محيط هاي پيراموني آنها مي توانند بسيار سودمند باشند، البته در صورتي كه مقياس و ارتباط مناسب يبن اين توده هاي گياهي و ساختمانهاي مورد نظر وجود داشته باشد. درختچه ها كه بصورت توده اي قابل كاشت هستند.

بداغ

به ژاپني

اسپيره

طاووسي

البته هر يك از گونه هاي نامبرده مي تواند بسته به شرايط و چگونگي تركيب بندي با ديگر گياهان در روش هاي مختلف كاشت مورد استفاده قرار بگيرند.

در قرار گيري گياهان نسبت به يكديگر و همچنين نسبت به محيط فراگيرنده آنها، توجه به شكل كلي، رنگ و بافت گياهان داراي اهميت بسيار زيادي مي باشند. افزودن به اين در كليه مراحل طراحي بايد اصول زيبا شناسي شامل سادگي، ترتيب و تسلسل، تقارن، تنوع، تعادل و توازن، تأكيدي، تكرار و ريتم و مقياس را براي دستيابي به يك طراحي كاشت موفق در نظر داشته باشد.

يك طراحي كاشت موفق با وجود دارا بودن اجزاي تكثير، بايد وحدت و يكپارچگي داشته باشد و مجموعه اجزاي آن بايد بتوانند حس مورد نظر طراح را به بيننده منتقل نمايند.

با توجه به مطالب ذكر شده مي توان مراحل زير را براي يك طراحي كاشت اصولي در نظر گرفت.

Ø بررسي و مطالعه شرايط اقليمي منطقه

Ø شناسايي گياهان بومي و يا سازگار با اين شرايط اقليمي

Ø شناسايي نيازها و محدوديت هايي كه طراح با آن ها روبروست.

Ø انتخاب گياهان مناسب با توجه به شكل كلي، رنگ و بافت آنها

Ø مشخص كردن نحوه كنار هم قرار گرفتن بادر نظر گرفتن اصول زيبا شناسي

در اين صورت يك فضاي سبز موفقي با بيشترين زيبايي بصري، كارايي و پايداري و كمترين هزينه نگهداري بدست خواهد آمد.

 

 

راهکار های که در طراحی مد نظر قرار می گیرد

فاکتور ها مورد نیاز برای یک طراحی مناسب

گیاهان بومی

عوامل اکولوژیکی (دما ،پستی وبلندی ،بافت وساختمان خاک ،میزان بارش......

کناره هم قرار گرفتن گیاهان

عناصر مورد نیاز در طراحی فضای سبز شهری

 

معیار های وخواسته ها

qمعیار های انتخاب درختان

Å معیار های نخستین

عمر طولانی

ابعاد متوسط

سیستم ریشه ای عمیق

پاکیزه وبهداشتی بودن آن

Å معیار های دومین

˜آلودگی های شیمیایی هوا وخاک

˜خشکی

˜گرما وسرما ˜باد وطوفان ˜فشردگی خاک ˜ایجاد باد شکن وجلو گیری از گرد وخاک ˜آفات و بیماریها ˜آشنا کردن مردم با در ختان ودرختچه ها مختلف ˜آرایش روی چمن ˜ایجاد دیواره های سبز،پرچین واسپاله ˜ ایجاد مکانی مناسب برای جذب پرندگان ˜ایجاد پیکره های سبز معماری

Åخواسته ها

˜آرایش وزیبایی خیابان ها

انتخاب ابعاد معيني از درخت متناسب با عرض خيابانها، پياده رو و عرض مسير عبور ماشينها در زيبايي و آرايش دادن به خيابان بسيار مهم است. خيابان ها بخصوص زماني كه خود زيبا هستند نبايد بوسيله انبوهي از درختان بلند پوشيده شوند كه در اين صورت درختان نه تنها به زيبايي خيابان نخواهند افزود بلكه منظره آن را زشت خواهند كرد بايد ابعاد درختان، فواصل درختان به گونه اي باشند كه هم حاشيه خيابانها، ساختمانها، مغازه‌ها خود نمايي كنند و هم درختان جلوه گر باشند در خيابانهاي باريك تاج كشيده، در خيابانهاي عريض تاج گسترده زيبايي بيشتري خواهد بخشيد. ارتفاع آنها بستگي به ابعاد خيابان خواهد داشت. زيبايي كشل يا فرم درخت در انتخاب درخت براي آرايش خيابان بسيار مهم است تاج انبوه با شكل هاي كروي يا پهن مانند.

Celtis o idenalis, Carya illinoensis

Celtis caucasica, Quecus cc longipes, Quevcus velutina pistacia mutica, Aesculus carnea, Ulmus densa Juglans regia, Crataegus aronia.

Acer rubrum, Crataegus phaenopyrum, Acerx nigurum, Tilia Americana, Quercus palustris, pyrus syviaca.

براي خيابانهاي مناسب تر از درختان با تاج نامنظم چون

Gleditisia triacanthos, Acer negundo, Aesculus glabra

را مي توان نام برد.

دو گونه بلوط هميشه سبز اروپا و امريكا به ترتيبQuercus virginiana , Q ilex از زيباترين درختان خياباني با تاج كروي هستند كه براي مناطق با زمستان معتدل و مرطوب مناسبند. درختان با تاج هرمي چون Ginkyobiloda fastagiata يا fagus sylvatica fostagiqta نيز بسيار زيبا هستند

˜ایجاد سایبان

عامل عمده در انتخاب درخت سايبان، شدت يا ژرفاي سايه، انبوهي شاخه ها، انبوهي برگ، بافت برگ و آرايش آن، قطر وارتفاع تاج نقش عمده در ميزان ژرفاي سايه يا شدت آن دارد.

در شهرهايي با آفتاب سوزان، سايه انبوه يا ژرف درختاني چون Morus alba، Carpinus betulus، Parrotia persica و Quercus borealis مناسب است، اما در شهرهايي با تابستان گرم و زمستان سرد كشت درختان با تاج انبوه كه در زمستان خزان مي كنند چون A.hippocastanum، Aesculus carnea، Acer platanoides مناسب ترند.

˜جلو گیری از آلود گی صدا

در جلوگيري از آلودگي صدا عواملي چون اندكس سطح برگ، اسكروفيلي يا چرمي بودن، بافت تاج به خصوص وزن مواد در واحد سطح بسيار مهم هستند. درختاني چون انجيلي، نوش، Qurcus ilex ، Thusa giganxea در كاهش آلودگي صدا بسيار مؤثر مي باشد درخت انجيلي تنها در فصل رويش چنين نقشي را دارد.

˜ایجاد باد شکن وجلو گیری از گرد وغبار

در نواحي كه وزش بادهاي شديد وجود دارد براي حفاظت از تأسيسات، مجموعه‌هاي آسيب پذير و درختان و درختچه هاي پارك هاي درون شهري، احداث بادشكن از درختان ضروري است در انتخاب اين درختان عواملي چون استحكام تنه درخت، ريشه هاي عميق آن، برگها و شاخه هاي مقاوم در برابر باد، تاج بلند و متراكم بايد مورد توجه قرار گيرد. درختاني بلند با تاج انبوه چون Liriodendron talipifera كه تا 30 متر ارتفاع مي رسند به ظاهر بادشكن خوبي به نظر مي رسند اما به علت ريشه هاي نسبتاً سطحي و چوب ضعيف آن در برابر بادها شديد ريشه كن شده و يا مي شكنند، در حالي كه درخت عنبر سايل Liquidambar styraciflua در برابر چنين بادهايي محكم ايستادگي مي كند. درخت بلند بازو مقاومت بسيار خوبي در برابر چنين بادهاي شديد دارد در حالي كه اغلب صنوبرها در مقابل بادهاي شديد بسيار ضعيفند. بسياري از درختان توت براي اين منظور مناسبند.

در جلوگيري از گرد و غبار خصوصيات فيزيكي سطح برگ، وجود پرز، كرك، زايده هاي گوناگون سطح برگ با مجموعه انبوهي برگ تاج در نگهدراي گرد و خاك ملاك تفكيك هستند، چنانكه نارونهايي كه سطح برگ زايده دار دارند مانند Ulmus glabra بيشتر از درختان نمدار كه سطح برگ صاف دارند مي توانند گرد و خاك در خود ذخيره كنند.

˜ارایش روی چمن

تعداد از درختان به صورت منفرد يا درگروههاي كوچك زيبايي خاصي به چمن داده و منظره بديعي ايجاد مي كنند درخت Brachyhiton popuhneus بسياري از گونه ها و ارقام سيب زينتي چون Fagas sylvatica، Halesia calolina، Malus floribunda، Carya illinoensis را مي توان نام برد درخت Cafalpa bignonioides روي چمن بسيار زينت بخش است و با تاج انبوه خود سايباني بسيار زيبا ايجاد مي كند، گونه و ارقامي از كركف نيز با سايه انبوه و فرم زيباي تاج بابرگهاي سبز يا رنگين به صورت تك درخت مناسب چمن مي باشد از اين نظر تعدادي از افراهاي زينتي چون Acer palmatum مشهورند

˜به نمایش گزاردن اندام درختان

تعداد درختان بوسيله شكل، رنگ اندامها يا عطر گلهايشان مشهورند، بعنوان مثال گونه هاي زير با رنگ آميزي پاييزه برگها بسيار تماشايي هستند.

رنگ زرد Populus tremuloides

رنگ زرد Ginkyo biloba

رنگ قرمز Liquidambar styraciflua

رنگ سرخ تا قرمز Acer hyrcanum

رنگ سرخ Qurcus rubra

رنگ سرخ Acer rubrum

رنگ سرخ تا قرمز آميخته به سبز Parrotia persica

تعدادي از گونه هاي سماق به رنگ سرخ Rhus. Spp.

تعدادي با ميوه هاي رنگي مورد توجه Citrus, Arbutus, Crataegus, Ilix, Ziziphus, Sorbus, Cornus nuttallii

بسياري از درختچه ها داراي ميوه هاي رنگي مي باشند شكل ميوه بعضي درختان جالب توجه است مانند درخت سوسيس Kigelia pinnata يا درخت فلوس Cassia fistula از مناطق گرمسيري كه بصورت گلداني در مناطق سرد و معتدل مي توان به نمايش گذارد.

پوست درختان Betula, Cornus florida, phellodendron amurense, cladrastis lutea, Salix carmanica, parrotia persica بسيار جالب است گاهي به منظور نمايش رنگ و شكل پوست بعضي از گونه هاي اكاليپتوس نيز كاشته مي‌شود.

تعدادي از درختان و درختچه ها به منظور عطر گلهايشان مشهورند مانند

Asimina triloba, Hamamelis, Chimonanthus, Philadelphus, Albizia lebbeck, skimmia Japonica

˜ایجاد پیکره در هنر معماری سبز

فرمهاي پرورشي درختان به كمك هرس زيبايي اعجاب انگيزي به محوطه ها و پاركها مي دهد تعدادي از درختان بسيار انعطاف پذير و به سهولت شكل پذير هستند از اين نظر گونه هاي چون سرخدار، شمشاد، جل، ممرز و نمدار بسيار مناسبند. تعداد درختچه ها براي اين منظور بسيار زيارند. ضمناً با قطع ساقة اصلي درختان، بسياري از آنها را مي توان بصورت جست زاد با ساقه ها يا جستهاي متعدد نگهداري كرد كه گاهي زيبايي خاصي پيدا مي كنند بعضي ازدرختان بدون هرس فرم اعجاب انگيزي دارند مانند:

Fagus sylvatice CV. Peudula

˜تولید میوه مناسب برای حیات وحش

حمايت از جانوراني چون سنجاب، با كشت درختان دانه خوراكي مانند Quercus , Carya, Juglans, Fagus و نظاير آن در بسياري از پاركها و فضاي سبز كنار خيابان در بسياري از كشورها متداول است. براي جلب پرندگان، كشت گونه اي از درختان كوچك و درختچه هاي ميوه گوشتي رنگي چون Sorbus, Cerasus, Arvbutus, Ficus, Morus, Ribes, Hetrermeles, Cotolleastor, Berberis, Mahonia مي باشد.Callicarpa, Lonicera, Diospyros

 

oگل ها

با آرایش گلها می توان به زیبایی فضاهای شهری افزود حتی اگر گلها ،به خودی خود جنبه تزیینی نداشته باشند ،می توان آنها را در ترکیب با درختان و بوته ها و روی چمن ها بیشتر به رخ کشید در مکانهای ویژه مانند چهار راه ها،مدارس ،ایستگاه راه آهن ،شهرداری و.....باید سیاست گل کاری اولویت داشته باشد

.در جاهايي كه از قبيل ايستكاه هاي راه آهن، شهرداري، پست، مدارس، ميادين و چهارراه ها، كه مردم تردد بسيار دارند، وجود گل ضروري است. محورهاي عمده تردد مثل ورودي شهرها، چهاراهها، خيابانهاي اصلي و گذرگاههاي پياده رو را مي توان با باغهاي گل يا گلكاري زيباتر جلوه داد. گلها مي توانند با رنگ هاي گوناگون خود چمنها و بناهاي سنگي را بيارايند. گلهاي منتخب گلكاري، چرخه هاي گياهي گوناگون و در نتيجه نيازهاي مختلفي دارند و آنچه در طراحي برنامه گلكاري اهميت داشته و بخوبي قابل تشخيص است اين چرخه ها و نيازهاست.

گياهان پيازدار يا غده اي كه اكثراً براي گلكاري در فصل بهار به كار مي روند، بايد در پاييز كاشته شوند. گلهايي نظير نرگس، لاله، سنبل، عنبر و نرگس پايه بلند از اين دسته‌اند. برخي از انواع گلها، براي چند سال متوالي در باغچه گل مي دهند، البته به شرط آنكه برگهاي آنها را پس از آنكه خشك شدند، قطع كنيم. گياهان يكساله اي كه در تابستان گل مي دهند تمام چرخه زندگي خود، يعني جوانه زدن، گل دادن و خشك شدن را همان سال طي مي كنند. اين گياهان، اغلب براي رشدشان به تأسيسات گرمايي (گلخانه يا پوشش) نيازمندند. گياهان چند ساله يا دايمي از جمله شمعداني، همانند گياهان يكساله با روش قلمه زني كاشته مي شوند. گل كوكب براي پايان فصل تابستان گياه مناسبي است. اگر اين گياهان در ماههاي ارديبهشت يا خرداد كاشته شوند، تا شروع فصل سرما گل خواهند داد. انواع مفيد و قابل استفاده اين گياهان هم موجب مي شود كه ما مجموعه متنوعي از رنگ، شكل و اندازه گلها داشته باشيم. گياهان دو ساله اي را كه در بهار گل مي دهند، ابتدا در ماه مرداد در گلخانه كاشته و سپس در ماه آذر به باغچه منتقل مي كنند، چرخه دو ساله زندگي اين گياهان به گونه اي است كه بايد سرما ببينند تا به خوبي گل دهند. گياهاني كه چرخه عمرشان چند ساله است و كاربرد فراوان دارند. بايد از نظر رشد و فصل گلدهي به دقت مورد مطالعه قرار گيرند. لازم به تذكر است كه نگهدراي اين گياهان با بازسازي، نوسازي خاك و مراقبت هاي مختلف ميسر است.

براي زيبايي فضاي گلكاري شده، بايد هماهنگي رنگها را در نظر داشت. حتي اگر گلهايي با يك نوع رنگ انتخاب مي شود، مي توان با طيف هاي مختلف همان رنگ گونه اي اثر نقاشي بوجود آورد. اگر دو يا سه رنگ انتخاب شود، بايد دقت كرد كه از اجتماع رنگهاي تند اجتناب شود. همچنين بهتر است براي حفظ هماهنگي رنگها، از سه رنگ بيشتر استفاده نشود. كارشناسان امر، اجتماع رنگهاي زير را پيشنهاد مي كنند: قرمز و سفيد، قرمز پررنگ و صورتي، زرد و نارنجي، زرد و سفيد، زرد پررنگ و بنفش، نارنجي پررنگ و بنفش، صورتي پررنگ و آبي، گلي و قرمز تند.

همچنين بايد از رنگ آميزي تند گلدانهاي گل اجتناب كرد، زيرا جاذبه رنگ گلها را كم مي كند با توجه به انواع نامحدود گلهايي كه مي توانند فضاهاي شهري را تزيين كنند، ارايه فهرستي كامل از آنها مقدور نيست. با اين وصف، مي توان طبقات گوناگوني از گلها را براساس توانايي شان در ايجاد اشكال انبوه گل مشخص كرد. براي ايجاد شكلي كوچك و انبوه از گل، معمولاً از اين گلها استفاده مي شود: بگونيا (باريك، پيازي)، شمعداني، كولوس، آژراتم كالسلر ناهموار، گل حنا، اطلسي و مرزنگوش (فراموشم مكن). همچنين براي ايجاد شكلي انبوه از گل، مي توان از اين گلها استفاده كرد: كوكب، آهار، رز هندي. مينا، لاله، سنبل، نرگس و زنبق.

در شهرهاي ما، انواع گلهاي سرخ (رز) بيش از ساير گلها ديده مي شوند. محبوبيت اين گلها مديون اين دلايل است:

Ø بوته هاي آنها فصلي نبوده و تا چند سال. حداقل ده سال، دوام دارد. بنابراين سرمايه گذاري روي اين گلها در مقايسه با هزينه گلكاري انواع ديگر، به مقدار كاهش مي يابد.

Ø مي توان گلهاي سرخ را به راحتي با انواع ديگر گل در يك جعبه، تركيب كرد، زيرا بوته هاي گل سرخ سالانه تا پنج ماه گل مي دهند و از اين طريق مي توانند پايان عمر انواع ديگر گلهاي آن مجموعه را جبران كنند.

كاشت گياهان در لاوك (گلدانهاي بزرگ)

از روش كاشت گياه در لاوك بايد به دلايل مختلف از جمله مسايل زيبايي شناسي، فني و مالي حتي الامكان خودداري كرد. برخي از انواع گياهان بيش از ساير آنها براي اين نوع گلكاري مناسبند. كاشت گياهان در لاوك، معمولاً در گذرگاههاي پياده رو، ميدان ها و گاه در محورهاي تردد اتومبيل صورت مي گيرد. صرف نظر از نوع لاوك انتخاب شده (سنگريزه، سيمان، بتن مسلح، چوب يا مواد پلاستيك) دو نوع گياه را مي‌توان در آن پرورش داد:

Ø گياهاني كه ويژگي تزييني خاصي دارند.

Ø گياهاني كه بيش از يك فصل دوام ندارند.

در مورد اول، اولويت با گياهان بوته اي گلدار يا بي گل است؛ زيرا رشد و نمو آنها محدود بوده و انعكاس حررات ذخيره شده در مواد كاني را تحمل مي كنند.

براي مورد دوم، گياهان انبوه، از قبيل شمعداني پيچي، اطلسي، رز هندي و گل داوودي مناسبترند. گلدانهايي نيز وجود دارد كه داخل آنها ظروف مجزا و قابل تعويض قرار گرفته و مي توان از طريق آنها مقدمات گلكاري را دركارگاهها فراهم كرده و از اين طريق تكثير گياهان را به آساني ممكن ساخت.

 

oچمن

پس از درختان وگل ها ،چمن سومین عنصر تشکیل دهنده فضای سبز شهری است و معمولا سه گونه مختلف دارد چمن ظریف ،چمن معمولی و چمن بادوام

چمن ظريف

چمن، رايج ترين نوع فضاي سبز در محيط شهري است. چمن، فرش سبزي است كه كاشت يك يا چند نوع بذر از خانواده غلات عمدتاً 2 تا 3 نوع بوجود مي آيد. ارتفاع چمن در حالت طبيعي يا پس از چمن زني 3 تا 5 سانتي متر است و شكلي متراكم، هماهنگ، يكنواخت و منظم دارد.

چمن از نظر چگونگي نگهداري به دو طبقه تقسيم مي شود:

1) چمن ظريف: كه برگهاي كوچك و انبوه تشكيل مي شود. اين نوع چمن مخملي است و احتياج به مراقبت بسيار دارد. مراقبت اين نوع چمن شامل 2 تا 3 بار چمن زني در هفته و آبياري، كود دادن، سنبه زني، پرداخت و تسطيح چمن در فصل سبز آن است. معمولاً از چمن ظريف براي زمين گلف و تنيس استفاده مي‌شود.

2) چمن معمولي: كه اندكي درشت بوده و يكنواختي آن كمتر است. اين نوع چمن مراقبت كمتري لازم دارد. ارتفاع آن يكدست و يكنواخت نيست و هر هفته به يك نوبت چمن زني نياز دارد. از اين نوع چمن در گذرگاههاي زمين گلف، زمينهاي بازي و پاركهاي شهري استفاده مي شود.

3) چمن بادوام: كاشت اين نوع چمن، تنها در زميني كه نفوذ پذير بوده يا زهكشي شده باشد امكان پذير خواهد بود.

چمن درشت:

چمن درشت، گونه ديگري از فرش سبز محيط شهري و نيز متداول ترين نوع از خانوده غلات است كه مورد استفاده قرار مي گيرد. مراقبت عمده از اين نوع چمن، به كوتاه كردن مداوم آن محدود مي شود.

روشهاي مراقبت از اين نوع چمن به دو نوع صورت مي گيرد كه به استفاده اي كه از آن مي شود بستگي دارد. مراقبت زياد در مورد چمن هايي كه در زمين هاي آموزش ورزش و زمين هاي ورزشي به كار مي روند و مراقبت كم در مورد چمن هايي كه در فضاي سبز اطراف شهر و كناره كاشته مي شوند.

 

oپرچین ها

پرچین ها حصاری سبزند که برای حفاظت و تفکیک یا تعیین حدود به کار می روند ،پس این مزیت را دارند که به جای حصار یا دیوار ،در فضای سبز شهری مورد استفاده قرار گیرند پرچین ها معمولا به صورت هرس شده،آزاد ،و وحشی در فضای سبز دیه میشوند

پرچين هاي هرس شده:

اين نوع پرچين، از گياهاني كه از يك تيره اند تشكيل مي شود. پرچين هرس شده كه گاه دو متر بلندي دارد، به صورت درهم و فشرده كاشته مي شود. گياهان مناسب براي اين نوع پرچين عبارتند از: سرخدار، ترون، لونيسرا، شمشاد، افونموس. سندروس، درخت غار، شارمي، پيراكانت، بربري و درخت راش.

پرچين هاي آزاد:

روي كاشت اين نوع پرچين ها مشابه پرچين هاي هرس شده است. در اين روش گياه آزادانه و به طور طبيعي رشد مي كند. اين نوع پرچين ها، سالانه در دو نوبت هرس مي شوند تا از انشعاب زياد از حد شاخه ها جلوگيري شده و شاخه ها و برگها سبك تر شوند. گياهاني كه باري اين نوع پرچين مناسبند عبارتند از: تبريزي، اوبپين، بامبو، غار صورتي، فورسيتيا، راش، اسطوخودوس، پيراكانتا. بيد و درخت گز.

پرچين وحشي

اين نوع پرچين ها به پرچين هاي صحرايي نيز معروف بوده و از مجموعه اي از درختان و بوته هاي محلي تشكيل مي شوند. در پرچين هاي وحشي، گياه هرس نمي شود و به تدريج بيشه اي را به وجود مي آورد. گياهاني كه اغلب در اين نوع پرچين ها مورد استفاده قرار مي گيرند عبارتند از: اوبپين، خمان، درخت فندق، درخت كولكن، اقاقياي پيچي، افونموس، ياس درختي. رز بوته اي، درخت گز، تروئن، درخت راش و بودليا.

 

oگیاهان خزنده بالا رونده

از جمله گیاهان گل داری که در محیط شهری پرورش داده میشود می توان به گیاهان خزنده بالا روند و چسبنده اشاره کرد که معمولا سه کاربردی که برای انها ذکر میکنند پوشاندن دیوار های سنگی یا سطوحی که نمای جالبی ندارند پوشاندن داربست ها وآلا چیق ها یا استفاده برای پوشش زمین به جای چمن

درخت تاك و پيچك از مشهورترين گياهان بالا رونده يا پيچي اند. البته بالا رونده هاي ديگري نيز هستند كه گلهاي مورد توجهي دارند مانند: پيچك كوچك، بگونيا، ياس چمپا، پيچ اقاقيا و گل ساعتي.

از گياهان چسبنده مي توان موارد زير را نام برد:

Ø گياهان «ريشه دوان» (مانند پيچك وتكوما) كه به كمك ريشه هاي كوچك و هدايتي خود به ساختمانهاي مي چسبند.

Ø گياهان پيچنده مانند پيچ اقاقيا و اريستولوش، كه ساقه هاي آنها به دور داربست مي پيچند.

Ø گياهان بنددار، كه در آنها برگها يا برگچه ها به رشته هاي باريك (مانند مو) يا بادشكن تغيير شكل مي دهند.

Ø بوته هاي بالا رونده اي كه شاخه هاي بلند و باريك آنها به پرچين مبدل مي‌شود. مانند بوته گل رز فورسيتيا

بنابراين، انتخاب گياه چسبنده يا بالارونده در درجه اول به روش چسبندگي يا بالاروندگي آن كه نوع داربست را نيز مشخص مي كند بستگي دارد.شكل و رنگ برگها و شكل و رنگ گلهاي گياهاني مانند اقاقيا و پيچك و نيز فصل گلدهي اين گياهان، در انتخاب آنها نقش دارند. دوام و استقامات اين گياهان در مقابل سرما نيز حتماً بايد در نظر گرفته شود. برخي از اين گياهان از گونه علفي اند و هر سال بايد بذر آنها افشانده شود، برخي ديگر نيز از گونه چوبي اند و دهها سال عمر مي كنند.

 

راهکارهای برای افزایش مشارکت مردمی

o1-تغییرعناوین وسرفصل دروس دوره های تحصیلی ابتدای ، راهنمایی ومتوسطه با هدف تاثیر گزاری بر ساختار و قالب فکری نوجوانان

o2-ایجاد تشکلهای محلی ،منطقه ای وNGO

o 3-تهیه نشریات و برگه های ساده ترویجی با هدف نشر مربوط به حفظ و حراست از فضای سبز شهری

o 4-تهیه استانداردهای آموزشی ایجاد ،حفاظت و توسعه فضای سبز شهری با هدف حرفه ای کردن مدیریت فضای سبز و گسترش دانش مربوط به آن

مشارکت مردم در مدیریت فضای سبز شهری

o مفهوم کاربردی از نظر گاه های مختلف دارای سطوح و درجات متفاوتی است شرکت مردم بدون برنامه وضابطه خاص دربرنامه ها وطرح های فرهنگی،اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی به صورت داوطلبانه به اعتقاد برخی صاحب نزران توسعه مشارکت مردم نامیده می شود نتیجه بارز مشارکت ایجاد حس مسولیت پذیری و تعهد در تک تک افراد جامعه در زمینه ملک بودن ومسئولیت داشتن در حفاظت از امکانات ،نهادها وتجهیزات موجود در بخش های مختلف جامعه می باشد.

 

نتیجه گیری

 

با توجه به رشد نامورن شهرها و تخريب فضاي سبز و زمينهاي حاصل خيز لازم است كه قوانيني اتخاذ گردد كه از قدرت اجرايي برخوردار باشد و هر گونه ساخت و ساز را مشروط بر اختصاص زميني براي فضاي سبز گرداند. در كشور ما با توجه به اقليم آن و مخصوص مناطق كويري كه از فضاي سبز طبيعي محروم مي باشند لازم است به فضاي سبز اهميتي ويژه دهند. با نگاهي گذرا در پاركها مي توان به قدمت آن پي برد كه بيشتر در چند دهه اخير بوده است

ولي با اين وجود حد سرانه فضاي سبز با رشد جمعيت كاهش يافته و جوابگوي اين جمعيت انبوه نبوده است. در مرحله اول نياز است كه تمام نيروي كاري سازمان تخصص لازم را داشته باشند زماني كه طراحان غير متخصص باشند از مردم ما انتظار نمي رود كه در قبال فضاي سبز شهر خود مسئول باشند عدم توجه به فرهنگ شهر موردنظر باعث گرديده است در بعضي از شهرها فضاي سبز پناهگاهي براي افراد ولگرد و معتادين گردد كه اين امر باعث گرديده محيط فضاي سبز ناامن و غير استفاده براي مردم عادي كرده است عدم توجه به گونه ها بومي در طراحي و كاشت و جايگزين كردن گونه هاي غير بومي و وارداتي باعث گرديده علاوه بر اينكه هزينه ها را چند برابر كرده درصد موفقيت طرح بسيار پائين و دوام چنداني نداشته باشد.

 

پیشنهادات

oپرورش نيروهاي متخصص، ماهر و در عين حال متعهد

oآگاه سازي مردم از اثرات مطلوب فضاي سبز در اصل هدايت ديد يك جانبه به همه جانبه

oمشاركت مردم در مديريت فضاي سبز

oشناسايي گونه هاي بومي منطقه و استفاده بيشتر از گونه هاي بومي درطراحي و كاشت

oدخيل دادن فرهنگ منطقه در طراحي فضاي سبز

oمديريت را از حالت سنتي به سمت علمي و مكانيزه پيش بريم.

o اتخاذ قوانيني كه هر گونه ساخت و ساز را ملزم به اختصاص مكاني براي فضاي سبز كند.

 

 

منابع وماخذ

 

1- جوانشیر کریم .مجموعه مقالات علمی تخصصی فضای سبز ،جلد اول

2-حاجی میر رحیمی ،سید داود .مجموعه مقالات همایش آموزش وپژوهش فضای سبز شهر تهران

3-خوشخوی،مرتضی .شیبانی بیژن.روحانی ،ایرج.وتفضیلی عنایت الله .اصول باغبانی ،انتشارات دانشگاه شیراز

4-شیبانی مهدی .مجموعه مقالات علمی تخصصی فضای سبز جلد اول

5-مجنونیان ،هنریک .پارکداری

6-امانی ،منوچهر . پیام سبزشماره 7

7- گلکاری وچمن ومهندسی فضای سبز ،شماره اول

8-فضای سبز استان اصفهان ،مدیریت پژوهش وبرنامه ریزی

9-قوانین ومقررات مربوط به شهرو شهرداری،سال1381

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٥

در مورد باران های اسیدی و تاثیرات آن

یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی می‌باشد. باران اسیدی به پدیده‌هایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق می‌شود.

باران هنگامی اسیدی است که میزان PH آب آن کمتر از 6/5 باشد. این مقدار PH بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دی‌اکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بی‌کربنات ( HCO3 ) در آب خالص است.

باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی می‌باشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی می‌گذارد.

 

دید کلی

 در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال می‌توان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران می‌شوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ می‌دهد؟

معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و PH باران طبیعی آلوده نشده حدود 6/5 می‌باشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظه‌ای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و PH آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی می‌شوند.

تاریخچه

پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. «اسمیت» در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت می‌باشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.

«موتا» و «میلو» در سال 1987 عنوان داشتند که دی‌اکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در می‌آیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی می‌بخشند.

 

عوامل موثر در اسیدیته باران

آب باران هیچگاه، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصی‌های آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمک‌های دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت می‌کنند.

آتش‌سوزی جنگل‌ها نیز، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی، آتشفشانی و فعالیت‌های انسان، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی، منطقه‌ای و جهانی در فضا منتشر می‌کنند. به عنوان مثال، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی، مواد خارج شده از دودکش‌های کارخانه‌ها در سطح وسیعی در فضا پراکنده می‌شوند.

اسیدهای موجود در باران اسیدی

اسیدهای عمده در باران اسیدی، اسید سولفوریک و اسید نیتریک می‌باشند. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود می‌آیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلاینده‌ها می‌باشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلاینده‌های هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.

منابع تولید دی‌اکسید گوگرد

بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشان‌ها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید می‌شود. این دی‌اکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار می‌یابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز می‌باشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغالسنگ می‌باشد.

دی‌اکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار می‌یابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت می‌شود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد می‌شود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل می‌گردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمی‌گردد.

منابع تولید اکسیدهای نیتروژن

در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل می‌شود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب می‌شود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی می‌شود.

باران اسیدی در آمریکای جنوبی

پیرامون معضل باران اسیدی، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان PH کمتر از 3 دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و PH طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر می‌کند که تعیین یک استاندارد، غیرممکن می‌باشد. در ارتباط با این مطلب می‌توان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان PH آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر 7/4 است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:

- یدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل می‌شود.

- ید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود می‌آید.

 

عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی فاجعه‌آمیز هدایت می‌کند. با وجود اینکه این پدیده منشا طبیعی دارد، محققان بر این باورند که عملکرد انسان در این رابطه بسیار تاثیر گذار است.

 

باران قلیائی

نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، PH آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در 5،6 ثابت باقی می‌ماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت می‌دهند.

چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، PH باران به بیش از 7 نیز می‌رسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی می‌کنند. خاک بیایانها ، منبع طبیعی و با ارزش این عناصر قلیایی است. از جمله منابع غیرطبیعی عناصر قلیایی آلوده کننده جو می‌توان به کارخانه‌های تولید کننده سیمان و فعالیتهای استخراج معادن اشاره نمود.

اثرات بوم شناختی باران اسیدی

آلاینده‌های نوع اول هوا مانند و آب باران را چندان اسیدی نمی‌کنند، اما این آلاینده‌ها می‌توانند طی چند ساعت یا چند روز به آلاینده‌های نوع دومی مثل و تبدیل شوند که هر دو در آب بسیار انحلال پذیر و جز اسیدهای قوی می‌باشند. در واقع تمام قدرت اسیدی در باران اسیدی، به علت وجود این دو اسید است.

میزان تأثیر باران اسیدی بر روی حیات زیست شناختی در یک منطقه به ترکیب خاک و صخره سنگی که در زیر لایه سطحی زمین آن منطقه واقع است، بستگی دارد. مناطقی که در زیر لایه سطحی زمین گرانیت یا کوارتز دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند، زیرا خاک وابسته به آن ، ظرفیت کمی برای خنثی کردن اسید دارد. چنانچه صخره سنگی در زیر لایه سطحی زمین از نوع سنگ آهک یا گچ باشد، اسید بطور موثر خنثی می‌شود، زیرا کربنات کلسیم به صورت باز عمل کرده و با اسید وارد واکنش می‌شود.

تاثیر روی اکوسیستم آبی

دریاچه‌های اسیدی شده به علت شسته شدن سنگها بوسیله یون هیدروژن دارای غلظتهای بالای آلومینیوم هستند. قدرت اسیدی بالا و غلظتهای بالای آلومینیوم عامل اصلی کاهش جمعیت ماهیهاست. ترکیب زیست شناختی دریاچه‌های اسیدی شده به شدت دچار تغییر می‌شود و تکثیر ماهیها در آبهای دارای قدرت اسیدی بالا کاهش می‌یابد. وقتی PH خیلی پایین‌تر از 5 باشد، گونه‌های اندکی زنده مانده و تولید مثل می‌کنند. آب دریاچه‌های اسیدی شده اغلب زلال و شفاف می‌باشد و این به علت از بین رفتن زندگی گیاهی و جانوری این دریاچه‌ها می‌باشد.

تاثیر روی گیاهان و جنگلها

تاثیر باران اسیدی بر روی جنگلهای و محصولات کشاورزی را به دشواری می‌توان تعیین کرد. ولی با این وجود بررسیهای آزمایشگاهی حاکی از این هستند که گیاهان زراعی رشد یافته در شرایط بارانهای اسیدی رفتار متفاوتی نشان می‌دهند. محصولات برخی افزایش یافته و محصولات گروهی کاهش می‌یابد.

آلودگی هوا اثرات بدی روی درختان دارد. اسیدی شدن خاک ، مواد غذایی موجود در آن را شسته و از بین می‌برد. باران اسیدی که در جنگلها می‌ریزد، ازن و سایر اکسنده‌های هوا ، که درختان جنگلی در معرض آنها قرار دارند، تاثیر نامطلوبی روی درختان و پوشش گیاهی می‌گذارد و این تاثیرات نامطلوب وقتی با خشکسالی ، دمای بالا و بیماری و … همراه باشد، ممکن است باعث خشک شدن درختان شود.

جنگلهای ارتفاعات بالا بیش از همه تحت تاثیر ریزش باران اسیدی هستند. قدرت اسیدی در مه و شبنم بیش از باران است، زیرا در مه و شبنم آبی که موجب رقیق شدن اسید شود، کمتر است. درختان برگ ریز که با باران اسیدی آسیب می‌بینند، به تدریج برگهای خود را از بالا به پائین از دست می‌دهند و اکثر برگهای خشک شده در بهار بعدی تجدید نمی‌شوند.

بعضی از اثرات مهم باران های اسیدی که «فومارو» در سال 1997 نیز به آنها اشاره کرده است، عبارتند از:

مضر برای انسان: ایجاد تنگی نفس ، برونشیت ، التهاب ریه ، آنفلوآنزا و سرماخوردگی

تخریب جنگلها: ریختن برگها ، تخریب ریشه توسط باکتریها، کاهش روند رشد ، تقلیل میزان محصول دهی ، کم شدن قدرت حیات.

خطرناک برای دریاچه‌ها: مرگ صدها گونه زیستی

تسریع در خوردگی مواد : خوردگی وسایل نقلیه و بناهای تاریخی

باران اسيدي چيست؟ (روزنامه شرق 23 اسفند 82 )

باران اسيدی به دو نوع بارش تر (باران-مه وبرف) و خشك (ذرات معلق اسيدي) اطلاق مي‌شود.

بطور كلي باران اسيدي را مي توان اينگونه تعريف كرد: "باران يا ساير نزولاتي كه غلظت آلاينده هاي سولفات و نيترات در آن ها بيش از حد معمول و پ.هاش ان ها بيشتر از 6/5 باشد. "

باران اسيدي را مي توان نتيجه مستقيم خودپالايي هوا دانست. بعبارت ديگر قطره هاي آب يعني سازندگان ابرها به طور پيوسته ذرات معلق و گازهاي محلول در آب را جذب كرده و به همين دليل به هنگام شروع بارش ناپاكي هاي هوا از جمله تركيبات نيتروژن و سولفات شسته شده و به اسيد سولفوريك و اسيد نيتريك تبديل شده و از جو جدا شده و وارد ليتوسفر وهيدروسفر مي شوند.

دي‌اكسيد گوگرد و اكسيدهاي ازت در هوا با اكسيژن و بخار آب تركيب شده و اسيدهاي سولفوريك و نيتريك را بوجود مي‌آورند. اين مواد اسيدي ممكن است فواصل دور را با باد غالب طي كرده و بصورت باران اسيدي ببارند.بارندگي هاي اسيدي بصورت باران يا برف يا... مي باشد. بيش از%65 بارش هاي اسيدي بعلت وجود سولفات و %35 ديگربعلت وجود تركيبات نيتروژن دار است.

كدام مناطق در معرض باران هاي اسيدي قرار دارند؟

تا چندي پيش چنين تصور مي شد كه باران اسيدي يك مشكل اروپايي است اما امروزه مي دانيم كه باران اسيدي همه كشورهاي صنعتي را تحت تاثير قرار مي دهد. آمريكا كانادا آلمان انگلستان و كشورهاي اسكانديناوي بطور جدي با اين مشكل مواجه هستند. مناطقي از آسيا نيز در برابر باران اسيدي آسيب پذيرند.از جمله ژاپن كره ي شمالي و جنوبي جنوب چين بخش كوهستاني و جنوب غربي هند.در تهران نيز پ.هاش اسيدي بطور عمده در مناطق شمال شرقي تهران گزارش شده كه به عنوان مثال مي توان از ايستگاه هاي شميران و پارك وي نام برد كه بعلت كم بودن بافر مثل كلسيم و منيزيم است. پايين ترين پ.هاش گزارش شده در تهران8/3 مي باشد

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥

آلودگیهای زیست محیطی ایران

مقدمه

در گذشته نواحی مختلف محیط زیست ایران با علفزارهای زیبا ، جنگلهای سرسبز و گلهای وحشی فراوان مامن مهمی برای حیات وحش بود. ولی دخالت انسان ، رخساره این بیوم را به کلی تغییر داده است. حتی به زیر کشت بردن مراتع و آبیاری بی‌رویه مسائل مهمی را از دیدگاههای فرسایش خاک و عوامل کویرزایی ایجاد نموده‌اند. متاسفانه برخی از محیطهای طبیعی به صورت سنگلاخ درآمده‌اند و گیاهان مهاجم و هرز ، جانشین گیاهان مرغوب شده‌اند.

در محیط زیست ایران ، عاملهای آلوده کننده نگران کننده‌ای وجود دارند که بحرانهای زیادی را بوجود آورده‌اند: آلودگی شدید نفتی ، شیمیایی ، میکروبی آبهای ساحلی ، آلوده شدن آبها بوسیله فاضلابهای صنعتی و شهری ، استفاده بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی ، آلودگی هوا در اثر توزیع نامساوی صنایع بزرگ و کوچک و اختصاص بیشتر آنها به شهرهای بزرگ و افزایش آلودگی هوا در آن شهرها و ... ، از عوامل آلوده کننده محیط زیست هستند.



عکس پیدا نشد

آلودگی آب

در ایران نیز انسان به عنوان فعالترین ، خطرناکترین و مهمترین عامل آلودگی آب بشمار می‌رود. جانوران نیز در امر آلوده سازی آب می‌توانند نقش داشته باشند. از جمله مهمترین ماده‌ها و عوامل آلوده کننده آبها به شرح زیر مطرح می‌شوند.

آلودگی توسط مواد آلی

مواد آلی بویژه در فاضلابهای شهری ، از مدفوع و سایر صنایع مغذی (فسفات‌ها و ترکیبات ازته) آلی حاصل می‌شوند، یک چنین مواد مغذی در رشد خزه‌ها‌ و جلبکها به صورت بی‌رویه کمک می‌کنند که خود به عنوان اختلال بوم شناسی محسوب می‌گردد. از سوی دیگر باکتریهای کلی فرم که به مقدار زیاد در روده جانوران خونگرم زندگی می‌کنند و در مدفوع آنها وجود دارند و ورود آنها سبب انتشار بیماری برای آبزیان می‌شود. قرار گرفتن برخی از مراکز شهری و کشتارگاهها در کنار منابع آب و نیز سواحلی که آبهای زیرزمینی در آنها بسیار بالاست (بندر انزلی در شمال ایران) ، این مشکل را صد چندان می‌کند.

آلودگی توسط مواد شیمیایی

استفاده از مواد شیمیایی در کشاورزی مانند کودهای شیمیایی ، علف‌کشها ، حشره‌کشها ، مخصوصا در مورد شالیزارهای گیلان و مازندران ، در نهایت مسموم شدن آب و خاک را به همراه خواهند داشت. متاسفانه در ایران گاه کشاورزان به دفن کودهای جانوری به مدت 6 ماه در زیر خاک مبادرت نمی‌ورزند و این امر باعث می‌شود تا بسیاری از میکروبها و باکتریهای زیان‌آور که ممکن بود در زیر خاک از بین بروند، موجب آلودگی آبها و شیوع بیماری ‌شوند.

آلودگی آب بر اثر فعالیتهای صنعتی

آلودگی آب بر اثر فعالیتهای صنعتی در درجه نخست اهمیت قرار دارد که به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم.

صنایع غذایی

کارخانه‌های کنسروسازی و کمپوت‌سازی ایران بیشتر در نواحی کشاورزی و روستایی مستقر هستند و متاسفانه به دلیل فقدان سیستم دفع فاضلاب ، فاضلاب را در جویها ، رودخانه‌ها و سواحل ، تخلیه می‌کنند.

صنایع شیمیایی

انواع اسیدها ، قلیاها و املاح حاصل از کارخانه‌ها پس از تخلیه در منابع آب ، آثار زیانباری را بر آبزیان اعمال می‌کنند. ترکیبهای فلزی نیز نوع دیگری از سیانور هستند. به عنوان مثال ، در نتیجه تخلیه فاضلابها حاصل از شستشوی لوازم و ظروف آلوده به سیانور در کارخانه ساخت لوازم الکتریکی واقع در رشت ، بیش از 2 میلیون ماهی در رودخانه زرجوب جان خود را از دست دادند.



عکس پیدا نشد

آلودگی هوا

انسان از روزی که زندگی اجتماعی را آغاز نمود و از هنگامی که درجه فرهنگی خود را ارتقا بخشید، در کنار پیشرفتها با یک معضل مواجه شد که آلودگی هوا ، نام گرفت. البته نوع ، کمیت و کیفیت آلودگی به ساختار فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی یک شهر یا کشور بستگی دارد. البته هنوز مه دود فتوشیمیایی لسن آنجلس ، مه دود لندن ، نیویورک که در دهه‌های 1950 و 1960 اتفاق افتادند در ایران مشاهده نشده‌اند.

در کشور پهناوری مانند ایران ، پدیده آلودگی نمی‌تواند قدمت زیادی داشته باشد، ولی به دلیل تجمع بیش از حد برخی شهرها مثل تهران با چنان مشکل مواجه شده‌ایم که مبارزه با آن نیاز به سرمایه زیاد و نیروی متخصص و فعال دارد. در ارتباط با مبارزه در برابر آلودگی هوا در ایران کمتر کار شده و در حال حاضر سازمان حفاظت محیط زیست با عدم وجود امکانات قابل قبول ، فعالیتهای زیادی در مورد کاهش آلودگی انجام داده که تاثیر زیادی در آلودگی هوا در شهرهای بزرگ مخصوصا تهران دارد.

منابع آلودگی هوا در شهرهای بزرگ

  • آلودگی ناشی از گرد و غبار در شهرهای بزرگ مانند تهران ، کرمان و اصفهان که به کویر نمک و بیابانهای واقع در غرب و شرق نزدیک هستند.

  • ترافیک سنگین و وجود ماشینهای قدیمی گازوئیل‌سوز (بیشتر اتوبوسهای دولتی) ، فقدان سیستم مترو و شبکه اتوبوسرانی مناسب که باعث شود تا شهروندان از خودروهای شخصی خود استفاده نکنند.

  • وجود پالایشگاهها در شهرهای بزرگ مثل تهران و تبریز که بلندترین دودکش آن 80 متر است.

  • استقرار کارخانه‌های آجر‌سازی ، گچ سازی و سیمان سازی در نزدیکی شهرهای بزرگ

  • شوفاژها و گرم کننده‌های خانگی ، کارگاههای کوچک در داخل شهرها ، نانوایی‌ها و ... .

چشم انداز

ایران می‌رود که به یکی از ده کشور آلوده جهان تبدیل شود، البته در سالهای اخیر سازمان حفاظت محیط زیست اقدامات شایسته‌ای را در مورد خارج کردن اتومبیلهای با عمر زیاد و جایگزین کردن بنزین و گازوئیل بوسیله گاز طبیعی (CNC) با طرحی تحت عنوان بهینه سازی مصرف سوخت انجام داده است، ولی تا سطح رفاه مردم و فرهنگ آنها افزایش نیابد، نمی‌توان بر آلودگی هوا فائق آمد. همچنین تا مسئولان کارخانه‌های بزرگ ندانند که فاضلابهایی را که به رودخانه‌ها می‌ریزند در نهایت ضرر و زیان آن به خود آنها برمی‌گردد، با مشکلات آلودگی آبها ، دست به گریبان خواهیم بود.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥

كاهش رويش لاله هاى واژگون در دامنه هاى كوهستانى

 

 

 

 

 

 

 

 

فروردين و ارديبهشت كه طبيعت ايران بهشت گونه مى شود، طبيعت گردان و عاشقان جلوه هاى كم نظير اقليم ايران سفر به گوشه و كنار كشور را آغاز مى كنند.
دشت هاى زيباى لاله هاى واژگون كه در دامنه هاى كوهستانى چهارمحال و بختيارى، كهگيلويه و بويراحمد و اصفهان مى رويد، تابلوهايى را خلق مى كنند كه از شاهكارهاى آفرينش است. اگر اين روزها مسافر يكى ازاين ۳ استان هستيد، فرصت را از دست ندهيد و از طراوت اين مناطق توشه بگيريد. البته شما جزو آن دسته افرادى نيستيد كه با كندن گل ها موجب كاهش رويشگاه هاى اين گل ها مى شويد.
دشت بنواشلى در ۱۱۲ كيلومترى شهركرد مركز استان چهارمحال و بختيارى و ۱۶ كيلومترى كوهرنگ يكى از رويشگاه هاى لاله هاى واژگون است. اين دشت كه حدود ۳۴۰۰ تا ۳۸۰۰ هكتار وسعت دارد با چشمه سارهاى زيبايش همه ساله هزاران گردشگر را در اين ماه ها پذيراست. گردشگرانى كه متأسفانه بعضى از آنها با كندن گل ها و برداشت پياز آن موجب تخريب دشت و كاهش ساخت رويشگاه ها مى شوند.
مهندس منوچهر سردارى مدير كل منابع طبيعى استان با نادر دانستن چنين مجموعه اى در سطح كشور خواستار همكارى ملى براى حفظ و گسترش آن شد. او گفت كه لاله هاى سرنگون كه گل هاى آن به زنگوله هاى واژگون مى ماند، از نقاط بسيار ديدنى استان محسوب مى شود.
در كهكيلويه و بويراحمد نيز رويش لاله هاى واژگون در ارتفاعات مشرف به شهر ياسوج و دامنه هاى سپيدپوش دنا همانند نگينى درخشان هزاران عاشق طبيعت را به خود فرا مى خواند. در فصل بهار هركس به ياسوج مسافرت كند، منظره بسيار زيبايى را در اطراف اين شهر مشاهده مى كند كه در ديگر مناطق كشور به ندرت مى توان يافت.
به گفته مهندس سعادت مظفرى كارشناس منابع طبيعى اين گل در ارتفاع بالاى ۲ هزار متر مى رويد و هنگام رويش، زيبايى خاصى را پديد مى آورد. وى گفت كه زنبورهاى عسل بر روى گل هاى اين گياه گرده افشانى مى كنند و گرده آن در تهيه عسل بسيار مؤثر است.
مناطق ييلاقى سررود، دهنو، سرگچينه، دامنه هاى دنا، جليل بابكان، مارگون، سرچنار، چشمه ميشى، كوه گل و ميمنه از ديگر رويشگاه هاى لاله هاى واژگون كه برخى نيز به آن «اشك مريم» مى گويند، است.
دكتر عزيزالله جعفرى كارشناس گياه شناسى استان نيز با اشاره به كم توجهى برخى گردشگران و بومى ها به حفظ اين گياهان زيبا گفت: لاله هاى واژگون در مجالس عروسى و شادى ها زينت بخش مجالس است. عده اى نيز براى مصارف خوراكى و دارويى بى رحمانه به كندن اين گل ها مى پردازند كه بايد از آن جلوگيرى شود.
استان تاريخى اصفهان نيز ديگر رويشگاه اين گياه است. هم اكنون لاله هاى واژگون در گلستان كوه خوانسار، دره بيد فريدن، مناطقى از كرچمبوى جنوبى، بوئين و مياندشت، پشت كوه فريدونشهر، بخش هايى از شهرستان سميرم و چنارود چادگان به گل نشسته اند. اما مهم ترين و معروف ترين منطقه رويش و پرورش اين گل در «گلستان كوه» خوانسار در محدوده اى به وسعت ۹۰۰ هكتار است كه بيشترين تراكم را در سطح استان داراست.
در اين حال عبدالرضا مهاجرى رئيس اداره مرتع سازمان منابع طبيعى اصفهان از انقراض لاله هاى واژگون و زردرنگ خبر داد و گفت: در صورت بى توجهى مردم، لاله هاى واژگون قرمزرنگ هم به طور جدى آسيب خواهند ديد و محدوده هاى رويش آن كاهش مى يابد.
حميدرضا ميرمحمدى نويسنده كتاب جغرافيايى خوانسار نيز در مورد اينكه چرا طى ساليان گذشته مساحت زير كشت اين گل روبه كاهش گذاشته گفت: دليل اين اتفاق متولى نداشتن حفاظت از آنها در خوانسار است. وى افزود: ۲ سال پيش با ايجاد انجمن حمايت از منابع طبيعى خوانسار اقدامات جدى را براى حفاظت از اين گل در گلستان كوه به عمل آورديم و مانع چيدن آن توسط برخى گردشگران شديم.
شاخه جوانان اين انجمن هر سال از ارديبهشت تا خرداد از صبح زود در گلستان كوه مستقر مى شوند تا مانع از چيده شدن گل هاى كم نظير شوند. به گفته وى اين اقدام كه با اختيار قانونى جريمه افراد و در موارد ضرورى ارجاع به مراكز قانونى همراه است، تأثير بسزايى در روندرو به سرعت كاهش محدوده رويش اين گل داشته است.
  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥

همدان، رويشگاه ۴۰۰گونه گياه دارويى و خوراكى

 

 

 

 

 

 

 

 حدود ۷ هزار هكتار از اراضى استان همدان رويشگاه ۴۰۰گونه از گياهان دارويى است.
«حسين رجبيان» رئيس سازمان جهاد كشاورزى همدان دراين خصوص گفت: حدود ۴۰۰گونه گياهى باخواص درمانى به صورت خودرو درمراتع طبيعى همدان به دست مى آيد كه حفظ و توليد آنها به ۷۱ خانوار بهره بردار روستايى واگذار شده است اما مشكل عمده در اين ارتباط نبود واحدهاى تبديلى و موانع صادرات اين نوع محصولات است.
«قاسم اسديان» رئيس مركز تحقيقات منابع طبيعى و كشاورزى همدان در اين باره اظهار داشت: با وجود استحصال حدود ۴۰۰گونه گياهان دارويى در اين شهر در حال حاضر تنها حدود ۶۰ قلم دارو با منشأ گياهى در ايران توليد و توسط فروشگاههاى معتبر و داروخانه ها عرضه مى شود.وى با بيان اينكه ۳۱۵ گونه گياه خوراكى و دارويى همدان خودرو است و ۷۹ گونه غيربومى نيز در مزارع كشت مى شود، افزود: با اين وجود فقط ۱۵۹ گونه گياهى با خواص درمانى مطمئن توسط اطبا و گياه شناسان براى بيماران تجويز مى شود.
همچنين به گفته «كيوان رزاقى » مسؤول باغ گياهان دارويى همدان، سازمان جهادكشاورزى اين استان براى حفظ و احياى گياهان دارويى كمياب اقدام به ساخت يك باغ ۳۰هكتارى در اين شهر كرده است كه در آن بيش از ۱۸۰گونه گياهان كمياب كشت و تكثير مى شود.

  
نویسنده : sama .. ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٥

 

 

فضاي سبز

اصطلاح فضاي سبز، به وسيله برخي از دست اندركاران براي مفهوم پوشش گياهي شهرها به كار گرفته شده است. گاري مول (G.Moll, 1991) اصطلاح فضاي سبز را براي پوشش سبز شهرها به كار مي گيرد. پدر پاركداري ايران فضاي سبز را به منطقه اي پوشيده از گياه در داخل و اطراف شهرها مي گويد كه بيشتر داراي دو كاركرد مهم براي شهرها مي باشند تعديل دما و تلطيف هوا و زيبا آفريني.

تقسيم بندي فضاي سبز شهري

فضاي سبز: پاركهاي شهري، كمربندهاي سبز، باغات، گردشگاهها، پارك هاي جنگلي، باغ هاي گياهشناسي

پاركهاي شهري: پارك در مقياس واحد همسايگي، پارك در مقياس محله، پارك در مقياس ناحيه، پارك در مقياس منطقه، پارك در مقياس حوزه، پارك در مقايس شهر، پارك خطي

تعاريف متعددي براي فضاي سبز شهري ارائه شده

Ø  آن بخش از فضاي سبز كه در محدوده شهر طراحي و بناشده، فضاي سبز شهري ناميده مي شود.

Ø  بخشي از سيما شهر كه از انواع گياهان تشكيل يافته است.

Ø  فضاي نسبتاً بزرگي، متشكل از گياهان با ساختي جنگلي و برخوردار از بازدهي زيست محيطي و ا كولوژيك معين و در خور شرايط زيست محيطي حاكم بر شهر

Ø  بخشي از مناطقي كه داراي گياهان يا هر گونه سبزينگي اعم از درختان، درختچه ها، گل ها و چمن ها است.

Ø  اراضي اماكن مسكوني، تجاري و صنعتي، محل هاي كسب و پيشه و خدماتي است كه داراي پوشش گياهي چند ساله، دوساله، اعم از درخت، درختچه، نهال و گياهان پوششي (گل، بوته و چمن) است و به منظور استفاد هاي سودمندانه يا زيبايي طبيعي و تلطيف هوا در محدوده و حريم شهر احداث شده است يا بطور طبيعي بوجود آمده باشد.

با توجه به تعاريف بررسي شده مي توان دو بخش را براي فضاي سبز در نظر گرفت اول مجموعه اي از پوشش سبزينه اي شامل درختان، درختچه ها، گلها، بوته ها و چمن كه مفهوم فضاي سبز را از نظر فيزيونومي و شكل ظاهري القاء مي كند. دوم: بر آوردن انتظارت و وظايفي شامل بهبود كيفيت زيست محيطي  انسان، تأمين زيبايي و ساير نيازهاي اكولوژيك كه به عنوان هدف و وظيف در احداث فضاي سبز مستتر مي باشد.

در جامعترين تعريف براي فضاي سبز شهري را اينچنين مي توان تعريف كرد:

فضاي سبز شهري بخشي از فضاهاي باز شهري است كه در عرصه هاي طبيعي يا مصنوعي آن تحت استقرار درختان، درختچه ها، گل ها، چمن ها و ساير گياهاني است كه براساس نظارت و مديريت انسان با در نظر گرفتن ضوابط، قوانين و تخصصهاي مرتبط با آن براي بهبود شرايط زيستي، زيستگاهي و رفاهي شهروندان و مراكز جمعيتي غير روستايي، حفظ، نگهداري يا بنا مي شوند.

 

 

 

اهميت فضاي سبز

فضاي سبز با خواص چند جانبه اي كه دارد نقش فوق العاده در زندگي بشر دارد. خواص چند جانبه آن از توليد اكسيژن و ازت گرفته تا خاصيت گشندگي موجودات مضر با توليد فيتونسيد، از جذب انواع ذرات معلق مضر و مواد آلوده كننده هوا گرفته تا خاصيت تعديل كنندگي شرايط محيطي از برقراري توازن اكولوژيك در محيط گرفته تا خاصيت جذب صداي ناهنجار، از ايجاد محيط امنيت و آسايش تفريح و تفرج گرفته تا مركز تجمع انسانها و.. در واقع زمينه تنوع را در ذهن تداعي مي كند. از طرفي پايه تكامل حيات، نظم ناشي از آنست و فضاي سبز كه جزئي از مجموعه حيات است، طبعاً از نظر برخوردار و در كنار تنوع و نظم، قطعاً زيبايي را به همراه نخواهد داشت و همين طور در كنار زيبايي كمال را.

 

ضرورت فضاي سبز

مهمترين اثرات فضاي سبز در شهرها، كاركردهاي زيست محيطي آنها است كه ايجاد تعادل بخشي در متابوليسم شهر از يك سو و بالا بردن سطح زيبايي از سوي ديگر، سبب افزايش كيفيت زيستي شهرها مي شوند. با توجه به اينكه گسترش از يك سو ارتباط ارگانيك با تكنولوژي و از سوي ديگر با آلودگي دارد (و گريزي از آن نيست). براي تداوم آن بايد كليه عوامل لازم به كار گرفته شوند. مؤلفه هاي اثرات گسترش در شهرها، به طور گوناگوني نظام زيستي شهرها را مي توانند مختل كنند. فضاي سبز مناسب در شهرها يكي از عوامل مؤثر در كاهش اين اثرات بوده و به ويژه در رابط با گرد و غبار، آلودگيهاي شيميايي، هوا، فضاي سبز شبه جنگلي ريه هاي تنفس شهرها به شمار مي‌روند. مهمترين اثرات فضاي سبز در شهرها تعديل دما، افزايش رطوبت نسبي، تلطيف هوا و جذب گرد و غبار است. ساير اثرات فضاي سبز  در شهرها نقش نسبي دارند ولي مجموعه اثرات فضاي سبز حضور آنها را در شهرها اجتناب ناپذير مي كند به طوري كه بدون وجود آن ممكن نيست شهرها پايدار باقي بمانند. مجموعه اثرات فضاي سبز را مي‌توان به طور خلاصه به قرار زير مجموعه بندي كرد.

 

آلودگي هوا

فضاي سبز به ويژه در شكل چيره درختي مي توانند در كاهش آلودگيهاي شيميايي هوا بسيار مؤثر باشند. براي بهره وري از اين كاركرد درختان بايد ضمن استفاده از گونه هاي غير حساس و مقاوم، در صورت صدمه ديدن ترميم و احياء آنها هميشه مدنظر است.

 

آلودگي صدا

فضاي سبز به ويژه درختان در كاهش آلودگي صدا بسيار مؤثر است و مي توانند در صورت برخورداري از گونه هاي مناسب و مكاشت اوصلي تا 4 دسي بل صدا را كاهش مي دهند. اين نقش درختان در شهرهاي بزرگ و بزرگراهها داراي اهميت زيادي است.

توليد اكسيژن و جذب دي اكسيد كربن

درختان، با اين دو كاركرد خود نقش مؤثري در بهبود شرايط زيست محيطي ايفا مي‌كند. اگرچه در مقياس كلان از نظر ايجاد توازن اكسيژني نقش درختان و فضاي سبز نمي تواند قابل ملاحظه باشد ولي در مقياس خرد شهري قابل چشم پوشي نيست. هر درخت راش با دير زيستي متوسط به اندازه سه برابر حجم دو اتاق يك نفره مي تواند دي اكسيد كربن از هوا پاكسازي كند و در حالي كه 40-30 متر مربع از درختان مي‌توانند اكسيژن مورد نياز يك نفر را تأمين مي كنند.

 

كنترل تشعشعات و باز تاب نور

فضاي سبز در شهرها ضمن كنترل تشعشعات خورشيد از بازتاب نورهاي مزاحم و خيره كننده مي توانند جلوگيري كنند.

 

كنترل ترافيك

آريش فضاي سبز در محورهاي درون شهري عامل مؤثري در كنترل ترافيك به شمار مي روند كاشت اصولي درختان در مكانهاي مناسب به عنوان نشانه هاي آشنا در هدايت رفت و آمدها بسيار مؤثر است.

 

زيبايي آفريني

زينت شهرها و مطلوبيت آنها براي زيست، مديون زيبايي آفريني فضاي سبز در اشكال متنوع خود است. فضاي سبز حقارت شهرها را به عنوان پديده انسان ساخت در برابر سيستمهاي طبيعي تاحدي متعادل مي كنند.

 

معماري شهرها

فضاي سبز، جايگزين مناسبي براي ساير مصالح مورد استفاد در معماري جهت تقسيم فضاي ايجاد حفاظ، خلوتگاه و فضاي خصوصي و... به شمار مي روند. علاوه بر اين به عنوان كاتاليزور عامل مهمي در ايجاد پيوند و ارتباط منطقي بين ساختمانها و ابنيه به شمار مي روند.

جذب فون

فضاي سبز، طبيعت بي جان شهرها را به سوي سيستمهاي طبيعي سوق داده و سبب جذب فون ويژه اي مي شوند كه فضاي بي روح آنها را قابل تحمل تر مي كند.

 

كنترل باد

فضاي سبز ويژه  درختان، در صورت كاشت مناسب و هدفمند (تركيب گونه اي و‌‌ آرايش مناسب) مي توانند در هدايت باد (در تابستان جهت خنك كردن) در بخشهاي مورد نظر و تغيير جهت آن در سمت دلخواه بسيار مؤثر باشند.

 

تفرجگاه

فضاي سبز در شكل گيري هر گونه سيستم تفرجگاهي مؤثر بوه و عامل مؤثري در گذران فراغت مردم به شمار مي رود. ايجاد سايه، چشم انداز، تلطيف هوا و هواي پاك جدا از زيبايي از جمله عواملي مي باشند كه در شكل گيري تفرجگاهها حضور فضاي سبز را غير قابل اجتناب مي كنند.

 

تأثير رواني

فضاي سبز و بويژه رنگ سبز يا تغييرلات فصلي آن داراي اثرات رواني بسيار مؤثري است. ارجار ولريخ در تحقيقي كه در زمينه اثرات رواني درختان و فضاي سبز مي تواند دوره بستري بيماران را كوتاه كند. چنين تأثير رواني البته كاربرد اقتصادي نيز در بردارد. طبق گزارش ولريخ وجود فضاي سبز و درختان دوره نقاهت بيماران را 8 درصد كاهش مي دهد. با دادن چشم اندازي از درختان به بيماران به آساني مي توان سالانه صدها ميليون دلار از هزينه بهداشت عمومي را كاهش داد.

ذخيره انرژي

كاشت صحيح درختان مي تواند بر روي مصرف انرژي در ساختمانها تأثير قابل ملاحظه اي داشته باشد. هزينه گرم كردن يا خنك كردن ساختمانها در صورت كاربرد درخت كاهش مي يابد درختان باعث جذب 9 درصد انرژي خورشيدي در تابستان شده و گرماي داخلي ساختمانها را مي توانند كاهش دهند. آمريكاييها با كاشت درختان در نقاط خاص و استراتژيك در اطراف منازل و ساختمانهاي مسكوني سالانه دو ميليون دلار صرفه جويي مي كنند، و اگر درختان در نقاط مناسبي كاشته شوند كه سايه انداز آنها نقاط معيني از ساختمانها  را بپوشاند اين سود دوبرابر خواهد شد. در اماكن مسكوني كه در مناطق بادگير قرار دارند، كاشت درختان بصورت بادشكن مي توان هزينه گرم كردن ساختمانها را برحسب درجه بادگيري و تراكم بادشكن 4 تا 22 درصد كاهش دهد. علاوه بر اين، اثر تعديلي درختان و فضاي سبز روي دماي شهرها سبب مي شود كه مصرف انرژي لازم براي تبريد و انتشار گازهاي گل خانه اي متصاعد شده از واحدهاي مولد انرژي كاهش يابد. كاهش دما در شهرها در اثر تعريق